توانگری

tavangari

سریال muhtesem yuzyil و داستان خرم "يا همون Hurrem

خواستن شدنه،نمیشه دروغه....... خواستن توانسته...

امروز زني را در سریال "صد سال طلائی" muhtesem yuzyil"در کانل تلویزیونیshow tv شناختم به نام "خرم "يا همون Hurrem

اين دختر مسیحی یا يهودی اصالتاً روسي و از اهالي شبه جزيره كريمه در اكراين به اسم " الكساندرا" بوده.تاتارهاي اكراين اونو در دهشون در حال عبادت در معبدشون به اسارت مي گيرن. تمام خانواده ش رو جلو چشمش به قتل ميرسونن و خودش رو به قصر كريمه مي برن. و از اونجا به قصر سلطان سليم پادشاه عثماني بعنوان هديه و البته همون زمان سلطان سليم ميميره و پسرش سليمان به پادشاهي ميرسه.

 سلطان سليمان قانوني، پسري كه در اروپا به اون لقب"بزرگ "یا(Lawgiver) و در عثماني به اون لقب "قانوني"  ميدن، چون مظهر عدالت و دينانت و انسانيته. سليمان زني داره(البته به رسم سلسله عثماني كه مسلمان و سني بوده اند...هيچ شاه يا شاهزاده اي زني به عقد خود در نميارن!!!و فقط جاريه خود قرار ميدن!!!) و از اون زن پسري به اسم مصطفي كه بعد ها قراره پادشاه بعدي باشه و به دليل شباهت هاش به پدر و تربيت عاليش و محبوبيتش درقصر شكي در اين موضوع نيست. پس بالاترين زن حرمسرا ،مادر مصطفي "ماه دوران" است.

اكساندرا با كتك و زور به حرم سراي سلطان آورده ميشه و به زحمت براي خدمتكاري و يا جاريه سلطان شدن تربيت ميشه... اكساندرا خودش رو مستقل ميدونه و معتقده "مال" كسي نيست،اونهم به زور! ولي در حرمسرا بايد به پادشاه "متعلق " باشه...

وقتي ميشنوه كه اگر سوگولي شاه بشه و پسر بياره، بلندپايه ميشه،فكر انتقام به سرش ميزنه و همون دختر سرکش، سريع براي سلطان تربيت ميشه و با طنازي از بين اونهمه زن حرمسرا، خودش رو به چشم سلطان مياره و اجازه ورود به حرمسراي مخصوص سلطان سليمان و همخوابگي رو پيدا ميكنه و سلطان بهش لقب " خرم" رو ميده و در تاريخ هم "خرم سلطان " شناخته ميشه"خرم سلطان " زني مقتدر،باهوش و شايد زيبا بوده.

داستان به اينجا هم ختم نميشه و اون چنان خودش رو در دل پادشاه جا مي كنه كه در طول 600 سال حكومت عثماني ( بلند ترين حكومت پادشاهي دنيا) تنها زني كه به عقد رسمي (همون النكاح و سنتي خودمون)سلطان در مياد. چهار پسر و يك دختر به شاه ميده. شاهزاده مصطفي و ابراهيم(نزديكترين كس سليمان) رو با نقشه به قتل ميرسونه. مادر مصطفي "ماه دوران" رو به روزي مي اندازه كه سالها در اوج فقر سر قبر پسرش زندگي ميكنه. تنها دخترش رو زن وزير اعظم رستم پاشا ميکنه و رستم با خرم همدست.پس از جنگهاي عثماني با روسيه جلوگيري ميكنه و جنگ عثماني و ايران رو براي راحتي و سود هر چه بيشتر روس حمايت مي كنه و بعد از سليمان،پسر همين زن،بنام"سليم" به پادشاهي ميرسه ...

چطور يك زن مي تونه از خرابه هاي يك ده و از بين اونهمه زن و به جاي خدمتكار شدن و به جاي جاريه شدن و زن پادشاه باشه و مادر پادشاه باشه و 600 سال همتا نداشته باشه! متعلق نباشه و سر خم نكنه وسلطانی رو به خدمت خودش در بياره...اونهم مردي كه متعلقات و قلمرو سرزمينش رو سه برابر كرد؟؟؟

 www.muhtehemyuzyildizisi.blogfa.com  جهت اطلاعات دقیق و مستند تاریخی به این وبلاگ مراجعه نمائید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 16:46  توسط پدرام کاظمی   |