X
تبلیغات
توانگری

توانگری

tavangari

تشکیلات فراماسونری4

 

انجمن جمجمه و استخوان( Skull & Bones):

این انجمن،اخوّتی در دانشگاه «یِیلِ» آمریکاست و بسیاری از رهبران مالی و سیاسی متنفّذ را در شمار اعضای خود دارد. لیست اعضای این انجمن از سال 1833 تا 1985 موجود است. نویسنده ای به نام آنتونی سی ساتون به این لیست دست یافت و قصد داشت از آن در کتابش که تحت عنوان «گروه سرّی آمریکایی؛ مقدمه ای بر گروه جمجمه و استخوان» در سال 1984 منتشر شد استفاده کند، اما به دلایلی از این کار صرف نظر کرد. این لیست در سال 2003 در کتابی با ویرایش کریس میلیگان به صورت ضمیمه منتشر شد. ساتون که مؤلف کتابهای بسیاری دربارۀ ارتباط بانکداران و سرمایه داران با رخدادهای مهم جهان است نشان می دهد که این بانکداران و سرمایه داران آمریکایی از اعضای گروه جمجمه و استخوان بوده اند. کتابهای ذیل از جمله تألیفات این نویسنده است: «وال استریت و انقلاب بلشویکی»، «وال استریت و صعود هیتلر به مسند قدرت»، «خودکشی ملّی؛ کمک نظامی به اتحاد جماهیر شوروی»، «تکنولوژی غرب و توسعۀ اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی 1973-1917».

جرج دبلیو بوش نیز از اعضای این گروه است. هنگامی که تیم راست از شبکۀ تلویزیونی NBC در جریان مبارزات انتخاباتی سال 2004، از بوش در این باره سؤال کرد وی پاسخ داد: «این یک موضوع سرّی است و من نمی توانم دربارۀ آن صحبت کنم». و هنگامی که مجری تلویزیون از وی سؤال کرد: «این پاسخ برای مردم آمریکا چه معنایی دارد؟» وی پاسخی نداد. مجری تلویزیون از جان کری که وی نیز عضو گروه مذکور است پرسید: «شما چه چیز بیشتری می توانید در این باره بگویید؟». وی گفت: «متأسفم، ای کاش می توانستم چیزهایی به شما بگویم که می توانستم آنها را به طور علنی بیان کنم».

جرج بوش، نفر ششم ایستاده در سمت چپ می باشد.

کلوپِ بوهیمیان( Bohemian Grove): بوهیمیان نام باغی است به مساحت 2700 هکتار در شمال کالیفرنیا که در دو هفتۀ پایانیِ ماه جولای پذیرای اعضای کلوپ می باشد. این کلوپ مختصّ مردان است و اعضای آن که حدود دو هزار تن از سیاستمداران، سرمایه داران و برخی شخصیت های علمی و هنری آمریکا و از اعضای جوامع سرّی گوناگون هستند برای تفریح و استراحت در این مکان گرد هم می آیند و در چادرها و کابینها اقامت می کنند. این گردهمایی در واقع یک کمپ پیشاهنگی برای مردان مسنّ است که برای تفریح و زنده کردن خاطرات نوجوانی از یک سو، و تبادل افکار و انجام معاملات بزرگ سیاسی و تجاری از سوی دیگر بر پا می گردد. اعضاء در طول اقامت خود در نوشیدن الکل افراط می کنند و مانند کودکان رفتار کرده و در کنار راه ادرار می کنند... برخی از خدمۀ این گردهمایی ها می گویند که رفتار سخیفی که از اعضای کلوپ در این مکان سر می زند غیر قابل توصیف با کلمات است. شب هنگام، حدود 20 درصد از اعضاء به صورت گروهی درگیر فعالیتهای همجنس گرایانه شده و بقیه نیز کمپ را ترک کرده و به خیل روسپیانی که در خارج از کمپ استقرار یافته اند می پیوندند. در این گردهمایی مناسک شرک آمیزِ "Cremation of Care" نیز انجام می گیرد که عبارت است از آتش زدن تابوت یک مُرده در قربانگاه مجسمۀ بیست متریِ یک جغد که نماد این کلوپ می باشد.

 

دو رئیس جمهوری آیندۀ آمریکا در باغ بوهمیان:

ریچارد نیکسون و رونالد ریگان(23 جولای 1957)

 

 

 

آلیستر کرولی متفکر برجستۀ شیطان پرستی را پدر نامشروع باربارا بوش(مادر جرج بوشِ پسر) می دانند.

 

ایلومیناتی در رأس جوامع مخفی: محفل«ایلومیناتیِ باواریا» ظاهراً در سال 1776 میلادی توسط یک مسیحی پروتستانت به نام آدام وایزهاپت در آلمان تأسیس شد. این محفل ظاهراً با انشعاب از فراماسونری فعالیت خود را بر پایۀ نابودی ادیان و دولتها، الغای مالکیت، و تشکیل حکومت واحد جهانی تحت فرمانروایی یک تن آغاز کرد. ايلوميناتي فراتر از فراماسونري است ونخبه ترین فراماسونها را شامل می گردد. رهبری ایلومیناتی با خاندان یهودیِ روچیلد(راتشیلد) است که از اواخر قرن هجدهم تا به امروز، سلاطین بی تاج و تخت اروپای غربی و آمریکای شمالی اند. فراماسونها که امروز با نزدیک شدن به تحقق اهداف نهایی خود پرده پوشی را به کنار نهاده اند، در کتاب «نماد گمشده» به معرفی محفل ایلومیناتی می پردازند: «...آنها پنهانی، سازمان برادری شان را در عمق ماسونها از نو بنا نهادند؛ نوعی تشکیلات مخفی در درون تشکیلات مخفی دیگر. آنها سپس از ارتباطات جهانی ماسونها استفاده کردند تا نفوذشان را در دنیا گسترش دهند. ایلومیناتی ها در اروپا به قدرت زیادی دست یافتند و آنگاه متوجه آمریکا شدند و حکومتی تشکیل دادند که بخش اعظم اعضای آن فراماسون بودند؛ جرج واشنگتن، بنجامین فرانکلین و... ایلومیناتی ها از این فرصت استفاده کرده و بانکها و دانشگاهها و صنایعی را که هدف غایی آنها را تأمین می کرد بنا نهادند». قهرمان رمانِ دن براون هدف اصلی این تشکیلات را این گونه بیان می کند: «آفرینش یک حکومت جهانی ، نوعی نظام جهانی سکولار و غیر مذهبی... یک نظام جهانی تازه براساس دیدگاههای ایلومیناتی». در کتاب همچنین آمده است: «در اینجا لنگدان به ثروت ایلومیناتی فکر کرد؛ ثروت کهن فراماسونهای باواریایی، سلسلۀ روچیلد، بیلدربرگرها و...».

همین شبکۀ بین المللی بود که از طریق انباشت سرمایۀ تاراج شده در تهاجم استعماری اروپا، به قدرتی بی رقیب بدل شد و در قلب اشرافیت جهانی معاصر جای گرفت. بنیاد روچیلد واپسین نماد اقتدار و ثروت این کانون است. برادران روچیلد در آغاز، در کشورهای گوناگون اروپا به بانکداری و صرّافی پرداخته و ارتباط عمیقی با دربارهای اروپایی داشتند. آنها پس از مدتی، توانستند نبض اقتصاد اروپا را در دست گیرند. دایره المعارف بریتانیکا دربارۀ این خانواده می نویسد: «خاندان روچیلد، مشهورترین سلاطین بانکدار اروپا، در دویست سال اخیر تأثیر فراوانی بر اقتصاد و به طور غیر مستقیم بر تاریخ سیاسی اروپا نهاده اند»-جلد19، ص574، چاپ 1959. انقلاب فرانسه و جنگهای ناپلئون وضعیت روچیلدها را به شدت ارتقا داد. ناتان روچیلد گفت: «ثروتش از زمان ورود به انگلیس تا پایان جنگهای ناپلئونی 2500 برابر شده است». در این زمان بیشتر مبادلات مالی انگلستان با سراسر قارّۀ اروپا از طریق دفاتر بنیاد روچیلد انجام می شد. از همین دوران است که روچیلدها به عنوان پادشاهان یهود شهرت یافتند. به تدریج تا سال 1850، خاندان روچیلد ثروتی اندوختند که از مجموع ثروتهای خاندانهای سلطنتی اروپا بیشتر بود. نام روچیلدها در کنار نام راکفلرهای آمریکایی به عنوان پیشگامان استخراج نفت در خاورمیانه و روسیه شهرت دارد. رویال داچ شل با 14 سهم پس از بریتیش پترولیوم، بزرگترین غارتگر نفت ایران پس از کودتای 28 مرداد بود. دایره المعارف آمریکانا دربارۀ روچیلدها می نویسد: «...آنها در قرن بیستم نیز بر اندوختۀ مالی و صنایع گسترده ای کنترل داشته و یک نیروی اساسی در اقتصاد جهان محسوب می شوند که منافع آن از اروپا تا آسیا امتداد دارد». امروز از بزرگترین شرکتهای بیمه گرفته تا شبکه های راه آهن و حمل و نقل هوایی اروپا و... به روچیلدها تعلق دارد. این بانکداران بین المللی پس از جنگ جهانی اول به طور منظم سرمایه های لازم برای مهاجرت و اسکان یهودیان در فلسطین اشغالی و تشکیل اسرائیل را فراهم نمودند. روچیلدها حتی الامکان در درون خانواده ازدواج کرده و نسل های بعدی را در این امپراتوری مالی- اطلاعاتی پرورش می دهند.

 

 

در جایی دیگر در کتاب «نماد گمشده» پرفسور لنگدان یک اسکناس یک دلاری را به ویتوریا وترا نشان می دهد و دربارۀ فرقۀ ایلومیناتی می گوید: «من زمانی شیفتۀ این فرقه شدم که دریافتم پول رایج آمریکا پوشیده از نمادهای ایلومیناتی است...». جرج اُروِل، نویسندۀ انگلیسی که دارای ارتباطاتی با ایلومیناتی ها بوده است، در کتابش با عنوان «۱۹۸۴»، دربارۀ امپراتوری نامرئی ایلومیناتی می نویسد: «دولتی که در پس دولتهاست و اکنون تعیین سرنوشت زمین را در دست گرفته و چند هزار عضو دارد؛ این افراد کنترل بانک ها، رسانه ها، آموزش و اطلاعات را در سراسر جهان در اختیار داشته و به هیچ دولتی نیز وفادار نیستند».

*جرج اُرول در اثر دیگری به نام «قلعۀ حیوانات» که سبب شهرت جهانی وی گردید، این محفل را به خوکهایی تشبیه می کند که دیگر حیوانات یک مزرعه را که از سختگیری صاحب خود به تنگ آمده بودند، با شعار جذّاب اما توخالیِ «آزادی و برابری» فریفته و آنها را به شورش وا داشته و صاحب مزرعه را فراری دادند. خوکها سپس خود جای صاحب مزرعه را گرفتند و با کمک سگ ها(سیاستمدارانی که امور اجرایی کشورها را در دست دارند و در خدمت این محفل می باشند) دیگر حیوانات مزرعه را مجدداً به بردگی کشیدند...

ترکیب رأس و سطوح بالای هرم ایلومیناتی به صورت ذیل است:
- چشم جهان بین یا چشم شیطان: نهاد راهبری.
- آر. تی (RT) : خانوادۀ راتشیلد. ایلومیناتی ها این خاندان را تجسم خدایان می دانند.
- شورای 13 نفره یا شورای بزرگ کاهنان.
- شورای 33 نفره یا بالاترین رده فراماسونهای جهان که نخبگان کمیتۀ 300 نفره اند(ریاست کمیتۀ 300 با خاندان سلطنتی انگلستان است).

هدف غاییِ سازمان ايلوميناتي تأسيس یک دولت جهاني است، حتی اگر برای تأسیس آن نیاز به جنگ جهاني سومي باشد.

برخی از نهادهاي اجرايي و باشگاه های تعمّق ايلوميناتي عبارتند از:

-صندوق بين المللي پول و بانك جهاني

-کميسيون اروپا كه دولت اتحاديۀ اروپاست و اعضاي آن منتخب مردم نیستند وتحت هيچ كنترل دموكراتيكي قرار ندارد.

- باشگاه رم

- مجمع جهاني اقتصاد(World Economic Forum): معيار پذيرش در این مجمع، سطح قدرت، ثروت و نفوذ كانديدا در زمينۀ اقتصادي، سياست بين المللي، تكنولوژي و يا رسانه است. نشست این مجمع در پايان ماه ژانويۀ هر سال در «داووسِ» سوئيس بر پا می شود.

- شورای روابط خارجی ایالات متحده( CFR- Council on Foreign Relations): ایلومیناتی ها در راستای ایجاد دولت جهانی، «شورای روابط خارجی ایالات متحده» را در سال 1918 تشکیل دادند. این شورا نقش عمده ای در هدایت جنگ جهانی اول، ایجاد «جامعۀ ملل»، هدایت جنگ جهانی دوم، تدوین اهداف جنگی آمریکا، تأسیس سازمان ملل متحد* و جهت گیری کلی و دراز مدت سیاست خارجی آمریکا در چند دهۀ بعد داشته است. این شورا که خود را «نهاد حاکمه» می نامد پس از جنگ اول جهانی به این نتیجه رسید که برای اداره جهان و همچنین ترسیم آیندۀ آن، نیاز به یک سیستم فکری برای طرح ریزیهای استراتژیک دارد. 2500 مرکز مطالعات استراتژیک با بودجه های دولتی از زیرمجموعه های این شورا هستند که هر یک در حوزه های تحقیقاتی گوناگون دربارۀ بخشهای گوناگون دنیا به مطالعه و طرح ریزی مشغولند. در مراکز مطالعات استراتژیک، در مرحلۀ اول تانکهای فکری(think tanks) تولید فکر می کنند. در مرحلۀ دوم، فکر تولید شده در اختیار گروه دیگری قرار می گیرد تا آن را تبدیل به سیستم نمایند. سپس این سیستم از طریق سازمان فراماسونری ضمانت اجرا یافته و به دولتمردان منعکس می گردد. مؤسسۀ اَمریکن اینترپرایز یکی از زیرمجموعه های نهاد حاکمه است که در حوزۀ اقتصاد و سیاست بین الملل مطالعه و تحقیق می کند. بنیاد کارنگی نیز به موضوع حقوق و امنیت ملی و بین المللی می پردازد. به موازات نهاد حاکمه، «باشگاه رم» نیز برای ادارۀ جهان در یکصد سال آینده برنامه ریزی می کند.

*سازمان ملل متحد از بدو تأسیس تحت نفوذ و سلطۀ یهود بوده است. نام 22 یهودی که در شعبۀ دبیرکلّی، 4 یهودی که در شعبۀ اطلاعات، 3 یهودی که در شعبۀ داخلی، 11 یهودی که در سازمان تغذيه و كشاورزى، 8 یهودی که در بانك عمران بين‏المللى،9 یهودی که در صندوق بین المللی پول، 2 یهودی که در سازمان پناهندگان بين‏المللى، 4 یهودی که در سازمان بهداشت جهانى، پست های مدیریت و اجرایی را در اختیار دارند در کتاب «الخطر المحیط بالاسلام» ذکر شده است. این منبع می افزاید: ریاست هيئت مبادلات خارجى و ریاست هيئت تنظيم فرهنگ جهانى یونسکو و نیز ریاست هيئت مربوط به امور داخلى و نیز ریاست شعبۀ استعلامات سازمان تجارت جهانی در اختیار یهودیان است. لازم به ذکر است که ساختمان سازمان ملل متحد در ملک شخصی راکفلرها بنا شده است. راکفلرها زرسالاران یهودی هستند که در پسِ نقابِ پروتستانتیزم مسیحی پنهان شده اند.تفکر جهان وطنیِ یهود عمدتاً از دو طریق سازمان ملل متحد و ایدئولوژی کمونیزم به جهانیان تزریق شد.

200 شرکت چندملیتی، بنیادهای بزرگ، رسانه های جمعی، دانشگاههای برگزیده، سازمانهای خصوصی طرح ریزی سیاست، بانکداران و صاحبان صنایع آمریکا با بیشترین میزان علاقه به امور بین المللی، زیر مجموعه های اصلی این نهاد را تشکیل می دهند. این شورا در حدود پنج هزار عضو دارد که متصدیان پست های کلیدی دولت آمریکا تنها از میان آنان انتخاب می شوند. از بین بردن تدریجی حاکمیت های ملّی در راستای ایجاد دولت جهانی، هدف نهایی این شوراست. دوماهنامۀ «فارین اِفِرز» ارگان رسمیِ این شوراست که زیر نظر دکتر ساموئل هانتینگتون اداره می شود. هر چه در این دوماهنامه نوشته می شود مبنای ساماندهی دنیا قرار می گیرد.

-مؤسسۀ سلطنتی امور بین المللی: سازمانی است هم عرض شورای روابط خارجی آمریکا که نقش این شورا را در اروپا(انگلستان) ایفا می کند.

-گروه بیلدِربِرگ Bilderbergers: ایلومیناتی ها در دهۀ 1950 میلادی، در راستاي تلاش برای تشكيل دولت واحد جهانی، با پیوند نیروهای اروپایی خود به شورای روابط خارجی، نهاد بيلدربرگ را تشکیل دادند. شركت كنندگان در نشستهای سالانۀ بیلدربرگ عمدتاً بانكداران بزرگ، متخصصان امور نظامي، سران رسانه ها و شرکتهای بین المللي بزرگ، و رهبران سياسي اروپا و آمريكاي شمالي هستند. اين نهاد با استفاده از اهرمهايي چون بانك جهاني، صندوق بين المللي پول، سازمان تجارت جهاني...، قيمت نفت و طلاي سال را تعيين کرده و نیز سیاستهایی در جهت منافع بانیانِ خود بر كشورها تحمیل مي كند. (به قول بنجامین دیزرائیلی، نخست وزیر سابق انگلستان: «جهان از سوی شخصیت هایی بسیار متفاوت از آنچه در تصور عموم شکل گرفته است اداره می شود»-سایه های قدرت؛ جیمز پرلاف). بسیاری از افراد خانواده های سلطنتی اروپا از اعضای دائم گروه بیلدربرگ هستند. تعداد اعضای ثابت گروه بیلدربرگ به حدود ۱۳۰ نفر می‌رسد. نشستهاي چهار روزۀ بيلدربرگ در يكي از هتلهاي پنج ستارۀ دنيا و بدون پوشش رسانه ای بر پا مي گردد. اجلاس گروه 8 معمولاً به فاصلۀ کوتاهی پس از نشست بيلدربرگ برگزار می گردد. به اعتراف خبرگزاري بي بي سي، بيلدربرگ هدايتگر سياستهاي بين المللي از پشت درهاي بسته است- منابع: روزنامۀ گاردين، مورخ 10/3/2001 - bilderberg.org.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 14:36  توسط پدرام کاظمی   | 

تشکیلات فراماسونری3

عقاب دو سرِ ماسونهای(order of Malta)

مُهر بزرگ ایالات متحده

ستارۀ پنج پرِ کابالا و شیطان پرستی

 

علامت آنخ (Ankh) – این علامت فراماسونری امروز یکی از نمادهای «فمنیسم» است.

 

برجسته ترین افراد خاندان سلطنتی انگلستان پس از رسیدن به سن 21 سالگی رسماً به عضویت تشکیلات ماسونی انگلستان در می آیند. نخست وزیران انگلیس در 150 سال گذشته، همگی از استادان اعظم فراماسونری بوده اند. کتاب برادری، نوشتۀ استفان نایت که دربارۀ نفوذ فراماسونری در حکومت انگلستان بود توسط دولت این کشور از بازار جمع آوری گشت و نویسنده نیز 18 ماه پس از چاپ کتابش در سن 33 سلگی به قتل رسید.«براساس اسناد سازمان جهاني فراماسونري، چهارده تن از رؤساي جمهوري آمريكا از سال 1799 تا 1966 از جمله جرج واشنگتن و هري ترومن و پادشاهان انگليس، سوئد، آلمان، زمامداران فرانسه و قهرمانان انقلاب كبير آن كشور از قبيل روبسپير و دانتون و... همگي فراماسون بوده اند»- اسناد ساواك به نقل از كتاب «فراموشخانه و فراماسونري در ايران» نوشته اسماعيل رائين درج شده در جلد دوم كتاب «استاد فراماسونري در ايران»- موسسۀ مطالعات و پژوهش هاي سياسي- چاپ اول، 1380.

پنجاه تن از 56 امضاء کنندۀ بیانیۀ استقلال آمریکا (1776 م.) ماسون بوده اند. بیشتر رؤسای جمهور آمریکا عضو جوامع مخفی چون Masonary، Freemasonary، Occult، Theosophical Society، Illuminati و... بوده اند. جرج واشنگتن، اولین رئیس جمهور و بنیانگذار کشور آمریکا مقام ماسون اعظم داشته و معماری آرامگاه وی و همچنین کاخ سفید بر اساس معماری کنیسه های یهودی و لژهای فراماسونری طراحی شده است.

 

مجسمۀ جرج واشنگتن و تصویر Baphomet (ابلیس یا بت بزرگ فراماسونری)

 

 

 

بر اسکناس‌ دلار آمریکا ابلیسکی با هرم ناتمام و چشم جهان بینِ ایلومیناتی نقش شده که در نمادهای ماسونی به معنای این است که: «ما سهم خود را انجام داده‌ایم و با ظهور لوسیفر (ابلیس یا ناجی بزرگ ماسونها) هرم کامل خواهد شد». بر بالای این نماد که مُهر بزرگ نام دارد، به لاتین نوشته شده:”Annuit cœptis” یعنی: «او از اعمال ما راضی است». و در پائین نوشته شده: “Novus ordo seclorum” یعنی: «نظام نوین دنیوی».

 

 

*بنا بر اخبار رسمی، خزانه داری فدرال ایالات متحده سال گذشته اعلام کرد که از تاریخ 21 آوریل 2010، جملۀ “In God We Trust” را از روی اسکناس دلار حذف می کند.

 

جان اف. کندی و ابراهام لینکلن دو رئیس جمهورِ غیر ماسون آمریکا بودند که هر دو ترور شدند. جان اف. کندی پیش از این که هدف سوء قصد قرار گیرد در یک سخنرانی اعلام کرد: «ما در سراسر جهان با کانون توطئه ای بیرحم مواجه هستیم. این کانون بر پایۀ فریب و حرص برای توسعۀ منطقۀ نفوذش استوار است. سیستمی که منابع انسانی و مادی وسیعی را برای ساخت دستگاهی بسیار کارآ و منسجم به زور به خدمت گرفته و عملیات نظامی، جاسوسی، اقتصادی، سیاسی و علمی را با هم ترکیب کرده است. آماده سازی و تدارکاتش پنهانی است نه در معرض دید عموم، و اشتباهاتش دفن می شوند نه تیتر روزنامه ها...». آمرین ترور کندی قتل فجیعی برای وی طراحی نمودند تا درس عبرتی برای رؤسای جمهور بعدی باشد. وی در حالی که با همسر خود در صندلی عقب اتومبیل کروکیِ مخصوص رئیس جمهور نشسته بود و در احاطۀ موتورسوارانِ اسکورت در حال حرکت بود، از بام یک ساختمان از ناحیۀ سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت. معمّای این سوء قصد هرگز حل نشد. تشکیلات فراماسونری بر تربیت و طراحی فکر انسان تأکید ویژه دارد و معماریِ ساختمان در این تشکیلات سه قرن است که جای خود را به معماریِ به اصطلاح «انسان آزاد» داده است. این تشکیلات سازمان یافتۀ بین المللی به مخفی نگاهداشتن ماهیت یهودی خود اهتمام بسیار می ورزد. بخشی از فعالیت این تشکیلات در قالب ایجاد مؤسسات خیریه و کمک رسانی انجام می گیرد.

طرح ایجاد بناهای شیطانی در بقاع مقدس اسلامی: امروز برج ساعتِ ابراج البیت(متعلق به مجموعۀ بن لادن) که شباهت عجیبی به ابلیسکِ ساعت بیگ بن در لندن دارد در حال قد افراشتن در جوار خانۀ کعبه است. این برج با ارتفاع 595 متر در میان دو برج کوتاهترِ دروازه مانند قرار گرفته است. دو ستون دروازه ای شکل بر زمین شطرنجی در مصر باستان در میان ساحران و پس از آن در میان کابالیست‌ها و فراماسونها، دروازۀ ارتباط با جهان ماورائیِ ابلیسی شناخته می شوند. قرار است که ساختمانهای ابراج البیت در روز 21 سپتامبر 2012 که از نظر فراماسونها «روز شیطان» است افتتاح شود(بنابر اعتقاد فراماسونها، نظم نوین دنیوی در ساعت 11:11 صبح روز21 سپتامبر 2012 آغاز خواهد شد. سران فراماسونری تلاش می کنند تا با زمینه‌سازی روانی و تبلیغات گسترده، وقوع حوادثی در ابعاد جهانی را در سال 2012 محتوم و مقدّر معرّفی کنند. هم اینک میلیون‌ها نفر در آمریکا و اروپا با نگرانی به این موعد چشم دوخته‌اند).نماد كهن شیطان در صحرای عرفات 3 اُبلیسک بود که هر ساله توسط میلیون‌ها زائر خانۀ خدا در مناسك «رمی جمرات» سنگ باران می‌شد. حكومت سعودی این سه نماد را برداشته و به جایش دیواری بنا کرده است (در حالی که این امکان وجود داشت که برای ممانعت از مصدومیت احتمالی حاجیان در این مراسم ترتیب دیگری اتخاذ شود) نماد ابلیسك در حالی از مناسك حج حذف می‌شود كه سِر نورمن فاستر، معمار انگلیسی و ماسون بلندپایه كه پروژۀ بازسازی مكه در دست اوست، در سراسر جهان نمادهای ابلیسك یا هرم‌های ایلومیناتی بر پا می‌كند. با اتمام پروژۀ ابراج البیت، در واقع رمی و سنگباران معکوس از فراز مسجد آغاز شده و سنگهای پنهانی یا امواج منفی شیطانی، روح و روان حجّاج طواف کننده را هدف تیرهای زهراگین خواهد ساخت. وجود نمادهای شیطانیِ مرتفع به طور طبیعی امواج و تشعشعات روحانی و معنوی مسجدالحرام را تضعیف خواهند نمود (ساخت این نمادهای شیطانی در جوار کعبه که مسلمانان از گوشه و کنار جهان به سوی آن نماز می خوانند در حالی است که وهابیون در حال تخریب تمامی آثار و نمادهای اسلامی به عنوان مظاهر شرک و بت پرستی هستند. لطفاً عنوان «جنایات وهابیت» در بخش «وهابیت» را مطالعه فرمایید). مسجدالاقصی یکی دیگر از کانونهای انرژی زمین می باشد که فراماسونها قصد تصرف و تخریب آن را دارند تا به جای آن معبدی برای انجام مناسکشان بنا کنند.

 

 

امروزه کارگزاران بیشتر کشورها، هشتاد درصد برندگان جایزۀ صلح نوبل و بسیاری از هنرمندان مشهور فراماسون هستند. هدایت بسیاری از دانشگاههای بزرگ دنیا نیز با فراماسونهاست. برخی از سران دولتهای عرب حوزۀ خلیج فارس و مقامات لشگری و کشوریِ ترکیه از اعضای این تشکیلات هستند. در ترکیه، لژها و مجلّات ماسونی همچون «معمار سینان» فعالیت علنی دارند. فراماسونهای عراقی نیز در ماه مه 2007 اولین لژ خود را تأسیس کردند. گفته می شود که بین چهار تا شش میلیون برادر فراماسون در یکصد هزار لژ در سراسر دنیا در حال فعالیت اند.

برخی از نمادهای فراماسونری(نماد وسط از ردیف اول، نماد فراماسونهای Order of the Bath می باشد که در تصویر بالا بر گردن ملک فهد است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 14:34  توسط پدرام کاظمی   | 

تشکیلات فراماسونری2

تصویر دوم از سمت راست، ابلیسک شهر واشنگتن، و تصویر اول از سمت چپ، یکی از جمراتی بود که حاجیان بدان سنگ می زدند و حکومت سعودی آن را تخریب و به جایش دیواری بنا کرده است.

 

ابلسیک نماد ابلیس و سمبل آلت تناسلی یکی از شیاطین اساطیری است که در مصر باستان مظهر زایندگی و باروری قلمداد می شد و در فراماسونری مظهر لذت و حیات بوده و دارای تقدّس است!

علامت پرگار و گونیا و زمین شطرنجی نیز از نمادهای فراماسونری است. یکی از دیگر نمادهای اصلیِ فراماسونری «هرم» است که در معماری برخی از بناها در غرب مورد استفاده قرار می گیرد و متأسفانه در معماری کشورهای اسلامی نیز وارد شده است(روند استفاده از هرم در معماری ساختمانها در شهرهای کشور رو به فزونی است. سازندگان این بناها دانسته یا نادانسته نماد شیطان بر پا می کنند). هرم می تواند بخشی از انرژی کیهانی را جذب کند. بر روی زمین نیز خطوطی از انرژی وجود دارد. هنگامی که دو خط انرژی یکدیگر را قطع کنند، این انرژی با حرکتی دورانی در جهت عقربه های ساعت جریان می یابد.

 

هتل لاکسور واقع در شهر لاس وگاس(ایالت نوادای آمریکا)

مرکز خرید وافی،دوبی(امارات متحدۀ عربی)

 

بنای یادبود ماسونی در شهر ایلات اسرائیل

ساخت هرم و یا گنبد بر روی تقاطع این خطوط انرژی شرایط خاصی برای انتقال به بُعد فرا مادّی فراهم می سازد که می توان از آن برای ارتقای روحانی و یا ارتباط با شیاطین استفاده نمود. فراماسونها برای انجام مناسک خود و رتبه بندی های ماسونی، شب هنگام در این مکانها گرد می آیند. از جمله مناسک فراماسونها و دیگر شیطان پرستان در این گردهمایی ها انجام «قربانی» است که معمولاً کودکان برای آن انتخاب می شوند. ابلیس که بنا بر شهادت قرآن جاویدان، به عزّت خداوند سوگند خورده است که بشریت را گمراه نماید، و نیز بنا بر شهادت قرآن، به اولیای خویش وحی و الهام می نماید، خود در لژهای فراماسونری حضور می یابد. آنچه کابالیستهای یهودی کهن پی ریختند و اخلاف ایشان نسل اندر نسل در جهت گسترش آن کوشیدند امروز به صورت سیطرۀ تشکیلات فراماسونری و نظام حاکمیت ابلیس بر زمین درآمده است. قرآن تصریح می کند که کید ابلیس ضعیف است، اما علت دست یابی او به چنین سطحی از قدرت در زمین این است که عده ای از انسانها نیروی فکر و اراده و همچنین کالبد خود را در اختیار او قرار داده اند. فراماسونها ابزار ابلیس برای گسترش شرّ و فساد و گمراهی در زمینند و در ازای ارائۀ این خدمات، از کمکهای وی در جهت گسترش قدرت و افزایش ثروتشان بهره مند می گردند. برای اطلاع بیشتر تماشای مستند «ظهور» را به خوانندگان محترم توصیه می کنیم: arrivals.mouood.org.www

 

مراسم قربانی در برابر شیطان

 

*لازم به ذکر است که خانۀ «کعبه» محل عبور بیشترین تعداد خطوط انرژی است که آن را به پر انرژی ترین نقطۀ روی زمین تبدیل کرده است. اما جالب است که حرکت انرژی کعبه در جهت عکس عقربه های ساعت می باشد یعنی همان جهتی که مسلمانان به دور آن طواف می کنند. آنچه که روح انسان را در طبیعت محدود کرده است محدودیتهای زمان و مکان است. گردش به دور کعبه در جهت این انرژی روح را تعالی داده و آن را قادر می سازد تا از بعد مکان و زمان فراتر رود. احساسی که به فرد در طواف کعبه دست می دهد منحصر به فرد است و می تواند وی را برای همیشه تغییر دهد.

 

اعداد نه، یازده، سیزده، و سی و سه اعداد مقدس ماسونها هستند. فراماسونها در بسیاری از نماد های خود، تعداد اجزاء را 13 قرار می دهند(مانند تعداد ردیفهای سطح هرم ایلومیناتی بر اسکناس دلار آمریکا و...).

اعضاي فراماسونري در سه رتبۀ اوليه از سي و سه سطح سلسله مراتب قرار دارند. ماسونی که به درجۀ 33 می رسد، قدرت زیادی داشته و ماسون اعظم نامیده می شود. وی بالاترین مقام لژ را در اختیار دارد. اعضای جدید غالباً به اغواي ثروت و قدرت، نسبت به ورود به تشکیلات تمايل نشان مي‌دهند. در اين سطح، اعضاء تنها تصوّر می کنند که فراماسونری يك باشگاه اجتماعي مخفيِ مبتني بر اخلاقيات شهسواري است. عضو جدید چشم بسته به محل تشکیل جلسات برده می شود، و هنگامی که وی چشم می گشاید با افرادی روبرو می شود که با چهره های پوشیده با وی سخن می گویند. فردی که به جامعۀ برادران فراماسون بپیوندد سوگندنامه ای را امضا می کند که بر اساس آن باید با رازداری و وفاداری کامل خود را وقف اهداف انجمن سازد. در صورت افشای اسرار سازمان، عضو خاطی به شدیدترین نوع مجازاتها محکوم می گردد، اما با این حال بسیاری از این تشکیلات خارج شده و اسراری از آن را برملا کرده اند. سناريوي كلي انجمن در اختيار هيچ كس نهاده نمي‌شود، فقط تكه‌هايي از آنچه كه به نظر مي‌آيد تصويري از طرحي فوق‌العاده مهم باشد به آنها داده مي‌شود. هر چه درجۀ عضو جدید در تشکیلات ارتقاء می یابد، درهاي بيشتري از لحاظ شغل و جايگاه اجتماعي به روي او گشوده مي‌شود. برای صعود به درجات بالاتر، فرد باید آموزشهای لازم را دیده و مراتب سرسپردگی را به طور کامل ثابت کرده باشد. فراماسونری با استفاده از ابزارهای تطمیع و تهدید و محاصرۀ ذهنی و... از افراد عادی، اشخاصی سرسپرده و مطیع می سازد که فارغ از منطق، همۀ روابط عاطفی و اخلاقی و خانوادگی را نفی می کنند. فراماسونها در مراسم خویش از وسایل و ابزاری چون گونیا و چکش و پرگار و پیش بند و... استفاده می کنند که برای هر یک معانی و مفاهیم خاصی وضع کرده اند. رعایت این همه آداب و رسوم برای رشد روحیۀ اطاعت و ایمان به تشکیلات است. در رأس هرم انجمن، گروهي از افراد منتخب قرار دارند كه از دستور كار كامل سازمان مطلّع هستند. اين گروه نخبۀ برخوردار از امتيازات خاص تحت عنوان «ایلومیناتی ها» شناخته مي‌شوند. تساهل وتسامح (تلورانس) از اصول مبناییِ فراماسونری است. لژهای فراماسونری تلاش می کنند تا با تبلیغ مدارای اعتقادی، جوامع گوناگون را از نظر عقیدتی متزلزل کرده و بدین ترتیب موانع نفوذ را از سر راه خود بردارند. فراماسونها علائم خاصی چون نحوۀ لباس پوشیدن، صحبت کردن، دست دادن و... برای خود وضع می کنند تا اعضای لژهای گوناگون از این طریق یکدیگر را در مجامع عمومی شناسایی کنند. فراماسونهای رده های بالاتر، رده پائینی ها را می شناسند، اما رده پائینی ها، رده بالایی ها را نمی شناسند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 14:33  توسط پدرام کاظمی   | 

تشکیلات فراماسونری1

تشکیلات فراماسونری

یهود و جوامع مخفی  

سازمان فراماسونری: معماران و سنگتراشانی که در قرون گذشته در اروپا کلیساها و کاخهای باشکوه و مستحکم را بنا می کردند عمدتاً یهودی بودند. تقاضای زیاد برای ساخت این بناها سبب شد که این معماران به تدریج دارای آزادی عمل و نفوذ فراوان شوند. آنان در قرن سیزدهم میلادی برای خود اتحادیه ای تحت عنوان «معماران آزاد» (Freemasonary) تشکیل دادند. آنها برای حفظ اسرار حرفه ای خود، جوانانشان را در مکانهای مخفی به نام «لژ» آموزش می دادند. به تدریج بخشی از اشراف، روشنفکران و بورژواها نیز به این اتحادیه پیوستند. از قرن پانزدهم به بعد، بورژواهای یهودی از سراسر اروپا در لندن گرد آمده و این اتحادیه را تحت اختیار گرفته و آن را از شکل اتحادیۀ معماران ساختمان خارج ساختند. بوژوازی یهود از طریق این اتحادیه با نفوذ بر دولتمردان و اعضای پارلمانهای اروپا و تصویب قوانین به نفع خود به تدریج بر ثروت و قدرت خود افزود تا این که در سال 1717 میلادی، فردی به نام جان تئوفیل دزاگولیه اولین لژ بزرگ فراماسونری(نوین) را در لندن تأسیس نمود. وی به همراه جیمز اندرسون، قانون اساسی ماسونیه را نیز تدوین نمود. این دو نخستین کسانی بودند که به انجمن ماسونی، ماهیت فرهنگی – سیاسی بخشیدند. پس از آن، طی مدت 60 الی 70 سال تمام پایتخت های اروپایی دارای لژهای فراماسونی شدند که همه تابع لندن بودند. این تشکیلات در تحقق انقلابهای اومانیستی و سکولار فرانسه و انگلستان نقش کلیدی داشت. این تشکیلات در سال 1789 در فرانسه انقلاب کرد. در قرن سیزدهم، ادوارد پادشاه انگلستان همۀ یهودیان را از این کشور اخراج کرد اما در اواسط قرن هفدهم الیور کراموِل که یک پروتستان فراماسون بود، پس از گردن زدن شاه و ملکه و تعطیل کردن مجلس و به دست گرفتن نیروی نظامی، ادارۀ امور کلی انگلستان را به یهودیان سپرد. با فعالیت هدفمند این تشکیلات، در ایران و عثمانی و روسیه در مدت دو سال، سه انقلاب رخ داد که در ایران و عثمانی مشروطیت پذیرفته شده که زمینه ساز تغییرات بعدی در این کشورها گردید. سه انقلاب مهم در بیست سال آخر قرن هجدهم(انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی انگلستان و انقلاب استقلال آمریکا) کاملاً تحت نظر فراماسونری طرح ریزی و اجرا گردید و حاکمیت یهود را بر این کشورها تثبیت نمود.

دستگاه فراماسونری در این دوره رونق سیاسی بسیاری یافت و پادشاهان و سیاستمداران فراوانی به عضویت آن در آمدند. تشکیلات فراماسونری سپس لژهای خود را به سراسر آمریکا، آسیا و کشورهای اسلامی گسترش داد. لژهای فراماسونری در کشورهای ایران، مصر و ترکیه وسیله ای برای پیشبرد سیاستهای استعماری در این کشورها شد. علاقمندان می توانند برای اطلاع بیشتر، به کتاب «زرسالاران یهودی و فارس» اثر عبدالله شهبازی، که در تألیف آن تنها از منابع دانشگاهی و مؤسسات تحقیقاتی استفاده شده است مراجعه نمایند. حوزه های وسیع فراماسونری در ایرلند و هندوستان به وجود آمد و فعالیت خود را گسترش داد به طوری که در مدت چهل سال، در تمام شهرهای معروف هند استعمارزده لژهایی تأسیس شد. این تشکیلات که هستۀ مرکزی آن کاملاً یهودی است در تمامی تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ اروپا در 300 سال گذشته نقش بسیار مؤثری داشته است.

«سازمان فراماسونری به عنوان پدیده ای نوظهور، ابزاری مؤثر در دست نظام بورژوازی بود كه از آن در مقابل نظام سنّتي فئوداليته كه با همدستي كليسا بر تمامي اركان جامعۀ اروپا سلطه يافته بود استفاده مي‌كرد. فراماسونري با طرح انديشه‌هاي خود قصد بر هم زدن ساختارهاي جامعه را داشت... فراماسونري به عنوان يك تشكيلات منظم و پيچيده، به طور كامل در خدمت مقاصد و اهداف دين يهود و دقيقاً هم سو و هم جهت با مطامع صهيونيزم حركت مي‌كرد. ژرژ لاميلن در كتاب «اسرار سازمان مخفي يهود» بخشی از پروتکل چهارم صهیونیزم را یادآور می شود: ما در مقابل خود نقشه اي داريم كه روي آن مسيري تعيين شده است... چه كسي مي تواند يك قدرت مخفي را از بين ببرد؟ اين قدرت مخفي، قدرت ماست. فراماسونري فقط به منظور مخفي نگاهداشتن نقشه هاي ماست و شعاع و طرز اجراي اين قدرت مخفي و محل اجرای آن براي هميشه بر ملّت ها پوشيده است... با اين وسيله ما به مقاصدي نائل مي شويم كه مستقيماً وصول به آنها امكان پذير نيست و اين سياست، اساس فراماسونري ما را تشكيل مي دهد كه ديگران به آن پي نبرده اند. اسماعيل رائين، مؤلف كتاب فراموشخانه و فراماسونري مي‌نويسد: صهيونيزم ايدئولوژي حاكم بر تمامیِ لژهاي جهان است. لذا صهيونيزم بين‌المللي با فراماسونري بين‌المللي يكي گرديده و از آن به منزلۀ بازوي سياسي و فرهنگي استفاده مي‌کند»- از مقالۀ «پایگاههای نفوذ صهیونیزم در ایران عصر پهلوی»؛ لالۀ فرزین فر(باتلخیص-برگرفته از نرم افزار «پژوهۀ شیطان»؛ محصول گروه پژوهشی هنری حنیف- لطفاً برای اطلاع از دیگر منابع مورد استفادۀ مقاله به منبع مذکور مراجعه فرمایید).

تشکیلات فراماسونری به عنوان یک نظام سایه، سلطۀ یهود بر تمدن غرب را نهادینه کرد و از این روست که ایدئولوژی صهیونیزم، ایدئولوژی اصلی غرب محسوب شده و تمامی توان و امکانات اقتصادی، سیاسی و نظامی غرب در حمایت از آن به کار گرفته می شود. سازمان فراماسونری کشورهای غربی را به طور یکپارچه در حوزۀ تمدّنی غرب نگاه داشته است. این نظامِ سایه، بلوک غرب را از طریق محافلی چون «کمیتۀ 300» هدایت می کند. دو هدف اصلی و اعلام شدۀ تشکیلات فراماسونری، «تحت سلطه کشیدن دولتها» و «نابودی دین و اخلاق در جامعۀ بشری» است.

کابالا؛ ریشۀ اصلی فراماسونری: پس از درگذشت حضرت موسی(ع) گروهی از کافران بنی اسرائیل که فلسفۀ مادیگرای مصر باستان را پذیرفته بودند، با امتزاج عقاید الحادی و رسوم مصریان با عقاید الحادی ملل مجاور، کابالا یا به اصطلاح تصوّف یهودی را پایه گذاری کردند که بر پایة سحر و تسخیر جنّ استوار بود. حضرت سلیمان(ع) در دورۀ حکومت خویش دستور توقیف نوشته ها و وسایل جادوگریِ ساحران و کاهنان بنی اسرائیل را صادر کرده و این وسائل را زیر تخت خود دفن نمود و ساحران را در صورت ادامۀ کار تهدید به مرگ نمود. پس از وفات حضرت سلیمان(ع) ساحران بنی اسرائیل وی را به جادوگری متهم ساخته و ادعا کردند که رمز حکومت مقتدرانۀ سلیمان بر جنّ و انس استفاده از سحر و جادو بوده است. قرآن جاویدان در آیۀ 102 سورۀ بقره حضرت سلیمان(ع) را از این اتهام مبرّا می سازد: «و پیروی کردند از آنچه شیاطین در عهد فرمانرواییِ سلیمان می خواندند، و سلیمان کافر نبود اما شیاطین کافر بودند که به مردم سحر می آموختند و نیز آنچه که بر آن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شد در حالی که آن دو به هر کس که سحر می آموختند می گفتند: کار ما فتنه است، مباد کافر شوی*. و مردم از آن دو جادوهایی می آموختند که می توانستند بدان میان زن و شوی جدایی افکنند و آنان جز به اذن خدا نمی توانستند به کسی زیانی برسانند، و آنچه مردم می آموختند به آنها زیان می رسانید نه سود، و خود می دانستند که خریداران آن جادو را در آخرت بهره ای نیست. خود را به بد چیزی فروختند اگر می دانستند».

*سحر در بابِل رواج فراوان داشت و موجبات گرفتاری مردم را فراهم آورده بود. این دو فرشته مأموریت یافته بودند که طریقۀ ابطال سحر را به مردم بیاموزند. ساحران با امداد شیاطین جنّ قادر به انجام بعضی از امور خارق العاده(به ویژه غیبگویی) می گردند. از لوازم اصلی بهره مندی از این امدادها، آزار رسانی به هر موجود ذی روح و نیز اهانت آشکار یا پنهان به مقدسّات الهی است. متأسفانه امروز سحر در جوامع شرق و غرب رواج فراوان یافته و فجایع فراوانی می آفریند.

جادوگران و کاهنان معابد به ترویج کابالا ادامه دادند. پس از اشغال قدس توسط صلیبیان، عده ای از شوالیه های اروپایی مأمور نگهبانی از معابد به ویژه معبد سلیمان شدند که به شوالیه های معبد معروف شدند. این شوالیه ها به ادوات و نوشته های ساحران بنی اسرائیل که در معبد مدفون بود دست یافته و تعالیم کابالا را نیز از یهود آموختند. بعد از باز پس گیری بیت المقدس توسط مسلمانان، صلیبیان و شوالیه های معبد با میراث کابالا به اروپا گریختند و بدین ترتیب تعالیم کابالا توسط این شوالیه ها به اروپا راه یافت. به دلیل تضاد این تعلیمات شیطانی با تعالیم کلیسا، واتیکان شوالیه های معبد را به جرم همجنس بازی، بت پرستی و جادوگری مورد پیگرد قرار داده و بسیاری از آنها را اعدام نمود. شوالیه ها به اسکاتلند مهاجرت کرده و یک انجمن مخفی تشکیل دادند که بعدها با نام لژ وال بیلدرز یا لژ کهن اسکاتلند به یکی از مهمترین لژهای فراماسونریِ اروپا تبدیل شد. به نوشتۀ كريستوفر نايت و رابرت لوماسِ فراماسون در کتاب «كليد حيرام»، فراماسونري استمرار شواليه هاي معبد است. دن براون در «رمز داوینچی» نیز به این واقعیت اشاره می کند.

با تضعیف نقش و قدرت مذهب در قرن هجدهم، فراماسونها فعالیت رسمی خود را آغاز کرده و به تدریج با توسعۀ پروتستانتیزم در اروپا، لژهای زیادی در سراسر اروپا بر پا کردند. فراماسونری کاملاً بر پایۀ تعالیم کابالاست. خاخامهای یهودی اعتراف می کنند که در مناسک فراماسونری آموزه های کابالا به وضوح دیده می شود.در «نشریۀ یهود» منتشره در سال 1861 در لندن آمده است: «اساس کار مجامع ماسونی اروپا بر پایۀ اعتقادات یهود می باشد». در دایره المعارف فراماسونی(1906-فیلادلفیا) نیز آمده است: «لازم است هر محفلی، رمزی از یکی از معابد یهود باشد و نیز هر یک از رهبران ماسونی، نمایندۀ پادشاهی از پادشاهان یهود، و هر فرد ماسونی، مَثَل اعلای یک کارگزار یهود».

 

برخی از اصول ماسونیزم :[10]

« عقاید، رمزها و اشارات ما به لغت مصرىِ فرعونى است كه از بنى اسرائیل به ما به میراث رسیده است».[11]

«حزب ماسونی نباید به یک یا دو دولت اکتفا کند بلکه باید تمام دولتهای جهان را تحت سلطه کشد و برای رسیدن به این هدف نخست لازم است که دین و علمای حقیقی دین را که یگانه دشمن ما هستند نابود کنیم».[12]

«برادران عزیز، ما باید تا می توانیم قانون جعل کنیم تا مجالی برای قوانین و دستورات دینی باقی نماند زیرا آن حاکمیت که علمای دین داشتند رو به زوال، بلکه فعلاً زائل شده است و یگانه هدف ما این است که کار دین را یکسره کنیم».[13]

«به زودی ماسونیزم جای ادیان را گرفته و معابد آنها مبدّل به محافل ماسونی خواهد شد».

«این وظیفۀ ماست که ایدۀ آزادی مذهب را در اذهان مردم بگنجانیم».

«افراد این حزب نباید به هیچ دینی معتقد باشند».[14]

«هدف ما این است که دولتهایی بر پایۀ انکار خدا تأسیس کنیم».[15]

«هدف ما این است که یك جمهوری لامذهبِ جهانی بر پا سازیم».[16]

«یک ماسون می تواند وطن پرست شود ولی به شرط آن که قبل از هر چیز پای بند مقرّرات حزب ماسونی باشد».

«مانعی ندارد افراد این حزب کارمند دولت یا وکیل مجلس یا رئیس جمهور شوند، به شرط آن که بدون مشورت با مجلس ماسونی کاری انجام نداده و از هدف حزب دور نشوند».[17]

«هرگاه یک ماسونیست زمامدار مملکتی شود، باید بقیۀ افراد حزب را هم با خود شرکت داده و آنان را نیز به مقامات عالیه برساند».[18]

«حزب ماسونى در چندین سال اخیر نقش مهمّى در سیاست اروپا داشته است».[19]

«کنفرانسهای ماسونی تمامی قوانین سیاسی و اجتماعی را وضع می کنند».[20]

«افراد حزب ماسونى اكثریّت دستگاه حاكمۀ فرانسه را تشكیل مى‏دهند».[21]

«برای بر هم زدن تشکیلات خانواده لازم است به اصول اخلاقی لگد زده، یک نسل کاملاً بی دین، بی ناموس و بی اخلاق تربیت کنیم. البته این کار در نظر اول مشکل به نظر می رسد ولی چون میل به شهوات و لاابالی گری فطرت طبیعی بشر است، از این جهت شاید چندان هم مشکل نباشد».

«طبیعت انسان میل زیادی به محرّمات و شهوت رانی دارد. این وظیفۀ ماست که درجۀ حرارت شهوات را بالا ببریم تا یک مرتبه شعله ور شده و به تمام مقدّسات خود کافر گردد...تنها از این راه می توان افراد را برای ورود به حزب آماده کرد».[22]

«و بر شما باد که آنها را از تشکیل خانواده باز دارید وگرنه همۀ طرح ها نقش بر آب خواهد بود».

«بزرگان و سالخوردگان را کنار بگذارید و نسل جوان را دریابید. سعی کنید جوانان و خردسالان را به مجالس خود جلب کنید تا تعالیم حزب را در کودکی بیاموزند. انطباعاتِ دوران کودکی هرگز فراموش نمی شود و ما باید افکار خود را در آن دوران به افراد تزریق نموده و آنها را به دور از دین تربیت نماییم».[23]

اعتقادات و نمادهای فراماسونری: مايكل هاوارد، مورخ آمريكايي مي‌نويسد: «چرا مسيحيت منتقد فراماسونري است؟ پاسخ اين سؤال در اسرار(الحادی) فراماسونري نهفته است. اگر اين اسرار در دسترس عموم قرار گيرد براي كساني كه از فلسفة آن مطلع نيستند قابل درك نخواهد بود. در حقيقت احتمال اين كه بسياري از اعضاي لژها نيز معناي این اسرار را درك كنند پائين است. در ميان كساني كه به درجات بالاي سازمان رسيده‌اند، ماسون‌هايي وجود دارند كه خود را وارثان سنت كهن و متعلق به دوران پيش از ميلاد مي‌دانند كه از اعصار پيشين به تواتر به آنها منتقل شده است. ماسون‌هاي عالي‌رتبه دانش خاص خود را از ساير اعضا مخفي نگه مي‌دارند». ماسون اعظم، نكدت اجران مي‌نويسد: «بعضي ماسون‌ها گمان مي‌كنند فراماسونري نوعي سازمان نيمه‌مذهبي ـ نيمه‌خيريه است كه در آن مي‌توانند ارتباطات اجتماعي پسنديده داشته باشند و لذت ببرند. عده‌اي ديگر فكر مي‌كنند هدف فراماسونري اين است كه از انسان‌هاي خوب انسانهای بهتری بسازد. باز عده‌اي گمان مي‌كنند فراماسونري محل شخصيت‌سازي است. به طور خلاصه كساني كه با نحوۀ خواندن و نوشتن زبان خاص ما آشنا نيستند، معناي نمادها و تماثيل را به اين شكل درك مي‌كنند».

بخشی از عقاید رسمیِ ماسون ها عبارتند از: اعتقاد به نوربخش بودن شیطان(Lucifer)و بزرگداشت او و نمادهای شیطانی، بزرگداشت الهه های ملل باستان، مانند ایزس، لات، بعل، و ...، احترام به عقاید مشرکان جاهلیت (Paganism)و عمل به آداب و رسوم مصر باستان، اعتقاد به ماتریالیزم(ماده گرایی)، و عدم اعتقاد به روح و متافیزیک.

فراماسونها سابق بر این وجود خالق هستی را به کلّی انکار می کردند، اما امروزه که با پیشرفت علم و مکشوف شدن گوشه ای از اسرار شگفت انگیز کائنات، عقل بشری به درجه ای از کمال رسیده است که از انکار بدیهیات دست کشد، فراماسونها ناگزیر ابراز می دارند که مانند ادیان آسمانی به یک وجود برتر اعتقاد دارند که نام آن را«معمار بزرگ کائنات»[24] یا «وجود اعلی»[25]نهاده اند که البته از نظر ایشان، این وجود همان «تعادل موجود در عالم خلقت» و یا «انرژی ایجاد کنندۀ تعادل عالم خلقت» است: «ثابت گردیده است که خداوندی که همه چیز را به وجود آورده و کائنات را احاطه نموده، همان انرژی است!».[26]«شما بنا به میل و اراده تان، روح و هوشتان یا بر اساس درک و ایمانتان می توانید خدا را با نام های طبیعت، قدر، قدرت یا قانون بخوانید!».[27]

این تشکیلات برای تضمین بقای اعتقاد اصلیِ خود مبنی بر انکار وجود آفریدگار در دورۀ معاصر که علم راهی تردیدناپذیر به سوی خالق هستی گشوده است، از راهی جدید و خطرناک وارد شده و با تبلیغات وسیع پیرامونِ اصالت و قدرت برترِ انرژی و نیز ذهن، این عقیدۀ انحرافی را جایگزین اعتقاد به خالق کائنات کرده و با الفاظ فریبنده و بی محتوا به اغوای جوانان سرتاسر جهان مشغول است. در اظهار نظرهای ماسونها، از ابتدا هر امر مرتبط با خدا و مذهب نفی گردیده است:

«اعتقاد به بقای روح، فرو رفتن در اوهام و تخیلات است».[28]

«قبول امر حیات انسان پس از مرگ توسط مرام ماسونی که مرامی خردگرا و پوزیتیویست است، امکان پذیر نمی باشد».[29]

در یکی از آخرین آثار پر فروش فراماسونری به نام «نماد گمشده» ( اثر جدیدِ نویسندۀ «کد داوینچی»)، از ابتدا تا انتها به ترتیب چنین عباراتی به چشم می خورد: تمرکز ذهن قابلیت تغییر جرم مادی را دارد- افکار ما می تواند تا ذرّات بنیادی رسوخ کند- ذهن واقعاً قادر به دگرگونی جهان مادی است- دانش صحیح بشر را قادر به انجام کارهایی شگفت انگیز و خداگونه می کند- ما صاحب کائنات هستیم!- وحدت با کائنات!- تو خودت خدا هستی!- زندگی پس از مرگ ساخته و پرداختۀ ذهن بشر است!- اگر اجدادمان امروز ما را می دیدند به طور قطع تصوّر می کردند ما از خدایان هستیم!- از خداوند در کتاب مقدس به صورت جمع یاد شده، زیرا اذهان بشر جمع است!

 

 

فراماسونها به یاری امکانات وسیع رسانه ای خود حتی تئوری های علمی را نیز مصادره کرده آنها را در راستای القای این معانیِ انحرافی به مخاطب به کار می گیرند. به عنوان نمونه، تئوری استرینگ(ارتعاش) در فیزیک جدید، در کتاب و فیلم «راز» که سالهاست پیرامون آن تبلیغ می شود چنین معرفی می گردد:

چگونه هستی را با قصد و نیت كنترل كنیم؟!- تئوری استرینگ راهی است برای توصیف تمامی نیروها و همۀ ماده ها، از اتم گرفته تا كرۀ زمین و تا آخر كهكشانها، از تولد زمان تا آخرین ثانیۀ هستی، از ازل تا ابد در یك تئوری واحد؛ یك تئوری برای همه چیز! - تصور كنید كه ما می توانستیم فضا یا زمان را كنترل كنیم- از آنجایی كه تمامی هستی انرژی است و انرژی هستی هیچ وقت از بین نمی رود و می دانیم كه این انرژی به راحتی قابل به دست آوردن است، پس در این صورت ما هر آنچه را كه در دنیا بخواهیم می توانیم از طریق این تئوری ساده به دست آوریم-این رؤیایی است كه ذهن باهوش ترین دانشمندان را از زمان انیشتین شیفته خود ساخته است و اكنون دانشمندان آن را یافته اند. آنان به این نتیجه شگفت انگیز رسیده اند كه دنیایی كه در آن زندگی می كنیم، تنها دنیای موجود در هستی نیست (فراماسونری که تا چند دهه پیش متافیزیک را به کلی انکار می کرد امروز تازه به این نتیجه رسیده است!). این موضوع حدود یكصد سال علم را در تاریكی فرو برده بود؛ این كه ممكن است دنیاهای مخفی مرموزی ورای حواس انسانی وجود داشته باشد. عارفان پیش تر ادعا كرده بودند كه چنین مکانهایی وجود دارند، آنها گفته بودند كه این دنیاها پر از ارواح و اشباح هستند! و امروز در قرن بیست و یکم آن چیزی كه علم پیشرفته می خواهد این است كه این خرافات را از لحاظ علمی اثبات كرده و معنا دار سازد!*– مصاحبۀ لَری کینگ، مجری شبکۀ تلویزیونی سی.اِن.اِن با آنتونی رابینز، نابغۀ قرن و یکی از بزرگترین روانشناسان جهان پیرامون قانون جذب و راز**.

*حال که دیگر نمی توانند منکر متافیزیک شوند نام آن را خرافات نهاده اند! معنادار ساختنِ آن نیز یعنی تصرف آن و ارائۀ تحریف شدۀ آن به مردم در راستای انحراف آنان از فطرت خداپرستی. خرافه معرفی نمودنِ دین یکی از راهبردهای فراماسونری است. فراماسونها و عوامل ایشان سعی می کنند واژه های «ادیان» و «خرافات» را به صورت توأم به کار ببرند. این راهبرد چندی است که به صورت هماهنگ از رسانه های فارسی زبان از لس انجلس تا لندن به کار گرفته شده است.

فراماسونری و صهیونیزم امکانات وسیع رسانه ای خود را به طور سیستماتیک در خدمت ترویج این تئوری ها برای انحراف بشریت از فطرت خداپرستی به کار گرفته اند و متأسفانه عدۀ بسیاری از مردم جهان از روی ناآگاهی با ایشان همکاری کرده و برای این محصولات تبلیغ می کنند.

نمادهای فراماسونری: فراماسونها به شدت نمادگرا هستند. نمادها در اثر تکرار، به صورت ناخودآگاه در اذهان تثبیت می شوند. یکی از نمادهای فراماسونری، برج باریک و بلندی است که رأس آن به شکل هرم بوده و «اُبِلیسک» نام دارد. این نماد در میادین بیشتر شهرهای غرب خودنمایی می کند. حضور این نماد در هر کجای جهان نشان دهندة حضور و سلطة فراماسونها بر مقدّرات آن سرزمین است. بزرگترين ابليسك دنيا در شهر واشنگتن ساخته شده كه ارتفاع آن به 555 متر مي رسد و رؤسای جمهور آمريكا سوگند خود را در پاي آن ياد مي كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 14:30  توسط پدرام کاظمی   | 

زمینه های پیدایش و شکل گیری تشکیلات فراماسونری و نقش آنها در گسترش فرقه گرایی

زمینه های پیدایش و شکل گیری تشکیلات فراماسونری و نقش آنها در گسترش فرقه گرایی

 مقدمه:

سابقه تشکیلات نخبه گرا ، مرموز و سری فراماسونری ( free mason )  ( بناهای آزاد )  به قرون وسطی و احتمالا" قرون هفتم و هشتم میلادی باز می گردد.  زمانی که « بناها» برای غلبه بر مشکلات صنفی و دفاع از منافع گروهی خود تشکیلاتی را بوجود آوردند و از ترس دولتها این تشکیلات را مخفی و پنهان داشته و بر حفظ اسرار شغلی خود تاکید می ورزیدند.کسی که عضو  فراماسونری است،« ماسون» یا «فراماسون » نامیده می شود. ساختمانی که مرکز  فعالیت ماسونهاست «لژ » نام دارد.  بعد از فروپاشی امپراطوری روم ، اداره شهرهای اروپا به دست فئودالها افتاد. در آن روزگار اتحادیه های صنفی مختلفی وجود داشت که امورات خود را حل و فصل می کردند. یکی از این اصناف ،اتحادیه صنف معماران و بناها بود. این گروه بیشتر در ساخت کلیساها و ساختمانهای بزرگ مشارکت داشتند. وقتی کار کلیساسازی و شهرسازی به پایان رسید و با رکود مواجه گردید ،این صنف  که بیشتر اعضای آن یهودی بودند ، با مشکلات و تنگناهای مختلفی مواجه گردید و معماران و بناها دچار انزوا شدند. اما این لژ به دلیل استفاده از علائم هندسی و ریاضی برای بسیاری جذاب بود. و چون عضویت در اصناف در اروپا متداول بود ، بسیاری از نجیب زادگان و اشخاص بانفوذ و صاحب علم ، ثروت و قدرت به این صنف پیوستند و به تدریج آن را از ماهیت و اهداف صنفی آن دور ساختند.

  بعدها فراماسونرها برای نشان دادن اهمیت و قدمت تشکیلات خود ، پیشینه خود را به حضرت آدم ، موسی و سلیمان و حتی مانی رساندند. این تشکیلات صنفی به تدریج در خدمت منافع قدرت های استعماری قرار گرفت و ویژگی های پیچیده ، مرموز و کاملاً سری به خود گرفت . افرادی که به عضویت این انجمن در می آمدند به وسیله اعضاء قدیمی تر دعوت می شدند و یا برای عضویت آنها ضمانت می دادند. با ورود به این انجمن ، شخص مجبور بود سوگند وفاداری یاد کند و هیچ شانسی برای بازگشت  و خروج از انجمن نداشت. در کشور ما این انجمن با نام  « فراموشخانه » شناخته می شود. آنچه باعث شهرت این تشکیلات مخفی گردید ، جنبه اسرار آمیز و پنهانکارانه آن است. اما بر اساس تحقیقات و مطالعات مختلف ، ریشه و خاستگاه تشکیلات فراماسونری به آموزهای باطنی گری کابالیستهای یهودی و اندیشه های مادیگرایانه مصریان قدیم باز می گردد. در اینجا به معرفی برخی از این دیدگاهها پرداخته می شود.

 

الف: زمینه ها:

بر اساس روایت برخی منابع  ریشه و اساس تشکیلات فرماسونری به تشکیلات نظامی – راهبه ای دوران جنگهای صلیبی باز می گردد. جنگ های صلیبی به رشته جنگ ها و لشگرکشی هایی پادشاهان مسیحی اروپای غربی زیر فشار ، نفوذ و رهبری پاپ و کلیسای کاتولیک و به بهانه تصرف ارض مقدس و نجات آن از دست مسلمانان و حمایت از مسیحیان این مناطق و زایران بیت المقدس و در حقیقت با هدف توسعه طلبی و تصرف سرزمین های اسلامی گفته می شود که بین سالهای ۱۰۹6 تا ۱۲91 میلادی( 490تا 691 ه.ق.) رخ داد و شامل هشت جنگ اصلی و چند حمله فرعی می شود. صلیبیان تنها در جنگ و حمله اول پیروز شدند.( عودی ، 1387) اما در سایر جنگها از مسلمان شکست خوردند. در سال ۱۱۱۹صلیبیان شهرهای مسیحی نشین جدید در سرزمین مقدس بنا کردند

در سال ۱۰۹۵ میلادی پاپ یهودی تبار « اوربن دوم » (orban) پس از کوششها و رایزنی های فراوان ، در شهر «کلرمون»، واقع در فرانسه ، در« شورای کلیسای کلرمون » همه مسیحیان اروپایی را مجبور کرد تا علیه ترکان  سلجوقی حاکم بر شام  قیام کنند و شهر اورشلیم (بیت المقدس) واقع در فلسطین را اشغال کنند و اعلام کرد کسانی که در این جنگ ها شرکت کنند ، تمام گناهانشان بخشیده خواهد شد و دارایی هایشان معاف از مالیات و در کنف حمایت کلیسا خواهند بود.( عودی ، 1387) در همان سال، سپاه بزرگی مهیا و از طریق خشکی رهسپار نخستین جنگ صلیبی گردید. عده زیادی از جنگجویان صلیبی در طول این سفر سه ساله خطرناک از اروپا تا خاورمیانه براثر جنگهای مختلف و سایر حوادث جان خود را از دست دادند. آنها که زنده ماندند  موفق شدند بعد از محاصره‌ای کوتاه ، در ژوئن 1099  بیت المقدس را تسخیر و اهالی شهر اعم از مسلمانان و یهودیان را قتل عام کردند. یهودیانی که در کنیسه‌های خود پناه گرفته بودند زنده زنده سوزانده شدند. صلیبیون براى تقویت و تحکیم پایه هاى حکومت اورشلیم و دفاع از سرزمین فلسطین در مقابل‏مسلمانان، سه فرقه یا  سازمان با ماهیت راهبى - نظامی تشکیل دادند.  در این فرقه کشیشان و شوالیه ها می توانستند عضو شوند  و پیمان می بستند که تارک دنیا بمانند و از رهبران خود بی قید و شرط اطاعت کنند.( کاسمینکی ،1350) نفرات این سازمانها جنگجویان متعصب مذهبی بودند که در شمشیر زنی و سوارکاری مهارت بسیاری داشتند و از سراسر اروپا با تشویق کلیسا و به بهانه حمایت از مسیحیان تحت ستم  ،  حفظ سرزمین مقدس از گزند کفار و نجات دادن مزار حضرت عیسی (ع) روانه فسلطین شدند. اعضاى این فرقه‏ها موظّف بودند تا همانند راهبان مغرب زمین سرگرم عبادت و ریاضت و از نظر نظامى پیوسته آماده کارزار باشند. لباسشان نمود روشن این ماهیت دو گانه بود. آنان اسلحه سواران جنگى رابه خود مى‏بستند و بر روى آن لبّاده بلند راهبى را مى‏پوشیدند.این سه فرقه عبارتنداز:

1- « شوالیه های معبد» ، « نائت تیمپلر» یا « سواران داویه» ( The Knight Templar) بعد از تصرف بیت المقدس به دست نیروهای صلیبی  تاسیس شد. در مورد سال تاسیس این سازمان فرقه ای – نظامی اختلاف نظر است. برخی تاسیس آن را بلافاصله بعد از تصرف قدس ، گروهی دیگر سال 1100  ، عده ای دیگر  1118 و1119 و گروهی نیز سالهای 1128 و 1129 ذکر کرده اند. سال تاسیس این سازمان هر زمان که باشد ، در سال 1129 میلادی ، « شورای کلیسای تروی » به آن رسمیت داد و به حمایت از آن پرداخت.هسته اولیه آن یک گروه نه نفری از نجیب زادگان فرانسوی بودند که علایق مذهبی شدید و پیوند عمیقی با هم داشتند. « گودفری دو سنت امر » (Godfrey de Saint-Omer ) و « هیودو پاینس »(  Hugues de Payens ) از اعضای مشهور این گروه بودند.این گروه با اجازه بالدوین دوم پادشاه اورشیلم در کوه معبد در مکان معبد ویران شده سلیمان در مسجدالاقصی مستقر شدند. آنها خود را سربازان مسکین نام نهادند. به همین خاطر به سازمان « شوالیه های معبد » ، « شوالیه های فقیر معبد شاه سلیمان » و«هم رزمان مسکین عیسی مسیح و معبد سلیمان»  شهرت یافتند. اعضای این فرقه می بایستی نجیب زاده می بودند و نسبت به حفظ فقر ، پاکدامنی  و اطاعت سوگند یاد می کردند. وظیفه عمده این گروه تامین امنیت زائران و مهاجران مسیحی و راهنمائی آنها بود که به اماکن مقدسه بیت المقدس آمد و رفت داشتند. این زائران تحت کنترل کامل این گروه بودند در نتیجه با پول زائران به ثروت هنگفتی دست یافتند. اما هدف اصلی این شوالیه ها در فلسطین به گفته «دونالد کوئلر» از دانشگاه ایلینوی: شوالیه‌های فرانسوی به دنیال زمین‌های بیشتر بودند. تجار ایتالیایی امیدوار بودند تجارت خود را در بنادر خاورمیانه توسعه دهند شمار وسیع مردم بی‌نوا تنها برای فرار از سختی زندگی روزمرة خویش به هیئت اعزامی پیوستند. ( تیموئی ، 1384 و هارون یحیی ، 1387)

 به تدریج این سازمان گسترش یافت تا جایی که گزارش شده است که تعداد نفرات آن به 20000 نفر نیز رسیده است. بیشتر اعضای آن از کشورهای فرانسه ، اسپانیا ، پرتغال و ایتالیا  بودند. مشخصه این گروه ، لباس سفید با صلیب قرمز  بود . این صلیب هشت گوشه بر لباس راهبه ای آنان درج شده بود. شوالیه های معبد پشتگرم به حمایت نجیب زاده معروف فرانسه « برنارد کلرووس » (Bernard of Clairvaux)  یکی از موسسان فرقه رهبانی « سیسترسیان »که خواهر زاده یکی از نه نفر موسس سازمان بود ، بودند. مقررات این فرقه به وسیله همین شخص تنظیم و تدوین شد ( تیموئی ، 1378)این شوالیه های ورزیده ، مجهز و متعصب که شعارشان جنگ برای خدا بود و مرگ در این راه را شهادت می دانستند ، در اروپا چنان شهرت و محبوبیتی پیدا کردند که از کمک و پشتیبانی اقشار مختلف به ویژه پادشاهان اروپایی نیز برخوردار گردیدند. روز به روز بر احترام و منزلت آنان در  بین مردم  افزوده می شد. دستگاه پاپ و کلیسای کاتولیک و نجیب زادگان اروپا نیز از آنها حمایت می کردند. برای تامین هزینه های جنگ پادشاهان اروپایی کمکهای زیادی به آنها کردند. در نتیجه شوالیه ها از درآمد و ثروت زیادی برخوردار شدند و صاحب املاک و مستغلات فراوانی گردیدند. اکثر این شوالیه های قدرتمند و با نفوذ تبدیل به تاجر، بانکدار و مدیران اداری هم شدند و به نوعی اولین تعاونی ها و سیستم بانکی منظم اروپا را تاسیس کردند. آن ها را می توان از بنیانگذاران نظام سرمایه داری در دوران قرون وسطی در اروپا نامید که نظام بانکداری جدید را که بر مبنای معاملات ربایی استوار است ، طراحی کردند.  این گروه و گروه « هاسپیتالر »در تمام مدت عمرشون در حال رقابت و حتی جنگهای خونین برای بدست آوردن قدرت بیشتر باهم بودند. 

تا سال 1168 این دو گروه بیشتر از 20 قلعه  از ترکیه تا شمال مصر تحت کنترل خود داشتند.این قلعه ها از استحکامات و تجهیزات و امکانات مطلوبی برخوردار بودند و می توانستند حتی تا چند سال در مقابل حملات از خود مقاومت نشان دهند در این سال سرپرست این سازمانها برای اولین بار «استاد بزرگ» نامیده شد. یکی از ارکان اصلی قوای صلیبیون در تصمیم گیری ، طراحی عملیات های جنگی و نبردها این گروه های متعصب مذهبی بودند. آنها بسیار بیرحم بودند و عامل اصلی حمله های صلیبیون به مسلمانان و قتل عام مسلمانان به ویژه زنان و کودکان و سالخوردگان محسوب می شوند. درسال 1187 صلاح الدین ایوبی با تصرف بسیاری از این قلعه ها ، موفق گردید شکست سختی به صلیبیون بدهد و بیت المقدس را تصرف کند. در نبرد روستای « حطین»  صلاح الدین ایوبی شکست سختی به صلیبیون داد. حداقل سی هزار صلیبی کشته شد که در بین کشته شدگان  نام بسیاری از رهبران و فرماندهان مهم آنها از جمله « جرارد »Gerard de Ridefort, فرمانده شوالیه های معبد نیز به چشم می خورد. علاوه بر کشته شدن تعداد زیادی از شوالیه ها در جنگ ، دویست نفر از شوالیه های دو سازمان فوق الذکر اسیر شدند که به دستور مستقیم صلاح الدین  ، این جنگجویان خبیث و کینه توز به جرم ارتکاب به جنایات مختلف گردن زده شدند. ( عودی ، 1387) در این جنگ نه تنها بسیاری از این شوالیه ها بلکه بخشی بزرگی از سپاه صلیبیون نابود شدند. همین امر زمینه ساز تصرف بیت المقدس و شکست های بعدی صلیبیون را فراهم ساخت. بعد از آن صلیبیون تلاش فراوان کردند تا با لشگرکشی های متعدد بیت المقدس را تصرف کنند اما در همه جنگها شکست خوردند. در طی این جنگها بسیاری از این شوالیه ها کشته شدند اما تعدادی که زنده ماندند روانه کشورهای خود شدند. چون بیتشر افراد با نفوذ سازمان اهل فرانسه بودند ، بسیاری از شوالیه ها رهسپار فرانسه شدند. و با ثروت و نفوذی که داشتند ، صاحب قدرت سیاسی زیادی شدند و از نفوذ زیادی در فرانسه برخوردارشدند.

در بسیاری از منابع آمده است که شوالیه‌های معبد در دوران اقامت  در اورشلیم ، با گروه سری یهودی «  قباله» یا « کابالا » ارتباط برقرار کرده و تحت تأثیر این نهاد سرّی قرار گرفت که در نتیجة آن مسیحیت را رها نمود و مراسمی که با دین مسیحیت کاملا بیگانه بود انجام می دادند و به اجرای آداب جادوگری پرداخته و اعتقادات مذهبی مردم مصر دوران فرعونیان را جزء باورهای دینی خود قرار دادند. آنها همچنین در حفاری هایی که در مسجد الاقصی انجام دادند ، پیکره های خدایان کنعانی و مصری ، نوشته ها و نمادهای فرهنگی و دینی آنان را یافتند و تحت تاثیر آنها قرار گرفتند. «الیمنس لیوای» نویسندة فرانسوی کتاب تاریخ جادوگری، شواهد تفضیلی در این کتاب ارائه می‌دهد و اثبات می‌کند، شوالیه‌های معبد اولین گام را در پذیرش تعالیم کابالا برداشتند؛ به عبارت دیگر آنها این تعالیم را به صورت مخفیانه آموختند. واصول و تعالیم  ریشه‌ دار مصر باستان به کمک کابالا به شوالیه‌های معبد منتقل شد. شوالیه‌های معبد با پذیرش مفاهیم کابالا طبیعتاً با بنیاد مسیحی حاکم بر اروپا سر ناسازگاری یافتند.(هارون ، یحیی ، 1387)

بسیاری از محققان دلیل این تغییرات را  مربوط به رازی می دانند که شوالیه ها آن را در معبد سلیمان کشف کردند . این نویسندگان ، حفاظت از زائران مسیحی فلسطین از سوی شوالیه ها را پوششی برای اقدامات سری خود عنوان می کردند زیرا هدف حقیقی‌شان کاملاً متفاوت بود. هیچ نشانه‌ای مبنی بر حمایت مؤمنان لژ معبد از زائران وجود ندارد. زیرا مدارک قاطعی در ارتباط با اجرای حفاری‌های وسیع در زیر خرابه‌های یافت گردید.

نویسندگان کتاب «کلید هیرام » این راز را کشف کردند. مورخ فرانسوی به نام «دلافورج» نیز ادعای مشابهی می‌کند: «وظیفة اصلی نه شوالیه انجام تحقیقات جهت به دست آوردن آثار باستانی و نسخ خطی به شمار می‌رفت که حاوی ماهیت رسوم پنهانی یهودیت و مصر باستان بودند.» در اواخر قرن نوزدهم «چارلز ویلسون» از «انجمن مهندسان رویال» تحقیقات باستان‌شناسی را در اورشلیم آغاز نمود. او به این نتیجه رسید که شوالیه‌های معبد برای مطالعه ویرانه‌های معبد به اروشلیم رفته‌اند. ویلسون در زیر شالوده معبد نشانی از حفاری و کاوش یافت و به این نتیجه رسید که این اعمال با ابزار متعلق به شوالیه‌های معبد صورت پذیرفته‌اند. این اقلام در مجموعه «رابرت برایدون» که آرشیو اطلاعاتی گسترده‌ای در رابطه با نظام معبد در اختیار دارد موجود است.

نویسندگان کتاب کلید حیرام حفاری‌های شوالیه‌های معبد را بی‌نتیجه نمی‌دانند و چنین استدلال می‌کنند که این گروه آثاری در اورشلیم کشف کردند که دیدشان را نسبت به جهان تغییر داده است. به علاوه بسیاری از دیگر محققان همین عقیده را دارند. حتماً دلیلی وجود داشته که شوالیه‌های معبد را با وجود مسیحی بودن از سرزمین‌های مسیحی عالم به اورشلیم و به پذیرش عقاید و فلسفه کاملاً متفاوت و اجرای مراسم بدعت‌آمیز  و اجرای تشریفات «جادوی سیاه» هدایت نموده است.( هارون ، یحیی ، 1387)

 فعالیتها و اقدامات مرموز شوالیه های معبد ، به تدریج سوء ظن و بدبینی حاکمان متعصب اروپایی و دستگاه پاپ را برانگیخت و زمینه سازی اضمحلال آنها را فراهم ساخت. وقتی جنگ های صلیبی پایان یافت، این شوالیه ها در کشورهای اروپا مخصوصا در فرانسه مستقر شدند با ثروت خود قدرت سیاسی زیادی بدست آوردند.

چنانکه گفته شد ، بسیاری از شوالیه های معبد در فرانسه مستقر شدند ،فلیب چهارم که قصد توسعه قلمرو خود و جنگ با انگلستان داشت ، از شوالیه ها درخواست کمک مالی کرد ولی شوالیه به درخواست وی پاسخ منفی دادند. این امر باعث عصبانیت شاه شد. شاه از پاپ درخواست کرد تا شوالیه ها را تکفیر کند اما پاپ « بنیفاس هشتم » (Boniface VIII ) که قصد داشت بر قدرت پاپ بیفزاید ، با اقدامات فلیپ مخالفت کرد  و در اعتراض به رفتارهای وی ، شاه را تکفیر و حکومت وی را نامشروع دانست و روحانیان را از پرداخت مالیات به شاه برحذر داشت. در مقابل شورای سلطنتی سفیرانی را به ایتالیا اعزام کرد تا پاپ را معزول کنند. ایادی و طرفداران فلیپ نیز به آزار و اذیت پاپ پرداختند. پاپ بعد از مدتی فوت کرد و جانشین وی (Benedict XI )حکم تکفیر فلیپ را ملغی و از گناهنش درگذشت و او و همه توطئه گرانی که علیه پاپ قبلی دسیسه می چیدند را بخشید.  پاپ بعد از مدتی فوت کرد و «کلمنت پنجم » دوست دوران کودکی فلیپ بود ، در سال 1305 به عنوان جانشین انتخاب گردید (کاسمینکی ، 1350)  (Clement V ) او بر خلاف پاپ های قبلی  از ضدیت با فیلپ دست برداشت و از اتحاد شوالیه های معبد و شوالیه هاسپیتالر جلوگیری کرد و موافقت کرد که شاه به بازدادشت و بازجویی شوالیه ها مبادرت کند. فلیپ چهارم دلایل دیگری نیز برای بدگمانی به شوالیه ها در اختیار داشت و معتقد بود که با شوالیه های توتونیک المان رابطه دارند همچنین به توطئه علیه شاه متهم شدند. در سال 1307  شوالیه ها بوسیله ماموران شاه بازداشت شدند. اتهامات آنها عبارت بود: ضدیت با عیسی مسیح ، انداختن آب دهان و ادرار به روی صلیب و عکس مسیح ، پرستش شیطان ، ارتباط با حشاشین و صوفیان مسلمان ، همکاری با مسلمین، بت پرستی، نفی عیسی مسیح، خوابیدن با شیطان، خوردن خاکستر مردگان، باردار کردن دوشیزگان، همجنس بازی ،شیادی  ، فساد  ، پنهان کاری ، ارتداد ، پرستش گربه مقدس ، بت سازی ، شرب خمر ،  زنا و فحشا ، « بوسه وقیح »( بوسیدن زیر دم گربه ) و... ( هاشمی فرد ،1379) بازجویی از آنها به افراد باتجربه دادگاه تفتیش عقاید واگذار شد. در پی یک دوره طولانی بازپرسی و محاکمه، بسیاری از شوالیه‌ها به عقاید بدعت‌امیز خود اعتراف نمودند و اقرار کردند که در میان خود به حضرت عیسی (ع) توهین می‌کرده‌اند. به دلیل اتهامات وارده  این گروه  به حکم « شورای وین » ملغی گردید. جمعی از شوالیه های معبد بازداشت شدند..در سال 1307 میلادی ساختار « شوالیه های معبد» تبدیل یه یک نظام سری و زیر زمینی گردید. اما سرکوبها ادامه پیدا کرد.  و به دستور پاپ «کلیمنت پنجم » و امپراتور فرانسه فلیپ چهارم در سال 1312 م به شدت  سرکوب شدند.  سرانجام رهبران شوالیه‌های معبد، که «استاد بزرگ» نام داشتند، از جمله «ژاک دومالی»(Jacques de Mo lay در سال 1314 به دستور کلیسا و پادشاه  زنده در آتش سوزانده شدند،  تعداد بی‌شماری نیز زندانی شدند. دسته ای دیگر نیز پراکنده و رسماً ناپدید گردید. اموال این شوالیه نیز توقیف و به شوالیه‌های «سنت‌جان»  که تحت حمایت پاپ بودند ، واگذار شد.

بسیاری از شوالیه ها در منطقه « پراونیس » فرانسه مخفی شدند. این منطقه  مرموزترین مرکز کابالیسم اروپا بود ، جایی که سنت شفاهی کابالا به کتاب تبدیل شد و ثبت گردید. پادشاهان بعدی فرانسه  نیز تلاش کردند تا بساط شوالیه های مقدس را برچیند  در سال 1337 بسیاری تمپلرها  در مناطقی که قدرت یا نفوذ داشتند دستگیر و با اتهامات مختلف به محاکمه کشاندند.  اما شمار قابل توجهی از این افراد گریختند و به پادشاه اسکاتلند( تنها پادشاهی که مرجعیت پاپ را قبول نداشت) پناه بردند. پادشاه اسکاتلند «رابرت بروس» از رقیب تازه ی واتیکان استقبال گرمی کرد و آنها را به درجات عالی دربار خود راه داد . شوالیه ها کم کم تفکرات خود را در دربار نفوذ دادند و در پناه حمایت شاه اسکاتلند ، تشکیلات خود را احیا نمودند و اندکی بعد برای ادامة حیات نامشروع خویش روش مناسبی یافتند.  آنها در اسکاتلند به «لژ وال بیلدرز» مهم ترین لژ اسکاتلند ، نفوذ کردند و در اندک زمانی بر آن تسلط یافتند، لژ سنن نظام معبد را به خود گرفت. آن ها در اسکاتلند عقاید و مراسم دینی مصر باستان دوران فرعونیان را با عقاید مذهبی کاهنان جادوگر اقوام سلتی ادغام نموده، به عنوان فراماسون ها ظاهر شدند. و به این ترتیب بذر فراماسونری در اسکاتلند کاشته شد و فراماسونری متولد شد. هنوز هم تا به امروز «لژ کهن اسکاتلند» شاخه اصلی فراماسونری به شمار می‌رود. اعضای شوالیه های معبد از این زمان به بعد شورشها و اعتراضهایی را علیه دستگاه پاپ و پادشاهان اروپایی طراحی کردند. به عقیدة بعضی مورخان شورش روستایی انگلستان در سال 1381 به کمک این سازمان مخفی شعله‌ور شد. که هدف آن ، سازمان دادن یک جنبش بزرگ علیه کلیسای کاتولیک بود.

نیم قرن بعد نیز یک کشیش در بوهیما (جنوب اطریش) به نام «جان هاس» (John Huss) شورشی را در مخالفت با کلیسای کاتولیک آغاز کرد. در پشت پرده این شورش نیز شوالیه‌های معبد قرار داشتند. «اویگدور بن آیزاک کارا» (Avigdor Ben Isaac Kara)، از مهم‌ترین نام‌هایی بود که هاس در توسعه دکترین خویش تحت تأثیر آن قرار داشت. کارا، خاخام انجمن یهودی شهر پراگ و یک کابالیست بود.

نمونه‌هایی از این قبیل، حکایت از اتحاد میان شوالیه‌های معبد و کابالیست‌ها جهت تغییر نظام اجتماعی اروپا می‌کند. این تغییر موجب دگرگونی فرهنگ مسیحی پایه‌ای اروپا و جایگزینی آن با فرهنگی مبتنی بر مفاهیم الحادی مانند کابالا گردید و بعد از دگرگونی فرهنگی دگرگونی سیاسی به میان آمد؛ مثلاً انقلاب فرانسه و ایتالیا و... به وقوع پیوستند.

 لژ اسکاتلند در اوایل عصر مدرن نام خود را به «لژ فراماسون» تغییر داد. لژ اسکاتلند قدیمی‌ترین شاخة فراماسونری می‌باشد و به اوایل قرن چهاردهم، زمانی که شوالیه‌های معبد به اسکاتلند پناهنده شدند باز می‌گردد. القابی که به افراد عالی‌رتبه این لژ داده می‌شد قرن‌ها پیش‌تر به شوالیه‌های معبد اعطا می‌گردید. این عناوین تا به امروز به کار می‌روند به طور خلاصه معبدیان ناپدید نشدند و هنوز فلسفه، عقاید و تشریفاتشان در لباس مبدل فراماسونری پابرجاست. شواهد بی‌شمار تاریخی این موضوع را تأیید می‌کنند وامروز شمار وسیعی از تاریخ‌دانان غربی - چه فراماسون و چه غیرفراماسون - این امر را پذیرفته‌اند.

گاهاً در مجلات فراماسون‌ها که برای اعضا منتشر می‌شود به ریشه‌یابی فراماسونری و شوالیه‌های معبد اشاره می‌شود. فراماسون‌ها این موضوع را کاملاً پذیرفته‌اند. یکی از این مجلات «معمارسنیان» نام دارد این نشریه که متعلق به فراماسون‌های ترکیه می‌باشد، ارتباط میان طبقه معبد و فراماسون‌ها را چنین تشریح می‌کند: « در سال 1312 زمانی که پادشاه فرانسه زیر فشار کلیسا، گروه معبد را توقیف کرد و فعالیت‌های آنان متوقف نشد. شمار بسیاری از آنها به لژ‌های ماسونی که در آن زمان فعال بودند پناه بردند. «مبیگناک» رهبر معبدیان و اندکی از سایر اعضا در پناه یکی از لژهای وال بیلدرز به نام «مک بیناچ» به اسکاتلند گریختند. «رابرت» پادشاه اسکاتلند به آن‌ها خوش‌آمد گفت و اجازه داد نفوذ خود را بر لژهای ماسونی اسکاتلند گسترش دهند. در نتیجه لژ‌های اسکاتلند از نظر مهارت و عقاید اهمیت بسیاری یافتند.امروز فراماسون‌ها از نام مک بیناچ با احترام یاد می‌کنند. ماسون‌های اسکاتلندی که وارث میراث اسکاتلند بودند، سال‌ها بعد آن را به فرانسه باز گرداندند و پایه‌های لژ اسکاتلند را بنا کردند. تشریفات نظام معبد شبیه تشریفات فراماسونری امروز است.برمبنای این مطلب، اعضای شوالیه‌های معبد مانند اعضای فراماسونری یکدیگر را برادر خطاب می‌کنند.شوالیه‌های معبد و سازمان فراماسونری به میزان قابل توجهی بر یکدیگر تأثیر‌گذارده‌اند. حتی آداب و مراسم دو گروه چنان شبیه یکدیگر است که گویی از شوالیه‌های معبد نمونه‌برداری انجام شده است. در این ارتباط، ماسون‌ها به شدت خود را وابسته به معبدیان می‌دانند و در نهایت می‌توان گفت آنچه نسخه اولیه فراماسونری تلقی می‌شود میراث شوالیه‌های معبد است.کتابی با عنوان «کلید حیرام » نوشتة دو ماسون به نام‌های «کریستوفر نایت» و «رابرت لوماس»، حقایق مهمی از ریشه‌های فراماسونری را آشکار می‌کند. به نوشتة این دو، فراماسونری استمرار شوالیه‌های معبد می‌باشد.( هارون ، یحیی ، 1387)

2- سازمان« شوالیه های هاسپیتالر» یا « اسبیتاریه.  (The Knight Hospitaller) » به معنی پرستاران بودند.این سازمان در مقایسه با سازمان شوالیه های معبد از پیشینه بیشتری برخوردار است. اندیشه و اقدامات نوع دوستانه کلیسای کاتولیک  به مسیحیان مستمند و بینوا تحت تاثیر تعالیم و سنت حضرت عیسی ( ع) به دوران بعد از تاسیس کلیسا باز می گردد. اما این قبیل اقدامات و به صورت سازمان یافته با تشکیل سازمان نظامی – راهبه ای « شوالیه های هاسپیتالر» رسمیت پیدا کرد.  این سازمان در سال 1077 یا 1050 میلادی با حمایت برخی بازرگانان ایتالیایی تشکیل گردید و در  کنیسه « قیامت » در بیت المقدس زمانی که اداره بیت المقدس با مسلمانان بود به فعالیت اشتغال داشت.بعد از تصرف بیت المقدس به دست نیروهای صلیبی در سال 1099 میلادی تشکیلات این سازمان مورد تایید قرار گرفت و در سال 1113 پاپ « باسکال دوم » و با حمایت نظام کلیسای بندیکت ها ، رسمیت یافت. « هاسپیتالرها» وظیفه داشتند از بیماران  و فقرا حمایت کنند به همین دلیل بیمارستان بزرگی با 200 تخت تاسیس کردند و در آن به پرستاری از فقرا و زوار و بیماران و شوالیه های مجروح و بیمار مبادرت می کردند. چون از حمایت پاپ و کلیسا برخوردار بودند به « فرقه بیمارستانی یوحنای مقدس » و «سازمان شوالیه های سن ژان» نیز شهرت داشتند. سمبل این سازمان صلیب هشت گوش « مالت » بود به همین خاطر به شوالیه های مالت هم شهرت پیدا کردند. برخی نیز خاستگاه این سازمان نظامی – راهبی را مالت می دانند و به همین خاطر به شوالیه های مالت مشهور است. مشخصه و نماد هاسپیتالرها ،  لباس سیاه با صلیب هشت گوشه سفید بود. در « ویکی پدیا » عربی آمده است که  تشکیلات فرقه اسبیتاریه بر سه گروه استوار است:

1- سواران جنگجویی که برای اهداف مقدس می جنگیدند.

2- گروهی که به پرستاری بیماران و تقویت روحیه مبارزان اقدام می کردند.

3- برادران خدمتگزاری که وظایف محوله را ایفا می کردند.

اعضای این فرقه نیز همانند سواران معبد نجیب زادگان بود و سوگند یاد کرده بودند که فقیرانه زندگی کنند، پاکدامن باشند و از کلیسا اطاعت کنند

با اضمحلال نظامهای شوالیه ای و نابودی نفرات آن در جنگ با مسلمانان ، سازمان شوالیه های هاسپیتالر نیز محبور شد از سرزمین فلسطین خارج گردد ، ابتداء در جزیره قبرس و سپس در جزیره « مالت » مستقر شدند و کشتی های تجاری و مسافرتی مسلمانان را مورد حمله خود قرار می دادند. این سازمان  به دلیل برخورداری از حمایت پاپ توانست تا به امروز نیز به فعالیت خود ادامه دهد. حتی گاهی اوقات ثروت تیمپلرها به آنها واگذار می شد. با نابودی شوالیه های معبد ، اسپیتالرها به عنوان تنها سازمان با ایده جنگ صلیبی باقی ماندند. در سال ۱۵۳۰ میلادی، چارلز پنجم، فرمانروای امپراتوری روم در مرکز اروپا، جزایر مالت را به این فرقه‌ای مسیحی بخشید که خود را شوالیه‌های سنت جان می‌نامیدند. با استقرار در جزیره مالت و  ساختن دژهای محکمی به کار تجارت پرداختند و روز به روز بر ثروت خود می افزودند.

امروزه  نیز سازمان شوالیه های مالت 50 سفارت (غالبا در کشورهای مسیحی ) و 10هزار شوالیه(عضو ) در سراسر دنیا در اختیار دارد.  استاد بزرگ آن در روابط بین المللی هم سطح یک رئیس حکومت با عنوان شاهزاده (مثل شاهزاده موناکو) و از نظر کلیسایی همسطح کاردینال شناخته می شود. سازمان همچنان به ساخت بیمارستان و ارائه خدمات خیریه ادامه میدهد و تخمین زده میشود که سالانه بیشتر از 50میلیون دلار در فعالیتهای خیریه هزینه می کند. 

3- سوراکاران یا شوالیه های آلمانی موسوم به « توتونی» ( Teutonic )  که تاسیس کنندگان آن از نژاد آلمانی بودند و بیشترنفرات آن از کشورهای شمال اروپا بودند و در اواخر قرن دوازدهم میلادی بوجود آمد(کاسمینسکی ،1954). این گروه به اندازه دو گروه اول شهرت ندارند. برخی نیز آن را یکی از زیر مجموعه های شوالیه های مالت می دانند.

فراماسونری از ابتداء نوعی طغیان و سرکشی علیه وضع موجود بود. در دوران قرون وسطی که کلیسای کاتولیک بر اروپا تسلط داشت ، با عقاید مخالف کلیسا به شدت برخورد می شد. دادگاههای تفتیش عقاید یا « انگیزاسیون » وظیفه شناسایی و محاکمه مخالفان کلیسا را بر عهده داشت. در این راستا بسیاری از دانشمندان که نظریه های خلاف ، دیدگاههای مورد قبول کلیسا ارائه دادند ، محاکمه شدند.  جادوگران نیز از تعقیب ، آزار و قتل عام کلیسا در امان نماندند. کیمیاگران نیز که هدفشان تبدیل مواد به طلا بود و صاحب توانایی « حجر الفلاسفه » بودند ، همواره مظنون به جادوگری و مسلط بر علوم غریبه بودند. دوران تاریک قرون وسطی ، شرایط بسیار رقت بار و اسفناکی برای همه مردم بوجود آورد. سختی این شرایط ، امید و انتظار برای یک ناجی که بتواند مردم را از این وضعیت نجات دهد ، در مردم بوجود آورد. هرچقدر سختگیری کلیسا بیشتر شد ، فعالیتهای  افراد و گروههای تحت تعقیب ، سری تر و پنهانی تر می شد. بیشتر اعضای این گروههای سری دانشمندان ، روشنفکران ، کیمیاگران ، جادوگران و مخالفان کلیسا بودند. این افراد و گروهها دو وجه مشترک داشتند: نخست مخالف کلیسای کاتولیک بودند و دیگر اینکه راه نجات را در توسل به علم و تواناییهای انسان می دیدند. فرجام آن ظهور « جنبش اصلاحات » و مذهب پروتستانیسم ، « اومانیسم » یا انسان مداری  و « ماتریالیسم » یا مادیگری بود. اما این تغییرات چه ارتباطی با یهودیان دارد؟ تاریخ گواهی می دهد که سرتاسر اروپا صحنه جنگ میان یهودیان و مسیحیان بود. از نگاه یک مسیحی ، یهودیان قاتل حضرت عیسی (ع) و مسئول به صلیب کشیدن آن حضرت هستند. بر این اساس همیشه زمینه جنگ و ستیز میان وجود داشت و گاهی با اثر این کشمکشها شهری ویران یا سوزانده می شد. و انسانهای زیادی کشته می شدند. از طرفی راز بقای قوم نژاد پرست ، کم جمعیت و کهن یهود در طول تاریخ در پنهان کاری ، رازآلود بودن و مرموزیت آنان است. این قوم سرسخت و لجباز در قالب تشکیل مجامع و پنهان کاری توانست قرنها حیات خود را تضمین کند و در پوشش همین گروههای سری در جامعه حضور داشته باشد و شرایط را به گونه ای سازماندهی کند که امکان حیات و بقا داشته باشد. داستان « مردخای » و « استر» که سنگ بنای یک از اعیاد مشهور آنها یعنی عید « پوریم » است ، شاهدی بر این مدعاست. منافع این اقلیت بسته و سرسخت اقتضاء می کرد که برای اینکه از یک حاشیه امنیتی برخوردار شود ، باید میان اعضایی که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند ، جدال و کشمکش ایجاد کرد

  قرن پانزدهم  تا هفدهم میلادی، دوران شکوفایی جادوگری، کیمیاگری، غیبگویی، طالع بینی و انواع علوم خفیه و نفوذ فوق العاده ی آنها در دربارها و محافل فرهنگی اروپاست. این موج سبب گردید تا ایتالیای عهد رنسانس، کانون سحر و جادو به موهوم ترین شکل آن شود. پیشرفت حوزه ی قدرت و نفوذ جادوگرایی در محافل فرهنگی اروپا به حدّی بود که وقتی « لورنتسو مدیچی » دانشگاه « پیزا » را از نو تأسیس کرد، برای طالع بینی کرسی ای در نظر نگرفت؛ امّا دانشجویان مُصِرّ اً خواستار تشکیل آن شدند و او ناچار با خواستشان موافقت کرد " (ویل دورانت، تاریخ تمدن، جلد 5: رنسانس، تهران: سازمان انشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1367، ص 560)

 یکی از عوامل تاثیر گذار در رواج جادوگری ، کیمیاگری و علوم خفیه ، کابالیستهای یهودی بودند که نه تنها مکتب آنها پیوند عمیقی با سحر و جادو داشت بلکه تلاش می کردند  از طریق اشاعه ی ساحری و جادوگری  افراد را جذب فرقه ی خود کنند. کابالیستها  یهودی ، جادوگری را به متون مقدس مسیحی نیز ربط دادند و به این ترتیب عقایدشان در میان مسیحیان رواج یافت. آنها به تدوین برخی رساله های کابالی منطبق با زبان و فرهنگ مسیحیان دست زدند؛  این رساله ها در ایتالیا به ویژه در کانون های فرهنگی فلورانس بسیار مؤثر افتاد. به نوشته ی دایرة المعارف یهود، «محافل فرهنگی رنسانس عمیقاً باور کردند که راز های مسیحیت را می توان از طریق کابالا شناخت»( شهبازی ، 1377)  جادو و علوم خفیه چنان با آرمان های مسیحایی در اروپا پیوند مستقیم برقرار کرد که « پیکو » « پدر کابالیسم مسیحی » می گفت: « هیچ علمی چون جادو و کابالا، حقّانیت مسیح را بر ما ثابت نمی کند » (گلسرخی ، 1377) حتی اومانیست ها یی که ایده انسان محوری را در برابر خدا محوری مطرح کردند ، چنان تحت تاثیر کابالیستها قرار گرفتند که غالباً به « همزاد » یا « نگهبانان غیبی » اعتقاد پیدا کردند یا « براتچولنی » از چهره های برجسته ی رنسانس، از عفریت هایی سخن می گفت که مانند سَوارانِ بی سر هجرت می کنند، یا از هیولا های ریشویی که از دریا ها برمی خواستند تا زنان زیبارو را بربایند.

 این چنین بود که کابالستها توانستند توجه مسیحیان بسیاری را به خود جلب کنند و به یک نیروی متنفّذ سیاسی در میان اروپائیان تبدیل شوند که بر آرمان های مسیحایی جدید دامن می زد و طلوع قریب الوقوع دولت جهانی اروپایی را نوید می داد. تحت تأثیر این موج، بسیاری از متفکرین اروپایی به این نتیجه رسیدند که باید آرمان های ظهور مسیح (علیه السلام) را با مفاهیم رازآمیز و جادوگرایی شناخت. مشهورترین افرادی که تحت تاثیر اندیشه های کابالیستی  به رواج اندیشه های کابالیستی در میان مسیحیان پرداختند ، عبارتنداز « کنت جیووانی پیکو دلا میراندولا » (pico della mirandola)   (1463-1494 م.) ، « یوهانس روشلین » (Johann Reuchlin ) ( 1522- 1455)عبری شناس نامدار دربار فردریک سوم، « تریتمیوس » (Trithemius)   (1516-1462) ، « هاینریش کورنلیوس آگریپا فون نتسهایم » (Heinrich Cornelius Agrippa) (1535-1486) ، « فلیپوس فُن هوهنهایم » (Philippus Aureolus von Hohenheim) (1541-1493) آلمانی تبار با نام لاتین « پاراسِلسوس» ، « میشل نوتردامی» (Michel de Nostedam)(1566-1503) مشهور به  « نوسترداموس » ، «گیوم پستل»  (Guillaume Postel) ( 1581-1510) و « جیامباتیستا دلاپورتا » (Giambasttista della porta). « بالتازر والتر»  ( Balthasar Walther ) (1630-1558) ، « اتاناسیوس کرچمر » (  Athanasius Kircher  ) ، « جان کمپر» ( Johan Kemper  ) (1716- 1670) ( گلسرخی ، 1377)

وقتی با تربیت اشخاص فوق و تاثیر گذاری آنها بر جامعه زمینه و شرایط مناسبی فراهم گردید ، دانشوران و حکیمان یهودی بر اساس آموزه های کابالیستی به ایجاد انشعاب در مسحیت همت گماشتند و مذهب پروتستانیسم را بوجود آوردند ، مذهبی که اصول ، تعالیم و آرمان های فرق مختلف آن با آرمان کابالیستها سازگاری دارد. امروزه پیروان فرقه های مختلف پروتستانیسم به شدت از دولت اسرائیل و تحقق آرمان صهیونیسم جهانی حمایت می کنند.

از طرفی دیگر بسیاری از منابع تاکید دارند که اساس تشکیل فراماسونری ، ایده های کابالیستی است بعنوان مثال در کتاب « تاریخ جادوگری » آمده است: « پاراسلسوس »(Paracelsus) ( 1541-1493م) پزشک ، ستاره شناس ، حکیم الهیات ، مغ و یک کابالیست مسیحی  در قرن شانزدهم پیش بینی کرده بود که جهان به زودی دگرگون خواهد شد. در رساله ای در باره فلزات گفته بود« به زودی به خواست خداوند کشف بسیار مهمی انجام خواهد شد اما این کشف باید تا ظهور الیاس صنعتگر در نهان بماند... ستاره دنباله دار سال 1572 نشانه و منادی انقلابی است که به زودی فرا خواهد رسید» بسیاری تصور می کردند که منظور این پیش گویی ، اصلاحات مذهبی  «مارتین لوتر» است. اما پیش گویی وی تحول بزرگتری را  در بر می گرفت و هدف مهم تری را تعقیب می کرد. در راستای تحقق این آرمان مجمع ها و انجمن های سری فراوانی بوجود آمد و بسیاری از مغ ها و روشنفکران برای اینکه نقشی در این آرمان داشته باشند به این انجمن ها می پیوستند. و طرح هایی برای اصلاح جهان ارائه می دادند. یکی از این افراد شخصی با نام مستعار « کریستیان روزن کروتیس » (C.R.C) ( به معنی صلیب گلگون یا صلیب گل های سرخ )  بود. وی در شانزده سالگی به فسلطین ، ترکیه ، عربستان  و ایران سفر کرد.  طی این سفرها با بزرگان کابالا و صوفیان ملاقات داشته و به معرفتی سری و مکتوم دست یافت که آن را در کتابی موسوم به«  M» به لاتین ترجمه کرد. مدتی بعد به توصیه علما به شهر فاس در مراکش رفت در آنجا نیز به تمام دانش های سری دست یافت و به این اعتقاد دست پیدا کرد که بشر باید هماهنگ با خداوند ، زمین و آسمان باشد. دین انسان و خط و مشی او همچنین سلامت ، طبیعت ، زبان ، کلام و اعمالش باید در تطابق با « کل » باشد و امراض را فقط شیطان به بار می آورد. وی سپس به اسپانیا رفت و در آنجا با عالمان و دانشمندان زیادی به گفتگو پرادخت و سعی کرد یافته های خود را با آنان در میان گذارد ، اما کسی سخنان وی را نمی پذیرفت. وی سرانجام به زادگاه خود آلمان بازگشت و خانه ای ساخت و به مطالعات خود ادامه داد وی با دانشی که در اختیار داشت می توانست به آسانی طلا و جواهر تهیه کند ، اما از این کار ابا داشت. روزن کروتیس سه نفر را به شاگردی پذیرفت که در واقع وی به همراه آن سه نفر هسته اولیه « مجمع برادران » را تشکیل می دادند. این سه نفر وظیفه داشتند اصول و تعالیم وی را برای اعضای آینده مجمع بنویسند. مدتی بعد وقتی اعضای مجمع به هشت نفر رسید ، در اصول و تعهدات زیر به توافق رسیدند:

1- هیچ یک از آنها جز مداوای رایگان بیماران به کار دیگری اشتغال نخواهند ورزید.

2- آنها جامه مخصوصی نخواهند پوشید.

3- همه اعضا هر ساله در « خانه روح القدس» یکدیگر را ملاقات خواهند کرد . هر برادر پیش از مرگ باید جانشین خود را تعیین نماید.

4- حروف (R.C) باید یگانه نقش مهر و نشان خاص آنها باشد.

5- مجمع برادران باید تا صد سال در اختفا بماند.

پنج تن از اعضای محمع برگزیده شدند تا ماموریت بشردوستانه خود را به مرحله عمل در آورند. آنان به کشورهای مختلفی سفر کردند. در سال 1484 میلادی روزن کروتیس در سن صدوشش سالگی درگذشت.جسدش مخفیانه به طوری که حتی کسی جای قبر او را نمی دانست ، به خاک سپرده شد. طولی نکشید یکی از برادران دری را که به مقبره او منتهی می شد ، کشف کرد. بر سر مقبره نوشته بود « پس از صد و بیست سال ظهور خواهم کرد» این کشف باعث تهییج طرفدران وی شد. اعضای مجمع بر فعالیت خود افزودند و به این نتیجه رسیدند که هنگام آن فرارسیده سکوت خود را شکسته و برادران جدیدی در مجمع بپذیرند. آنها بیانیه ای صادر کردند که در واقع شهادت نامه برادران بر دین مسیح و اعلام آرمان و هدف مجمع بود.بیانیه با استقبال زیادی روبرو شد بسیاری از گروهها و اشخاص مایل بودند تا از کار این مجمع سری سر در آورند. هر سال یک بیانیه صادر می شد. در این بیانیه ها ، دین اسلام و پاپ به کفرگویی و توهین به مقدسات متهم می شدند.خلاصه اندیشه های آنان این بود که خداوند بر مکانیزم جهان ، حروف و نشانه هایی را نقش کرده است که دانایان می توانند آن را بخوانند و به درک راز آفرینش نائل شوند. پایان جهان نزدیک است ولی جنبش جدیدی که بنیاد آن بر نیکی است می تواند فاجعه را تا حدی کاهش دهد. اعضای مجمع بر هر دانشی که خداوند به بشر ارزانی کرده است ، مسلط هستند. از همان آغاز جهان ، کتابی بسیار والاتر از انجیل وجود داشته است ، خوشا به حال آنکه این کتاب را در اختیار دارد. و آن را می فهمد. تبدیل عناصر یک اعجاز طبیعی است و « داروی کل » یا اکسیر را می توان با وسایل طبیعی تهیه کرد.

اعضای مجمع زندگی کاملا مخفیانه و اسرارآمیزی داشتند به گونه ای که هیچ کس از محل زندگی آنان و « خانه روح القدس » نشانی نداشت. آنها در نهایت پنهانکاری به کار تبلیغ و عضوگیری حتی در کشورهای دیگر از جمله فرانسه اقدام کرده بودند. ناشناخته بودن آنها باعث گردید تا داستانها و حرف و حدیثهای زیادی در باره آنها گفته شود. نماد مجمع یک صلیب تیره رنگ و یک گل سرخ روشن بود. صلیب نماد فداکاری و مشقت و گل سرخ روشن نشانه لذت ، صفا و پاداش بود. کتاب « رمانس هرمسی » یا « عروسی کیمیایی » منسوب به کریستیان روزن است. در این کتاب تمثیلات کیمیایی ، به صورت موجودات اساطیری ، انسان ، ابزار و آلات جان می گیرند و در اعمال و کارها سهیم می شوند.. ژرف ترین رازها را خیلی ساده به صورت شکل پذیر و تجسمی و گاهی با طنز در آورده است. این کتاب اشتیاق انسان را برای روبرو شدن با شگفتی ها و تجدید رویاها در شرایط اسرارآمیز و پر راز و رمز بر می انگیخت.

در کشورهای مختلف اعضای مجمع پراکنده بودند و در ترویج اصول مجمع فعال بودند. در سال 1645 میلادی عده ای از اعضای مجمع برادران در انگلیس گردهم آمدند. اینان ضمن تاکید بر دشوار بودن شرایط جامعه ، بار دیگر بر سری ماندن مجمع مهر تایید گذاشتند. ، اما تلاش می کردند که اعضای بیشتری جذب کنند. در این راستا بر مبنای سنتی که هر لندنی مجبور بود در یک اتحادیه عضویت داشته باشند ، به پیشنهاد « اشمول » کیمیاگر، اعضای مجمع در اتحادیه صنف بناهای سنگتراش ثبت نام کردند و از آن پس به عنوان اعضای این صف یکدیگر را آزادانه در تالار اجتماعات اتحادیه ملاقات می کردند و آداب و آیین های فراموسونری از همین گروه نشات گرفت. آیین تشرف در مجمع مانند آداب تشرف در عهد کهن بسیار جدی و همراه جادو به عنوان نماد توانایی و غلبه انسان بر جهان مادی با استفاده از اندیشه و عمل بود. همه اعضای مجامع برادری  ، در مورد شان ، نیرو ، حقوق و وظایف انسان برای پیوستن به دایره « روح مقدس » توافق داشتند اما معتقد بودند قبل از تحقق این مهم و دست یافتن به میثاق و پیوستگی جهانی ، بایستی با آدمها  نه در سطوح رفیع عقلانی بلکه در تالار مرموز روح عادی بشر که « کاخ شاه » نامیده می شد ، روبرو شوند. کتاب « عروسی کیمیایی » راهنما و هادی آنان در این زمینه بود.( گلسرخی ، 1377)

مفاهیم کلیدی کتاب رازآلود « عروسی کیمیایی » مانند: پیام الهی ، عروسی شاهانه(موعود) ، سرور خداوند ، هفت مرحله ، اصل مذکر و مونث ،پیوند شاه و شاهزاده ، رنج دیدگان ، سفرپرماجرا ، روز داوری ،شیری که شمشیر درخشانش را بالای سر می چرخاند ، تک شاخی که گردن بند طلایی اش را به صدا در می آورد ، قلمرو تاریک ،جنگ سرنوشت ساز ،رقابت فضیلت و شرارت و... عمدتا با آموزه های کابالیستی و باورها و آرمانهای آنان مطابقت دارد و مهر تاییدی بر این موضوع می گذارد که یهودیان در شکل گیری تشکیلات فرماسونری سهم مهمی دارند.

در قرن هیجدهم انجمن های سری با شعار نوع پرستی ، بشردوستی ، برابری و برادری مثل سیل سراسر اروپا را فراگرفت. این جمعیتها که با نیات «مجمع برادران» فاصله گرفته بود ، می کوشیدند تا دستگاه تفتیش عقاید را از میان بردارند ، با اعتراض و شورش علیه برخی پادشاهان اقدام می کردند ، برای ترویج دموکراسی ، پیشرفت سیاسی و دفاع از آرمان تلاش می کردند. و اعمال اولیای امور دینی و دنیایی را زیر سوال بردند. این اقدامات آنها خوفی زیادی در جامعه به خصوص بین حاکمان ایجاد کرد و باعث تعقیب ، آزار و شکنجه آنها شد. در سال 1738پاپ کلمنس هفتم همه فراموسونرهای اروپا را تکفیر کرد. لویی پانزدهم نیز در فرانسه ماسونها را تحریم کرد.

ب) اهداف

اما فراماسونرها چه اهدافی را دنبال می کنند ، باورها و اعتقاداتی که خاستگاه فراماسونری بود ، عمدتا در مخالفت با کلیسای کاتولیک بود. آنان همواره تلاش  داشتند تا بساط تشکیلات پاپ را برچینند. به نظر می رسد مخالفت با کلیسای کاتولیک به تدریج به نفی و انکار خدا منتهی شد. زیرا بعدها فراماسون ها خدا را به عنوان خالق کائنات انکار کردند و معتقد شدند کائنات به خودی خود به وجود آمده اند. آن ها در اعتقادات خود ادعای انسان مداری و انسان محوری دارند. این گروه با تشکیلات مرموز خود همواره با خداپرستی مبارزه شدید نموده اند. هدف آنها منحرف ساختن اروپا از میراث مسیحی خود و جایگزینی آن با ایدئولوژی سکولار است و با این برنامه نیتی جز نابودی نهادهای مذهبی آن را ندارد. اینان تلاش دارند تا نه تنها در دنیا بلکه در تمام جهان  تعالیم مورد قبول خودشان که از آموزه های تمدن مصر باستان و باورهای کابالیستی الهام گرفتند و بر پایه اومانیسم و مادی‌گرایی استوار است ، را حاکم سازند. کتاب «کمیته 300 کانون توطئه های جهانی» نوشته ی « جان  کولمن »  در  این زمینه  چنین  می گوید:

  « دلیل  موجودیت  نظامهای  پنهانی   مانند   سلحشوران اورشیلم،  سنت جان  و  مردان  میزگرد  و  گروه  میلنر سایر اجتماعات   مخفی (ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان، بخشی از  زنجیره ی  گسترده ی  فرماندهی سلطه گری جهانی  را  تشکیل می دهند که از باشگاه  رم ، سازمان  ناتو، مؤسسه ی  سلطنتی  امور  بین المللی  تا سرسلسله ی توطئه گران، یعنی کمیته ی 300، امتداد دارد. این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان  و اسرار آمیز نیاز دارند، چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند. »

در کتاب « اسرار سازمان مخفی یهود » در باره ماهیت و هدف فراماسونری آمده است: « این قدرت مخفی ماست . فراماسونری خارجی فقط به منظور مخفی نگاهداشتن نقشه های ماست و شعاع عمل و طرز اجرا این قدرت مخفی و محل اجرای ان برای همیشه بر ملتها پوشیده است ... هدف . حکومت ماست .... زمانی که نوبت حکومت ما فرارسد تکیه کلام خود یعنی عبارت آزادی . مساوات و برادری را عوض نخواهیم کرد .

بلکه مقصود خودمان را با الفاظ دیگری از قبیل«حق ازادی» و « وظیفه مساوات » و « هدف برادری )» ادا خواهیم کرد . در نتیجه . تمام حکومت ها را به استثنای حکومت خودمان از بین خواهیم برد ..... انگاه با دستهای محکم و قوی حکمفرمایی میکنیم و چون قدرت را از دست کسانی که مطیع ما شده اند بدست آورده ایم . جاه طلبی و حرص و آز و انتقام بیرحمانه و کینه را منحصر بخود میکنیم . ما هستیم که با ترور . همه جا را احاطه میکنیم و افراد زیادی را با روشهای متفاوت و عقاید مختلف در اختیار میگیریم » ( لا مبلن ،   :42- 63- 64).

 

فراماسونرها در بسیاری از امور شباهت زیادی با مصریان باستان دارند آنها از نقوش اهرام ، مجسمه های ابوالهول ، نوشته های هیروگلیف بسیار استفاده می کنند. دعاهای آنها مملو از کلمات مصری است ، بسیاری از نمادهای آنها همان نمادهای مصری است مانند نماد چشم جهان بین ، برخی باورهای آنان نیز از مصر الهام گرفته است. در مصر عقیده بر این بود که « ایسیس» یا ایزدبانوی بیوه ، سرچشمه آفرینش و خلقت است. ماسونها نیز عقیده دارند ، ماسونها فرزندان زن بیوه هستند.( هارون ، یحیی ، 1378)

کابالیستهای یهودی و مسیحی این چنین بر لژهای فراماسونری در انگلستان تسلط یافتند. این سازمان سری‌ و نخبه‌گرا‌ از قرن هیجده و دقیقا" از سال‌ 1717 میلادی‌ با هدف سلطه‌ برجهان‌ در انگلستان‌ تشکیلات جدید خود را بنیاد نهاد. که‌ چندان‌ ربطی‌ با ماهیت‌ این‌ جریان‌ جهان‌وطن‌ ندارد و ابزار و آلات‌ و عناوین‌ بنایی‌ پوششی‌ است‌ برای‌ پنهان‌ کردن‌ ساختار توطئه‌گر و ضددین‌ چنین‌ جریانی‌ است‌.از این پس این سازمان نوپا بود که در برابر دو طبقه دیگر اشراف وابسته به کلیسا و اشراف حاکم بر سیاست دولت، بپاخاسته و به کمک عوامل و نهادهای خود از جمله انجمن های فراماسون گری، خواهان آزادی، آزادی از نوع فئودالیته مذهبی و سیاسی، آزادی در کار، بازرگانی و انباشتن سرمایه بود. بوژروازی فریاد برابری سر می داد، زیرا می خواست در زمینه حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و قضایی …با دو طبقه دیگر برابر باشد.( حائری ، عبدالهادی ، 1368)  در حقیقت در قرن هیجدم با ظهور و گسترش دوران استعمار ، کاهش سختگیری های واتیکان و گسترش پروتستانیسم ، فراموسونرها به صورت رسمی فعالیت خود را در اروپا سازماندهی و گسترش دادند ، لژهای متعددی در کشورهای اروپایی آغاز به کار کردند. حضور و فعالیت آنان به ایالات متحده امریکا کشانده شد. در امریکا به اندازه ای قدرتمند شدند که با استقلال آمریکا در سال 1789، اولین دولت با ارکان ماسونی شکل گرفت. امریکا به دو دلیل برای گسترش شبکه های فراماسونری بسیار مستعد بود: نخست اینکه پیروان مذهب پروتستان که همواره در تقابل با کلیسای کاتولیک بود ، بخش عمده از جمعیت امریکا را به خود اختصاص می داد. دیگری حضور یهودیان ثروتمندی که توانستند با بهره گیری از ثروت خود بر ارکان جامعه امریکا اشراف و تسلط پیدا کنند. فراماسونها بعدها در تشکیل سازمان ملل و شکل گیری اسرائیل نقش زیادی ایفا کردند.

می توان به یقین اذعان کرد که مثلث کابالا ، فراماسونری و شیطان پرستی به دلیل برخورداری از خاستگاه ، باورها ، نمادها و ابزارهای مشترک هدفهای مشترکی نیز تعقیب می کنند. تا بر جهان حاکم شوند. برای تحقق این هدف از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند و از هر وسیله و واسطه ای کمک می گیرند. اگر نگاهی به « پروتکل دانشوران یهود » بیندازیم همسویی این جریانها به این دلیل است که آبشخور واحدی دارند. کابالیست ها ، فراماسونری ها و شیطان پرستها در اصوا و محورهای زیر با هم مشترک هستند:

 

• تقدیس و بزرگ داشت شیطان به دلیل آن که  روشنی بخش ونماد ضد مسیح و دین است و استفاده زیاد از نمادهای مشترک

• اعتقاد به اینکه زن و مرد اولیه، که مقام نیمه خدایی دارند، خالق نسل کره ی زمین هستند نه خداوند یکتا.

• بزرگداشت الهه های ملل باستان، مانند ایزس، لات و ... و  احترام  به  عقاید جاهلی ملل باستان (Paganism).

• اعتقاد فراوان به اومانیسم.

• اعتقاد فراوان به ماتریالیسم (ماده گرایی)  و  عدم  اعتقاد  به  روح  و  مسایل فرامادی.

• اعتقاد راسخ به سلیمان (Solomon) نه به  عنوان نبی بلکه به عنوان پادشاه، جادوگر و ماسون اعظم. نکته ی جالب این که  اکثر یهودیان نیز چنین اعتقادی دارند. « خداوند نیز در آیه ی 102 سوره ی بقره درباره ی بنی اسراییل در باره این مطلب می فرماید:

« وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ  سُلَیْمَانُ  وَلَـکِنَّ  الشَّیْاطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ.......» و پیروی کردند از سخنانی که شیاطین در قلمرو سلیمان می خواندند وهرگز سلیمان به خدا  کافر  نگشت  ولیکن  شیاطین  کافر شدند و سحر به مردم می آموختند ......»

 

• علاقه ی افراطی به علوم طبیعی  برای پر کردن خلاء ناشی از کنار گذاشتن معنویت انجام می گیرد.

• اعتقاد به قدرت برتر در ماسون صاحب درجه 33. گروه های ماسونی 33 مرتبه و 33 درجه دارند. شخصی که به درجه ی 33 می رسد ، قدرت  زیادی  داشته و ماسون اعظم نامیده می شود. این شخص بالاترین مقام لژ را در اختیار دارد.

• اعتقاد به ساخت معبد سلیمان به عنوان  پایتخت  عقیدتی  در  بیت المقدس (Jerusalem) قبل از ظهور ضد مسیح (Antichrist) یا فرعون جدید (New Pharaoh) که منجی شیطانی ماسونهاست.(27)

• اعتقاد به ظهور ضد مسیح (Artichrist  = دجال) یا فرعون جدید (New Pharaoh) در ابتدای(دهه ی اول) قرن 21 و شروع  حکومت جهانی شیطانی  توسط  او.(28) (البته  ممکن  است که  Antichrist  مورد  نظر   خود ماسون ها، لزوماً شخص خاصی نباشد؛ بلکه  ممکن  است  Antichrist  مورد نظر ماسون ها، خود تشکیلات فراماسونری باشد.)

 

این جریانها موفقیت خود را در گروه چند اقدام مهم می دانند:

• نابودی تمام مظاهر توحید و یکتاپرستی در جهان.

• به دست گرفتن حکومت و قدرت در تمام کشورهای جهان از طریق  شبکه ی گسترده ی ماسونی در تمام ممالک دنیا.

• تخریب  مسجد الاقصی  و  کشف  معبد سلیمان  و  بازسازی  آن  در  ابتدای  قرن 21

• پرکردن معبد سلیمان از بت ها  و  نمادهای ماسونی  به  عنوان  اصلی ترین پرستشگاه ماسونی.

• برقراری حکومت جهانی  شیطانی  به  پایتختی  معبد سلیمان  در  اورشلیم (بیت المقدس).

• به حکومت  رساندن  قدرتمندترین  فراماسون  با  عنوان  نمادیین  ضد مسیح (Antichrist= دجال) در ابتدای قرن 21.

 

فراماسونر ها  برای تحقق اهداف خود رواج فرقه های مذهبی ، عرفانهای سکولار و شیطان پرستی، به عنوان یک نماد برای مبارزه  با ادیان استفاده می کنند . اعضای این گروه ها در واقع هیچ اعتقاد  قلبی  به  مسایل فرازمینی مانند خدا، فرشتگان،   شیطان  و ...  ندارند  و معتقدند که تنها ماده  وجود  خارجی دارد. (اعتقاد به ماتریالیسم)  اعضای این گروه ها برای نشان دادن دشمنی  خود  با مذاهب، از نماد  (Baphomet) که مربوط  به  شیطان پرستان باستان  است، استفاده نموده و  از  آن  برای  نشان دادن  بی اعتقادی  خود  به  عالم  آخرت  بهره می جویند. البته لازم به ذکر است که فراماسون ها و شیطان پرستان، خودشان  نیز به این مسأله اعتراف کرده اند.

 

هدف تشکیلات فراماسونری این است که تمام‏ دولت های جهان را باید تحت سیطره خود در آورد و دولتهایی بر  پایه انکار خدا و جمهوری هایی بر مبنای « لا مذهب جهانی » تاسیس کند. آنها دین را یگانه دشمن بشریت می دانند به همین خاطر ایده آزادی از مذهب را تبلیغ و ترویج می کنند و معتقدند ماسونیسم یگانه حزبی است که با ادیان ، عقاید و مقدّسات دینی به‏شدّت مبارزه می‏کند. «کریستوفر نایت » و  « رابرت لوماس » در باره تاثیر پذیری اندیشه های فراماسونری از دنیای باستان ، در کتاب خود به نام « کلید حیرام » حرف‌های مهمی برای گفتن دارند که تکرار آنها خالی از لطف نیست : مصریان معتقد بودند ماده همیشه وجود داشته است. در نظر آنان اینکه خداوند چیزی را از عدم خلق کند غیرمنطقی به نظر می‌رسید. به عقیده آنان آغاز جهان زمانی بود که نظم از بی ‌نظمی خارج شد و از آن زمان تاکنون جنگ میان نیروهای نظم و نیروهای بی‌نظمی وجود داشته است. این وضعیت آشفته « نان » (Nun) نامیده شد و براساس توضیحات سومری  ...  همه چیز تاریک بود و بی‌نور، اما درون آن یک نیروی خلاق وجود داشت که فرمان داد نظم آغاز شود. این نیرو از وجود خودآگاه نبود و تنها یک احتمال یا پتانسیل به شمار می‌رفت که در بی‌قاعدگی بی‌نظمی ظهور کرد. فلسفه ماده‌گرای مصر باستان پس از اضمحلال این تمدن همچنان به حیات خود ادامه داد. بعضی یهودیان پذیرای آن شدند و در سایه اصول کابالا به ادامه حیات آن کمک نمودند. از سوی دیگر، گروهی از فلاسفه یونان همان فلسفه را اقتباس کردند و با تفسیر مجدد آن مکتب «هرمتیسیسم» (Hermeticism) را به وجود آوردند. کلمه هرمتیسیسم از نام «هرمس» (Hermes)، همتای یونانی خدای مصری «تاث» (Toth) برگرفته شده است. به عبارت دیگر این فلسفه نسخه یونانی فلسفه مصری است.( هارون ، یحیی ، 1378)

«سلامی ایشینداغ » در توضیح مبدأ این فلسفه و جایگاه آن در فراماسونری مدرن می‌نویسد:

در مصر باستان جامعه مذهبی وجود داشت با طرز تفکری مبتنی بر هرمتیسیسم  فراماسونری نیز چیزی مشابه آن اتخاذ نمود. کسانی که با گذراندن تشریفات سازمان به سطوح خاص می‌رسیدند، افکار معنوی و احساسات خود را آشکار می‌نمودند و به تربیت افرادی که در سطوح پایین‌تر قرار داشتند می‌پرداختند. فیثاغورث پیرو این مکتب بود و در میان آنها آموزش دید. نظام فلسفی مکتب اسکندرانی و نئوافلاطونی در مصر باستان ریشه دارد و شباهت‌های عمده‌ای میان آن و تشریفات ماسونی وجود دارد.ایشینداغ پا را فراتر می‌نهد و در توضیح تأثیر تفکرات مصری بر مبادی فراماسونری چنین اظهار می‌کند: فراماسونری یک سازمان اجتماعی ـ تشریفاتی است که نقطه آغازش مصر باستان است.( هارون ، یحیی ، 1378)

بسیاری از دیگر صاحب‌نظران ماسون همین عقیده را دربارة خواستگاه فراماسونری دارند و معتقدند این سازمان از تخم جوامع مخفی تمدن‌های مشرک، همچون مصر و یونان متولد شده است. « سلیل لییکاتاز» یک ماسون ارشد ترک در مقاله‌ای با عنوان «اسرار ماسونی: چه چیز محرمانه است و چه چیز محرمانه نیست؟» می‌نویسد:

«در تمدن‌های کهن یونان، مصر و روم مکاتب پنهانی وجود داشتند که از مفاهیم مشترکی در زمینه علوم ماوراء‌الطبیعی و اسرارآمیز برخوردار بودند. اعضای این مکاتب سرّی تنها پس از گذراندن دوران طولانی تحصیل و تشریفات خاص به عضویت پذیرفته می‌شدند. پنداشته می‌شود اولین مکتب از این دست، مکتب «اُسیریس» (Osiris) باشد که بر مبنای تولد این خدا دوران جوانی او، مبارزه‌اش با تاریکی، مرگ او و رستاخیزش شکل گرفته است. این مفاهیم طی مراسمی توسط روحانیون به نمایش درمی‌آمد. با این روش مراسم و نمادهای به نمایش درآمده بسیار مؤثرتر واقع می‌شدند... . سال‌ها بعد، طی این مراسم و تشریفات اولین محافل مجمع برادران تشکیل شدند و با عنوان فراماسونری به فعالیت پرداختند. این انجمن‌ها آرمان‌های یکسانی داشتند و در مواقع فشار قادر به فعالیت بودند. دلیل بقای آنان این است که پیوسته نام و القاب و روش خود را تغییر می‌دادند. با این حال به مکتب سری کهن و ویژگی‌های خاص آن وفادار ماندند و تفکرات خود را نسل به نسل منتقل کردند. آنها برای اجتناب از به خطر افتادن تشکیلات قوانین ویژه‌ای میان خویش وضع نمودند. ایشان برای محافظت از خود در برابر مردم نادان به فراماسونری عملی که دربردارندة احکام دقیق حرفه‌شان بود، پناه بردند و آن را با اندیشه‌های خود پیوند زدند. این روند بعدها در تشکیل فراماسونری خرد محور مؤثر واقع گشت»

نقل قول بالا نیز مؤید ادعای ماست. از میان سه تمدن باستانی مصر، یونان و روم، قدیمی‌ترین تمدن، تمدن مصر می‌باشد. می‌توان گفت عمده‌ترین منبع فراماسونری مصر است.لازم به یادآوری است که تمدن مصر کهن نمونه اصلی «تمدن طاغوتی» است و در قرآن از آن یاد شده است. آیه‌های متعددی به فرعونیان، جوامع آنها، ظلم و ستم، بی‌عدالتی، شرارت و فزونی‌ طلبی آنها اشاره می‌کند. فراماسون‌ها در نوشته‌های خود به ستایش این تمدن می‌پردازند. چنانکه در مقاله‌ای در مجلة «میمارسینان » به ستایش معابد مصر به عنوان «منبع حرفه ماسونی» برمی‌خوریم:

... مصریان «هلیاپلیس» (شهر خورشید) و ممفیس را برپا کردند و براساس نوشته‌های ماسونی این دو شهر منبع علم و دانش و به اصطلاح ماسون‌ها «نوربزرگ» بودند. فیثاغورث که از هلیاپلیس دیدن کرده بود بیش از اینها از معبد می‌دانست. معبد ممفیس، جایی که او در آن آموزش دید، از اهمیت تاریخی برخوردار است. در شهر صور مکاتب پیشرفته‌ای وجود داشتند. فیثاغورث، افلاطون و سیسِرو در این شهرها به فراماسونری قدم نهادند. در جای دیگر در مجله « میمار سینان » چنین می‌خوانیم:« وظیفه اصلی فرعون جستجوی نور بود؛ او باید نور مخفی را به بهترین وجه تعالی می‌داد... همانطور که ما ماسون‌ها تلاش می‌کنیم معبد سلیمان را بسازیم، مصریان نیز تلاش می‌کردند اهرام یا برج نور را بنا کنند. مراسمی که در معابد مصریان به اجرا درمی‌آمد چندین درجه داشت. این درجات از دو بخش کوچک و بزرگ برخوردار بودند. درجه کوچک به یک، دو و سه تقسیم می‌شد و بعد از اینها درجات بزرگ آغاز می‌شدند.

در قرون وسطی که«فراماسونری صنفی»به وجود آمد، برای تعلیم شاگردان و تجمع استادان بنّا از اتاقهای نیمه کاره‏ کلیسایی که در آن به کار مشغول بودند،استفاده می‏کردند، اما همین که« بنایان آزاد» جای خود را به«فراماسونهای‏ سیاسی»دادند،لژهای مستقر پدیدار شدند که به تقلید از «معبد سلیمان»نام«معبد»بر آن نهادند. پرگار و گونیا (که پرگار روی گونیا قرار دارد) از مشهورترین علائم فراماسونری است. اگر از ماسون‌ها دربارة مفهوم این علامت بپرسند، خواهند گفت این نشان نماد علم، نظم هندسی و تفکر فردگراست. با این وجود این علامت مفهومی کاملاً متفاوت دارد. این موضوع را می‌توان در کتاب یکی از بزرگ‌ترین ماسون‌ها یافت. « آلبرت پایک » در کتاب خود با عنوان  «اخلاق و تعصب» می‌نویسد: «گونیا نماد زمین است. این شکل دوگانه (زن و مرد) نماد طبیعت دوگانه‌ای است که از دوران باستان به خداوند اطلاق می‌شد و مفهوم مولد تولیدکننده یا همان برهما و مایا نزد آریایی‌ها و اُزیریس و ایزس نزد مصریان را دارد؛ مانند خورشید که مذکر است و ماه مؤنث.» یعنی پرگار و گونیا، مشهورترین نماد فراماسونری، نماد الحاد آریایی است و به دوران پیش از مسیحیت تعلق دارد. ماه و خورشید نیز که پایک به آنها اشاره می‌کند، نمادی بسیار بااهمیت هستند و در لژها به وفور مورد استفاده قرار می‌گیرند. باید افزود این افکار چیزی جز انعکاس عقاید باطل مشرکان پیشین که به پرستش ماه و خورشید می‌پرداختند نیست.»

در جای دیگر در مجله میمار سینان چنین می‌خوانیم: «وظیفه اصلی فرعون جستجوی نور بود؛ او باید نور مخفی را به بهترین وجه تعالی می‌داد... همانطور که ما ماسون‌ها تلاش می‌کنیم معبد سلیمان را بسازیم، مصریان نیز تلاش می‌کردند اهرام یا برج نور را بنا کنند. مراسمی که در معابد مصریان به اجرا درمی‌آمد چندین درجه داشت. این درجات از دو بخش کوچک و بزرگ برخوردار بودند. درجه کوچک به یک، دو و سه تقسیم می‌شد و بعد از اینها درجات بزرگ آغاز می‌شدند.روشن است که «نور»ی که فراعنه مصر و ماسون‌ها به دنبال آن می‌گردند یکی است. می‌توان چنین استنباط نمود که فراماسونری نسخه مدرن فلسفه فراعنه مصر است. خداوند ماهیت این فلسفه را در قرآن آشکار می‌کند؛ در جایی که دربارة فرعون و پیروانش چنین حکم می‌کند: « فرعون و قوم او مردمانی طغیانگر و نافرمان هستند».در آیات دیگر می‌خوانیم: «فرعون به میان قوم آمد و گفت: «ای قوم! آیا سلطنت مصر به من تعلّق ندارد و این نهرهایی که در این سرزمین در پای قصر من جاری است تحت حاکمیت من در جریان نیستند؟ آیا نمی‌اندیشید؟» ... بدینگونه فرعون قومش را فریفت و تحت تأثیر قرار داد. آنها از او اطاعت کردند چرا که قومی به واقع عصیانگر و فاسد بودند.( هارون ، یحیی ، 1378)

امرزوه تشکیلات فراماسونری ، یک جریان تاثیر گذار در دنیای معاصر شناخته شده است و بسیاری از حوادث و وقایع بزرگ جهان را این تشکیلات طراحی کرده اند. در نشریه ارگان ماسون‌های ترکیه به نام «معمارسینان»  می‌نویسد: «در سال 1789 توسط اندیشمندان ماسون انقلاب فرانسه پایه‌گذاری شد».  «آلیا عزت بگوویچ  » نیز می گوید: « کلیه کودتاها و انقلاب‌ها، اتوپیاها، سوسیالیزم‌ها و دیگر جریان‌ها که خواستار دستیازی به بهشت زمینی هستند ریشه در عهد عتیق (تورات) دارند و کنه آن‌ها یهودی است.» وی در ادامه این نظر نکته جالب توجه دیگری را به شرح زیر عنوان می‌نماید: «… فلسفه ماسونی که بشارت دهنده رنسانس انسانی بر مبنای شالوده علمی می‌باشد خود، پوزیتویستی و یهودی است. در صورتی که رابطه درونی و بیرونی پوزیتویسم، ماسونگری مورد کنکاش قرار می‌گرفت بسیار جالب توجه می‌بود.در حقیقت  ماسونگری همان «پوزیتویسم و یهودی‌گری» است. و بین ماسونگری ، جریان روشنگری و «باطنی‌گری عبرانی» پیوند نزدیک و عمیقی برقرار است. ( صاحب خلق ، 1383)

از قرن هیجدم میلادی به بعد فراموسونری نه تنها به عنوان یک فرقه ساختگی با اهداف مشخص شکل و فرم جدیدی به خود گرفت بلکه در دوران معاصر یکی از علل اصلی ظهور و گسترش فرقه های نوظهور به ویژه جریانهای ضد دینی ، سکولار و شیطان پرستی بوده است. آنها تلاش دارند تا در جبهه ی فکری، عقیدتی و فرهنگی و با نفوذ در ادیان و ایجاد اختلاف بین پیروان آنها ،  آنها  را، هم از درون و هم از بیرون تخریب نماید. با این قصد در دین های اسلام، مسیحیت و یهودیت نفوذ کرده اند. در دین اسلام با ایجاد و تقویت بهاییت و برخی فرقه های عرفانی نوپدید   و فراماسونهای طیف Shriner، قصد تضعیف دین اسلام را داشته و دارد. در دین مسیحیت ، پروتستانیسم و فرقه های آن  به ویژه « اوانجلیکالها  » (نوانجیلی ها)  را رواج داده که اهداف و اعمالشان هم جهت با عقاید فراماسون ها است و این گروه ها تا حد  زیادی  هم موفق  بوده اند.  فراماسونها  در  واتیکان  و بعضی از فرقه های پروتستان هم نفوذ  کرده اند.  از  این  مطلب  می توان نتیجه گرفت  که مشکلات اخیر واتیکان با اسلام و کشورهای اسلامی  نیز ناشی از همین موضوع است.

فراماسون ها فقط به سرمایه داران و سیاستمداران برجسته حق عضویت در گروه خود را می دهند. در بریتانیا و ایالات متحده آمریکا توسط فراماسون ها گروه هایی با عقاید مرموز به وجود آمده است که آن ها را روسی کروسین می نامند و فقط اعضای برجسته فراماسون ها حق عضویت در این گروه ها را دارند. این گروه ها ادعا می کنند که از بعد عرفانی موجود در تمامی ادیان پیروی می نمایند، ولی مراسم عبادی آن ها را جادوگری تشکیل می دهد.( بررسی ارتباط گروه‌های مذهبی انحرافی نوظهور در جهان غرب با فراماسونری حیدررضا ضابط)

 با ظهور فراماسونری سنت های کهن جادوگرى و شیطان‏پرستى که ریشه در باورهای مصر باستان ، اقوام بین النهرین ، اقوام سلتی و ... دارد ، در قاره اروپا از قرن شانزدهم میلادى به بعد  احیاء و گسترش پیدا کرد.  در اوائل قرن نوزدهم بعضى از اشراف انگلستان ـ که عضو گروه فراماسونرى (Ordo Temple Orientis) بودند ـ به رهبرى « سرفرانسیس داشود » یک گروه شیطان‏پرستان به نام « باشگاه آتش جهنم » (Hell Fire Club) را در شهر لندن تأسیس نمودند و از آن زمان شهر لندن مرکز شیطان‏پرستان در اروپا گردید. استفاده از مواد مخدّر و انجام مراسم مبتذل جنسى، فعالیت اصلى این گروههاى شیطان‏پرست را تشکیل مى‏داد.

 یکی از حقایق غیر قابل انکار ، پیوستگی و نزدیکی جریانهای ماسونی و شیطان پرستی است. تاثیر پذیری این دو جریان از باورهای مردمان مصر باستان و تصوف یهودی کابالا ، وجود باورها و نمادهای مشترک بین آنها  ، سری بودن و رازآلود بودن هر دو جریان ، داشتن کارکردهای استعماری و تجاری مشترک ، نقش فراموسونرها در ظهور و گسترش فرقه های جدید شیطان پرستی ،  وابستگی رهبران گروه های شیطان پرست به تشکیلات فراموسون ها وارتباط نزدیک فراموسونرها و شیطان پرستان با صهیونیستها بر این موضوع صحه می گذارد.

 فراماسون ها  همواره  تاکید داشتند که «خدا مرده است»، لیکن با آغاز جنبش احیای دینی در سراسرجهان، فراماسون ها ـ که با صهیونیست ها مخصوصا گروه مرموزی در میان آن ها به نام قباله رابطه ای بسیار نزدیک دارند ـ در راستای اهداف گروه های بیگانه و غیرمتداول مذهبی تبلیغ می کنند که پیروان این گروه ها با اطاعت از رهبرانشان می توانند خدا شوند.

 

موضوع مرتبط : اهداف صهیونیسم جهانی

 

منابع:

1- تیموئی ، لوی بیتل « جنگ های صلیبی » ترجمه سهیل سمـی ،تهران ققنوس ، 387.

2-  حائری عبدالهادی، تاریخ جنبش ها و تکاپوهای فراماسونری در کشورهای اسلامی، آستان قدس 1368.

3- شهبازی ، عبدالله « زرسالاران یهودی و پارسی ، استعمار بریتانیا و ایران » جلد اول ، تهران ، موسسه

    مطالعات و پژوهش های سیاسی ، 1377.

4- صاحب خلق ، نصیر «کتاب پروتستانتیزم و پیورتیانیسم و مسیحیت صهیونیستی» تهران، انتشارات

       هلال، 1383.

5- عدی ، ستار « تاریخ فشرده جنگ های صلیبی » تهران ،پژوهشگاه فرهنگ ، هنر و ارتباطات ، 1387.

6- کاسمینکی، یوگنی آلکسیویج « تاریخ قرون وسطی»ترجمه صادق انصاری و محمدباقر مومنی ، تهران ،

      اندیشه ، 1350.

7- گلسرخی ، ایرج « تاریخ جادوگری» تهران ، نشرعلم ، 1377.

8- لامبلن ، جرج « اسرار سازمان مخفی یهود » ترجمه مصطفی فرهنگ.

9- یحیی ، هارون « شوالیه های معبد، مبانی نظری فراماسونری جهانی»، ترجمه :‏موعود، تهران ،

     نشر هلال،1386.

10- ویل دورانت « تاریخ تمدن جلد6 اصلاح دینی » ترجمه فریدون تدره ای و ... ، تهران  ، انتشارات علمی

       و فرهنگی ، 1380.

11- ویل دورانت « تاریخ تمدن جلد4 عصر ایمان » ترجمه ابوالقاسم طاهری، تهران  ، انتشارات علمی

       و فرهنگی ، 1380.

12-( بررسی ارتباط گروه‌های مذهبی انحرافی نوظهور در جهان غرب با فراماسونری حیدررضا ضابط)

13- ویکی پدیا عربی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 14:19  توسط پدرام کاظمی   | 

شعوبیه؛ بزرگترین نهضت جعل ودروغسازی درتاریخ ایران و اسلام !

شعوبیه؛ بزرگترین نهضت جعل ودروغسازی درتاریخ ایران و اسلام !

 

 این نهضت شگفت و بی سابقه در تاریخ ملت ها ، در همه جای عربیت و اسلامیت دست داشت و

در جهت اهداف سیاسی و ملی خود آثار بسیاری خلق کرد...بی شک اگر این نهضت _ضد اسلام با اسلحه ناسیونالیسم ، اسلام را در همان آغاز در این منطقه خاص به مردم بد معرفی نمی کرد ، شاهد گسترش اسلام به مناطق شرق ایران نیز می شدیم ...

 " چه بسا که شوخی های شعوبیه در قالب حدیثی موثق و مستند یا متن کلامی متین و یا قطعه ای تاریخی ، بخشی از عقاید مذهبی و خیلی جدی ما را ساخته و معتقدان متعبد و متعصبی را یافته است،در بسیاری موارد اسلاف شعوبی ما ، ما را دست انداخته و لطایف و گاه عقده های ملی

و ضد عربی خود را در باور عقیدتی ما تزریق کرده اند ! "

(محمود رضا افتخار زاده – اسلام در ایران –ص387)

(( محمد تقی بهار در کتاب سبک شناسی ، جلد اول صفحه 187 مینویسد :

" ...می توان ترجمه های ابن مقفع و مجلدات تاریخ طبری و مسعودی و حمزه و سیرالملوک و عیون الاخبار و غرر الاخبار ملوک الفرس ثعالبی و غیره را از کارهای شعوبیه شمرد."))

 "حقیقت تلخ اینست که پان عربیسم و پان ایرانیسم هر دو و هرکدام به سهم خود ، در بستر پاک انسانی اسلام محمد (ص) آتشی افروختند که بر خاکستر آن علف های هرز و پلیدی رویید

 

که ریشه کن ساختن آن ها کاری محال به نظر میرسد "

اسلام در ایران - افتخارزاده ص431

 ----------------------------------------------------

قلمرو فعالیت ، حضور و نفوذ فرهنگی شعوبیه :

 تاریخ :

جعل قطعات و روایات تاریخی در جهت اهداف سیااسی- عقیدتی کوتاه مدت و تعظیم پیشینه تاریخی – سیاسی-فرهنگی ایران باستان و پادشاهان مخصوصا ساسله ساسانیان ،تحریف و تحقیر قرآن

   تفسیر:

تاویل و تطبیق برخی آیات قرآن بر اهداف و عقاید شعوبیه،مانور بر روی لغات عجمی قرآن ،

تطبیق آیات تاریخی قرآن بر اساطیر و تاریخ باستانی ایران ،نمونه برجسته آن ، تاویل ذوالقرنین بر کوروش هخامنشی، تفسیر طبقاتی- نژادی آیات قرآن ،نمونه برجسته آیه 13 سوره حجرات ، شعوب و قبایل

 ادبیات :

جبهه بی امان و تهاجمی و پهناور هجو علیه اشراف و قبایل و افراد و مفاخر و مظاهر عربیت و تفاخر نژادی عجم بر عرب در شعر حماسی

   عرفان :

حلول معنویت ایرانی در تصوف اسلامی ،انتقال روح آریایی در ظرف های سامی ،ثنویت شگفت از معنویت ایرانی اسلامی ...

فقه :

خلق قواعدی در کاستن از فشاارحقوقی – قضایی پان عربیسم بر اعاجم و به رسمیت شناختن

هرچهبیشتر دین باستانی ایران ،تلاش برای مساوات قرار دادن زبان عربی و عجمی ،از اعتبار انداختن زبان عربی در عقود و ایقا عات و قرائت صلوات و اذکار عبادی و شهادتین و خلق قواعد بسیاری در حمایت از منافع اقتصادی ، فئودالی اشرافیت ایرانی و...

اقدامات جناح شیعه شعوبیه :

  دوره حضور امامان :

تلاش برای نزدیک شدن به امامن و قرار گرفتن در دایره اصحاب و پیروان آنان ...

 

جعل و تحریف روایات و احادیث مرویه از آن حضرات و پخش آنها در میان عوام شیعه ...

ایجاد تقویت و تعقیب خط "غلو" با مایه های اشرافیت نژادی ،خونی اهورایی ایران باستان در جهت ساختن هویت اساطیری و افسانه ای کیش شخصیت امامان ،تلاش برای تجزیه اصحاب و ایجاد انشعاب و القاء و ادغام عقاید پان ایرانیتسی گنوسی – زرتشتی و اوهام و خرافات و اساطیر مورد نظر در بافت و کلامی مذاهب منشعب شیعی،جعل احادیث در جهت منافع سیاسی ،

  دوره غیبت :

تدوین  جعلیات و عقاید ساخته و پرداخته دوره حضور ،پشتوانه بخشیدن روایی تاریخی به افسانه

ازدواج دختر یزدگرد سوم با امام حسین(ع)

 به نقل از :

محمود رضا افتخار زاده  و کتاب اسلام در ایران فصل شعوبیه صفحه 348

 -----------------------------------------------

مچ گیری ابوریحان بیرونی از افسانه سازان :

نقل قولی از ابوریحان خالی از لطف نیست ....ابوریحان در مورد نوروز نقل قولهایی را آورده ...

برای طولانی نشدن خلاصه ای را می آورم :

 (( ابولفرج زنجانی حاسب برای من حکایت کرد که این آتش را من دیده ام (آتش کلواذا : بیرونی میگوید : تا مشاهده نکند اطمینان نمییابد)در سمت غربی دجله که رو به روی کلواذا است در حقیقت شب نوروز دیده می شود و عضدالدوله نگهبانان خود را در آنجا گذاشت که از حقیقت امر جستجو کنند مبادا که این کار از نیرنگ های مجوس باشد .))

این خود نشان می دهد شعوبیه برای اثبات ادعا های خرافی خود در راستای افسانه های گوناگونی که برای نوروز ساختند دست به هر کاری میزدند ...در همین کتاب بیرونی چندین افسانه در مورد نوروز گفته شده که مشخص نیست ، فلسفه اصلی نوروز کدامیک میتواند باشد ...

و این داستان ادامه جالبی هم دارد ...

(( چون ابوالفرج از نقل این قصه فارغ شد من به او گفتم که نوروز از وضع و حال نخستین خود زایل شده زیرا ایرانیان کبیسه سال را اهمال کردند پس چرا این آتش از موقع خود تاخیر نمی یابد که در شب نوروز حقیقی اتفاق افتد و اگر لازم نباشد که تاخیر یابد آیا آن وقت که ایرانیان سال های خود را کبیسه می نمودند این آتش از وقت فعلی خود پیشی می گرفته است ؟ابولفرج را در مقابل این اشکال پاسخی نبود که مرا قانع کند ))

ابوریحان بیرونی- آثار الباقیه – ص 326

----------------------------------------------------------

آمار عجیب یهودیان در ایران و تمدن اسلامی ....

سفرنامه رابی بنیامین تودولایی صفحه 127:

((در سمرقند شهر بزرگی که از فارس پنج روز راه فاصله دارد و در مرز امپراتوری قرار گرفته

پنجاه هزار خانواده یهودی زندگی می کنند و شاه زاده رابی عبادیه در راس آنان است .

در میان آنها حکما و افراد ثروتمند بسیار است.مردمی که در ایران سکونت می کنند با اطمینان می گویند که ساکنین نیشابور و شهرهای اطراف آن ازچهار قبیله اند: دن،زبولون، آشر ونفتالی..))

این تجمع در منطقه ای که میتوان مرکز شعوبیه نیز نامید ، بیانگر اینست که یهودیانی که

در زمان حیات پیامبر با اینکه در اقلیت بودند آنهمه جدال و جنگ و مبارزه با اسلام داشتند ...

چگونه میتوان این قوم عظیم و ثروتمند را درشرق ایران بی تحرک دانست ؟

جز اینکه این قوم با تحریک اقوام ایران به ملی گرایی راه مبارزه ی فرهنگی – عقیدتی را با تاکتیک خود

و فکر و استعداد ایرانی بر علیه اسلام هموار نمودند ...

آمار کامل  یهودیان در تمدن اسلامی :

(تمدن اسلامی در قرن چهارم – آدام متز – صفحه 51 و 52)

بنیامین التطیلی و بتاحیا (اهل رگنسبرگ ) در قرن ششم هجری در این باب سخن رانده اند (1) تقسیم قلمرو اسلام به دو خلافت فاطمی و عباسی در سازمان جامعه یهود اثر گذاشت ، رئیس یهودیان در بغداد ، راس الجالوت – که مسلمانان سیدنا لقبش دادند- نفوذ کلمه اش از شرق فرات فراتر نمیرفت (2)

رابی بنیامین (که به سال 1165سیاحت میکرد ) تعداد یهودیان قلمرو اسلام را صرفنظر از مغرب سیصد هزار نفر تخمین زده است اما رابی بتاحیا که بیست سال پس از وی به سیاحت پرداخت میگوید : تنها یهودیان عراق ششصد هزار نفرند (3) ، البته هیچیک از دو رقم فوق شامل شام نمیشود .

(م:این افزایش طی بیست سال نشان میدهد که یهودیان شامات از جلو صلیبیان گریخته به شهرهای اسلامی خصوصا عراق پناه آورده بودند )

بنیامین ساکنان محله مخصوص یهودیان بیت المقدس را چهار نفر مینویسد اما بتاحیا بیش از یک نفر مشاهده نکرد .

بنیامین عده یهودیان دمشق زیر حکومت مسلمانان را 3 هزار نفر مینویسد و بتاحیا 10 هزار آورده ، در حلب نیز 5 هزار یهودی وجود داشت .

 در اطراف دجله و فرات یهودیان زیاد بودند . بتاحیا گوید : " در شهر ها و آبادیهای بین نینوا و دجله همه جا یهودی هست " (4)مثلا در جزیره ابن عمر 4 هزار یهودی هست . در موصل 7 هزار و به حساب بتاحیا 6 هزار در حربه پانزده هزار و در عکبری و واسط 10 هزار عجیب اینکه در خود بغداد فقط هزار یهودی میزیستند .(5)

در کوفه 7 هزار و در بصره 2 هزار و در اوایل قرن چهارم اهالی دو شهر دیگر عراق ، نهر ملک و سورا ، اکثرا یهودی بودند (6)

و بدین ترتیب هرچه به سمت شرق میرویم تعداد یهودیان بیشتر می شود .

 

در همدان سی هزار و در اصفهان پانزده هزار و در شیراز ده هزار نفر و در غزنین هشت هزار و در سمرقند سی هزار یهودی وجود داشت .

مقدسی در قرن چهارم میگوید :" در خراسان شمار یهودیان بسیار بیشتر از از مسیحیان است "(مقدسی –ص 323)و همچنین در عراق عجم و غرب ایران (ص 394)

در شرق اسلام دو شهر بنام یهودیه وجود داشت یکی نزدیک اصفهان و دیگری در شرق مرو و باز مقدسی گوید : در خوزستان یهودی و مجوسی بیش از مسیحی است (414)و در فارس مجوسی بیش از یهودی است اما مسیحی خیلی کم است (439)

1-H-Greatz , gescbicbte der juden , V,4,Aufl,S.276

2- Benjamin , S.61

3- Petachja , S . 289

4- Petachja , S . 279

5- Benjamin , S. 19

6-قفطی – اخبارالحکما . چاپ اروپا . ص  194

ذکر این نکته الزامیست که برخی اخیرا مطالبی نوشته اندمبنی بر اینکه " شیعه ، عکس العمل روح ایرانی و انقلابی ملی در برابر اسلام است" !!!!

باید به این  پانعربها و  وهابیان  گفت که سخن ما بر مبنای سخن دانشمندان بی طرف

( نه شیعه یا وهابی) که یک مورد راخواهیم آورد :

تمدن اسلامی در قرن چهارم – آدام متز – صفحه 75

" همچنانکه تحقیقات ولهاوزن به گونه ای نزدیکتر به واقعیت ثابت کرد ، شیعیگری بر خلاف پندار بعضی ، عکس العمل روح ایرانی  در برابر اسلام نیست  *

-julius Wellhausen  , die religios – politiscben  oppositions parteien im alten islam . berlin  , 1901 , s .91

موید این نظر پراکندگی شیعه در قرن چهارم است : خوارزمی در اواخر قرن چهارم اشاره کرده که عراق نخستین خاستگاه شیعه می باشد (رسائل ابی بکر خوارزمی ، چاپ قسطنطنیه 1297 ه – ص 49 )

اما جزیره العرب صرفنظر از شهرهای بزرگ مکه و تهامه و صنعا و قرح ، کلا شیعه بود و نیز شهرهایی مثل عمان و هجر و صعده غالبا شیعه نشین بودند .(مقدسی ص 96 ) در خوزستان که مجاور عراق بود نیمی از اهالی شیعه مذهب بودند و ...

اما در شرق اسلامی مذهب سنی غلبه داشت ، به استثنای قم ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 14:16  توسط پدرام کاظمی   | 

شيعه يك اپوزيسيون ايراني براي عرب مسلمان نبود ...

موقعیت جغرافیایی شیعه

شيعه يك اپوزيسيون ايراني براي عرب مسلمان نبود ...

 آدام متز در کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم ،صفحه 75 می گوید :

" همچنانکه تحقیقات ولهاوزن به گونه ای نزدیکتر به واقعیت ثابت کرد ،شیعیگری بر خلاف پندار بعضی ، عکس العمل روح ایرانی در برابر اسلام نیست *

-julius Wellhausen , die religios – politiscben oppositions parteien im alten islam . berlin , 1901 , s .91

موید این نظر پراکندگی شیعه در قرن چهارم است : خوارزمی در اواخر قرن چهارم اشاره کرده که عراق نخستین خاستگاه شیعه می باشد (رسائل ابی بکر خوارزمی ، چاپ قسطنطنیه 1297 ه – ص 49 )

اما جزیره العرب صرفنظر از شهرهای بزرگ مکه و تهامه و صنعا و قرح ، کلا شیعه بود و نیز شهرهایی مثل عمان و هجر و صعده غالبا شیعه نشین بودند .(مقدسی ص 96 ) در خوزستان که مجاور عراق بود نیمی از اهالی شیعه مذهب بودند و ...اما در شرق اسلامی مذهب سنی غلبه داشت ، به استثنای قم ...(آدام متز)

 حکومت فاطمیون در مصر نیز موید همین مطلب است :مرحوم «دهخدا» در مورد اولين خليفه فاطميان مي‌گويد: «عبيداله بن محمدالفاطمي العلوي از فرزندان امام جعفرصادق(ع)، امام و مؤسس دولت علويين در مغرب و جد فاطميان در مصر است. در نسب وي اختلاف است. وي در سليمه سوريه سكونت داشت، سپس بسياري از اصحاب خود را در مغرب پراكنده كرد تا ظهور امام زمان (مهدي) را بشارت دهند و مردم را بدو خوانند».

 الازهر و دارالحکمه :

«اميرالمعزالدين لله» اولين خليفه فاطمي بود كه موفق شد مصر را به تصرف درآورد. فرمانده سپاه وي به نام «جوهر» به اين مهم نايل شد، در حالي كه قبل از وي لشگر فاطميان نتوانسته بود بر تمام مصر مسلط شود. فتح مصر در سال 358 هـ.ق روي داد. المعزالدين لله، قاهره را بنياد كرد و از اين پس، قاهره پايتخت مصر شد. وي اهتمام خاصي بر نشر تشيع در مصر نشان داد. در دوران حكومت وي، اذان به سبك شيعيان در مأذنه‌ها طنين انداز شد، در مسائل ارث، طلاق، نماز جمعه و معاملات، فقه تشيع حاكم و مدح اهل بيت عليهم السلام گسترده شد. يكي از مهمترين كارهاي اين دوره، تأسيس «جامع الازهر» بود. هدف از اين عمل، تدريس فقه شيعه بود. نام اين دانشگاه نيز از نام حضرت فاطمه زهرا(ع) اقتباس شده است.

«المعزالدين لله اين مدرسه بزرگ را تأسيس و جوهر و موقوفات عظيمي براي آن وضع كرد و خود او و خلفاي فاطمي موقوفات آن را توسعه دادند. همه اين كوشش‌ها با اين هدف مبذول شد كه فقه آل محمدصلي الله عليه وآله و مذهب تشيع در آن تدريس شود».

«الحاكم بامرلله» خليفه ديگر فاطميان بيش از اسلاف خود به ترويج تشيع پرداخت. در زمان وي، دانشكده اي به نام «دارالحكمه» براي تدريس فقه و لغت تأسيس شد و بزودي مبدل به بزرگ‌ترين كتابخانه عصر خود گرديد.

حضور گسترده یهودیان در شرق تمدن اسلامی :

اما برعكس ،در خود ايران و مركز پراكنده شدن آثار شعوبيه مملو بود از يهوديان ساكن ايران :

سفرنامه رابی بنیامین تودولایی صفحه 127:((در سمرقند شهر بزرگی که از فارس پنج روز راه فاصله دارد و در مرز امپراتوری قرار گرفته پنجاه هزار خانواده یهودی زندگی می کنند و شاه زاده رابی عبادیه در راس آنان است .

در میان آنها حکما و افراد ثروتمند بسیار است.مردمی که در ایران سکونت می کنند با اطمینان می گویند که ساکنین نیشابور و شهرهای اطراف آن ازچهار قبیله اند: دن،زبولون، آشر ونفتالی..))

در همدان سی هزار و در اصفهان پانزده هزار و در شیراز ده هزار نفر و در غزنین هشت هزار و در سمرقند سی هزار یهودی وجود داشت.

مقدسی در قرن چهارم میگوید :" در خراسان شمار یهودیان بسیار بیشتر از از مسیحیان است "(مقدسی –ص 323)و همچنین در عراق عجم و غرب ایران (ص 394)

در شرق اسلام دو شهر بنام یهودیه وجود داشت یکی نزدیک اصفهان و دیگری در شرق مرو و باز مقدسی گوید : در خوزستان یهودی و مجوسی بیش از مسیحی است (414)و در فارس مجوسی بیش از یهودی است اما مسیحی خیلی کم است (439) و بدین ترتیب هرچه به سمت شرق میرویم تعداد یهودیان بیشتر می شود .

بنیامین ساکنان محله مخصوص یهودیان بیت المقدس را چهار نفر مینویسد اما بتاحیا بیش از یک نفر مشاهده نکرد .

برعكس در قرون نخستین اسلامی كه هر چه به غرب مي رويم تعداد شيعيان بيشتر مي شود .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 14:13  توسط پدرام کاظمی   | 

فراماسونری

 

فراماسونری

فراماسونری (منشاء و ارتباط با کابالا)

  سرآغاز:

 تاسيس گراندلژ انگلستان (1717) سرآغاز تاريخ فراماسونري است و تمامي لژها و گراندلژ ها شاخه هايي از اين نهاد شمرده مي شدند.به تعبير ديگر با تاسيس گزاندلژ انگلستان به تعبير ماسون ها دوران "فراماسونري نظري" آغاز گرديد.(1)

 و اين سخن بدان معنا نيست كه فراماسونري از "هيچ" و از خلاء جوشيد و سابقه تاريخي ندارد. چنانچه در ادامه  اين موضوع را مورد موشكافي قرار خواهيم داد ، پيشينه فراماسونري را ميبايست در طريقت رازآميز كابالا و سازمان هاي يهودي مخفي مستقر در كشورهاي مختلف اروپايي از جمله انگلستان جستجو كرد .

 در مقابل اين ايده دو نظر رايج در جهان درباره پيشينه اين سازمان گسترده موجود است :

 1-ديدگاه اول : فراماسونري را تداوم گيلدهاي بنايان اروپاي قرون وسطي مي شناسند

 2- ديدگاه دوم : آنرا تداوم فرقه هاي شهسواران دوران جنگ هاي صليبي مي داند.

  رد اين  دو نظريه :

 رايجترين سخن در زمينه منشا فراماسونريست و در فرهنگ ها و دائره المعارف هاي گوناگون تكرار مي شود .منشا اين نگرش دكتر ريچارد راولينسون بود كه حدود دو سال پس از تاسيس گراندلژ انگلستان اين موضوع را مطرح كرد و در صفحه 6 از كتاب تاريخ باستاني بركشاير(1719) مدعي شد كه درگويا در زمان هنري سوم گروهي از معماران ايتاليايي به انگلستان رفته و فراماسونري را در اين كشور تاسيس كردند.(۲)

 بعدها دكتر مواري عينا همين تعريف را آورد كه در فرهنگ آكسفورد و ... راه يافت.(3) طبق اين ديدگاه منشا فراماسونري نيمه سده سيزدهم ميلادي مي رسد و اين گروه از معماران دوره گرد "فراماسون سياح"(4) بودند .اين در حاليست كه اسناد تاريخي مويد تاسيس چنين سازماني از سوي پاپ نيست و مشخص نيست معماران دوره گرد كه در انگلستان به احداث كليسا و صومعه ها آنهم در اوج اقتدار پاپ مشغول بودند ميبايست چنين سازمان پنهاني و راز آميزي را تاسيس ميكردند!

 اما در ادعای راولينسون نكته مهي مندرج است : تاريخ سرآغاز فعاليت فراماسونري مقارن است با دوران واپسين جنگ هاي صليبي و سرآغاز تكاپوي فرقه كابالا و در همين زمان بود كه نهمانيدس با حمايت يهودا لاوي و مه يربن تودروس ابولافي درباريان متنفذ جيمز اول آراگون، نخستين مركز فرقه كابالا را در شهر گرونا تاسيس نمود.

 منتقدان اين نظريه :

 كاوي كرامپ: ماسون درجه سي ام طي مقاله اي مشروح به ارائه پيوند هاي فراماسونري با مكتب كابالا پرداخته است و هنري كويل ماسون درجه سي و سوم و مولف دائره المعارف ماسوني كويل نيز اين فرضيه را اشتباهي رايج در بسياري نوشته هاي ماسوني مي داند .

 نكته ديگر كه پيوند تاريخي فراماسونري را با گليدهاي قرون وسطايي مخدوش ميكند خود واژه "فراماسون" يعني "بناي آزاد" است كه اصولا به بناياني گفته ميشد كه از عضويت در گليدها آزادبوده و بصورت انفرادي كار مي كردند.

  چند پرسش بنيادين:

 چرا بنيانگذاران و گردانندگان اوليه فراماسونري عموما به كانون توطئه گر و شناخته شده معيني تعلق داشتند كه در قل آن خاندان اسپنسر – چرچيل جاي داشت ؟

 چرا در زمان تاسيس گراندلژ انگلستان و سالهاي نخستين تكاپو از حضور معماران سرشناس انگليسي در لژ هاي ماسوني نشاني در دست نيست ؟ و به عكس جايگاه را توطئه گراني مشخص و شناخته شده اشغال كرده اند ؟

 اين پرسش اخير  نكات جالبي در خود دارد : برجسته ترين معمار انگليسي نيمه دوم سده هفدهم "سر كريستوفر رن" است كه شش سال پس از تاسيس گراندلژ انگلستان در 91 سالگي درگذشت. رن شخصيتي نامدار است بدان حد كه  او را پس از شكسپير بزرگترين نابغه انگلستان مي نامند.(5)

 در زندگينامه رن هيچ اثري از عضويتش در گيلد بنايان آزاد به چشم نمي خورد .برخي ماسون ها15 سال پس از مرگش سعي در جعل نام او در سازمان كردند،از جمله جيمز اندرسون كه برخلاف چاپ اول كتابش در چاپ دوم نام او را آورده در حالي كه در زمان حيات رن در چاپ اول كتابش نامي از او نيست !

 بنابراين : ادعاي دكتر ريچارد راولينسون مبني بر تطور گيلدهاي قرون وسطايي بنايان به فراماسونري برغم تواتر در دانشنامه ها و فرهنگ ها و... افسانه اي بيش نيست و همانگونه كه هايوود متذكر شده :" فراماسونري نظري ، مناسك و نماد هاي آن ، عضويت در آن و شكل سازماندهي آن را بايد پديده اي "منحصر فرد "و "بي سابقه" انگاشت".(6)

 كابالا ، جادو و فرقه هاي سري:

 سده هاي شانزدهم و هفدهم ميلادي دوران شكوفايي جادوگري ، كيمياگري ، غيبگويي ، طالع بيني و انواع علوم خفيه و نفوذ فوق العاده آن در دربارهاو محافل اشرافي و فررهنگي اروپاست.تين موجي است كه دقيقا با رنسانس در ايتاليا آغاز گرديد و اومانيست هايي چون پيكودلاميراندولا مروجين بزرگ آن بودند .

 ويل دورانت ميگويد:" عده كساني كه خود را جادوگر مي دانستند سريعا رو به افزايش نهاد ،؛ مخصوصا در ايتالياي مجاور آلپ ، ساحري از حيث ماهيت و مقياس به صورت يك بيماري ساري در آمد. به موجب گزارش مشهوري ، بست و پنج هزار تن در جلگه اي نزديك برشا در يك "شنبه بازار جادوگران" حضور يافته بودند... جنون آگاهي از آينده انواع مختلف پيشگويان ، كف بينان ، معبران ، طالع بينان و... را ياري مي داد.(7)

 علاوه بر پيكو و روشلين ،يوهانس تريتميوس(8) ، اومانيست نامدار نيز به جادوگري علاقه وافر داشت و اين تعلق به تاثير از "استادي مرموز" بود. سليگمان مي نويسد :" هنگامي كه تريتميوس دانشجوي هايدلبرگ بود ، به استادي مرموز برخورد كرد و علوم سري را از او آموخت ...." (9) بدينسان تريتميوس راهب شد و به عنوان كاباليست و عالم به علوم خفيه شهرت فراوان كسب كرد و در دربار شاهان و حكمرانان اروپا مقامي رفيع يافت تابدانجا كه ماكزيميليان امپراتور روم مقدس در امور سياسي با او مشورت ميكرد.(10) تريتميوس مدعي احضار روح و مروج بزرگ كيميا گري و مولف كتاب تاريخ جادوگري بود .(11)

 هاينريش كورنليوس آگريپا ، چهره برجسته ديگر رنسانس به عنوان يكي از مروجين بزرگ علوم خفيه و كابالا در سده شانزدهم شناخته شده است. دورانت مي نويسد :" وي در شهر كل در خانواده اي نيكنام به دنيا امد ، راه خود را به سوي پاريس پيدا كرد و در آنجا فريفته جمعي از رازوران يا شياداني شد كه ادعا مي كردند در دانش سري يا علوم غريبه دست دارند .تازه وارد تشنه كسب دانش و شهرت ، آموختن كيمياگري و تحصيل قباله يهوديان را پيشه خود ساخت..."(12)

 سليگمان سفر آگريپا را به پاريس يك ماموريت سياسي مخفي توصيف مي كند... او در پاريس با عده اي از اديبان جوان اشراف زاده آشنا شد و با آن ها انجمني سري را پي ريخت . اعضاي انجمن براي اصلاح جهان طرحي ريختند و به يكديگر قول ياري و همكاري دادند.ماكي نيز تاييد مي كند كه آگريپپا در پاريس يك سازمان مخفي راز آميز بنيان نهاد.(13)

 منشا فراماسونري (كابالا ، جادو و فرقه هاي سري):

آگرپيا

 در بخش قبل درباره آگريپا و تاسيس يك سازمان مخفي راز آميز سخن گفتيم ، بر اين اصل نام آگريپا را بايد در زمره نخستين افرادي ثبت نمود كه در سده شانزدهم با هداف سياسي/اطلاعاتي به تاسيس فرقه هاي سري دست زدند و مناسك و نماد هاي رازآميز و جادويي را براي استتار عملكرد خود به كارگرفتند و بدينسان شالوده هاي مكتبي را بنيان نهادند كه در نيمه اول سده هجدهم در قالب " فراماسونري" ظهور كرد.

 و به همين دليل است كه در سال 1798 نشريه كوارترلي ريويو(چاپ لندن ) آگريپا را به عنوان بنيانگذار واقعي فراماسونري معرفي كرد و مدعي شد كه گويا وي در سال 1510 به لندن سفر كرده و يك سازمان مخفي كيمياگري تاسيس نموده است (14)

 آگريپا مولف كتاب معروف سه رساله در باب فلسفه خفيه (15) است .آگروپيا در بخشي از اين كتاب مي نويسد : « همانطور كه روح بشر بر جسد وي نفوذ دارد "روح جهاني " نيز در سراسر عالم مادي نفوذ و برآن حكومت مي كند . اين منبع عظيم نيروي روحي را مي توان با مغزي كه تهذيب اخلاقي يافته و با برداري طرق جادوگري آموخته است به اختيار در آورد . مغزي كه از اين طريق كسب نيرو كرد، مي تواند خواص پنهاني اشيا اعداد حروف و كلمات را كشف كند و بر اسرار ستارگان پي برد و بر قواي زمين و شياطين آسمان دست يابد .»

به نوشته بريتانيكا اين كتاب به مطالعات رنسانس در زمينه جادوگري تحركي جديد بخشيد . او در كتابش به تبيين جهان از طريق كابالا و واژگان عبري پرداخته و جادو را بعنوان بهترين وسيله براي شناخت خداوند و طبيعت عنوان كرده است .(16)

پاراسلسوس :

از فليپوس فن هوهنهايم آلماني كه با نام لاتين پاراسلسوس شهرت فراوان دارد نيز به عنوان يكي از مروجين كابالا در نيمه اول سده شانزدهم ياد مي كنند .پدر پاراسلسوس فرزند نامشروع يكي از اشراف سوابيا بود.خود پاراسلسوس به توصيف شاگردانش باده گسار و پرخور و ولخرج و نامرتب و كثيف و... بوده (17) او در جواني به كيميا و جادو و پزشكي علاقمند شد و به طبيبي نامدار و جادوگري بزرگ تبديل شد . و شهرت پزشكي اش تا بدانجا بود كه تا قرن نوزدهم بسياري از مردم اتريش براي درمان بيماريهايشان به زيارت آرامگاه پاراسلسوس در سالزبورگ رفته و شفاي خود را از جادوي استخوان او ميطلبيدند.(18) سليگمان و دورانت تصويري بسيار ارجمند از پاراسلسوس به دست داده اند و اين در حاليست كه ماكي او را بزرگترين شيادي مي داند كه تا كنون بر كره زمين پديد آمده است .(19)

پيروان پاراسلسوس به "پاراسلسيست" معروف بودند و تا حوالي نيمه سده هفدهم يعني حدود يكصد سال پس از مرگ استادشان در آلمان حضور داشتند . بسياري از مطالبي كه پاراسلسوس در زمينه كابالا و جادو عنوان كرده ، بنيانگذاران درجات عالي ماسوني در آئين هاي خود بكار گرفته اند.(20)

  نوستراداموس :

 در چنين فضايي از گسترش كابالا و سحر و جادوست كه نوستراداموس (21) ظهور كرد.، نامدارترين پيشگوي سده هاي اخير كه شهرت او تا به امروز تداوم يافته است . ميشل نوتردامي كه با نام نوستراداموس شناخته مي شود به يك خانواده يهودي ساكن پرونس تعلق داشت ...

 نوستراداموس همچون بسياري از يهوديان پپرونس كار خود را به عنوان طبيب آغاز كرد و در آغاز شهرتي نداشت . در سالهاي 1547-1538 به ايتاليا رفت و به كاباليست هاي يهودي ساكن اين سرزمين ملحق شد . پس از بازگشت به فرانسه مروج كابالا و جادوگري و غيبگويي شد و از سال 1500 نگارش پيشگويي هاي خود را آغاز كرد. و در همين دوران به شهرت رسيد. در سال 1555 كتاب پيشگويي هاي نوستراداموس (22) چاپ شد و با حمايت شبكه مخفي يهوديان به شهرت فراوان رسيد. بدين ترتيب توجه كاترين مديچي ملكه فرانسه  به سوي او جلب شده و ملكه و پسرش شارل نهم وي را در سمت پزشك و مشاور و منجم خود گماردند .

 در اوايل سده هفدهم كتاب نوستراداموس كه به "سده ها" شهرت دارد ، به زبان هاي مختلف اروپايي ترجمه شد. كتاب او مشتمل بر صدها فقره پيش گويي به زبان فرانسه گنگ و مبهم است و قابل تفسير و تاويل هاي متضاد . او در اين كتاب به پيشگويي حوادث از نيمه سده شانزدهم تا "پايان جهان" پرداخته كه به زعم او در سال 3797 ميلادي رخ مي دهد !

 ويل دورانت ميگويد:« مطالب كتاب چنان ماهرانه در لفاف ابهام پيچيده شده بود كه هر سطر آن مي توانست تقريبا بر هر واقعه اي از تاريخ آينده انطباق يابد.»(22)

مروجين نوستراداموس مدعي اند او اعدام چارلز اول پادشاه انگليس و لويي شانزدهم پادشاه فرانسه ، آتش سوزي 1666 لندن ، ظهور و سقوط ناپلئون اول ، ظهور هيتلر و بسياري از حوادث ديگر را پيش بيني كرده است، اين در حاليست كه نوستراداموس از پيشگويي نزديك ترين حوادث زمان خودش عاجز بوده و به نوشته ويل دورانت : « نوستراداموس براي شارل نهم عمري نود ساله پيشگويي كرد كه ده سال بعد در 24 سالگي زندگي را بدرود گفت!»(23)

 شهرت نوستراداموس تصادفي نيست!

 اين شهرت عجيب نمي تواند تصادفي باشد . در طول اين چهار سده كساني وظيفه تعبير و تفسير "پيشگويي هاي" نوستراداموس را به دست داشته اند ، در هر مقطع مهم تاريخي نام و ياد او را زنده كرده اند و سخنان مبهم وي را پيشگويي هايي تحقق يافته جلوه گر ساخته اند .

 اين وضع را امروزه به روشني مي بينيم : در نخستين سالهاي پس از پيروزي انقلاب ، برخي كانون هاي يهودي غر فيلمي درباره پيشگويي هاي نوستراداموس ساختند كه در آن نه تنها انقلاب ايران "پيش بيني"شده بود بلكه چنين جلوه گر مي شد كه گويا طبق پيش گويي هاي فوق ايران و دنياي اسلام با كشور هاي كمونيستي متحد خواهند شد و در سال 1999 ميلادي ايالات متحده را آماج حمله اتمي قرار خواهند داد .

 كه هدف از اين تبليغات روشن بود : القا خطر اتمي از حدود سي سال پيش از سوي ايران و فراهم ساختن زمينه هاي رواني براي گسترش سلاح .در ورژن جديد اين تفاسير ظهور امام خميني و انقلاب اسلامي و فرار محمد رضا پهلوي به مصر پيشگويي شده و تباهي جمهوري اسلامي در اثر "اختلاس " نيز پيش بيني شده است و اين ورژن جديد در سال 1376به فارسي نيز ترجمه شده است .

 مهمترين فرقه اي كه مقارن با حيات آگريپا ، نوستراداموس و گيوم پستل و ... شكل گرفت و در حوادث توطئه آميز و مرموز سياسي اروپا و تكاپوهاي مستعمراتي سده هاي پسين نقش برجسته اي ايفا نمود "انجمن يسوعي"( Society of Jesus) است .رابطه انجم يسوعي بعنوان يك فرقه مذهبي افراطي و مخوف با فراماسونري سده هجدهم از طريق نقش مشترك يهوديان مخفي در اداره هر دو سازمان و كاركردهاي مشترك توطئه اميزشان قابل توضيح است .مطالب دائره المعارف ماسوني ماكي مويد همين رابطه تنگاتنگ است .(25)                        

 لازم به ذكر است كه يهوديان مخفي با نفوذ در اديان يا عقايد ديگر تفاوت ماهوي دارد بدين معنا كه يهوديان مخفي به جد براي خود يك رسالت و ماموريت الهي قائل هستند و در قالب مسيحي يا مسلمان بسيار بهتر از يك مسيحي يا مسلمان عبادت مي كنند و طبق آيين خودشان مي توانند بشدت مرتاض وار و ساده زيست به زندگي مخفي شان ادامه دهند و اينگونه احترام ديگران را به خود جلب مي كنند حتي در زماني كه مردم مي دانستند فرد "مارانو" (جديدالاسلام) است .

 در سده هفدهم مشهورترين و موثرترين فرقه رازآميز موسوم به "روزنكروتس" ظاهر شد و در عمل در تاسيس فراماسونري بسيار موثر بود و جرياني موسوم به "روزيكروسيانيسم"( Rosicrucianism) را موجب شد.پيدايش اين فرقه با جنگ سي ساله اروپا مقارن است و با شناخت اين جنگ طولاني مي توان به عمق نفوذ اين فرقه و قدرت آن دست يافت. جنگ سي ساله دوران تباهي و سيه روزي مردم سرزمين هاي آلماني نشين است.مورخين تلفات نيروي انساني در جنگ سي ساله را يك سوم نيم و حتي دو سوم جمعيت سرزمين هاي آلماني نشين مي دانند (26)

 مورخين اين دوره را دوران انحطاط اخلاقي سكنه سرزمين هاي آلماني نشين اروپا مي دانند . در منابع انزمان مواردي دال ر رواج "آدم خوري" به دليل قحطي و گرسنگي ثبت شده است ." كشيش يك روستاي پالاتينيت مي گفت :" غذا چنان كمياب است كه اجساد مردگان در قبر سالم نمي ماند." آدم خواري علل ديگر نيز داشته و از جمله گسترش خرافات و همين اعتقادات جادوگرانه بود . بعنوان مثال در يك مورد مي دانيم كه مردي زن حامله اي را به قتل رسانده و قلب جنين او را خورد تا "نيرومند" تر شود .(27)

 سرآغاز فرقه روزنكروتس به انتشار رساله اي در كاسل مي رسد كه در سال 1614 با نام " اصلاح عمومي سراسر جهان" منتشر شد.كريستين روزنكروتس تركيبي از دو مفهوم "مسيحي" و "صليب گل سرخ" است .در ظاهر صليب گل رز نشان مصلوب شدن عيسي مسيح (ع) است ولي ولي امروزه ديگر ماسون ها چنين معنايي را بر نمي تابند .ماسون ها براي گل مورد نظر (رز نه چيز ديگر) معني ديگري را در نظر گرفته اند كه در اساطير يوناني گل سرخ به ونوس الهه عشق منسوب است كه حاوي دو مفهوم است رازداري و خاموشي و باروري و ابديت ، برخي بر آنند كه در اساطير يوناني گل سرخ نماد رازداري و صليب نماد ابديت بود و در اين معنا اين تركيب مفهوم " راز ابديت " را مي رساند. صليب سرخ (Red Cross) يك نماد يهودي است . زروبابل واپسين بازمانده خاندان داود كه گويا در زمره دوستان داريوش اول بوده از سوي او به شهسوار شرق ملقب شد . زرو بابل داراي پرچمي منقوش به "صليب سرخ" بود و به عنوان شهسوار صليب سرخ" شناخته مي شد .در تداوم اين اسطوره يهودي-صليبي در فراماسونري رتبه هايي به نام "شهسوار شرق" و "شهسوار صلي سرخ" پديد آمد و در برخي طريقت هاي ماسوني به طور آشكار صليب سرخ بابل(Red Cross of Babylon, or: Bablyonish) ناميده مي شود (28)اين احتمال نيز وجود دارد كه داستان رزو بابل و صليب سرخش در زمان گسترش كابالا در راستاي گسترش كاباليسم و دادن شناسنامه يهودي به نمادهاي مسيحي  جعل شده باشد.

 سليگمان مي نويسد: « در دوران جنگ سي ساله مردان ناشناسي مردم را ياري مي دادند و از خود هيچ نشاني بر جاي نمي گذاشتند . آنها ياد فلاسفه نامرئي را در خاطره ها زنده مي كردند .. آيا اينها همان برادران مجمع صليب گلگون( روزنكروتس) نبودند؟ گسترش اين فرقه در انگلستان مانند ساير نقاط قاره اروپا بر بنيان يهوديان مخفي مستقر در اين سرزمين صورت گرفت. اين بهترين شيوه براي نفوذ اليگارشي يهودي به درون كانون هاي موثر سياسي و فكري بود.

 انتظار اين فرقه در انگلستان بيش از هر فردي مديون "فلاد" است .در نسل پس از فلاد معروفترين چهره در گسترش كاباليسم و تكاپوي فرقه روزنكروتس در ريتانيان "الياس اشمول" است . در يادداشت هاي روزانه منتسب به اشمول سه فقره كوتاه مندرج است كه نشان مي دهد او در 29 سالگي به عضويت "فراماسونري" در آمده است و ...(29)

 كريستف فردريك نيكلايي اديب و منتقد برليني از چهره هاي سرشناس جرياني است كه به روشنگري آلماني (Aufklarung,Germa Enlightenment)     معروف است. او سردبير مجله معروف كتابخانه عمومي آلمان بود و به عنوان ارگان "فيلسوفان مردمي" منتشر مي شد .

 فرانسیس بیکن :

 نيكلايي برخلاف نظر لسينگ معتقد است كه فراماسونري نه تدام طريقت شهسواران معبد بلكه ادامه فرقه روزنكروتس است .او رساله اي در همين باب تاليف كرد كه بخشي از آن چنين است :« فرانسيس بيكن بشدت تحت تاثير آثار و عقايد آندريا و فلاد در زمينه اصلاح و نوسازي جهان قرار گرفت و بر آن شد تا اين آرا را به روشن و گونه اي ديگر دنبال كند ، يعني بر خلاف اندريا و فلاد با روش هاي تجربي همان نظرات را به اثبات برساند . اين تلاش او به تدوين كتاب " آتلانتيس نو "انجاميد .در واقع بيكن در اين كتاب شارح عقايد ماسوني بود.نظرات بيكن مورد توجه چارلز اول قرار گرفت و وي قصد تاسيس نهادي از انديشمندان با همان نام " خانه سليمان " را داشت. ولي بدليل جنگ و سقوط اين امر تحقق نيافت .در سال 1646 انجمن سلطنتي با هدف تحقق طرح بيكن تاسيس شد . سپس انجمني تاسيس شد كه ميخواست از طريق نجوم و كيميا و نمادهاي راز آميز آرمان هاي بيكن را تحقق بخشد در اين انجمن اشمول و للي عضو بودند و...

 نيكلايي تنها شخصيت علمي نيست كه فراماسونري را تداوم فرقه روزنكروتس مي داند . "يوهان  بوهل" (Johann Gottlieb Buhle  )  نيز بر همين عقيده است . بوهل استاد فلسفه دانشگاه گوتينگن آلمان در اوايل سده نوزدهم به تحقيق درباره فرقه روزنكروتس و فراماسونري پرداخت.

 پروفسور بوهل معتقد است كه "فراماسونري" اوليه از درون موج شيفتگي سال هاي 1633-1646 به فرقه روزنكروتس پديد شد و هدف آن جادوگري به معناي كابالايي آن بود يعني دستيابي به حقيقت پنهان هستي و رابرت فلاد سازمان اين  فرقه را در انگلستان به نام " فراماسونري" ايجاد كرد.

 بوهل منشا اين نام را به معماران "خانه روح القدس" ، همان خانه اي كه در رساله گزارش (فاما) ذكر شده ، منتسب مي كند .(30) ديدگاه سليگمان نيز كمابيش با نظريه نيكلايي انظابق دارد .

 مشاهیر فراماسونري :

  جان لاك :

 جان لاك پدر انديشه و فلسفه جديد و متفكر انگليسي را برخي از منابع ماسوني از "پيشكسوتان ماسون" سده هفدهم مي دانند.هايوود ميگويد :«لاك محتملا ماسون بود» اما اين دعاوي مشكوك اند و لاك كه 13 سال پيش از تاسيس گراندلژ انگلستان درگذشت نمي توانست عضو لژ هاي ماسوني بوده باشد. اما احتمال اينكه او در گروه هاي مخفي فعاليت داشته دور از ذهن نيست . گولد مي نويسد :" جان لاك پدر انديشه و فلسفه جديد در جواني مدتي فريفته جاذبه اين رازها (كابالا) شد.(32) در سال 1663 لاك 31 ساله در زمره گروه ده نفره اي بود كه در نزد پيتر اشتال استراسبورگي ، كيميا گر و رونكروتسي معروف آموزش مي ديدند . طبق مندرجات پيتر اشتايل از زنان نفرت داشت و گويا اين خصيصه عمومي طايفه "روزنكروتسي" ها بود.(33)چهار سال بعد لاك بعنوان پزشك به خدمت آنتوني اشلي كوپر در آمد و كمي بعد عضو انجمن سلطنتي شد .و عملا بعنوان مشاور لرد اشلي فعاليت ميكرد. نخستين اقدام لاك تدوين قانون اساسي كارولينا براي اشكلي بود .(34)

 اسحاق نيوتن:

 برخي منابع ماسوني اسحاق نيوتن رئيس مقتدر انجمن سلطنتي و دوست چارلز مونتاگ و دكتر دزاگوليه و جان لاك را نيز محتملا ماسون مي دانند و اين در حاليست كه سندي دال بر عضويت او در لژ هاي ماسوني در دست نيست ، گرچه دهه پاياني زندگي نيوتون با تاسيس گراندلژ انگلستان مقارن است. هايوود ميگويد:« بيشتر اعضاي لژ لندن عضو انجمن سلطنتي بودند و جلسات خود را در كلوپ انجمن سلطنتي برگزار ميكردند.(35)

 از ادموند برك انديشمند نامدار سياسي اواخر سده هجدهم نيز بعنوان ماسون ياد ميكنند گفته مي شود كه برك عضو "لژ اورشليم" بود. (36)

 چارلز داروين:

 درباره عضويت چارلز داروين مولف منشا انواع (1859) در فراماسونري اطلاع مستندي انتشار نيافته است ولي پدر بزرگ او دكتر اراسموس داروين، از ماسون هاي سرشناس بود . مورخين احتمال مي دهند كه چارلز داروين نيز مانند پدربزرگ و عمو   پسر عمويش  ماسون باشد.(37)

 لایب نیتس :

 (بررسی زندگی لایب نیتس از جهت ارتباط نزدیک او با خداندان هانوور/برونسویک است که بحث پیرامون ارتباط این خاندان با زرسالاران یهود و فراماسونری و گراندلژ اسکاتلند و... بسیار مفصل است )

  لایب نیتس اندیشمند بزرگ آلمانی و فیلسوف و ریاضی دان دارای شهرت فراوان بود ولی چهره دیگر او به عنوان مشاور سیاسی و مورخ رسمی خاندان هانوور و یکی از عوامل موثر در صعود این خاندان به سلطنت بریتانیا کمتر شناخته شده است . زندگی سیاسی لایب نیتس از 20 سالگی آغاز شد که در شهر نورنبرگ مشغول تحصیل بوده و در آنزمان به گروهی از روزنکروتسی ها پیوست .(39) ویل دورانت می نویسد : لایب نیتس چندی در نورنبرگ به سر برد و مشرب رازورانه ی زوزنکروتسیان (برادران صلیب گلگون) را آزمود به منشی گری آن گروه در آمد و همچون نیوتن به کیمیاگری پرداخت .(40) در این دوران بود که به استخدام بارون بوئنبورگ مشاور و وزیر اسقف اعظم و حاکم برگزیننده ماینز در آمد و در دستگاه وی به کار پرداخت. یوئنبورگ به لایب نیتس ماموریت داد برای احراف توجه لویی طرحی تهیه کند و توسعه طلبی نظامی پادشاه فرانسه را به سوی شرق اسلامی و سرزمین مصر سوق دهد.(41)

 بدین سان طرح مصر تهیه و در سال 1672 لایب نیتس 26 ساله رای تقدیم آن راهی پاریس شد ولی زمانی که به این شهر رسید لویی با عثمانی مصالحه کرده و تدارک جنگ با هلند را می دید .وزیر خارجه فرانسه لایب نیتس را دید و گفت که جنگ های صلیبی کهنه شده و مانع از دیدن شاه شد. ویل دورانت در این باره اسفمندانه می نویسد :  اگر این پیشنها  به مرحله ی عمل در می آمد فرانسه به جای انگلستان هند را تسخیر می کرد و بر دریاها مسلط می شد . ... اگر لویی ارتشی برای تصرف مصر گسیل می داشت می توانست بر راههای بازرگانی از جمله هلند که از اروپا به سمت شرق میرفت و از مصر می گذشت تسلط یابد  و به خطر عثمانی ها برای عالم مسیحیت پایان دهد و به جال لقب تازیانه اروپا به لقب ناجی اروپا نائل گردد. (42)

 ماموریت دیگر لایب نیتس تنظیم فلسفه ای بود که مبانی نظری استواری را برای جلب توجه پادشاه فرانسه به وحدت کلیسا و دنیای مسیحیت جلب کند و به تعبیر دورانت او را از تازیانه اروپا به ناجی اروپا بدل سازد . بریتانیکا این تلاش لایب نیتس را گامی در جهت تدوین نظریه معروف فلسفی "موناد " های او می داند .(43) لایب نیتس از دوستان نزدیک برخی اعضای انجمن سلطنتی و شخص اسحاق نیوتن بود. او بعدها به خدمت خاندان بر.ونسویک (هانوور) در آمد و مورخ رسمی این خاندان شد.اولین مامویت لایب نیتس در این درار این بود که از طریق مدارک و مستندات تبارشناختی ثابت کند که منشا خاندان برونسویک به آلبرتو آزوی دوم و خاندان ایتالیایی استا می رسد . زیرا ازاین طریق دوک ارنست آگوستوس جاه طل می توانست به مقام نهمین حاکم برگزیننده روم مقدس ارتقا یابد .

 بعدها ماموریت سنگین تری بر دوش لایب نیتس گذاشته شد و آن استدلال تاریخی –حقوقی و زمینه سازی فرهنگی برای اثبات حق خاندان برونسویک در صعود به سلطنت بریتانیا بود.بدین سان لایب نیتس تلاش خود را با کمک دوستان متنفذ انگلیسی اش آغاز نمود و در اثر این تلاش در 1701 در پارلمان بریتانیا قانونی به تصویب رسید که طق آن تاج و تخت پس از ملکه به شاهزاده سوفیا و وراث پروتستان او انتقال می یابد .

 دائره المعارف بیتانیکا از افراد زیر بعنوان افراد همکار لایب نیتس در صعود خاندان هانوور به سلطنت یاد می کند : جان تولاند (اندیشمند دئیست انگلیسی ، گیلرت بارنت(رئیس کللیسای انگلیکان) ، جوزف ادیسون (شاعر و نویسنده ) ، لیدی ماشام ( زنی که جان لاک در اواخر عمر در خانه او سکونت داشت و در همانجا درگذشت )

  ---------------------------------------------------------

 14- Mackey, ibid, vol. 1, p. 40

 15- Libri Tres de Occulta Philosophia, Cologne, 1533 [Three Books of OccultPhilosophy, London: 1651

 16-  Britannica, 1977, vol. I, p. 147.

 17-  ويل دورانت- تاريخ تمدن ج 6- ص 1048

 18-  ويل دورانت- تاريخ تمدن ج 6- ص 1051

 19-  Mackey, ibid, vol. 2, p. 750

 20-  Mackey, ibid.

 21- Nostradamus [Michel de Nostredame] 1503-1566

 22- Les Propheties de Maistre Michel Nostradamus

 23-  دورانت – همان ص1014

 24-  دورانت همان ص1013

 25-   Mackey, ibid, vol. 1, p. 506

 26- Britannica, 1977, vol. 18, p. 333

 27-   Britannica, ibid, p. 343

 ۲8- Mackey, ibid,  vol. 1, pp.  115,  533, 535-536; vol. 2, p. 873

 29-   Gould, ibid, vol. III, p. 140; Mackey, ibid, vol. 1, p. 107; Coil, ibid, pp. 72, 221

 30-   Gould, ibid, p. 113.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 14:12  توسط پدرام کاظمی   | 

سریال muhtesem yuzyil و داستان خرم "يا همون Hurrem

خواستن شدنه،نمیشه دروغه....... خواستن توانسته...

امروز زني را در سریال "صد سال طلائی" muhtesem yuzyil"در کانل تلویزیونیshow tv شناختم به نام "خرم "يا همون Hurrem

اين دختر مسیحی یا يهودی اصالتاً روسي و از اهالي شبه جزيره كريمه در اكراين به اسم " الكساندرا" بوده.تاتارهاي اكراين اونو در دهشون در حال عبادت در معبدشون به اسارت مي گيرن. تمام خانواده ش رو جلو چشمش به قتل ميرسونن و خودش رو به قصر كريمه مي برن. و از اونجا به قصر سلطان سليم پادشاه عثماني بعنوان هديه و البته همون زمان سلطان سليم ميميره و پسرش سليمان به پادشاهي ميرسه.

 سلطان سليمان قانوني، پسري كه در اروپا به اون لقب"بزرگ "یا(Lawgiver) و در عثماني به اون لقب "قانوني"  ميدن، چون مظهر عدالت و دينانت و انسانيته. سليمان زني داره(البته به رسم سلسله عثماني كه مسلمان و سني بوده اند...هيچ شاه يا شاهزاده اي زني به عقد خود در نميارن!!!و فقط جاريه خود قرار ميدن!!!) و از اون زن پسري به اسم مصطفي كه بعد ها قراره پادشاه بعدي باشه و به دليل شباهت هاش به پدر و تربيت عاليش و محبوبيتش درقصر شكي در اين موضوع نيست. پس بالاترين زن حرمسرا ،مادر مصطفي "ماه دوران" است.

اكساندرا با كتك و زور به حرم سراي سلطان آورده ميشه و به زحمت براي خدمتكاري و يا جاريه سلطان شدن تربيت ميشه... اكساندرا خودش رو مستقل ميدونه و معتقده "مال" كسي نيست،اونهم به زور! ولي در حرمسرا بايد به پادشاه "متعلق " باشه...

وقتي ميشنوه كه اگر سوگولي شاه بشه و پسر بياره، بلندپايه ميشه،فكر انتقام به سرش ميزنه و همون دختر سرکش، سريع براي سلطان تربيت ميشه و با طنازي از بين اونهمه زن حرمسرا، خودش رو به چشم سلطان مياره و اجازه ورود به حرمسراي مخصوص سلطان سليمان و همخوابگي رو پيدا ميكنه و سلطان بهش لقب " خرم" رو ميده و در تاريخ هم "خرم سلطان " شناخته ميشه"خرم سلطان " زني مقتدر،باهوش و شايد زيبا بوده.

داستان به اينجا هم ختم نميشه و اون چنان خودش رو در دل پادشاه جا مي كنه كه در طول 600 سال حكومت عثماني ( بلند ترين حكومت پادشاهي دنيا) تنها زني كه به عقد رسمي (همون النكاح و سنتي خودمون)سلطان در مياد. چهار پسر و يك دختر به شاه ميده. شاهزاده مصطفي و ابراهيم(نزديكترين كس سليمان) رو با نقشه به قتل ميرسونه. مادر مصطفي "ماه دوران" رو به روزي مي اندازه كه سالها در اوج فقر سر قبر پسرش زندگي ميكنه. تنها دخترش رو زن وزير اعظم رستم پاشا ميکنه و رستم با خرم همدست.پس از جنگهاي عثماني با روسيه جلوگيري ميكنه و جنگ عثماني و ايران رو براي راحتي و سود هر چه بيشتر روس حمايت مي كنه و بعد از سليمان،پسر همين زن،بنام"سليم" به پادشاهي ميرسه ...

چطور يك زن مي تونه از خرابه هاي يك ده و از بين اونهمه زن و به جاي خدمتكار شدن و به جاي جاريه شدن و زن پادشاه باشه و مادر پادشاه باشه و 600 سال همتا نداشته باشه! متعلق نباشه و سر خم نكنه وسلطانی رو به خدمت خودش در بياره...اونهم مردي كه متعلقات و قلمرو سرزمينش رو سه برابر كرد؟؟؟

 www.muhtehemyuzyildizisi.blogfa.com  جهت اطلاعات دقیق و مستند تاریخی به این وبلاگ مراجعه نمائید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 16:46  توسط پدرام کاظمی   | 

چشمها هویت ما را فاش می كنند

دانش زیست سنجی در خدمت فناوری های نوین تشخیص هویت


چشمها هویت ما را فاش می كنند


امروزه امنیت و حفاظت از اطلاعات در شركت ها، سازمان ها، پایگاه های علمی  و فناوری و مراكزی از این دست كه با امنیت عمومی  و زندگی افراد سروكار دارند، از اهمیت بسزایی برخوردار است و نیاز به سامانه ای مطمئن كه بسادگی قابل نفوذ و شبیه سازی نباشد، بیش از پیش احساس می شود. به  همین سبب مشخصه های تعیین هویتی نظیر مولفه های زیست سنجی انسانی كه صحت و اصالت دارند، موجب تحولی در حوزه امنیت اطلاعات شده است.
با نیاز مبرم و روزافزون برای امنیت پایا، دانش زیست سنجی برای نسل آینده به عنوان روشی مستند برای تعیین اعتباربخشی جلوه گر می شود، چرا كه با پیشرفت روزافزون فناوری های مختلف و تغییر رویكردهای تبهكارانه و استفاده مجرمانه از فناوری روز، پلیس، پزشكی قانونی، محاكم قضایی و سازمان های امنیتی بیش از گذشته به مدارك و مستندات معتبر علاوه بر تصاویر ضبط شده حین ارتكاب جرم، آثار انگشت و دی ان ای نیاز خواهند داشت؛ ایجاد مخزن عظیمی  از اطلاعات دیجیتالی برای بازشناسی چهره و اسكن چشم و مشخصه های بیومتریك، رویكرد دانش پلیسی به حال و آینده و در واقع پاسخی به هماوردی پلیس با تبهكاری سایبرنتیك و مجرمان هوشمند خواهد بود. دیگر دوره شرلوك هولمز ذره بین به دست و سلول های خاكستری هركول پوآرو و كارآگاهان خبره امروزی و مسلح به رایانه و آزمایشات خون و دی  ان  ای به سر آمده و نوبت تركتازی دانش زیست سنجی در عرصه نوینی از تشخیص هویت فرا رسیده است. بازی تمام شد، شما شناسایی شدید و نمی توانید انكار كنید. ما شما را از چشمانتان شناسایی كردیم!

تشخیص هویت با یك ویژگی اختصاصی
در زمره فناوری های بی شمار زیست سنجی، تعیین هویت از روی انگشت نگاری مدت زمانی طولانی مورد استفاده واقع شده و نسبت به سایر فناوری ها مزایای بیشتری را در بر داشته است. تصدیق انگشت نگاری احتمالا تكنیكی ترین و بامهارت ترین شیوه در میان تمامی فناوری های زیست سنجی به شمار می رود و در میان كاربردهای گوناگون كاملا از صحت و اصالت برخوردار است. كارایی و فناوری بالا و سهولت اجرای این روش بویژه در تحقیقات جنایی، بیش از یك قرن است كه به اثبات رسیده است. حتی خصوصیاتی از قبیل طرز حركت و راه رفتن، چهره یا امضای یك فرد ممكن است با گذشت زمان تغییر یابد و نیز ممكن است ساختگی یا تقلید شده باشد. این در حالی است كه اثر انگشت یك فرد كاملا منحصر به فرد بوده و در طول عمر تغییرناپذیر باقی می ماند. این ویژگی اختصاصی بودن، اثبات می كند كه تصدیق اثر انگشت بیشتر از هر شیوه تعیین هویت، كارایی دارد. اثر انگشت را می توان توسط وسایل نسبتا كوچك و ارزان قیمت گرفت و به صورت دیجیتال ثبت كرد. در حالی كه بانك اطلاعات تنها ظرفیت اندكی را اشغال می كند و همین توانایی  باعث شده است تا بخش عمده مسائل مربوط به امور امنیتی را دربرگیرد و نسبت به سایر شیوه ها نیاز دنیای امروز را پاسخگو باشد.

گام به گام تا روش های نوین
آغاز انگشت نگاری به همان اوایل دوران باستان برمی گردد. بر اساس یافته های تاریخی، در شهر كهن بابل از این شیوه روی الواح گلی برای مبادلات تجاری استفاده می شده است. در چین نیز اثر انگشت شست روی مهرهای گلی پیدا شده است. اما در قرن نوزدهم بود كه نتایج مطالعات علمی  در این خصوص منتشر شد و موضوع انگشت نگاری با جدیت بیشتری مورد توجه قرار گرفت. هرچند از دهه 1800 میلادی و بر پایه تحقیقات علمی  دانشمندان آن زمان، مقوله اثر انگشت و البته بعدها اثرنگاری همه انگشتان دست به عنوان مداركی مستند از مشخصه های فیزیكی انسان جای خود را در محاكم قضایی و تحقیقات پلیسی باز كرد، ولی با آغاز قرن بیستم این شیوه كاربردی تر شد. در سال 1924 اداره تحقیقات فدرال آمریكا (اف.بی.آی) كه از قبل با این فناوری آشنا شده بود250 میلیون اثر انگشت را با هدف تحقیقات جنایی و تشخیص هویت تلفات و تصادفات نامعلوم بایگانی  كرده بود. در اواخر دهه 1960 و زمانی كه اسكن زنده، روشی برای فراهم كردن تصویر اثر انگشت بدون نیاز به جوهر چاپ متولد شد، فناوری انگشت نگاری با تحول بزرگی مواجه شد. زمانی كه اف.بی. آی خبر از متوقف كردن استفاده از كارت های كاغذی انگشت نگاری در سایت یكپارچه تشخیص هویت نوین خود خبر داد، در واقع از دستاورد چشمگیر اسكن زنده امروزی خبر داده بود. اما فناوری تشخیص هویت به وسیله اثر انگشت به عنوان تنها روش پزشكی قانونی متوقف نشد و حتی در سال 1968 برای مقاصد تجاری و كاری و شركت های امنیتی رسما به كار گرفته شد. در حال حاضر اثر انگشت به عنوان شیوه اعتباربخشی و تایید اصالتی امن، مطمئن و موثر در پرونده های بی شماری از جمله مالی، پزشكی، تجارت الكترونیك و اجازه ورود به كار گرفته می شود. بخش اعظم كاربردهای مدرن فناوری انگشت نگاری به توسعه حسگرها متكی است.

نسل آینده سامانه های تشخیص هویت
10 سال قبل اگر اداره پلیسی می خواست اثر انگشت فرد مظنونی را كنترل كند، لازم بود كارت كاغذی انگشت نگاری را كه روی آن اثر انگشت فرد مظنون نقش بسته بود به اداره تحقیقات ارسال كند و منتظر جواب مركز بماند. اداره مركزی پلیس نیز به صورت دستی اقدام به مقایسه كارت مورد نظر با میلیون ها كارت شاخص دیگر می كرد، و این فرآیند تطبیق و پاسخ استعلام گاه تا 2 ماه به طول می انجامید. امروزه سامانه یكپارچه تعیین هویت خودكار اثر انگشت اف.بی. آی قادر است روزانه حدود 150 هزار مجموعه از پرینت ها را پردازش كند و به هر درخواست رسیده در كمتر از 15 دقیقه پاسخ دهد.

نسل بعدی سامانه تعیین هویت اف.بی.آی كه طی عمر 10 ساله خود هزینه ای معادل 10 میلیارد دلار داشته است، پایگاه اطلاعاتی بی نظیری شامل تصاویر چهره و اسكن عنبیه است. این سامانه می تواند همانند اطلاعات نهفته در دی ان ای كارآگاهان جنایی را در كسب اطلاعات فردی و ویژه یاری دهد. جای یك زخم و علامت مشخصه یا خطوط بی قرینه و كج فك می تواند به مفهوم اختلاف میان پرونده ای در دست اقدام و پرونده ای بسته شده باشد.

ساخت بزرگ ترین پایگاه داده های رایانه ای دنیا قابلیت های بی نظیری را برای شناسایی افراد در داخل و خارج كشور فراهم می آورد. تصاویر دیجیتال چهره ها، آثار انگشت و نقوش كف دست در سامانه های اف.بی.آی در مركزی امن كه دما و رطوبت آن تحت كنترل است، ذخیره می شود. در تاسیساتی به مساحت 2 زمین فوتبال در زیر زمین، هر ثانیه درخواستی از جایی در ایالات متحده یا كانادا به سرور مركزی پلیس فدرال می رسد و در این پایگاه درخواست رسیده با مجموعه ای از آثار انگشت دیجیتال كه مشتمل بر 55 میلیون مجموعه از آثار انگشت الكترونیك است مورد مقایسه و سنجش قرار می گیرد. بزودی سرور مركزی مقایسه و تحلیل آثار كف دست، تصاویر عنبیه و داده های شكل چهره نظیر شكل لاله گوش فعال خواهد شد. به این ترتیب یك افسر پلیس در ایستگاه ایست بازرسی یا ماموری در فرودگاه می تواند فردی مظنون را ظرف چند ثانیه تشخیص دهد. با استفاده از این سامانه مدرن، یك كارشناس می تواند اثر كف دست برجا مانده در صحنه جنایت را با اطلاعات پایگاه داده كنترل نماید. حتی جاسوسان و ماموران مخفی می توانند اطلاعات را در هر نقطه ای از دنیا كه باشند، مبادله كنند.

طراحان سامانه های تشخیص هویت امیدوارند فناوری های زیست سنجی همسو با سایر شاخص های مرزی به منبع مهمی برای شناسایی مجرمان تبدیل شوددر حال حاضر این سامانه پیشرفته تشخیص هویت فراتر از یك فناوری مفهومی به شمار می رود و شركت لاكهید مارتین به عنوان پیمانكار این سامانه، برای تعیین آن دسته از فناوری های زیست سنجی كه باید در این سامانه جای داده شود، مطالعات گوناگونی را دست دارد. جالب اینجاست كه هدف طراحان این فناوری برخلاف تصور رایج ساخت اسكنرهای گوناگون كه پلیس برای جمع آوری داده ها استفاده می كند، نیست بلكه فراتر از آن، هدف سامانه نوین تشخیص هویت مشخص كردن موارد و گزینه های تطبیقی است. به اعتقاد طراحان، شالوده سامانه مبتنی بر الگوریتم های تطبیقی است و آنها قصد ندارند دستگاه های ثبت و ضبط داده بسازند؛ چون كه چنین ادواتی خارج از مرزهای این سامانه قرار می گیرد و كاری است كه توسط آژانس های مستقل مدیریت می شود. این سامانه جدید به دنبال تنظیم و دایر كردن پایگاه داده و استانداردها یا به عبارتی فرمتی برای نحوه تصرف و كسب موارد و انتقال آن به سامانه است. این سامانه مدرن مستلزم وجود چندین سخت افزار از قبیل حجم عظیمی  از داده های ذخیره شده درخصوص چهره یا عنبیه برای به دست آوردن تصاویر با وضوح بالاست. این فناوری مثل سامانه فعلی انگشت نگاری اف.بی.آی مبتنی بر نرم افزار بوده و داده ها را برای آژانس یا اداره پلیسی كه تجهیزات جمع آوری اطلاعات زیست سنجی دارد، تامین می كند. پلیس با پذیرش داده های زیست سنجی سامانه جدید و افزودن اثر كف دست به سوابق دهگانه انگشت نگاری خود، مخزن عكس هایش را نیز گسترش خواهد داد. به اعتقاد كارشناسان، مخزن تصاویر می تواند مبنایی برای بازشناسی چهره باشد اما یك شاخص زیست سنجی واقعی به شمار نمی رود. ولی در مورد شاخص هایی مثل جای زخم و سوختگی و خالكوبی ها لازم است امكانات جستجو در سراسر كشور فراهم شود. بخشی از این اطلاعات می تواند از داخل زندان ها تامین شود كه به طور فزاینده ای در میان مجرمان معمول شده است. در مورد بازشناسی صحیح چهره نمی توان به تصاویر به دست آمده حین ارتكاب جرم به عنوان بهترین منبع استناد كرد و لازم است تصاویری با وضوح بالا و زوایای مختلف از مجرمان تهیه شود. طراحان سامانه تشخیص هویت نسل آینده امیدوارند فناوری زیست سنجی مثل اسكن چشم كه از الگوهای موجود در عنبیه چشم افراد برای تعیین هویت بتواند همسو با سایر شاخص های زیست سنجی و نیز جستجوهای سازمان های دیگر، به منبع مهم و قدرتمندی برای شناسایی مجرمان و مبارزه با جرم و جنایت تبدیل شود. پلیس در مورد دغدغه های امنیتی این فناوری نوین معتقد است پایگاه داده انگشت نگاری اش هرگز هك نشده است و با وجود اضافه شدن انواع جدیدی از داده های شناور در میان آژانس های مختلف كه می تواند فرصت های جدیدی برای هكرها ایجاد نماید   احتمال كمی برای چنین نفوذهایی وجود دارد.

با راه اندازی این سامانه جدید كه به نسل آینده تشخیص هویت مشهور شده قرار است گسترش و توسعه چشمگیری در میزان و نوع اطلاعات زیست سنجی دریافتی حاصل شود. در آینده نزدیك و طی تنها چند سال آینده مسوولان اجرایی و قانونی در سراسر دنیا قادر می شوند به الگوهای عنبیه، داده های شكل چهره، جای زخم یا سوختگی و حتی نوع راه رفتن و صحبت كردن افراد برای شناسایی مجرمان و تروریست ها استناد كنند. البته منتقدان این شیوه در تشخیص هویت، نگران این مساله هستند كه استفاده از دانش زیست سنجی سبب شود بدن افراد عملا به كارت های ملی تشخیص هویت بدل شود.


استفاده از اسكن های عنبیه در فرودگاه ها برای تصدیق هویت مسافرانی كه از بازرسی های اولیه عبور كرده اند و كسانی كه می خواهند بسرعت از طریق خطوط هوایی جابه جا شوند، از كاربردهای موثر این فناوری محسوب می شود. سازمان های امنیت ملی كشورها می توانند با استفاده از داده های جمع آوری شده در زمینه اثر انگشت، اسكن عنبیه و چهره به شناسایی و تعیین هویت مسافران خارجی متوقف شده در مرزها كه اغلب به دلیل تخلفات قانونی و جنایی صورت می گیرد مهاجران غیرقانونی و قاچاق و متقاضیان روادید بپردازند. از دیگر كاربردهای فناوری زیست سنجی در زمینه تشخیص هویت، كاربرد حیاتی و روزافزون آن در مبادی ورودی مراكز حساس است. در حال حاضر در پژوهشگاه فناوری تشخیص هویت دانشگاه ویرجینیا و در نزدیكی تاسیسات زیست سنجی اف.بی.آی، محققان در حال كار روی گرفتن تصاویر عنبیه افراد در فواصل حدود 5 متری و تصاویر چهره از فواصلی دورتر در حدود 200 متری هستند. این در حالی است كه گرفتن تصاویر ناآشكار و پوشیده چهره و عنبیه نیز كه چند سال دیگر از سوی این محققان صورت خواهد گرفت، مورد توجه آژانس های دولتی قرار گرفته است. از دیگر كاربردهای جالب توجه و كم نظیر این فناوری، شناسایی از راه دور است. مثلا ناوی نظامی  را در رویارویی با شناوری بیگانه تصور كنید؛ قبل از هر گونه اقدامی  و با استفاده از این فناوری می توان تصاویری از مشخصه های زیست سنجی خدمه ناشناس از راه دور تهیه و با كسب تكلیف از یك پایگاه داده تشخیص هویت، به حضور افراد مظنون یا تروریست پی برد.

به اعتقاد محققان مركز تحقیقات تشخیص هویت دانشگاه ویرجینیا، هدف درازمدت این فناوری، كاربرد و استفاده فراگیر دانش زیست سنجی است. برای مثال مسافری ممكن است از راهروی فرودگاه قدم زنان بگذرد و در همین هنگام امكان ضبط تصاویر چهره و عنبیه اش بدون آن كه حتی از جلوی كیوسكی عبور كرده باشد و به دوربینی نگاه كند، فراهم می شود. در مقایسه با سایر سنجش های امنیتی، فناوری زیست سنجی بسرعت به اولویت نخست راه حل های امنیتی برای دسترسی كنترل شده بدل می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 14:51  توسط پدرام کاظمی   | 

تأثيرات رواني عمليات هوايي امريکا در طول چهار جنگ

تأثيرات رواني عمليات هوايي امريکا در طول چهار جنگ
 
خلاصه كتاب : ويتنام ـ کره - خليج فارس و جنگ جهاني دوم- نويسنده: استفان تي.هاسمر- مترجم : ابراهيم لطفيان کريم- تاريخ انتشار : 1378- ناشر: انتشارات رند- شمارگان : 1000 جلد

مقدمه

اين کتاب راه‌کارهايي را در خصوص افزايش اثرات رواني قدرت هوايي در جنگهاي آينده ارائه مي‌کند. موضوعات اين کتاب که در دوازده فصل به انگليسي گردآوري شده است، برگرفته از بازجوييهايي است از اسراي جنگي و کسب اطلاعاتي در خصوص جنگهاي ويتنام، کره و خليج‌فارس. اين کتاب همچنين به تحليل تأثيرات رواني عمليات سابق نيروي هوايي امريکا عليه اهداف استراتژيک و مواضع نيروهاي ديگر کشورها، مي‌پردازد. هدف از آن، بررسي و شناخت موارد زير است:
1 ـ شرايطي که تأثيرات رواني عمليات هوايي را افزايش و يا کاهش مي‌دهند.
2 ـ طراحي هرچه بهتر عمليات رواني و استفاده هرچه بيشتر از امکانات بالقوه عمليات رواني درنيروي هوايي.
3 ـ نحوه افزايش قابليتهاي موجود در نيروي هوايي و نقش اين نيرو در بعد رواني جنگ.
اين تحقيق را اداره طرح و برنامه و قرارگاه نيروي هوايي امريکا، با عنوان بخشي از برنامه دکترين و استراتژي نيروي هوايي انجام داده است. هدف از آن، آشنا کردن فرماندهان و ساير کارکنان نظامي وابسته، با طراحي و هدايت عمليات رزمي و طراحان عمليات رواني است؛ همچنين براي مطالعه دانشجويان دوره‌هاي عالي علوم نظامي نيز مفيد است.

پروژه نيروي هوايي
پروژه‌اي مشترک که در مرکز تحقيقات و توسعه، مورد تحقيق و تجزيه و تحليل قرار گرفته است. اين پروژه زمينه‌ساز تحليلهاي جداگانه در مورد خط مشيها و متغيرهاي مؤثر بر توسعه، به کارگيري، آمادگي رزمي و پشتيباني از نيروهاي حال و آينده هوافضا است و در قالب سه برنامه، تحقيقاتي را ارائه مي‌دهد.
الف - استراتژي، دکترين و ساختار نيرويي؛
ب ـ نوآوري و به‌کارگيري انديشه‌هاي جديد؛ و
ج ـ مديريت منابع انساني و تأمين سيستمها.

تأثيرات رواني عمليات هوايي تا به حال به نحوي بوده است که عملاًً کوتاه شدن زمان جنگ و کاهش هزينه‌هاي نظامي به ويژه هزينه‌هاي جاري را در پي داشته است. در برخي از جنگها تأثيرات رواني عمليات هوايي به مراتب بيش از تأثيرات فيزيکي، مشاهده شده است.
اين گزارش، ارائه‌کننده راه‌کارهايي در مورد افزايش کارايي عوامل رواني در جنگهاي آينده نيروي هوايي، و حاصل بازجوييها و سير اطلاعات به دست آمده از اسراي جنگي و نيز از تأثير عمليات رواني در جنگهاي کره، ويتنام و خليج فارس است که بعد از جنگ جهاني دوم تا به حال، مهم‌ترين جنگهاي طول تاريخ بوده‌اند. دو نوع از عمليات هوايي که تأثيرات رواني مهمي بر کاهش مدت جنگ و مقاومت نيروهاي دشمن دارند به شرح ذيل مي‌باشند:
الف ـ عمليات هوايي عليه اهداف استراتژيک: مبارزه و از بين بردن تهديداتي که از سوي کشور هدف، متوجه ما بود و هدف از آن، پايان دادن به جنگ، در حدي است که از نظر ايالات متحده پذيرفته شده باشد.
ب ـ عمليات هوايي عليه سازمان رزم کشور هدف: ايجاد جنگ رواني که ممکن است باعث از بين رفتن وحدت و انسجام نيروهاي کشور هدف شود و نيز باعث شود روحيه مقاومت در صحنه نبرد را از دست بدهند.

تأثيرات رواني عمليات هوايي عليه اهداف استراتژيک کشور هدف
تجربه جنگهاي گذشته
در تمامي جنگهاي مهمي که پس از جنگ جهاني دوم تا به حال روي داده‌اند، ايالات متحده همواره به اهداف به اصطلاح استراتژيک، حمله کرده است. اين اهداف شامل اهداف نزديک يا حمله به قلب مواضع کشور هدف با هدف ايجاد جنگي رواني بوده است. از ميان ساير اهداف، عمليات استراتژيک هوايي با هدف تحميل اراده خود به کشور آماج براي عقب‌نشيني از سرزمينهاي خودي، پذيرش آتش‌بس و صلح و در نهايت زمين‌گير کردن کشور هدف صورت گرفته است. عمليات نظامي با هدف جلوگيري از هرگونه اقدام نظامي و در ابعاد گسترده‌تر با هدف براندازي کامل نظام کشور هدف، صورت مي‌گيرند. تجارب جنگهاي گذشته، نشان داده‌اند زماني که حملات هوايي امريکا عليه اهداف استراتژيک به عنوان اهرم فشار قرار گيرد، در پرتو اين حملات است که اهداف جنگ، خودبه‌خود، تأمين شده است. ايالات متحده و ساير هم‌پيمانان وي براي وادار کردن دشمن به زمين‌گير شدن يا به ميز مذاکره کشاندن او و يا الزام به آتش‌بس، بايد کشور هدف را با رفتارشان متقاعد کنند که در صورت مقابله، شکست سختي متحمل، و يا در صورت ادامه جنگ، به مخمصه سختي دچار خواهند شد. از آنجايي که تصميم کشور هدف به ادامه جنگ و يا توقف آن، به شناخت آنان از نتايج آينده صحنه نبرد بستگي خواهد داشت، طراحان عملياتي نيروي هوايي امريکا گسترش نيرويي کشور هدف را نيز بايد جزء اهداف استراتژيک قلمداد کنند (و براي ايجاد جنگي رواني به آن حمله نمايند).
نگاهي به جنگهاي گذشته
جنگ جهاني دوم (1945-1941): طراحان جنگ جهاني دوم، اميد داشتند که بمباران هوايي اهداف استراتژيک در همه جا نتايج مهمي را به بار آورد. براي آلمان اين موضوع زماني اهميت پيدا کرد که متفقين کارخانجات صنعتي‌ آلمان را هدف بمباران هوايي قرار دادند که در نتيجه تأثير رواني آن ايتاليا به‌دنبال راهي براي انعقاد صلح ‌گشت.همچنين در آن شرايط، هدف متفقين از بمباران، پايان دادن به خصومت ميان دو کشور بود. زيرا هر دو طرف شاهد شکستهاي پياپي بودند.
جنگ کره(1953-1950م) و جنگ ويتنام(1972-1965م): در جنگ امريکا با ويتنام، حملات هوايي عليه اهداف نظامي و استراتژيک مخصوصا با هدف ايجاد جنگ رواني اجرا شدند. تأثير مهم اين حملات، متقاعدکردن سران ويتنام براي حضور در مذاکرات، در راستاي پايان بخشيدن هرچه سريع‌تر به جنگ و تأمين اهداف امريکا بود.
اين حملات هوايي، باعث شد که ايالات متحده سه سال در کره وهشت سال در ويتنام، از عمليات هوايي استفاده کند و در شرايط و وضعيتهاي مختلف لشکرکشي اين دو کشور، تمامي تلاش خود را براي حمله به اهداف استراتژيک به کار گيرد. در غير اين صورت احتمالات زير ممکن بود:
1-با دسترسي کشور هدف به پشتيباني قدرتهاي خارجي اين امکان به آن داده شود که با وجود از بين رفتن بخش عظيمي از تجهيزات جنگي‌اش بازهم بتواند به جنگ ادامه دهد.
2- کشور هدف به سرعت به اهداف خود دست يابد و عليه ايالات متحده وارد جنگ شود.
3-کشور هدف به سرعت انبوه نيروي انساني و تدارکات را وارد صحنه نبرد کند.
4- توانايي حفظ وضعيت لجستيکي موجود براي ادامه جنگ و يا حفظ اوضاع امنيت داخلي را براي سرکوب مخالفين به دست آورد.
5- به اين نتيجه برسد که منافع آتي‌اش در صورت تداوم جنگ، بيش از خسارتهاي بمباران خواهد بود.

پس از ارائه مطالبي در خصوص گفتگوي صلح ميان کره و ويتنام، ايالات متحده، بحث تعادل قدرت و يا کاهش تهديدات را در دستور کار خود قرار داد. در بحث مهم تعادل قدرت و يا کاهش تهديدات، بايد نقاط قوت و ضعف هر دو طرف به خوبي شناخته مي‌شد. در کره، تهديدات دوگانه جنگ روزافزون با چين و نيز احتمال استفاده امريکا از سلاحهاي هسته‌اي تهديدي ثانويه بود که باعث مي‌شد تقاضاي امريکا مبني بر بازگردانيدن اسراي جنگي به ميهن‌شان با شکست روبه‌رو شود. در ويتنام نيز واشنگتن مجبور بود از جنگنده بمب‌افکنهاي ليزري ب ـ 52 براي بمباران هانوي و هايپونگ، استفاده کند تا ويتناميها به پذيرش تنها راه حل باقي‌مانده يعني توافق صلح، وادار شوند.
جنگ 1991 خليج‌فارس: اهداف عمده رواني ازحمله به اهداف استراتژيک عراق در جنگ دوم خليج فارس، وادار کردن اين کشور به تغيير مواضع در قبال حمله به کويت بود. استراتژيستهاي نيروي هوايي امريکا، بمباران شديد را تنها راه مؤثر براي رژيم صدام حسين مي‌دانستند که از سياست اشغالگري کويت دست بکشد و متقاعد شود که از کويت عقب‌نشيني و قطعنامه‌هاي مختلف سازمان ملل متحد را در مورد کويت، قبول کند.
نظريه‌پردازان ائتلاف، همواره اميد داشتند تا از راههاي زير بتوانند عمر حکومت صدام را به آخر رسانند:
1-ناتوان ساختن و منزوي کردن صدام و کشورهاي حامي وي از صحنه بين‌الملل؛
2- تشويق نظاميان عراق و ساير ارکان حکومتي به سرنگون کردن هرچه زودتر صدام؛ و
3 ـ تحريک مردم عراق به قيام و شورش با هدف سرنگون کردن کامل رژيم عراق.
براي نيل به اهداف ياد شده، متحدين تمام توان هوايي خود را صرف حمله به مراکز فرماندهي و کنترل و ارتباطات و مسيرهاي فرماندهي، کنترل، کامپيوتر، ارتباطات و اطلاعات عراق کردند.
بعدها مشخص شد که (در جنگ دوم خليج فارس) مسائل ناشناخته مهم‌تر ديگري دربقاي رژيم عراق و از دست ندادن کنترل عراق در اثر بمباران شديد وجود داشته است. به نظر مي‌رسيد که متحدين از اوضاع عراق اطلاعات کافي، دقيق و به موقعي نداشتند که با استفاده از آن بتوانند قدرت رژيم عراق را خنثي کنند. حملات متحدين که با هدف برانگيختن مردم عليه صدام طراحي شده بود، ابتدا باعث غافلگيري شديد آنان شد ولي در نهايت کاري از پيش نبرد و تعداد کمي نيروي پليس و نيروي امنيتي محافظ کاخ صدام در اثر بمباران کشته شدند. در حقيقت، وضعيت فيزيکي کاخ رهبر عراق از نظر مسائل امنيتي، اطلاعاتي طوري بود که به نظر مي‌رسيد در اين جنگ، آسيب چنداني نديده است.
نيروي هوايي متحدين درميان کردها و شيعيان عراق نفوذ بسيار زيادي داشت، همانهايي که نسبت به رژيم عراق احساسات ضددولتي داشتند هر چند بعدها شورش کردها به شدت سرکوب شد. در نخستين اقدام، گارد رياست جمهوري عراق هدف حملات هوايي و زميني متحدين قرار گرفت. صدام در اثر اين حملات، تاب مقاومت را از دست داد و مجبور شد قطعنامه سازمان ملل را بپذيرد. صدام در محاسبات خود، عليه متحدين، دچار اشتباه شده بود و سرانجام علي‌رغم ميل خود، مجبور به عقب‌نشيني از کويت گرديد، زيرا وجهه او در داخل کشور و مجامع در بين‌المللي کاملاً از بين رفته بود و غير از اين راهي نداشت. صدام زماني که گارد رياست جمهوري را وارد عمل کرد فکر مي‌کرد که بازهم مي‌تواند مقاومت کند، اما آنان نيز شکست سختي را متحمل شدند.

درسهايي براي فرماندهان
به احتمال زياد در جنگهاي آينده، دشمنان امريکا نيز به دنبال تداوم رزم و تحميل تلفات انساني به ايالات متحده باشند تا در اين راستا، ايالات متحده از پذيرش تلفات خودداري، و از جنگ با آنان اجتناب نمايد و به پذيرش قطعنامه‌هايي در خصوص پايان دادن به جنگ، مجبور شود. به منظور جلوگيري از سوء استفاده از تداوم جنگ فرسايشي، اتخاذ يک راه حل و استراتژي منطقي و شناخت نحوه مقابله با تهديدات کشور هدف، براي پايان دادن به جنگ در مراحل اوليه آن ضروري است.
تجزيه تحليلهايي که در مورد اثرات رواني عمليات هوايي بر اهداف استراتژيک در جنگهاي گذشته انجام گرفته است، بيانگر اين است که صحنه رزم هوايي در گذشته چگونه بوده و در جنگهاي آينده، فرماندهان چه طرحهايي را بايد براي هدايت عمليات استراتژيک، آماده کنند.

انجام تک
تجربه نشان داده است که بمباران اهداف استراتژيک، به تنهايي نمي‌تواند اهداف جنگي امريکا را تأمين کند، زيرا عوامل متعدد و مختلفي در داخل کشورها وجود دارند که باعث مقاومت ملتها در مقابل اينگونه فشارها و بروز مشکلاتي براي امريکا شده‌اند. پس ما بايد اين توان را در خود داشته باشيم تا براي تحقق عمليات هوايي درآينده، نواقص را مرتفع تا بتوانيم بيشترين تلفات را به طرف مقابل خود، واردکنيم.
فرماندهان ما بايد بدانند که دشمنان آينده ما تلاش دارند تا ابعاد جنگ را از طريق تلويزيون و ساير رسانه‌ها پوشش و نشان دهند که ميزان تلفات طي بمباران هوايي، ناچيز بوده است. آنان از مسائل بشردوستانه و نيز افراد با نفوذ در توقف جنگ، بهره خواهند گرفت.
براي محدودکردن واکنشهاي سياسي که بعدها ممکن است متوجه واشنگتن گردد، فرماندهان ما در صحنه نبرد بايد آماده ارائه هرگونه توضيح و قضاوت در مورد حملات هوايي امريکا در صحنه داخلي و خارجي به افکار عمومي باشند. لازم است بگوييم، فرماندهان ما بايد به قدري پخته باشند که از انجام هرگونه حمله که خطرات مهمي را براي ساکنان غيرنظامي فراهم آورد، اجتناب کنند.
واکنشهاي منفي که در اثر حملات ناشيانه‌ امريکا صورت مي‌گيرد، برانگيخته شدن افکار عمومي عليه امريکا توسط کشور هدف را به دنبال خواهد داشت. اين موضوع، باعث کم‌ارزش شدن اهداف خواهد شد و حتي آزادي عمل را در بمبارانهاي آتي از فرماندهان امريکايي خواهد گرفت.

وارد آوردن فشار مضاعف در راستاي تأمين اهداف جنگي
در گذشته، ترکيبي از فشارهاي مختلف نظامي و ساير شرايط براي مجبور کردن کشور هدف به توقف جنگ و يا توافق قابل قبول با ايالات متحده، صورت مي‌گرفت. شرايطي که کشور هدف وادار به مذاکره گردد.
انجام حملات تهديدآميز عليه مواضع استراتژيک
اين حملات موجب اعمال فشار بر سران کشور هدف، به منظور خاتمه جنگ با شرايط مورد پذيرش ايالات متحده گرديده‌اند. اين موضوع وقتي است که سران کشورهدف مسائل زير را به خوبي دريافته‌اند:
الف ـ آنان حتما با شکست روبه‌رو شده‌اند و يا در آينده در صحنه نبرد، دچار مخمصه شديدي خواهند شد.
ب ـ در صورت تداوم جنگ در آينده نيز، حتما به اين نتيجه خواهند رسيد که صلح مورد پذيرش ايالات متحده را قبول نمايند.
ج ـ ارزش خسارات و يا تهديدات عليه منافع استراتژيک آنها بيش از ارزش پذيرش مذاکره با ايالات متحده خواهد بود.
د ـ هيچگونه پدافند عاملي را براي جلوگيري از حمله به مناطق استراتژيک خود نداشته و نيز امکان انجام پاتکي که بتواند ايالات متحده را از مسير اصلي جنگ خارج کند، نيز وجود نداشته باشد.
شرايط لازم براي تسليم شدن کشور هدف
علاوه بر چهار شرط ياد شده که براي وادار کردن دشمن به تسليم شدن لازم است. ، تجربه ثابت کرده است که شرط اصلي براي وادار کردن دشمن به تسليم، حذف رهبر آنان از اريکه قدرت و يا سراني است که جنگ را شروع کرده‌اند. فرماندهان و استراتژيستها بايد دقت نمايند زماني که در شرايط مساوي، منزوي کردن کشور هدف نتواند کارساز باشد بايد تواناييهاي داخلي سران کشور هدف (پشتوانه مردمي) را بررسي کرد. حتي اگر از نظر نظامي، به نظر آيد که به موفقيت کشور هدف در صحنه نبرد ديگر اميدي نيست.
در نظر گرفتن گسترش نيرويي کشور هدف به عنوان اهداف استراتژيک
از آنجايي که در معادلات کشور هدف، شناخت صحنه رزم براي خاتمه دادن به جنگ از نظر استراتژيستهاي آنان حائز اهميت است، پس فرماندهان بايد بدانند که وضعيت نيرويي کشور هدف نيز از اهداف استراتژيک است. تجربه نشان داده است که انجام بمباران و ساير حملات (موشکي، توپخانه و...) به آرايش نيرويي کشور هدف ممکن است توان حياتي آنان را کاهش دهد و يا به سران کشور هدف فشار آورد تا جنگ را خاتمه دهند. در جنگهاي مهمي که پس از جنگ جهاني دوم، به وقوع پيوسته‌اند، زماني که مخالفان امريکا به طور جدي در صحنه رزم، دچار مخمصه شده‌اند يا صلح را پذيرفته‌اند و يا تسليم شده‌اند.
در جنگهاي آينده نيز، سران کشور هدف در زمان نوسان قدرت، مجبور به تسليم و يا خاتمه جنگ خواهند شد. براي آنکه در آينده، سران کشور هدف مجبور به ترک استراتژي جنگي قبلي خود شوند، امريکا و هم‌پيمانان او بايد طوري وانمود کنند که موازنه قدرت در صحنه رزم، همچنان در دست آنهاست و در صورت ادامه جنگ، توان رزمي دشمن نيز به شکست خواهد انجاميد.

توسعه قابليتهاي ايالات متحده به منظور حمله به اهداف بسيار ارزشمند
حملات شديد هوايي براي اثربخشي هر چه بيشتر، بايد بر اهدافي متمرکز باشد که براي سران کشور هدف، حائز اهميت است. در برخي وضعيتهاي ناشناخته، تعيين اهدافي که براي سران کشور مقابل، بسيار با اهميت باشد، مشکل است. علاوه بر آن، تقريباً تمامي سران کشور مقابل نيز به منظور تجديد قدرت و بقاء نفرات خود همواره در صدد کسب برتري‌اند. به منظور ايجاد زمينه بحث مقابله با اهداف استراتژيک ، در آينده، نيروي هوايي بايد طوري عمل نمايد که به سران کشور هدف تفهيم نمايند که يا کشته خواهند شد و يا حکومت آنان سرنگون خواهد شد.
شايد آنان در خصوص پايان دادن به جنگ، به زودي پاسخ مثبتي به ايالات متحده ارائه ندهند. احتمال اينکه سران کشور هدف چنين خطري را بپذيرند، به شناخت آنان از مقاصد ايالات متحده، قابليتهاي ما و آزادي عملي بستگي دارد که تهديدات را براي آنان واقعي‌تر نشان دهند. با انجام حمله‌اي مؤثر يا نشان دادن قاطعيت در توانايي حمله به سران کشور مقابل، طراحان عمليات هوايي لازم است از اطلاعات واقعي و به موقع در مورد نحوه اطلاع‌رساني و اهداف، با خبر شوند. شايد مشکل باشد که بتوان انواع سيستمهاي بسته و ناشناخته امنيتي را که با ايالات متحده مشغول جنگ‌اند، دقيقاً شناسايي کرد. داشتن اطلاعات دقيق و به موقع براي استفاده در حملات هوايي مي‌تواند باعث دقت و سهولت ما در سرنگوني داخلي رژيم کشور مقابل شود و انجام اين کار به کمک ستون پنجمها نيز تا حدي مشکل است.
انجام حملات هوايي به يک موضع خوب دفاعي، غالباً مشکلاتي را در ميان آنان به وجود مي‌آورد. بارها ديده شده است که جمعيتي از ساکنان غيرنظامي کشور آماج در اثر بمبارانهاي عظيم به ستوه آمده، و عليه دولت خود تظاهراتي به راه انداخته‌اند، هر چند در سرنگوني آنان ناکام مانده‌اند. در جنگ آينده توجه به ملاحظات انساني حتي به صورت حمله محدود به ساکنان غيرنظامي، باعث ممنوعيت حمله به مناطق غيرنظامي خواهد شد.
يکي از مهم‌ترين راه‌کارها براي تهديد کشور هدف، اعلام سرنگوني در خارج از کشورشان است سران کشور آماج نيز درشرايط ذيل نسبت به احتمال سرنگون شدن توسط قدرت خارجي واکنش نشان مي‌دهند:
الف. در شرايطي که با مذاکرات نتوان به اهداف جنگي دست يافت.
ب. ترتيب نيروي هوايي، زميني، دريايي امريکا و عمليات نظامي عليه مواضع نيروها با هدف نيل به پيروزي نهايي و اشغال سرزمين کشور آماج، صورت گيرد.
ج. الگوي عمليات هوايي عليه مناطق استراتژيک مناطق عقبه کشور آماج نيز نشانگر احتمال نفوذ در قلب کشور هدف و به دنبال آن اشغال نظامي را در پي داشته باشد.

عمليات رواني با انجام حمله هوايي به مناطق استراتژيک
در چنين عملياتي، اهداف مورد حمله بايد از طرحهاي عمليات رواني پشتيباني نمايد. محتواي موضوعي عمليات رواني برگه‌هاي اعلاميه و پخش صداهايي باشد که مستقيم يا غيرمستقيم باعث تقويت پيام‌‌هايي رواني ‌گردند و يا پيامهايي که طي عمل بمباران، افسران نيروي هوايي از آن به منظور برنامه‌ريزي و هدايت لشکر هوايي و کل نفراتي که مسئوليت طراحي و انتشار پيامهاي رواني را دارند، استفاده ‌شود.
تأثيرات رواني عمليات هوايي عليه مواضع نيروها

تجارب جنگهاي گذشته
تاريخ نشان داده است که عمليات هوايي مي‌تواند به صورت مهم و بسيار قاطع، تأثيرات رواني مهمي در روحيه و رفتار نيروها در صحنه نبرد بر جاي گذارد. حملات هوايي مي‌توانند قابليتهاي کشور هدف را در جنگ، کاهش دهند. همچنين باعث زمين‌گير شدن کشور آماج، تضعيف روحيه، تسليم شدن و يا فرار از صحنه رزم شوند و يا در انجام وظايف نظامي آنها اختلال ايجاد کنند. تضعيف روحيه در حد شديد و يا تسليم‌شدن ، کاري بس مشکل است، زيرا به علت ساختار اخلاقي مؤثر و کنترل مکانيسمي که گاهي در ميان يگانهاي نظامي وجود دارد و در اثر ترس، مسائل زير رخ مي‌دهند:
ـ ترس از اينکه فرار و يا تسليم‌شدن او بازتاب منفي در ميان خانواده‌اش يا براي خودش داشته باشد.
ـ مسائل ذيل طي پنج سال تجزيه و تحليل در مورد جنگهاي کره، ويتنام و خليج فارس به دست آمده است. در مورد هرکدام، عده زيادي از نظامياني که در شرايطي از صحنه نبرد، يکي از مسائل زير برايشان پيش آمده بود. مجبور به فرار از جنگ و يا تسليم شده بودند.
الف ـ در سپتامبر تا دسامبر 1950 در کره: زماني که نيروهاي کره شمالي، روحيه مقاومت را از دست دادند و بيشتر آنان به اسارت در آمدند.
ب ـ در دسامبر1951 و ژولاي 1953 در کره شمالي: زماني که کمونيستها هيچگونه مقاومتي نکردند و بسياري از نيروهاي چيني و کره‌اي، صحنه جنگ را ترک کردند و يا به اسارت در آمدند.
ج ـ در سالهاي 1972-1963 در ويتنام: که نيروهاي کمونيست هيچگونه مقاومتي نکردند و تعداد کمي از نيروهاي ارتش ويتنام شمالي و نيروهاي اصلي ويت‌کنگ در صحنه نبرد، باقي‌ماندند و الباقي پا به فرار گذاشتند.
د- ژانويه 1991: تعداد زيادي از نيروهاي عراقي، صحنه رزم را ترک، و به سوي ميهنشان فرار کردند.
شرايط لازم براي ايستادگي نيروها در صحنه نبرد و تسليم ‌نشان
برخي شرايط ذيل در کاهش روحيه نيروها مؤثر است اما کمتر باعث فرار از جنگ و يا تسليم شدن در برابر دشمن، شود:
الف ـ روحيه اوليه: هنگامي که وضعيت روحي دشمن در ابتداي جنگ، قوي و فاقد ضعف اخلاقي باشد، در مراحل بعدي، کمتر ضعف روحيه در آنان رخ مي‌دهد.
وجود تفرقه و نبود‌‌انگيزه در تداوم جنگ، بسيار مؤثر است. ما ديديم که چگونه ستون نظامي عراق، از هم پاشيده شد. ليکن، به خاطر اتحاد ميان نيروهاي ويت‌کنگ و ارتش ويتنام، جنگ در جنوب ويتنام تا مدتها ادامه داشت. و نيز، شروع يک جنگ با انگيزه قوي، نمي‌تواند ثابت کند که چرا در پاييز 1950 نيروهاي کره شمالي و در بهار 1951 يگانهاي چين، شکست خوردند. زيرا هردو ارتش با انگيزه‌هاي قوي وارد جنگ شده بودند.
ب- تلفات: وقتي آمار تلفات، زياد باشد نمي‌توان تعداد کشته‌ها، فراريها و اسرا را يکسان فرض کرد. براي نمونه در جنگ خليج فارس که تعداد زيادي از هردو طرف کشته شدند اما تعداد اسرا و فراريان عراق، از تعداد کشته‌ها بيشتر بود. اما در جنگل ويتنام ديديم که حجم بسيار زيادي از تلفات را آمار کشتگان تشکيل مي‌داد حال ‎آنکه تعداد کمي ازنيروهاي ارتش ويتنام شمالي و ويت‌کنگ به اسارت در مي‌آمدند. مورد ديگر مربوط به کره شمالي و يگانهاي چيني بود که اين جنگ، طي يکسال، تلفات زيادي را به همراه داشت و نيمي از نيروها فراري گشتند و يا به اسارت نيروهاي سازمان ملل، درآمدند.

شدت و کيفيت عمليات رواني
شدت عمليات رواني در جنگهاي مختلف، حائز اهميت بوده است. انتشار بيش از پنجاه ميليون برگه تبليغاتي در جنگ کره و عراق، تأثير به سزايي در پيشبرد جنگ، داشته است. هنوز هم، کسي نتوانسته است تحليل دقيقي در مورد مقاومت ويتناميها ارائه دهد. اجراي عمليات رواني در جنگ خليج فارس سبب شد تعداد زيادي از نيروهاي عراقي از صحنه رزم، فرارکنند و يا به اسارت متحدين درآيند. هنوز هم در مورد کيفيت عمليات رواني، تفاسير مختلفي ارائه مي‌گردد. هنگامي که يگانهاي عمليات رواني متحدين عليه نيروهاي عراق، وارد عمل شدند، به نظر مي‌رسيد که طراحي و اجراي اينگونه عمليات با الهام از جنگهاي کره و ويتنام، بسيار کارساز بود زيرا عده زيادي از عراقيها مجبور به ترک کويت شدند.

شرايطي که موجب فرار يا به اسارت درآمدن تعداد زيادي از نيروها مي‌گردد
تجارب به دست آمده از چهارجنگ کره، ويتنام و خليج فارس، سه شرط مهم را براي ايجاد تفرقه شديد در ميان نيروهاي کشور هدف به منظورکسب روحيه مقاومت و در نهايت، تصميم به فرار از جنگ و يا تسليم شدن، به ما آموخته است:
الف ـ تشديد حملات هوايي و ساير حملات نظامي مؤثر: در مورد جنگهاي کره و خليج فارس، ديديم که تشديد حملات هوايي عليه ستون نظامي، موجب فرار و يا اسارت عده‌اي از آنها به صورت ذيل گرديد:
1ـ فرار يا به اسارت درآمدن عده زيادي از آنان.
2ـ از دست رفتن قابليتهاي رزمي سران کشور هدف و از بين رفتن روحيه جنگي در ميان نيروها.
3ـ ايجاد زمينه براي نيروهاي کشور هدف براي فرار از جنگ و يا تسليم شدن.
نيروهاي کره‌اي در پاييز 1950 و بهار 1951 و نيز يگانهاي عراقي که در عمليات آزادسازي کويت در فوريه 1991 به اسارت در آمدند در اثر تشديد حملات هوايي و ساير حملات نظامي (از زمين، هوا، دريا) ستون نظاميان آنان از هم متلاشي شده بود.
بيست ماه جنگ کره، تعداد زيادي نيروي فراري و اسير را به دنبال داشت، زيرا نيروهاي کره‌اي غير از زمانهايي که در حالت آفند بودند، در حالت پدافندي درون پناهگاههاي زيرزميني، سنگرها و تونلهاي مقاوم در برابر حملات هوايي و توپخانه بودند. در اثر عمليات رواني تعداد زيادي از آنان مجبور به فرار و يا تسليم شدند.
نيروهاي ويتنام کمتر در معرض حملات هوايي، توپخانه و … قرار مي‌گرفتند. چرا که فرماندهان آنها دقيقاً به آنان آموخته بودند که در کدام محل و در چه زماني بايد جنگ را شروع کنند. به دنبال اين آموزشها بود که چريکهاي ويتنامي آموخته بودند که چگونه وضعيت رزمي خود را حفظ، و از تلفات زياد جلوگيري نمايند.
در واقع بيشتر يگانهاي ويتنامي، فقط مدتي از سال را مي‌توانستند جنگ کنند. پس از درگيري با نيروهاي امريکايي، نيروهاي کمونيست به مناطق عقبه، عقب‌نشيني (تاکتيکي) کردند يعني همان جايي که در اثر حملات متعدد هوايي امکان تعقيب و گريز بيشتري را داشتند چرا که در پوشش جنگلهاي باراني به سادگي مي‌توانستند تغيير موضع دهند و از ديد و حملات هوايي مصون بمانند.
ب) شرايط ناشي از کمبود غذا: شرط ديگري که به نظر مي‌رسد براي از دست رفتن روحيه مقاومت و تسليم شدن عده زيادي از آنان کارساز باشد، کمبود مواد غذايي بود که در اثر بمباران شديد خطوط مواصلاتي و خودروهاي تدارکاتي صورت مي‌گرفت. بسياري از موفقيتهايي که در 1950 و بهار 1951 در کره و در اوايل سال 1991 در جنگ خليج فارس به دست آمد در اثر نرسيدن مواد غذايي کافي به نيروهاي در حال نبرد بود. علت فرار زياد نيروها در هر دو جنگ ياد شده، کمبود غذا بود که علت ضعف روحيه در يگانها به شمار مي‌آيد.
در اوضاع جنگي که برنامه غذايي درستي براي نيروها پيش‌بيني شده باشد، وحدت بين نيروها همچنان پابرجا است و کمتر نيرويي روحيه‌اش را ازدست مي‌دهد. زماني که در خطوط رزمي ويتنام، برنامه غذايي درستي پيش‌بيني شده بود، چريکهاي ويت‌کنگ و يگانهاي ارتش ويتنام با استفاده از منابع غذايي پيش‌بيني شده در جنوب ويتنام، توانستند تا مدتهاي طولاني در تمام خطوط نبرد به مبارزه خود ادامه دهند.
ج -انجام حملات به موقع زميني، با هدف تضعيف روحيه: آخرين راهي که بعد از انجام مراحل ياد شده براي درهم شکستن روحيه مقاومت يگانها در سطح وسيع، مطلوب به نظر مي‌رسد، تشديد حملات زميني است. نمونه اين کار در سال 1950 در منطقه اين‌چين و مورد ديگر در منطقه پوسان (بندري درشمال کره) و مورد سوم تضعيف روحيه چينيها در عمليات تهاجمي مه 1951 توسط نيروهاي سازمان ملل بود، که ضربات سختي را به چينيها وارد آوردد.
در مورد نيروهاي عراقي اشغالگر کويت، متحدين در فوريه 1991 با صد ساعت عمليات تهاجمي با يگانهاي هوايي، ضربات سختي را به عراقيها وارد کردند و اين عمليات تهاجمي به شدت، روحيه ارتش صدام را ضعيف کرده.
در جنگ ويتنام، بارها شاهد تلاش ايالات متحده به منظور تضعيف روحيه ويتناميها بوديم؛ ابتدا نيروهاي امريکايي به جاي حملات زميني، حملات هوايي و توپخانه را در دستور کار خود قرار دادند تا کار ويتناميها را يکسره کنند. در مراحل بعدي چون حملات هوايي و توپخانه (در جنگ چريکي)کاري از پيش نبرد، ايالات متحده تهاجم شديد زميني را شروع کردند اما چون نيروهاي مردمي ويتنام در اثر حملات هوايي عقب‌نشيني(تاکتيکي) کرده و به مناطق امن جنگلي، پناه برده بودند، علاوه بر استقرار در آنجا توانستند توان نظامي خود را بازسازي و روحيه جديدي براي جنگيدن پيدا کنند.

درسهايي جديد براي فرماندهان
تجزيه و تحليلهاي صورت گرفته در مورد اثرات رواني عمليات هوايي و ساير عمليات عليه گسترش نيروها در کره، ويتنام و خليج فارس، نشان مي‌دهد که در صحنه نبرد، مسائل زير براي فرماندهان بسيار حائز اهميت بوده است:
الف ـ نحوه طراحي عمليات: براي بهره‌برداري کامل از توان نظامي عليه نيروها، لازم است تا فرماندهان در هدايت عمليات خود، به ابعاد رواني جنگ توجه بيشتري بنمايند. فرماندهان، بايد در همه جا وحدت نظر داشته باشند و از عمليات رواني، بهره‌برداري مطلوب را براي ضربه زدن به کشور هدف، به عمل آورند.
فرماندهان بايد بدانند که نتايج به دست آمده از پيامهاي رواني بسيار مهم است، زيرا اثري به مراتب مخرب‌تر از خسارتهاي فيزيکي بر دشمن دارد.
تأثير عمليات رزمي با تشديد حملات هوايي و توپخانه، بيشتر نمود پيدا مي‌کند، زيرا تفرقه و از هم‌گسيختگي نيروها را در پي دارد. همچنان‌که در جنگهاي کره و خليج فارس، با از بين رفتن روحيه جنگي کشور هدف، راه پيروزي سريع‌تر و با هزينه‌اي کمتر، گشوده ‌شد.
کارساز بودن عمليات رواني را مي‌توان با وارد آوردن فشارهاي مضاعف بر کشور هدف، چند برابر کرد.
فرماندهان بايد به دنبال راهي براي کاهش توان رزمي در صحنه رزم باشند. براي نمونه به جاي بمباران شهرها و روستاها، بايد مناطق پشتيباني دشمن را بيشتر ، هدف بمباران شديد خود، قرار دهند.
براي شناسايي کامل و دقيق ابعاد رواني جنگ، فرماندهان و طراحان بايد تأثير آن را در موارد مختلف، بررسي، و حتي دروس عمليات رواني را به عنوان يکي از دروس مهم دانشکده‌هاي فرماندهي و ستاد، مطرح نمايند.
ب - تصويب استراتژي کلي نظامي که باعث افزايش اثربخشي حملات هوايي گردد: فرماندهان بايد  استراتژي خاصي را تصويب که نيروهاي دشمن را به عکس‌العملهاي لحظه‌اي وادارکنند به گونه‌اي آنان از نظر رواني، لحظه‌اي خود را از حملات هوايي و…. ايمن نبينند. براي تضعيف هرچه بيشتر روحيه جنگي، لازم است تا هواپيماها چندبار در طول هفته بمباران خود را تشديد کنند. عمليات هوايي و زميني جنگ کره در پاييز 1950و بهار1951 به قدري شديد بود که سربازان کره‌اي بيش از چندماه تاب تحمل نياوردند. بمباران شديد مواضع عراقيها در جنگ (دوم)خليج‌فارس نيز به قدري شديد بود که در عرض 38 روز ،روحيه جنگي و مقاومت آنان را نابودکرد.
ج ـ تشديد حملات هوايي با هدف تضعيف روحيه نيروهاي مقابل:در جنگهاي گذشته به اثرات رواني حملات هوايي، توجه کافي نمي‌شد. ولي امروز يگانهاي هوايي بايد حداکثر توان خود را به جاي توجه به خسارات فيزيکي، بر اثرات رواني بمباران، متمرکز کنند. براي توجه هرچه بيشتر به اين نکته بايد به دو موضوع، توجه کرد:
1 ـ فرماندهان يگانهاي هوايي، بايد اولويت کاري خود را بر محور تخريب روحيه جنگي، متمرکز سازند.
2 ـ در واحدهاي طراحي عمليات، بايد از وجود کارشناسان خبره عمليات رواني و روان‌شناسان مجرّب، استفاده لازم و کافي به عمل آيد.
د- استفاده از اهداف عملياتي مؤثر براي افزايش اثرات رواني جنگ: فرمانده يگانهاي هوايي بايد از طرحهايي استفاده نمايد که تأثيرات رواني قدرت هوايي را افزايش دهد . براي تحقق اين منظور بايد اقدامات زير صورت گيرد:
1 ـ نيروهاي کشور مقابل بايد همواره در معرض حملات مداوم و تهديدآميز قرار گيرند . تداوم اين حملات در شبانه روز و در تمامي قسمتهاي صحنه نبرد، به امکانات نيرويي فراوان نياز دارد. از آنجايي که حضور پرتلاش نيروهاي خودي در صحنه نبرد، کاهش شديد روحيه کشور مقابل را به دنبال دارد، پس بايد با تمرکز تمامي امکانات و نيروها شديدا با کشور آماج مقابله کنند و فرصت را از او بگيرند تا روحيه از دست رفته خود را نتوانند باز يابند.
2 ـ از بين بردن جيره غذايي کشور هدف با حمله به انبار تدارکات، قطع خطوط مواصلاتي و حمله به خودروهاي تدارکاتي. تجربه نشان داده است که انجام پروازهاي شناسايي به منظور بررسي امکانات آمادي و خطوط مواصلاتي دشمن مي‌تواند اين ترس را در آنان به وجود آورد که شايد در آينده در تأمين جيره کافي خود نيز، دچار مشکل شوند.
3- تشديد بمباران براي ايجاد رعب و وحشت: در جنگهاي ويتنام و خليج فارس، جنگنده‌هاي ليزري ب ـ 52 رعب و وحشت در دل نيروهاي مقابل انداخته بودند، به طوري که هر لحظه مي‌ترسيدند مواضع مهم آنها هدف بمباران قرار گيرد. بمباران حساب شده و دقيق مواضع کشور هدف، تأثيرات رواني شديدي به جاي گذاشته است به طوري که هر لحظه واهمه دارند که پناهگاههاي زيرزميني و ساير تأسيسات آنها هدف حمله مستقيم هواپيما و راکت قرار گيرد.
هـ ـ تحميل اين باور به کشور مقابل که پدافند هوايي او ناتوان است: تجربه نشان داده است زماني که نيروهاي مقابل در مقابل شديدترين حملات هوايي قرار گيرند، به سرعت روحيه خود را از دست مي‌دهند. و چون تمامي فرماندهان کشور مقابل، موظف‌اند روحيه نيروهايشان را حفظ کنند پس بايد نيروي هوايي به نحوي عمل کند که دشمن، خود را ناتوان حس کند. استفاده از گيرنده‌هاي قوي و قابليتهاي هواپيماهاي استراتژيک، هواپيماهاي تعقيب و گريز و مدلهاي ضربه‌اي دقيق، اين اهداف را محقق مي‌سازند.
و- ايجاد شرايطي که دشمن نتواند از سلاحها و تجهيزات خود، به خوبي استفاده نمايد:
بايد از طريق تبليغات رواني به کشور مقابل، تفهيم کرد که هرگونه اقدام نظامي و هرگونه حرکت خودروها، شليک توپ يا گلوله ضدهوايي، استفاده از بي‌سيم، رادار و ساير وسايل ارتباطي به قيمت از دست دادن جانشان تمام خواهد شد. براي اين منظور مي‌توان پيامهايي با مضامين زير براي ايجاد جنگ رواني در ميان دشمنان پخش کرد:
اگرپروازي صورت گيرد، مرگتان حتمي است.
اگر گلوله‌اي شليک شود، مرگ در انتظار شماست.
اگر سرو کله‌تان پيدا شود، خطر مرگ در کمين شماست.
اگر با خودرو حرکت کنيد، به استقبال مرگ رفته‌ايد.
اگر سلاح را از خود دور نکنيد، مرگ به شما نزديک خواهد شد.

توسعه سلاحهايي که تأثيرات رواني قدرت هوايي را بيشتر نشان دهند:
بايد همواره سعي کرد قدرت هوايي را در ديد کشور مقابل، بزرگ‌تر از آنچه هست، به نمايش گذاشت.توانمنديهاي زير تأثيرات بسيارمهم رواني برجاي مي‌گذارند:
1 ـ استفاده از گيرنده‌هاي رهگيري و سلاحهاي حمله مؤثر بر دشمن
2 ـ حمله به نفرات و تجهيزات داخل پناهگاهها

انجام عمليات زميني
تجربه ثابت کرده است که وجود تفرقه ميان نيروها و ضعف روحي، باعث تحليل رفتن نيروها مي‌شود و با استفاده از اين نقاط ضعف و آسيب‌پذيريهاي رواني است که مي‌توان ضربات جبران‌ناپذيري بر پيکر کشور مقابل، وارد آورد. اجراي حملات زميني در فرصت مناسب، باعث مي‌شود که از نظر رواني برتري نبرد با ما بوده (زيرا ابتکار عمل از کشور مقابل، سلب مي‌شود) و در اين موقع است که با بمباران شديد هوايي مي‌توان تلفات زيادي از کشور هدف گرفت و شوک رواني جديدي به آنان وارد کرد.
اجراي عمليات رواني با انجام حملات هوايي عليه ستون نظامي:
استراتژيستها بايد با طراحان جنگ رواني هميشه در تماس باشند و هماهنگيهاي لازم را درخصوص ايجاد پيامهاي رواني به موقع به عمل آورند. نمونه‌اي از ناهماهنگيها در جنگهاي خليج فارس ديده شده است. تداوم عمليات رواني را بايد با يافتن ديدگاهها و استفاده کردن از آنها پيش از حمله هوايي، انجام داد.

شناخت قدرت رواني کشور آماج و نقاط آسيب‌پذيري او
از آنجايي که کسب اطلاع از وضعيت قبلي کشور هدف براي ارزيابي تأثير عمليات نظامي بر روحيه آنان اهميت خاصي دارد، پس براي ارزيابي پيامهاي رواني، فرماندهان بايد اطلاعات دقيقي از کشور مقابل داشته باشند. اين اطلاعات را مي‌توان با انجام گشت شناسايي و يا بازجويي از زندانيان جنگي، به دست آورد.
نيروي هوايي بايد گروهي از متخصصان عمليات رواني و روان‌شناسان متخصص در امور اطلاعاتي از جمله بازجويان مجرّب را، براي همکاري با کارکنان نظامي در امر کنترل و ارزيابي زندانيان و بازجويي از فراريان و نيز طراحي پيامهاي عمليات رواني و طراحي عمليات رواني و ساير عمليات، تربيت نمايد.

اعمال توانمنديهاي رواني در زمان جنگ
نيروي هوايي و ساير ادارات نظامي به دلايل متعددي بايد توانمنديهاي رواني خود را اعمال نمايند. مخصوصا نيروي هوايي که با ايجاد نمايشهاي هوايي و آموزشهاي زمان صلح، همواره در برپايي مانورهاي نظامي تلاش مي‌کند بايد از فرصتهاي مناسب براي نشان دادن توانمنديهاي برتر فناوري پيشرفته ضد هوايي و سيستم سلاحهاي موجود نيز استفاده نمايد.

فهرست مطالب
مقدمه
بخش اول: تأثيرات رواني عمليات هوايي عليه اهداف استراتژيک
فصل اول: استفاده از حملات هوايي استراتژيک براي تحقق اهداف رواني جنگ
فصل دوم: جنگ جهاني دوم(1945-1941)
الف ـ آلمان
ب ـ ژاپن
ج ـ ايتاليا
د- ساير کشورهاي در حال جنگ
فصل سوم: کره(1953-1950)
الف ـ فشارهاي رواني ناشي از جنگ هوايي
ب ـ عمليات رواني، متضمّن حمله به مناطق استراتژيک
ج ـ تهديد به استفاده از سلاحهاي هسته‌اي و گسترش جنگ تا کشور چين
د- دلايل موافقت چينيها با پايان دادن به جنگ
فصل چهارم: ويتنام(1972-1965):
الف ـ يگان بمب‌افکن تندر( )
ب ـ يگان يکم بمب‌افکن( )
ج - يگان دوم بمب‌افکن( )
د- وجوه تشابه ميان ويتنام و کره
فصل پنجم: جنگ 1991 خليج‌فارس:
الف ـ تلاش براي تغيير دولت عراق
ب- تلاش براي تغيير سياستهاي عراق
فصل ششم: درسهايي براي فرماندهان:
الف ـ محدوديتهاي مورد نظر در مورد تأثيرات حمله به مناطق استراتژيک
ب ـ طرح‌ريزي در مورد اعمال فشار مضاعف بر دشمن، براي تأمين اهداف جنگي
ج ـ در نظر گرفتن گسترش نيرويي دشمن به عنوان يکي از اهداف استراتژيک
د ـ توسعه توانمنديهاي امريکا براي حمله به اهداف بسيار ارزشمند
ه‍ ـ انجام عمليات رواني در کنار حمله هوايي به مناطق استراتژيک
بخش دوم: تأثيرات رواني عمليات هوايي بر گسترش نيرويي دشمن:
فصل هفتم: چگونه عمليات رواني مي‌تواند بر روحيه و رفتار نيروها در صحنه رزم، تأثير بگذارد؟
الف ـ تجارب جنگهاي کره، ويتنام و خليج فارس
ب- پيش‌بيني‌هايي با بهره‌گيري و مقايسه تجربه هاي جنگهاي کره، ويتنام و خليج فارس
فصل هشتم: کره
الف ـ نحوه استفاده و نقش سازمان ملل در ايجاد عمليات رواني
ب ـ فشارهاي نظامي سازمان ملل که باعث شد عده زيادي از صحنه رزم فرار کنند.
فصل نهم: ويتنام
الف ـ نحوه استفاده و تأثيرات عمليات رواني
ب ـ دلايل کم بودن آمارپناهندگان و اسراي ويتنامي
فصل دهم: خليج‌فارس
الف ـ نحوه استفاده و تأثيرات عمليات رواني
ب ـ تأثير بمباران هوايي بر رفتار عراقيها در صحنه رزم
ج ـ انگيزه اوليه و روحيه نظاميان عراقي
د ـ نقش يگانهاي هوايي در ايجاد انگيزه و روحيه
ه‍ ـ ساير عوامل رواني مربوط به بمباران و عمليات هوايي
فصل يازدهم: خلاصه‌اي از تجارب جنگهاي کره، ويتنام و خليج فارس:
الف ـ شرايطي که الزاما باعث فرار از رزم و تسليم شدن نيروهاي دشمن نمي‌گردند.
ب ـ شرايطي که باعث فرار و اسير شدن عده زيادي از نيروهاي دشمن، در صحنه رزم مي‌گردند.
ج ـ پايداري رفتارآلمانيها در جنگ جهاني دوم
فصل دوازدهم: درسهايي براي فرماندهان:
الف ـ تأکيد بر جنبه‌هاي رواني آموزش، برنامه‌ريزي و عمليات
ب ـ تصويب استراتژي کلي نظامي که جنبه رواني حملات را تقويت نمايد.
ج ـ تضعيف روحيه دشمن، هدف يگانهاي هوايي
د- استفاده از مفاهيم عملياتي که جنبه‌هاي رواني قدرت هوايي را تشديد مي‌کند.
ه‍ ـ بهره‌برداري از اثرات رواني جنگ هوايي همگام با انجام عمليات زميني
و ـ اجراي عمليات رواني از طريق حمله هوايي
ز ـ شناخت قدرت رواني و نقاط آسيب‌پذيري دشمن

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:42  توسط پدرام کاظمی   | 

هواپیمایی که بوسیله نور لیزر تغذیه می شود

هواپیمایی که بوسیله نور لیزر تغذیه می شود

دانشمندان ژاپنی توانستند هواپیمای درست شده از ورقه های آلومینیم راتوسط اشعه لیزر تغذیه کنند.

این آخرین سطح پیشرفت است؛«یک هواپیمای تغذیه شده بوسیله اشعه لیزر»

این پرنده توسط محققان در ژاپن طراحی شده است و یک پرواز آزمایشی موفق در کارنامه خود دارا می باشد.

این تیم مبتکر امیدوار است روزی صدای ناوگانهایی از این نوع هواپیما  از آسمان حتی در شرایط بد آب و هوایی به گوش برسد.

تاکاشی یاب  و تیم همراهش که عضو سازمان تکنولوژی توکیو می باشند، توانستند هواپیمای خود را توسط تابش لیزر معمولی تغذیه کنند.

این هواپیما توانست در یک مسیر منحنی و به صورت بسیارخوب وباسرعت 1.4 متر بر ثانیه به هوا برخیزد. این وسیله را می توان از راه دور و تازمانی که بتوان نور لیزر را بر روی آن متمرکز کرد تغذیه کرد.

محققان همچنین امیدوار هستند که بتوانند توسط نیروی لیزر حرکت هواپیما را کنترل کنند. یک روش به این صورت است که می توان توسط اشعه لیزر، به بعضی قسمتهای هواپیما نیرو (ضربه) وارد کرد و در روشی دیگرمی توان بال ها را با آلیاژهایی درست کرد که هنگام گرم شدن تغییرشکل دهند و در این صورت می توان با استفاده از لیزر به گرم کردن بال ها پرداخته و درنتیجه تغییر شکل دلخواه را در آنها بوجود آورد و در مجموع حرکت هواپیما راکنترل کرد.

منبع سوخت:

تیم در حال بازبینی طرحی بود که 31 سال پیش برای اولین بار ارائه شده بود. در سال 1972 یک مهندس آمریکایی به نام Arthur Kantrowitz   این طرح را ارائه کرده بود، در این طرح اگر اشعه لیزر را روی یک ماده (سوختی که روی بدنه هواپیما قرار می گیرد) متمرکز کنیم، می توان یک جت از گازهای خروجی تولید کنیم که باعث جلو راندن هواپیما شود، درست مثل موتور های جت معمولی امروزی.

سر انجام در سال 1997 محققان در آزمایشگاه Air Force Research کالیفرنیا توانستند با توجه به این طرح و یاری گرفتن ازلیزر مادون قرمز پرقدرت یک هواپیمای نعلبکی شکل آلومینیومی کوچک را برای چند ثانیه به حرکت در آورند. به این صورت که ضربات لیزر توانست هوا را در محفظه ورودی، به پلاسمای با فشار بالا (High-pressure plasma ) تبدیل کند. Thrust حاصله توانست این هواپیمای کوچک سبک را بلند کرده و صد ها پا آن را به بالا ببرد.

درضمن این طرح پروژه ی NASA برای امکان استفاده از نیروی رانشی لیزر به عنوان یک روش کم هزینه برای تغذیه ماهوارهای کوچک نیز بوده است.

Yabe و همکارانش در آینده قصد انجام طرح های بزرگتری را دارند، زیرا پرنده آنها از تکه فویل های آلومینیومی که فقط دارای چند گرم وزن وپهنای چند سانتیمتر است درست شده است، و سوخت آن توسط پوشش پلیمر اکریلیک  و یا قطرات آب که روی فویل ها جا داده شده است تامین می شود.

لازم به تذکر است که پوشش پلیمر اکریلیک نیروی thrust بیشتری تولید می کند در حالی که قطرات مایع را می توان توسط یک منبع که امکان قرار گرفتن در داخل هواپیما را دارد تامین کرد تا از این طریق بتوان نیروی thrust مستمر را در حین پرواز تولید نمود.

م.منصوری

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:30  توسط پدرام کاظمی   | 

عینک جدید ناسا با شیشه‌های مایع و قابل تنظیم

عینک جدید ناسا با شیشه‌های مایع و قابل تنظیم

ناسا تصمیم گرفته عینک‌هایی با لنزهای قابل تنظیم و انعطاف‌پذیر در اختیار فضانوردان و محققینش قرار بدهد که بسته به این که فرد در حال انجام چه کاری است و به چه دیدی نیاز دارد، ‌خودش را تنظیم می‌کند…


حالا که برنامه‌های ناسا روتین‌تر شده، دیگر نیازی به خلبانان برجسته با دید چشمی عالی ندارد و ترجیح می‌دهد که از متخصصین آموزش‌دیده میانسال استفاده کند و به آن‌ها عینک‌های قابل تنظیم برای دید عالی بدهد
پیش از این فضانوردانی که ناسا انتخاب می‌کرد،‌ معمولا بهترین خلبان‌های نیروی هوایی آمریکا بودند، با دید چشمی تقربا عالی و کامل تا بتوانند در سفرهای فضایی دید کاملی داشته باشند. در نتیجه اغلب فضانوردان باید کم‌سن می‌بودند تا چنین دید کاملی داشته باشند و به خاطر بالا رفتن سن، دیدشان کم نشده باشد.

اما حالا که پروازهای فضاپیماهای ناسا اغلب به برنامه‌های مطالعاتی مشخص فضایی مربوط می‌شود، نیازی به یک خلبان با چنین ویژگی‌هایی ندارد و ناسا در مورد بینایی خیلی کم‌تر سختگیری می‌کند. به علاوه الان بسیاری از متخصصین آموزش‌دیده دیگر جوان نیستند و بر اثر سن،‌ قدری دوربین شده‌اند و تمرکز روی فاصله نزدیک کمی برایشان سخت است.


علاوه بر همه این موارد،‌ در  ماموریت‌های فضایی،‌ فضانورد یا پژوهشگر در محیطی قرار می‌گیرد که بعضا نیروی گرانشی نزدیک به صفر دارد و مطالعات نشان داده‌اند که این شرایط دوربینی چشم را تشدید می‌کند.

اما ناسا این بار چه راه‌حلی پیدا کرده است؟ بر اساس گزارشی که پاپ‌ساینس منتشر کرده،‌ ناسا تصمیم گرفته عینک‌هایی با لنزهای قابل تنظیم و انعطاف‌پذیر در اختیار فضانوردان و محققینش قرار بدهد که بسته به این که فرد در حال انجام چه کاری است و به چه دیدی نیاز دارد، ‌خودش را تنظیم می‌کند.

البته ایده عینک‌های قابل تنظیم چندان جدید نیست و پیش از این در پروژه‌های دیگر هم به کار رفته‌ است. اما خب،‌ برای ناسا این پروژه جدیدی است.

هر یک از لنزهای این عینک در حقیقت از دو لنز کوچک‌تر تشکیل شده که فاصله آن‌ها با لایه‌ای نازک اما قابل گسترش از مایع سیلیکون شفاف پر شده است که خودش غشایی اطراف خود دارد. دسته‌ای که روی پل عینک قرار گرفته، این مایع را به عقب و جلو هل می‌دهد و بدین ترتیب به غشا شکل می‌دهد. بدین ترتیب، بسته به کاری که فرد در حال انجام آن است،‌ نقطه کانونی تغییر می‌کند.
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:24  توسط پدرام کاظمی   | 

تاثیر تغذیه بر عملکرد خلبانان خطوط هوایی

تاثیر تغذیه بر عملکرد خلبانان خطوط هوایی      

اهمیت یک رژیم غذایی مناسب مرده پذیرش عده زیادی از مردم است. بدن برای یک عملکرد مناسب نیاز به مقادیر متفاوتی از مواد مغذی دارد، ؛که بعضی از این مواد تامین کننده انرژی و بعضی دیگر برای رشد و محافظت بدن کاربرد دارد. پروتئین، چربی، و کربوهیدرات ها از مواد مغذی پور مصرف به شمار میایند ، که بخش نسبتا اعظمی از رژیم غذایی را تشکیل میدهند، چرا که تامین کننده انرژی و سازنده سیستم دفاعی یک بدن سالم هستند.

  
مواد مدنی و ویتامین ها جزو مواد مغذی کم مصرف به شما میایند، که اگرچه در حد خیلی کم مورد نیاز هستند اما با این وجود برای یک بدان سالم ضروری به حساب میایند. برای مثال کمبود ویتامین، بسته به نوه ویتامین، میتواند بیماریهایی چون شب کوری، نرمی استخوان، پلاگرا و افسردگی را به همراه داشته باشد. با این حال، بیشتر افراد مقادیر زیادی از مواد مورد نیاز بدن خود را از رژیم غذایی روزانه به دست میاورند.


اهمیت چربی در رژیم غذایی:

امروزه، در رژیم غذایی بیشتر به افراد توصیه میشود که از غذاهای چرب و شیرین کمتر استفاده کنند و در عوض از میوه و سبزیجات تازه استفاده کنند تا وزن خود را کنترل کنند. گرچه، چربی صرفا بد نیست. گلوکز سوخت اصلی مغز است، اما بدن قادر است از چربی نیز به عنوان سوخت استفاده کند، بخصوص برای ماهیچه ها، و همچنین میتواند در صورت نیاز چربی را به سوخت قابل استفاده برای مغز تبدیل کند.

اگر چربی های رشته های عصبی(غلاف میلین) را نیز به حساب آوریم، ۶۰ درصد مغز را چربی تشکیل میدهد. غلاف محافظ رشته های عصبی، که غلاف میلین نام دارد، بیشتر از اسید چرب تشکیل شده است. بدن نیازمند اسید های چرب اساسی است، که این اسید ها در بسیاری از عملکرد های سوخت و سازی بدن نقش دارند. چربی همچنین برای جذب برخی از ویتامین های خاص مورد نیاز است. بدن نقش دارند. چربی همچنین برای جذب برخی از ویتامین های خاص مورد نیاز است. بنابراین، باید از مصرف چربی های اشباع نشود ساخت بشر خودداری کرد و همچنین استفاده چربی های اشباع شده را محدود ساخت.

چربی های مفید مانند اسید های چرب تک-اشباع نشده ای که در در روغن هایی مانند روغن زیتون، سبزیجاتی مانند آووکادو ، و مغزهایی مانند فندق یافت میشوند بخشی از رژیم غذایی روزانه را تشکیل دهند. بدن به مقداری چربی نیاز دارد اما این مقدار نباید بخش اعظمی از رژیم غذایی را به خود اختصاص دهد. متخصصین تغذیه توصیه میکنند که بسته به نوع زندگی و درصد چاقی فرد، ۲۵ تا ۳۰ درصد کالری یک شخص باید از چربی تامین شود.

تغذیه بسیار مهم است، و حتی در رابطه با افرادی که شغلشان نیازمند هوشیاری و عملکرد هوشی بالاست، نقش تغذیه مهم تر نیاز جلوه میکند. یک مطالعه جدید در رابطه با تاثیر تغذیه بر عملکرد خلبانان نمونه ای از این نکته است.

تاثیر رژیم غذایی پرچرب و پر کربوهیدرات بر عملکرد:

مطالعات انجام شد توسط گلندا لیندست از دانشگاه نورس داکوتا در گرند فورکس نشان میدهد که، از دسته از خلبانان بازرگانی که رژیم غذایی پرچرب و یا پرکربوهیدرات مصرف کرده اند عملکردی بهتر نسبت به گروهی داشته اند که رژیم غذایشان پر پروتئین بود. همچنین عملکرد هوشی و خواب این دسته از خلبانان نسبت به گروه دیگر بهتر بوده است.

نیاز بود این نتایج در سطح وسیع تری مورد بررسی قرار گیرد، اما لیندست ادعا کرد که این نتایج برای ارتش،  و به خصوص خلبانان و کسانی که نقششان نیازمند هوشیاری و عملکرد سریع هوش دارد بسیار با اهمیت است. تحقیقات نشان داده، که ۷۰-۸۰ درصد از حوادث پرواز های نظامی و غیر نظامی و ۹۱ درصد از رخداد های پرواز های General به علت خطای خلبان بوده است، و در این میان خستگی اغلب عامل اصلی به شمار آمده است. برنامه پروازی سنگین خلبانان باعث میشود که زمان کمی برای غذا خوردن و خوابیدن داشته باشند که این خود عاملی برای بیمار شدن است. خلبانان حرفه ای، کمبود مواد غذایی مورد نیاز در رژیم غذایی خود را، عامل اصلی استرس های روزانه خود میدانند.

برای ارزیابی تاثیر تغذیه بر عملکرد هوشی ۴۵ خلبان در یک دوره دانشگاه پروازهای بازرگانی استخدام شدند. میانگین سنی ۲۰.۸ سال بود و ۸۷ درصد از این نیرو های تازه مرد بودند. این مطالعه ۱۴ هفته به طول انجامید. برنامه رژیم غذایی به ۴ گروه تقسیم شد، گروه اول رژیم غذایی پر کربوهیدرات، گروه دوم پر چرب، گروه سوم پر پروتئین و گروه چهارم یک رژیم غذایی کترل شده داشتند. این خلبانان بترتیب هرکدام در این ۴ گروه به مدت هریک از این رژیم های غذایی را  (شامل ۳ وعده غذایی کامل و ۲ میان وعده) مصرف کردند و در میان هر رژیم غذایی به مدت دو هفته استراحت داشتند. هر خلبان سهم غذایی مخصوص به خود را داشت تا هیچ یک در طول این تحقیق وزن کم نکنند، یا به وزنشان افزوده نشود، و زیر نظر بودند تا این اطمینان حاصل شود که هر گروه رژیم متعادلی داشته باشد، و مواد مغذی کم مصرف را نیاز دریافت کند.

هرکدام از این رژیم های غذایی ویژه برای این مقصود طراحی شده بودند که مواد مغذی پرمصرف ۵۰ درصد رژیم غذایی را پوشش دهد. در پایان هر یک از رژیم های غذایی حافظه کوتاه مدت خلبانان با تست " شناخت ابزار" استرنبرگ، و قدرت جهت یابی آنها در فضا نیز با تست " گردش روانی" واندنبرگ مورد آزمایش قرار گرفت. تمامی این خلبانان نیز به مدت ۲۰ دقیقه یک تست پرواز در شبیه ساز پرواز (GATT 2 full-motion flight simulator) دادند و میزان خطای آنها به ثبت رسید. این تست پرواز طوری طراحی شده بود که خلبان را تحت فشار قرار دهد.
برای مثال یک instrument approach در هوای بد در حالی که باند فرودگاه قابل رویت نباشد. تمامی خلبانان مانیتور مچی به دست داشتن که علائم حیاتی و فعالیت های آنها، از جمله خواب را اندازه گیری میکرد.

برای خلبانانی که رژیم غذایی پر کربوهیدرات و یا پر چربی داشتند، بهبود حافظه کوتاه مدت در نتایجشان به ثبت رسید. اما تفاوت و بهبودی در تست جهت یابی فضایی آنها به چشم نمیخورد. همچنین رژیم پر کربوهیدرات موجب شد تا خلبانان سریع تر بخواب روند، کمتر از خواب بپرند و خواب عمیق تری داشته باشند. رژیم غذایی پر چرب موجب شد تا حافظه کوتاه مدت سریع تر عمل کند که این خود باعث می شد حافظه سریع تر و بهتر کار کند. امتیاز کلی داده شده به انجام پرواز، برای گروهی که از رژیم غذایی پر پروتئین استفاده کرده بودند نیز کمتر از دو گروهی بود که رژیم غذایی پر کربوهیدرات و پر چرب داشتند.

ترجمه : امیرآرام اعرابی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:18  توسط پدرام کاظمی   | 

چه میزان رابطه جنسی طبیعی است؟

 

چه میزان رابطه جنسی طبیعی است؟

الهام اکبری 

اخیراً زیاد با همسرتان رابطه جنسی نداشته اید؟ بد نیست که بدانید به عقیده کارشناسان یک پنجم زوج ها ازدواج هایی بدون رابطه جنسی دارند این یعنی کمتر از 10 مرتبه در سال رابطه جنسی برقرار می کنند. و یک سوم زوج ها همیشه سر این مسئله مشکل دارند که امیال و خواسته های جنسیشان همخوانی ندارند و این یکی از اصلی ترین دلایل مراجعه زوج ها به مشاور است. اینجا ایران است، جایی که مردم مجبورند ساعت های زیادی در روز کار کنند تا بتوانند از پس اجاره خانه و هزینه های زندگی بربیایند و این خستگی و استرس همه چیز را بدتر می کند.

یک کارمند 33 ساله که علاقه ای به ذکر نامش در اینجا نداشت، می گوید: “من 10 سال است که ازدواج کرده ام. خیلی وقت ها بوده که اگر سه ماه یکبار رابطه جنسی می کردیم برایمان نعمتی بود. من مجبورم بعد از یک روز طولانی سر کار شام را آماده کنم و بعد بچه ها را بخوابانم چون حقوق شوهرم کفاف زندگیمان را نمی دهد و من هم مجبورم پا به پای او کار کنم. به خاطر همین قانونی که برای شوهرم گذاشتم این است که رابطه جنسی بعد از 10 شب ممنوع چون آن موقع خسته و کوفته می خواهم به رختخواب رفته و فقط بخوابم.”

متخصصین اعتقاد دارند که پایین بودن سطح میل جنسی هم یکی از متداولترین مسائل و مشکلات جنسی خانواده ها در قرن حاضر است.

اینکه میل جنسی در حال حاضر نسبت به سالهای قبل کمتر شده است یا نه، مشخص نیست اما یک چیز قطعی است و آن اینکه شکایت خانم ها بیشتر است! وقتی  زوج ها برای مشاوره می روند، این خانم ها هستند که مردها را به زور سمت دفتر کار روانشناسان می کشانند. و برخلاف عقیده عموم، میل جنسی مردهاست که پایین آمده است. در جامعه ما قابل قبولتر این است که زن میل جنسی نداشته باشد تا مرد. وقتی این مرد است که میل جنسی پایینی دارد، برای هر دو طرف ناامید کننده تر خواهد بود.

ازدواج های فاقد رابطه جنسی این روزها بحث عموم شده است. به همین خاطر تصمیم گرفتیم به این موضوع بپردازیم که واقعاً چه میزان رابطه جنسی طبیعی به حساب می آید؟ کارشناسان مسائل جنسی تمایل چندانی برای تعیین حد کفایت رابطه جنسی ندارند چون باعث می شود خیلی زوج ها فکر کنند رابطه جنسیشان کافی نیست یا خیلی های دیگر تصور کنند که بیش از حد رابطه جنسی دارند.

درحالیکه کمتر از 10 مرتبه رابطه جنسی در سال، ازدواج بدون رابطه جنسی به حساب می آید، یک تا دو مرتبه رابطه جنسی در هفته متوسط میزان رابطه جنسی به شمار می رود.

رابطه جنسی برخلاف ویتامین ها حداقل نیاز روزانه ندارد. اگر هر دو طرف طوری کنار بیایند که مشکلی با ازدواج بدون رابطه جنسیشان نداشته باشند عالی است! اما معمولاً این مشکل وجود دارد که یکی از دو طرف از کیفیت یا کمیت رابطه جنسی رضایت ندارد و دیگر حاضر به کنار آمدن نیست.

فقط 40 درصد از زوج ها می گویند که از رابطه جنسی در ازدواجشان رضایت دارند. بااینکه خیلی از مشکلات پزشکی یا برخی داروها در پایین آوردن میل جنسی نقش دارد، مثل برخی قرص های ضدافسردگی یا برخی قرص های ضدحاملگی، اکثر مشکلات به خاطر تفاوت در انتظارات و توقعات دو طرف است.

زوجی که 5 سال است با هم ازدواج کرده اند یک دختر 6 ماهه دارند می گویند در این زندگی پرمشغله امروز خیلی سخت است که برای رابطه جنسی وقت خالی کنند. آنها می گویند خیلی خوش شانس هستند که می توانند 2 یا 3 بار در ماه رابطه جنسی داشته باشند. اینکار را معمولاً وقتی بچه خوابیده است انجام می دهند اما بیشتر وقت ها وقتی یکی از آنها می خواهد دیگری میل ندارد.

تغییرات فاحشی که نقش مردان و زنان در دهه های اخیر داشته است انتظارات ازدواج و به دنبال آن احساسات مربوط به رابطه جنسی را تغییر داده است.

وقتی به نسل پدرانتان نگاه کنید می بینید که برای آنها اینقدر سخت نبود. اما در روابط امروز بااینکه آزادی بیشتری وجود دارد اما همه چیز مشکل تر شده چون دو طرف همیشه برای هم تعیین وظیفه می کنند. کی زباله ها را بیرون می برد؟ کی با گریه بچه بیدار شود؟ و امثال آن. درواقع به خاطر همین آزادی بیشتر است که تضاد و ناسازگاری به وجود می آید.

کارشناسان عقیده دارند که علاوه بر استرس و خستگی، عصبانیت و خشم هم می تواند موجب از بین رفتن رابطه جنسی بین دو طرف شود. عوامل دیگر در ازدواج های فاقد رابطه جنسی می تواند برآورده کردن امیال جنسی با پرنوگرافی (سایت های اینترنتی) یا رابطه جنسی با افرادی غیر از همسر باشد. خیلی مردها را می بینیم که با زن خود رابطه جنسی نمی کنند اما مدام در اینترنت دنبال عکس ها و فیلم های پرنو هستند.

به طور کل، مشکلات یک زوج بیشتر مربوط به تمایلات جنسی است تا انجام رابطه جنسی. میل هیچ زوجی برای رابطه جنسی هیچوقت همزمان و کامل نیست. رمز کار این است که دو طرف بتوانند این موضوع را بین خود حل کنند.

خیلی وقت ها طرفی که میل کمتری به رابطه جنسی دارد احساس می کند که در هر بار رابطه جنسی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است و طرفی که میل بالاتری دارند همیشه از رابطه جنسی محروم است و همین مسئله دعواها و جدال های بین آنها درمورد رابطه جنسی را بیشتر و بیشتر می کند. و اینجاست که رابطه جنسی بین آنها کم کم از بین می رود و وقتی دیگر رابطه جنسی در کار نباشد، محبت و عاطفه معمولی بین آنها هم از بین می رود: آن گرفتن دست ها، خندیدن به لطیفه های یکدیگر، نشستن کنار هم روی یک نیمکت و … وقتی روابط تا این حد خشک می شوند، بی وفایی و سرانجام طلاق پدید می آید.

تقریباً نیمی از جمعیت باید برای برانگیختن میل جنسی در خود تلاش کند. زوج هایی که میل جنسی پایینی دارند باید تصمیم بگیرند که این میل را بیشتر کنند. اگر صبر کنید و منتظر بمانید که رابطه جنسی خودش پیش بیاید و همه موقعیت ها برای آن مناسب باشد، یعنی بچه تان خوابیده باشد، تلفن زنگ نزند، و … رابطه جنسی هیچوقت پیش نخواهد آمد.

زوج ها باید به همان اندازه که برای کارشان یا تربیت بچه هایشان وقت و انرژی می گذارند برای زندگی جنسی خود هم وقت بگذارند. یکی از بهترین راه ها برای داشتن یک زندگی جنسی خوب با همسرتان این است که واکنش خوبی به پیشقدم شدن همسرتان بدهید.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 14:2  توسط پدرام کاظمی   | 

غذاهایی برای داشتن رابطه جنسی بهتر

غذاهایی برای داشتن رابطه جنسی بهتر
 
 

غذاهایی برای داشتن رابطه جنسی بهتر

اگر امروز رژیم غذاییتان را به طرز صحیحی تنظیم کنید مطمئن باشید که بهترین رابطه جنسی را خواهید داشت و هر روز بهتر و بهتر می شوید.

 

مقاله ای که پیش روی شماست براساس این نظریه است که الف) مردها غذاهایی را دوست دارند ب) مردها روابط جنسی را نیز دوست دارند. ج) پس،خوردن چیزهایی که رابطه جنسیتان را بهتر می کند برایتان مهم نیست؟ اگر موافقید چاقو و چنگالتان را تیز کنید.با کمک گرفتن از متخصصین تغذیه و مطالعات اخیر، 10 تا از بهترین غذاهایی که در داشتن روابط جنسی بهتر در هر سن و در هر مرحله از زندگی به شما کمک می کند را معرفی می کنیم.
الیزابت وارد یک متخصص تغذیه می گوید:اگر مشکلاتی در خونرسانی بدنتان دارید،اگر دچار مشکلی می شوید که
مانع تولید اسپرم های بالایی می شود با چند تغییر ساده در رژیمتان می توانید این شرایط را تسکین دهید.

تخم مرغ

فایده: با خوردن تخم مرغ تحریک پذیری پسرها کمتر می شود.
 برای اینکه اعصابتان را آرام کنید،با یک بشقاب تخم مرغ در صبح سعی کنید همه چیز را آسان بگیرید. املت،آب پز،یا تخم مرغ جوشیده یک منبع خوب ویتامین ب می باشند و همچنین یک ماده غذایی کلیدی و اصلی برای داشتن رابطه جنسی پرهیجان و عاری از استرس می باشد.
دکتر یاول لاچنس رئیس انستیتو تغذیه دانشگاه روتجرز می گوید:هر زمانی که احساس اضطراب،و استرس کردید ویتامین ب اولین چیزی است که در بدنتان به اتمام رسیده و به آن نیاز دارد.
ویتامین ب شما را از استرس دور می کند،به شما کمک می کند تا در هنگام رابطه جنسی آرام باشید و احساس خشم و عصبانیت را کاهش داده و درجلوگیری از انزال زودرس کمک می کند.
 
کرفس
فایده:....
کرفس خوراکی چسبناکی است که مزه ای شبیه آب دارد اما می تواند رابطه جنسی شما را بهبود بخشد.هر ساقه کرفس حاوی اندرواستنون و اندرواستنول می باشد،این دو،دو ماده شیمیایی هستند که به شما در جلب کردن نظر خانم ها کمک می کند.(نگران نباشید. این استروئید با استروئید اندرواستندیون متفاوت است) وقتی شما یک ساقه کرفس را می جوید شما اندرواستنون و بوی اندرواستنول را درون دهانتان آزاد می کنید .سپس آنها از پشت حلق شما به سمت بینیتان به گردش در می آیند.فرمون(ماده شیمیایی بودار) تحریک های بدنتان را بالا می برد و باعث می شود تا سیگنالهای خوش بو کننده را به بدنتان بفرستد.دفعه بعد حتما کرفس را امتحان کنید.دکتر هیرش معتقد است که فرمون ها فورا تاثیر می گیرد پس باید به خانمهایی که پیرامونتان هستند توجه کنید که بی درنگ جذب شما می شوند.آیا تابه حال کرفس را از غذایتان حذف کرده اید؟
کرفس یک غذای کم کالری،با فیبر بالا است پس می توانید هرآنچه که می خواهید از آن بخورید. پشیمان نمی شوید.
 
بستنی وانیلی
فایده: می توانید تا جایی که می شود از آن بخورید.
بستنی دارای سطح بالایی از کلسیم و فسفر است،کلسیم و فسفر دو ماده ای هستند که انرژی ماهیچه هایتان را تامین می کند و تمایلات جنسی شما را بالا می برد.
سارا بروور مولف کتاب "محرکهای جنسی خود را افزایش دهید" معتقد است که کلسیم (200 میلی گرم در یک کاسه) لذت جنسیتان را تقویت می کند زیرا ماهیچه هایی که کنترل کننده انزال است برای گرفتگی و انقباض به کلسیم احتیاج دارد.فقط بستنی از نوع وانیلی آن را انتخاب کنید. یک مطالعه که بر روی درمانهای چشایی و بویایی در شیکاگو و موسسه تحقیقات علمی انجام شد نشان داد که زمانی که مردها بوی وانیل را استشمام می کنند،آنها را درحالت ریلکس قرار می دهد،و باعث کاهش اضطراب و بروز احساساتشان می شود.

آجیل
مصرف سیگار،آلودگی هوا،و آلودگیهای دیگر در هوا می توانند باعث تخریب اسپرم آقایان شود و دی ان ای داخل سلول هایتان را دگرگون کرده و خطر تولید مثل را افزایش دهد.برای جنگیدن با این آلاینده ها چه باید کرد؟ از آجیل استفاده کنید.آجیل های برزیلی یک منبع غنی از سلنیوم هستند. سلنیوم ماده ی معدنی است که به سالم نگه داشتن اسپرم ها کمک می کند و همچنین به شناور شدن آلاینده ها کمک می کند.وقتی محققان در ایالت کینگدم متوجه مشکلات باروری مردان شدند، جذب سلنیوم آنها را افزایش دادند، درنتیجه سلولهایشان به شدت بارور شدند و همچنین سلولهای بادوام تری به دست آوردند. کیت آیوب سخنگوی موسسه رژیم آمریکا می گوید: آجیل همچنین یک منبع غنی از ویتامین ای است، یک آنتی اکسیدانی که از سلولهای اسپرم درمقابل آسیب های رادیکال آزد محافظت می کند.

جگر
فایده:
تعداد اسپرم ها را افزایش می دهد.
مقدار کمی از جگر منبع سرشاری از ویتامین آ است که برای افزایش قدرت باروری مفید می باشد. مطالعات نشان می دهند که مردانی که روزانه به مقدار فراوانی ویتامین آ مصرف می کنند تعداد اسپرم هایشان بالاتر و روابط جنسی بهتری نسبت به کسانی که ویتامین آ مصرف نمی کنند دارند.زمانی که ویتامین آ بدن کم می شود تولید اسپرم هم به طور چشمگیری کاهش مییابد.جگر نیز یک منبع غنی از روی است. بدن 5 میلیگرم روی دفع می کند (یک سوم نیاز روزانه تان). بنابراین آخر هفته بدنتان روی را ذخیره کرده است.  

هلو
پرتقال یک منبع عالی ویتامین ث است اما هلوی یخ زده انتخاب بهتری است.اگر شما به دنبال این هستید که کاستی های بدنتان را جبران کنید این بسیار حائز اهیمت است.یک متخصص تغذیه در فیلادلفیا می گوید:
مردانی که به مقدار کافی ویتامین ث دریافت نمی کنند اسپرم هایی با کیفیت پایین تولید می کنند.
محققان دانشگاه تگزاس دریافتند که مردانی که حداقل 200 میلیگرم ویتامین ث به صورت روزانه مصرف می کنند اسپرهای بیشتری تولید می کنند تا افرادی که ویتامین ث کمتری مصرف می کنند.رئیس مرکز طب باروری مردان معتقد است که ویتامین ث همچنین از انبوه شدن اسپرم ها جلوگیری می کند.
یک بسته تکه های هلوی یخ زده فریز شده ویتامین ث بیشتری نسبت به هلوی تازه دارد.آنها را یه شیر و غلات صبحانه تان اضافه کنید.یک فنجان میوه دوبرابر بیشتر از نیاز روزانه تان ویتامین ث دارد.
 
بلوبری
فایده: باعث نعوظ می شود.
ویاگرا را فراموش کنید.کپسولهای آبی طبیعی که برای توان جنسی مفید است ممکن است بیشترین کار را برای شما انجام دهد.پروفسور علم تغذیه در دانشگاه مین می گوید:بلوبری یکی از بهترین غذاهای مخصوص مردان مسن دارای مشکل نعوظ است. آنها به شکل فیبرهای حلال ذخیره شده و قبل از اینکه کلسترول منقطع و شکسته شود یا جذب شده و در طول دیواره سرخگرها ته نشین شود به وارد شدن کلسترول اضافی به دستگاه گوارش کمک می کند تا سریعتر دفع شود.همچنین غنی از موادیست که به استراحت مجرای خونتان کمک می کند و گردش خون را بهبود می بخشد. مزایای کلسترول پایین و جریان خون چیست؟ هرچه سن مردان بالا می رود و جریان خونشان بیشترشود نعوظ بیشتری هم خواهند داشت. پروفسور علم تغذیه دانشگاه برای داشتن توان جنسی بالاتر و عملکرد بهتر خوردن بلوبری را به مقدار 3 یا 4 بار در هفته توصیه می کند.

صبحانه دارای غلات
آیا برای داشتن رابطه جنسی بی حوصله و خسته هستید؟ صبحانه تان را چک کنید و مطمئن شوید که موادی را می خورید که دارای تیامین و ریبوفلاوین باشد. هر دو این ویتامین به شما کمک می کند تا انرژیتان را به طور موثر به کار بگیرید بنابراین با خوردن این ویتامین ها در هنگام تماشای تلویزیون از خوابیدن امتناع می کنید.این دو ویتامین همچنین برای سیستم عصبی بسیار اساسی و حیاتی است تا به طور مناسب عمل کند.عملکرد بهتر اعصاب به معنی تحریک و لذت بیشتر هنگام روابط جنسی است.هر چقدر سنتان بالا می رود،بدنتان برای جذب ویتامین ها که به نحوه عملکرد سیستم عصبیتان کمک می کند زمان زیادتری لازم دارد.بنابراین لازم است که شما نیرو و انرژیتان را افزایش دهید.نان ها و غلات منبع خوبی از نیاسین هستند،نیاسین یک ویتامینی که برای ترشح هیستامین ضروری است و یک ماده شیمیایی است که بدنتان برای رها کردن لذت جنسی به آن نیاز دارد.

گوشت کبابی
زمانی که شما به مدت یک یا دو دهه با شخصی به سر می برید کم کم جذابیت ها کاهش می یابد.روش ساده ای که روابط جنسی را بهبود می بخشد چیست؟ گوشت کبابی و مقداری گوشت راسته گوسفند بخورید.پروتئین موجود در گوشت سطح دوپامین و نور آدرنالین را بالا می برد. دوپامین و نور آدرنالین دو ماده شیمیایی در مغز هستند که حساسیت حین روابط جنسی را بالا می برد.استیک همچنین از روی سرشار است،روی یک ماده معدنی است که تمایلات جنسی را با کاهش تولید هورمونی به نام پرولاکتین بالا می برد و با تحریک مداخله می کند.و بهتر از همه خوردن گوشت قرمز است که به بالا بردن تستوسترون)هورمون جنسی مردانه( کمک میکند درحالی که تولید هورمون جنسی متصل به گلوبولین را محدود می کند. یک ماده ای که از گردش خون آلت تناسلی جلوگیری کرده و توان جنسی مردانه را کاهش می دهد.

شکلات
فایده: مصرف طولانی مدت آن شما را به یک شخص حساس تبدیل می کند
بعد از خوردن استیک عصرها را با خوردن شکلات قهوه ای سپری کنید.کاکائوی موجود در شکلات شامل متیلکسانتین است، متیلکسانتین یک ماده محرکی است که حساسیت بدن را بالا میبرد.شکلات همچنین شامل فنیلتیلامین است، یک ماده شیمیایی که به مقدار بالایی تحریک کننده است.وارد می گوید: برای بسیاری از افراد،احساس،شبیه شور و هیجان داشتن هنگام تجربه اولین عشقشان است.
 
تهیه و ترجمه: گروه سلامت سیمرغ
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 13:53  توسط پدرام کاظمی   | 

افزایش و کاهش هورمون های جنسی در مردان

افزایش و کاهش هورمون های جنسی در مردان
 

افزایش و کاهش هورمون های جنسی در مردان

تعداد هورمونهای مردانه و زنانه تا چه حد طبیعی است و چه مقدار آن نشان دهنده ی افزایش و یا کاهش هورمون های می باشد ؟

وقتی تستوسترون خون پایین می ‌آید
آندروپوز یا یائسگی مردانه
مشورت با پزشک

مدتی است که احساس می‌ کنید میل جنسی ‌تان کاهش یافته، قدرت استخوان‌ها و حجم عضلات ‌‌تان کم شده، دچار اضافه وزن و بی‌ خوابی و افسردگی شده‌اید و ... . این ها می‌ تواند نشانه‌ های آندروپوز (Andropause) یا یائسگی مردانه باشد. ولی نگران نباشید. برای یائسگی مردانه نیز راه‌ حل‌هایی وجود دارد تا همانند یائسگی زنانه، عوارض آن را کاهش دهید.

از جمله عوامل بروز یائسگی مردانه، افزایش سن و کاهش میزان هورمون تستوسترون در بدن است که بر سلامت جسم و روان فرد اثر می‌ گذارد و عوارض آن از 50 سالگی به بعد نمایان می‌ شود.

بررسی ‌ها نشان داده است، 7 درصد مردان 10 تا 60 سال، 22 درصد مردان 60 تا 80 سال و 36 درصد مردان 80 تا 100 سال دچار کمبود تستوسترون هستند.

در مردان غدد هیپوتالاموس و هیپوفیز وظیفه کنترل ترشح تستوسترون را بر عهده دارند. ترشح نوعی هورمون به نام GnRH توسط هیپوتالاموس به هیپوفیز کمک می‌ کند تا هورمونی موسوم به LH را ترشح کند که بر سلول‌ های خاص بیضه (سلول‌های لیدیگ) تاثیر می‌ گذارد.

نشانه ‌های کاهش تستوسترون در مردان چندان قابل تشخیص نیست، چون مکانیسم‌ های کمکی نظیر تولید هورمون ‌های آندروژن توسط غدد فوق ‌کلیوی بر آن تاثیر می ‌گذارد. وقتی میزان ترشح تستوسترون کاهش می ‌یابد، بدن مقداری از هورمون پیش ساز تستوسترون را تبدیل به تستوسترون می‌ کند، اما از نشانه‌ های کاهش تستوسترون در بدن می ‌توان به سردرد، کاهش قدرت دید، کوتاهی قد در نتیجه ی پوکی استخوان و کم خونی جزیی اشاره کرد.

هورمون ‌درمانی جایگزین
هورمون درمانی جایگزین از سال 1990 در آمریکا به وجود آمد و طرفداران زیادی پیدا کرد، به طوری که تجویز آن بین سال ‌های 1999 تا 2002 به 170 درصد رسید.

پزشکان معمولا تستوسترون را از راه درون عضله ‌ای یا زیرپوستی تزریق می ‌کنند. در مردانی که به اندازه کافی بدن شان تستوسترون تولید نمی ‌کند، دریافت این هورمون می ‌تواند مفید باشد و بر حجم ماهیچه ‌ای، اخلاق و خواب آن ها تاثیر بگذارد، اما به نظر نمی ‌رسد تزریق این هورمون بر میل جنسی و قدرت بدنی چندان تاثیری داشته باشد. البته باید به این موضوع نیز توجه داشت که هورمون درمانی جایگزین در مردان می ‌تواند خطراتی نیز به دنبال داشته باشد و پزشک مربوطه باید پروستات و میزان هموگلوبین خون را در مردان تحت معالجه، زیر نظر داشته باشد.
 
چگونه می‌ توان از کاهش تستوسترون جلوگیری کرد؟
به جز افزایش سن، عوامل بسیاری در کاهش تستوسترون دخیل هستند؛ به عنوان مثال، انجام ورزش های استقامتی، استرس و افسردگی می‌ تواند سبب کاهش ترشح هورمون تستوسترون شود. برخی تحقیقات نیز روشن کرده است که جایگاه اجتماعی مردان بر میزان ترشح تستوسترون در بدن شان تاثیر می‌ گذارد.
تحریک جنسی نیز سبب افزایش میزان تستوسترون در خون می ‌شود. محققان بیان داشته اند که تاثیر مواد غذایی بر میزان ترشح هورمون تستوسترون در مردان گیاهخوار و گوشتخوار یکسان است، اما میزان ترشح نوعی هورمون به نام SHBG در گیاهخواران بالاتر است که می ‌تواند سبب کاهش تستوسترون در دسترس شود. جالب ‌تر آن که میزان ترشح هورمون تستوسترون در افرادی که در ارتفاعات زندگی می‌ کنند، بسیار پایین ‌تر از میزان ترشح این هورمون در ساکنان سواحل دریاست.

عوامل کاهش دهنده ی ترشح تستوسترون

استرس

استرس اثری مخرب بر کارکرد غدد هیپوتالاموس و هیپوفیز که مراکز کنترل هورمون تستوسترون هستند، دارد. استرس همچنین سبب کاهش LH (هورمون محرک ترشح تستوسترون در سلول ‌های بیضه) و کاهش کلی ترشح این هورمون در بدن می‌ شود. تحقیقات پژوهشگران ژاپنی روی موش ‌های آزمایشگاهی نشان داده است میزان ترشح تستوسترون در یک استرس شدید کاهش چشم ‌گیری پیدا می ‌کند.

کمبود خواب

کمبود خواب نیز بر میزان تستوسترون ترشحی در بدن تاثیر می ‌گذارد. تحقیقات پژوهشگران دانشگاه شیکاگو بر 12 مرد سالم 64 تا 74 ساله نشان داده است که رابطه مستقیمی بین میزان خواب شبانه و میزان ترشح تستوسترون در روز وجود دارد.

دیابت و سندرم متابولیک

تحقیقات بسیاری ثابت کرده است بدن افراد مبتلا به دیابت نوع 2 و سندرم متابولیک که هر دو به چاقی پایین تنه یا فشار خون بالا دچار هستند، میزان تستوسترون کمتری نسبت به دیگران تولید می ‌کند. بین 20 تا 64 درصد مردان مبتلا به دیابت، تستوسترون کمی دارند. این موضوع به ویژه در مردان مسن بیشتر است.

افسردگی

پایین بودن تستوسترون خون می ‌تواند به دلیل افسردگی باشد. محققان در پژوهشی 44 مرد افسرده 40 تا 65 سال را مورد بررسی قرار دادند و بین ساعت 8 تا 11 صبح، خون افراد ناشتا را بررسی کردند. نتایج بررسی‌ ها نشان داد میزان تستوسترون در افراد مبتلا به افسردگی کمتر از افراد سالم است. جالب است که مصرف تستوسترون در افراد جوان و سالخورده سبب از بین رفتن افسردگی می‌ شود.

الکل

مصرف الکل بر غدد کنترل کننده و ترشح کننده تستوسترون نظیر هیپوتالاموس، هیپوفیز داخلی و بیضه اثر مخرب دارد و می‌ تواند سبب کاهش توانایی جنسی و ناباروری آن ها شود. الکل بر سلول ‌های لیدیگ بیضه که ترشح ‌کننده تستوسترون هستند، تاثیر می گذارد و می ‌تواند سبب کاهش ترشح تستوسترون و در نتیجه افت تمایل جنسی شود.

آفت‌کش‌ها

مواد شیمیایی موجود در برخی آفت ‌کش‌ ها می‌ توانند ترشح هورمون‌ ها را مختل کنند. محققان دانشگاه هاروارد نشان دادند مردانی که با برخی آفت‌کش‌ها کار می‌ کنند، میزان تستوسترون خون شان در مقایسه با دیگر مردان پایین تر است.

محققان با بررسی پرونده پزشکی 286 مردی که بین سال‌های 2000 تا 2003 به مرکز ناباروری ماساچوست مراجعه کرده بودند، متوجه شدند رابطه نزدیکی بین وجود مواد شیمیایی آفت‌کش‌ها در خون و پایین بودن میزان هورمون تستوسترون وجود دارد.
 
گردآوری : گروه سلامت سیمرغ
منبع : tebyan.net
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 13:49  توسط پدرام کاظمی   | 

اهميت اقتصادي طلا:

   طلا از گذشته‌هاي بسيار دور، به‌دليل جلاي زيبا، مقاومت بالا در مقابل اكسيداسيون و ديگر عوامل شيميايي، شكل‌پذيري خوب و كميابي، در طول تاريخ مورد توجه بشر بوده و داراي اهميت ويژه‌اي مي‌باشد.
   طلا به عنوان مهمترين استاندارد پولي جهان مطرح بوده و بيشترين مورد مصرف آن، در ساخت سكه و شمش طلا به عنوان ذخاير پولي بين‌المللي است. اين فلز به علت زيبايي و مقاومت، به صورت زيورآلات و كارهاي هنري نيز استفاده مي‌شود. اين فلز همچنين در ساخت لوازم الكترونيكي دقيق مورد استفاده است به‌طوري‌كه در آينده رده اول مصرف طلا را به خود اختصاص خواهد داد.
   فلز طلا به عنوان يك سرمايه ملي و پشتوانه اقتصادي كشور مطرح مي‌باشد، بنابراين اطلاع رساني در مورد آمار قيمت، توليد، ذخيره و ... اين فلز گران‌بها در ايران در مقايسه با ديگر كشورها، براي برنامه‌ريزي بهتر در جهت استخراج و استفاده از آن مفيد و حتي ضروري مي‌باشد.
   ملاحظات استراتژيک
   طلا از ديدگاه اقتصادي مي تواند استراتژيک تلقي شود، زيرا خود پشتوانه مالي بوده و در بازارهاي جهاني نقش ارزنده اي را ايفا مي کند.
  



    ذخيره سازي طلا در مراکز مهم دولتي در مواقع بحراني و اضطراري حائز اهميت است.
   کيمياگري جديد
   از اوايل قرن بيستم بشر سعي کرده تا با بمباران هاي اتمي، بتواند در ساختار شيميايي عناصر تغيير و تحولاتي بدهد و آن را به عناصر ديگري تبديل کند. سرانجام روياي قديمي کيمياگران قرون وسطي، يعني تبديل فلزات پست به طلا به حقيقت پيوست.
   در سال 1941 دکتر Kenneth از دانشگاه هاروارد (Harward) و يکي از همکارانش با به کارگيري يکي از آخرين مدل هاي دستگاه هاي اتم شکن موفق به تبديل جيوه به طلا شدند. اما اين کار عظيم، هيجان کمي را به همراه داشت زيرا طلاي به دست آمده بدين روش، بسيار جزئي بوده و هزينه ي توليد آن بسيار يالا مي باشد. بنابراين از نقطه نظر تجاري، استخراج طلا از کانسارها و حتي تامين آن از بازار به صرفه تر از توليد آن توسط دستگاه اتم شکن است.
   طلاي آزمايشگاهي
   در آزمايشگاه برکلي (Lawrence Berkely) در کاليفرنيا، طلا از بيسموت ساخته شده است. شاهکاري که در قرون وسطي براي کيمياگران به صورت رويايي بود. اما اين کار توسط کيمياگران انجام نشد، بلکه توسط دستگاه Bevalac که براي شتاب دادن ذرات اتمي طراحي شده است، انجام شد. اين دستگاه يون هاي کربن و نئون را به سرعت به سوي بيسموت شليک مي کند که اين عمل از اتم بيسموت، قسمت هايي را به بيرون پرتاب کرده و عنصر سبک تري از نظر جرم اتمي يعني طلا برجاي مي گذارد. آيا اين عمل يعني تبديل بيسموت به طلا باعث شد که همه ي جويندگان طلا به جاي رفتن به کوه و دره به اين دستگاه روي بياورند؟ خير، زيرا کارکرد اين دستگاه، براي توليد يک ميليون اتم طلا حدود 10000 دلار آمريکا، هزينه در برداشت. در صورتي که قيمت طلاي توليد شده در طي کل مدت کمتر از يک ميليارديم يک سنت قيمت داشت

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 1:41  توسط پدرام کاظمی   | 

کرمهای زباله خوار یا طلا ساز


خداوند بیش از 3200 نوع کرم خاکی آفریده است که دو نوع آن با مابقی تفاوت دارد، مابقی با تولید مثل سالی یك بار، مبادرت به شخم زدن و جابجایی خاك میكنند ولیكن دو نوع دیگر با ویژگی خاصی نجات دهنده محیط زیست انسانها و تامین کننده غذای سالم آنها هستند، یکی از این دو نوع كرم، كرم خاكی آیزینیا فوتیدا (Eisenia foetida) است كه در زبان فارسی به «كرم قرمز خاكی حلقوی بارانی» و در سطح بین المللی به «كرم قرمز كالیفرنیایی» (California Red Worm) معروف است.


 

  

این کرم با تولید مثل هر هفته، با ویژگی داشتن 70 درصد پروتئین در مقایسه با 22 درصد پروتئین گوشت قرمز یعنی بیش از سه برابر و همچنین دارای امگا 3 نیز می باشد. علاوه بر این فضولات این كرم كودی بنام كرمی كمپوست با خواص منحصر بفردی است كه در ادامه خواص آن ارائه خواهد شد. این كرم در سال 1942 میلادی شناسایی شده است و از سال 1979 میلادی با آن كسب و كار می شود.

مصارف کرم: در سطح كشورهای توسعه یافته از این كرم بدلیل داشتن پروتئین 70 درصدی در موارد زیر استفاده می شود:

1- مصرف پروتئینی انسانی: در سایر کشورها از جمله در كشور آمریكا غذای مصرفی مردم است (از گرانترین غذاهای فروشگاه های زنجیره ای مک دونالد)، با توجه به فرهنگ ما استفاده از آن فعلا امكان پذیر نمی باشد. (خود كرم به عنوان پروتئین)

2- مصرف پروتئینی حیوانی: غذای دام، طیور و ماهی (مصرف خود كرم)

3- به عنوان مواد اولیه: در تولید لوازم آرایشی و بهداشتی(مصرف خود كرم)

4- به عنوان مواد اولیه: در تولید دارو برای بیماران سرطانی و شیمیایی (مصرف خود كرم)

فضولات كرم: این كرم، در روز بیش از وزن خود غذا می خورد و 60 درصد آن را به فضولاتی به نام كود كرمی كمپوست تبدیل می كند و این كود دارای حداقل 5 خاصیت زیر است:

1- بی بو است.

2- مانع از ایجاد علف هرز می شود.

3- استفاده از این نوع كود، كیفیت محصولات كشاورزی را نسبت به كود شیمیایی عملاً‌ حدود 50 درصد و كمیت (تعداد در واحد سطح) آنها را نیز چیزی در حدود 20 تا 70 درصد افزایش می دهد. و به علاوه مشکلات مربوط به باقی ماندن کود شیمیایی در مواد غذایی را ندارد. با توجه به تولید حدود 100 میلیون تن تولیدات كشاورزی در سال 1386، معادل 20 میلیون تن افزایش محصول بدون هزینه در پی خواهد داشت.

4- بدلیل خاصیت اسفنجی کود تولید شده در نگهداشت آب و آزاد سازی تدریجی آب موجود، از این كود به همراه فنّاوری خاص، اقدام به بارور نمودن و حاصلخیزی زمین های شوره زار، شیمیایی شده،‌ كوهپایه و غیرقابل كشت می شود.

5- از همه مهمتر، بدلیل فقدان هر نوع مواد شیمیایی، محصول كشاورزی تولیدی با استفاده از این كود، ارگانیك است و قیمت محصول كشاورزی ارگانیك در سطح جهانی، بین 2 تا 5 برابر قیمت محصول كشاورزی عادی است.

 

 

خوراک کرم

همه نوع زباله تر شهری و فضولات حیوانی بجز مواد سنگی،‌ شیشه ای،‌ پلاستیكی، فلزی و گوشتی، غذای این كرم می باشد. به همین دلیل اسم دیگر این کرم، کرم آشغال خوار است. در ایران هر شهروند ایرانی روزی 800 گرم و هر روستایی روزی 350 گرم زباله تولید می کند که 70 درصد آن خوراک این کرم می باشد. این کرم حداقل معادل وزن خود در روز غذا می خورد و 60 درصد آن به کود تبدیل می شود و مابقی غذای خورده شده برای تکثیر و افزایش وزن و تعداد کرم مصرف می شود.

قابل ذكر است،  در عالم طبیعت برای تولید 5/2 سانتیمتر کود كرمی کمپوست از زباله بشر به 500 تا 1000 سال زمان نیاز است و از طریق این کرم این مدت به 5 سال کاهش پیدا می کند.

در كشورهای کانادا، آمریكا و اروپایی،‌ سطل های مخصوص زباله طراحی شده است كه زباله تر در مراكز تولید زباله (منازل و ....) به صورت خانگی تبدیل به كود شده و كود كرمی كمپوست تولیدی جمع-آوری و در باغچه ها استفاده شده و یا فروخته می شود. و از این طریق هزینه جمع آوری، حمل و نقل و دفن زباله علاوه بر هزینه های بهداشتی، محیط زیستی و ...به جامعه تحمیل نمی شود و یا به حداقل رسیده است.

تبدیل زباله به كود كرمی كمپوست توسط چند شهرداری از جمله شهرداری های شیراز، رشت، مشهد، تبریز و ... به صورت متمركز در حال انجام است ولیكن در داخل كشور، هنوز توجه جدی برای تبدیل زباله به كود در مراكز تولید زباله (منازل، ادارات و ....) نشده است. و هزینه جمع¬آوری، حمل و نقل و بازیافت مجدد انجام می شود.

محاسبات اقتصادی برای تبدیل زباله به كود كرمی كمپوست به تفكیك شهری و روستایی برای كلیه شهرها و استانهای كشور به عمل آمده است.

پس از كسر هزینه های انجام شده از درآمد حاصل، مجموع سود حاصله از این تبدیل در شهر 10578851 میلیون ریال و در روستا 1816085 میلیون ریال یعنی 12394936 میلیون ریال در سال عاید شهرداری ها شود به این سود باید منافع حاصل از حفظ محیط زیست، حفظ بهداشت، افزایش محصول كشاورزی، حفظ آب و خاك، تولید محصول ارگانیك و ..... نیز اضافه كرد.

به نتایج فوق باید حداقل اشتغال مستقیم 38000 نفر كارگر را افزود. ضمن اینكه در این فرایند اشتغال غیر مستقیم فراوانی فراهم خواهد شد.

خبر راه اندازی و افتتاح كارخانه تبدیل زباله به كود (كمپوست) توسط شهرداری تهران با پول نفت یا بیت المال مایه مباهات، مسرت و شادمانی هر شهروندی اعم از تهرانی، ایرانی و یا جهانی است.

ضمن اینكه توجه و اقدام شهرداری در این راستا نباید كوچك شمرده شود، بلكه این اقدام شایسته باید ارزش-گذاری و ارج نهاده شود. لكن پیشنهاد می گردد با توجه به مدارك، مستندات، تجربیات علمی و عملی خارجی و داخلی موجود، به همراه و به موازات توسعه كارخانه های مذكور از طریق نعمات طبیعی خداوند متعال نیز تبدیل زباله به كود(كرمی كمپوست) هم توجه گردد

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 1:38  توسط پدرام کاظمی   | 

خطرناک ترین آزمایش های نظامی تاریخ

خطرناک ترین آزمایش های نظامی تاریخ

 آزمایش سلاح های بیولوژیکی

تقریبا هیچ کدام از سربازان ارتش ایالات متحده علاقه ای به شرکت در این آزمایش ها نداشتند و نمی خواستند با ویروس ها و باکتری های کشنده دست و پنجه نرم کنند!

اما یک گروه 2300 نفره از جوانان متعلق به یک فرقه مسیحیت، که به بازگشت حضرت مسیح (ع) اعتقاد دارند و به آنها گروه Seventh-Day Advantists می گفتند، آمادگی خود را برای این امر اعلام کردند. آنها بر اساس برخی اعتقادات خود، اعلام کردند آمادگی دارند تا به جای موش های آزمایشگاهی، برای آزمایش واکسن های ضد بمب های بیولوژیکی مورد استفاده قرار بگیرند. در این آزمایش ها آنها برای روزهای متوالی دچار تب، افت شدید دمای بدن، استخوان دردهای شدید و ... شدند. اما در این پروژه که بین سالهای 1954 تا 1973 به صورت مخفیانه و با نام Operation Whitecoat در مریلند ایلات متحده صورت گرفت، کسی جان خود را از دست نداد.

 

تابش پلوتونیم

زمانی که ایالات متحده در حال ساخت نخستین بمب اتمی خود بود، دانشمندان سعی داشتند تا از اثرات و خطرات پلوتونیم باخبر شوند. اولین آزمایش در روز 10 آوریل سال 1945 با تزریق مقداری پلوتونیم به بدن یک قربانی حادثه رانندگی در «تنسی»، صورت پذیرفت. دانشمندان می خواستند بدانند چقدر طول می کشد بدن، این ماده رادیواکتیو را دفع نماید. البته این آزمایش تنها یکی از 400 آزمایش انسانی صورت گرفته در این مورد بود. دانشمندان همچنین با تابش پرتوهای رادیواکتیو با دوزهای مختلف به بدن، سعی داشتند تا اثرات بیولوژیکی این امر را از نزدیک مشاهده کنند. این آزمایش های ظالمانه به کلی سری بودند تا این که در سال 1995 وزارت انرژی ایالات متحده اسناد آن را منتشر نمود.

 

سواری با موشک

پیش از آنکه بشر بتواند به فضا سفر کرده و زوی ماه راه برود، سرهنگ جان استپ، روی زمین، موشک سواری کرد. دانشمندان ناسا موفق به ساخت سورتمه های جتی شده بودند که گاه سرعت آنها به 400 مایل بر ساعت (640 کیلومتر بر ساعت) می رسید. آزمایش های اولیه که اغلب با استفاده از شامپانزه ها صورت می گرفت، اغلب نتایجی مرگبار داشت و بیشتر آنها دچار صدمه های مغزی می شدند. اما در سال 1954 سرهنگ «استپ» از نیروی هوایی ایلات متحده دست به آزمایشی خطرناک زد و با سوار شدن برروی چنین موشکی، رکورد سرعت 632 مایل بر ساعت را ثبت نمود. وی در این آزمایش ها نیروی بالغ بر 35 برابر نیروی جاذبه زمین را روی بدن خود تجربه کرد. او که خود از افسران رسته پزشکی نیروی هوایی بود، به طور داوطلبانه 29 بار در این آزمایش ها شرکت کرد ودراین مدت چندین بار دچار بیهوشی، شکستگی دنده و استخوان دست و پاره شدن مویرگ های هردو چشم شد.

 

چشمانی که در شب نیز می بینند

نیروی دریایی ارتش ایالات متحده در زمان جنگ جهانی دوم در حال کار روی پروژه ای برای افزایش قدرت دید سربازان در عملیات شبانه بود. آنها می خواستند به این وسیله با نشانه گذاری مادون قرمز روی اهداف، بدون جلب توجه به انهدام آنها بپردازند. اما امواج مادون قرمز برای چشمان انسان قابل دیدن نیستند، به همین دلیل دانشمندان به فکر راهی برای حل این مشکل افتادند. آنها می دانستند که ویتامین A یکی از اجزای تشکیل دهنده سلول های حساس به نور در چشم هستند و تصمیم گرفتند با تولید نوعی جدید از ویتامین A حساسیت این سلول ها را به نور افزایش دهند. به همین علت نوعی غذای خاص به افراد داوطلب داده شد و پس از چند ماه این افراد می توانستند در شب نیز به دیدن اجسام بپردازند. هرچند موفقیت این پروژه دیری نپایید و با اختراع دوربین های دید در شب، این کار به فراموشی سپرده شد. البته ژاپن نیز در همان دوران روی پروژه ای مشابه کار می کرد. آنها با تغذیه خلبان خود با غذایی مخصوص، توانستند قدرت دید در شبانه آنها را تا 100 درصد افزایش دهند.

 

داروهای توهم زا

بر اساس آمار سرشماری ملی سال 2006 در ایلات متحده حدود 35 میلیون نفر از افراد 12 سال به بالا حداقل یکبار از داروهای توهم زا استفاده کرده اند. مواد مخدری چون ماری جوآنا، LSD و PCP فقط مورد استفاده افراد معتاد کوچه و خیابان نیستند و محققان نیز فکر استفاده از آنها علیه نیروهای دشمن افتاده بودند. روی گروهی از داوطلبان ارتش ایلات متحده در بین سال های 1955 تا 1972 این داروها مورد آزمایش قرار گرفتند و نتیجه آن شد که استفاده از آنها به عنوان سلاح کارایی چندانی ندارد. با این وجود ارتش اقدام به تولید گلوله های توپ با استفاده از ماده Quinuclidinyl Benzilate نمود. این ماده در آزمایش های صورت گرفته، باعث به خواب رفتن افراد (و یا حالتی شبیه خواب) برای چند روز می شد. در سال 1981 آکادمی ملی علوم ایالات متحده اعلام نمود در آزمایش های انجام شده هیچ مورد بیماری برای داوطلبان گزارش نشده است. در سال 2007 بود که دکتر جیمز کچام در کتابی با عنوان «جنگ شیمیایی: رازهای فراموش شده» به انتشار اسناد و نتایج این تحقیقات پرداخت.

نیروهای ماوراءالطبیعه

شاید اعتباری که مردم برای سایر پزشکان در نظر می گیرند به اندازه اعتباری که برای روان شناسان در نظر دارند نباشد، اما پنتاگون در بین سال های 1972 تا 1996 مبلغی بالغ بر20 میلیون دلار روی طرح های خاص آنها هزینه کرد. یکی از مهمترین این آزمایش ها بررسی نیروی ماوراءالطبیه و افرادی بود که از راه دور می توانستند به دیدن اجسام و اتفاقات بپردازند. به این افراد Remote viewer می گفتند. این افراد می توانستند با تمرکز به دیدن مکان هایی بپردازند که تا به حال به آنجا نرفته اند. اماکنی چون تاسیسات هسته ای و یا پایگاه های نظامی کشورهای خارجی. از این اطلاعات سپس استفاده های نظامی می شد. هرچند به دلیل تنافضات به وجود آمده با نتایج جاسوس های نیروهای اطلاعاتی، اختلافاتی بین سران به وجود آمد و در نهایت منجر به توقف انجام این گونه پروژه ها از جمله پروژه های Grill، Flame و Star Gate شد. در سال 2002 نیز CIA اسناد این تحقیقات را از حالت طبقه بندی شده خارج و در اختیار رسانه ها قرار داد.

 

سربازان 24 ساعته

شاید خواب را بتوان بزرگترین دشمن یک سرباز به حساب آورد. بسیاری از عملیات در هنگام شب و موقعی که سربازان در خواب به سر می برند، صورت می پذیرد. در همین راستا نیز ارتش کشورهای مختلف از موادی چون آمفتامین ها برای افزایش سطح هوشیاری سربازان استفاده می شود. به تازگی نیز از داروهایی با نام تجاری Provigil استفاده می شود که بدون ایجاد بیماری برای افراد، باعث می شود تا آنها بتوانند به طور پشت سرهم تا 40 ساعت بیدار بمانند. با این وجود آژانس تحقیقات پیشرفته دفاعی ایالات متحده (DARPA) در حال کار روی روش های جدیدتری برای جلوگیری از خواب سربازان است. یکی از این روش ها Transcranial Magnetic نام دارد که به وسیله تجهیزات الکترومغناطیس صورت می پذیرد.

 

پرش با سرعت صوت

وقتی دانشمندان نیروی هوایی ارتش ایالات متحده قصد داشتند اثرات سقوط آزاد از ارتفاع زیاد را روی بدن خلبانان مورد بررسی قرار دهند، به سراغ سروان «جوزف کیتینگر» رفتند. این خلبان که به عنوان مدیر تیم تیم پرش مشغول به فعالیت بود، در دهه 1950 بارها به انجام این آزمایش پرداخت. وی هربار با بالن های مخصوص به ارتفاع چند ده هزار پایی می رفت و به سقوط آزاد می پرداخت. او در روز 16 آگوست 1960 در یکی از صحراهای نیومکزیکو به ارتفاع 102 هزار و 800 پایی (حدود 32 کیلومتر) رفت و خود را پایین انداخت. در این آزمایش سرعت وی به 614 مایل بر ساعت رسید که با سرعت 761 مایلی صوت تفاوت چندانی ندارد. در این ارتفاع وی مجبور به تحمل دمایی در حدود منفی 94 درجه فارنهایت شد.

 

گاز اعصاب

تهدیدات ناشی از جنگ های شیمیایی و بیولوژیک وزارت دفاع ایالات متحده را بر آن داشت تا در بین سال های 1963 تا اوایل دهه 1970 اقدام به انجام پروژه ای با نام Project 112 نماید. در این پروژه روی برخی از کشتی های جنگی و صدها نفر از سربازان نیروی دریایی

گازهای خطرناکی چون سارین و VX پاشیده شد تا به این وسیله کارایی روش های پاکسازی و اقدامات ایمنی در پیش گرفته شده مورد بررسی قرار بگیرند. پنتاگون تا سال 2002 حرفی از این پروژه به میان نیاورد تا این که در آن سال انجمن بازنشستگان نیروهای مسلح اقدام به بررسی اثرات مخرب این آزمایش ها روی کهنه سربازان پرداخت. این پروژه تنها یکی از ده ها و یا شاید صدها آزمایش مشابهی بود که ارتش ایالات متحده در مورد گازهای کشنده از جمله گاز خردل انجام داد.

 

سوپر سربازها

شاید دست یابی به دانش ساخت سوپر سربازها با توانایی های فوق العاده زیاد طول نکشد. آژانس تحقیقات پیشرفته دفاعی ایالات متحده (DARPA) تحت پروژه ای با نام Inner Armor در حال کارکردن روی این امر است. فرض کنید سربازی تربیت شود که برخی از خصوصیات و توانایی های حیوانات را داشته باشد. توانایی هایی از جمله هماهنگ سازی بدن با شرایط ارتفاعات زیاد همانند غازهایی که تا 34 هزار پا از سطح زمین ارتفاع می گیرند. دانشمندان حتی در حال بررسی شیرهای دریایی هستند. این شیرهای دریایی به هنگام فرو رفتن در اعماق دریاها، به طور جالب جریان خون را از اعضای غیر ضروری قطع می کنند تا به این ترتیب مصرف اکسیژن کاهش یابد. هدف از این پروژه ساخت و تربیت سربازان همه فن حریف و ضد ضربه است. سربازانی که بتوانند در مقابل بیماریهای واگیردار، حملات شیمیایی، بیولوژیک، رادیواکتیو، شرایط دمایی و ارتفاعی سخت و موقعیت های طبیعی طاقت فرسا، از خود استقامت نشان دهند.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 1:19  توسط پدرام کاظمی   | 

نگاهی به گفتمان نظری سپهر سایبر

 

شماره ی بهار فصلنامه هنر


نگاهی به گفتمان نظری سپهر سایبر
علی اتحاد



درآمد

در آغاز کار این توضیح ضروری به نظر می رسد که آن چه در این نوشتار، زیر عنوان «سپهرسایبر» می آید در حقیقت برگردانی است از ترکیب آشنای فضای سایبر(1) که پس از ارائه ی مقدمه ای چند بندی - شامل تبارشناسی واژگانی فضای سایبر- منطق این برگردان تازه را نیز با هم مرور خواهیم کرد.  
واژه ی سایبرنتیک(2) برای نخستین بار در سال 1947، در کتاب «سایبرنتیک: یا بازبینی و ارتباط حیوان و ماشین(3)» توسط نوربرت وینر(4) به کار گرفته شد. واژه ی سایبرنتیک از واژه ی سایبرنتز(5) به معنای سکان دار و راهنما گرفته شد و معنای تازه ای یافت که  در کتاب فوق تلویحاً بدین شرح است: علم مطالعه و کنترل مکانیسم ها در نظام های انسانی و ماشین. اما ترکیب سایبر اسپیس را نخستین بار ویلیام گیبسون(6) نویسنده ی رمان های علمی-تخیلی در کتاب Necromancer به سال 1984 به کار گرفت. تعریف اولیه  سایبر اسپیس را شاید بتوان در چند عبارت ساده این چنین خلاصه کرد: مجموعه ای از ارتباطات درونی انسان ها به واسطه ی کامپیوتر و وسایل مخابراتی بدون در نظر گرفتن جغرافیای فیزیک آن.
این تعریف اولیه اندک اندک دستمایه ی  گفتمانی فلسفی در حوزه ی سایبر شد و چندی نپایید که حوزه ی سایبر نه به عنوان محدوده ای آزمایشگاهی یا علمی که خود به مثابه ی عالمی مستقل مورد بررسی قرار گرفت. این نکته دقیقاً همان منطقی است که برگردان سپهر سایبر [به جای Cyber Space] را عملی می سازد. چرا که واژه ی «Space» در حوزه ی مطالعات الهیات به عنوان عالمی مستقل به کارمی رود؛ آن چنان که برای مثال امروزه برای بیان تقسیم بندی دوگانه ی عوالم هستی در مطالعات سده های میانه از این واژه استفاده می شود و این ثنویت را با بکار گیری واژه ی Space  تبیین می کنند. و همان طوری که از آن سخن رفت این واژه در ترکیب تازه نیز چنین معنایی داشته و بدین ترتیب می توان آن را به سپهر که دقیقاً از چنین معنایی برخوردار است برگرداند. اما واژه ی سایبر نیز که امروز به عنوان یک پیشوند به کار می رود در ترکیب خود با واژه ای تازه، آن واژه را که می تواند یک انسان، شی یا مقوله باشد، با فضای کامپیوتری و اطلاعات پیوند می دهد.
تجربیات یک دهه ی اخیر در حوزه ی مطالعات سپهر سایبر، خاصه تجربیات علمی این حوزه و آفرینش واژگان تازه ای چون تجارت سایبر، شهروند سایبر، جغرافیای سایبر و ... سبب شد فیلسوفان و منتقدان بسیاری این سپهر را به مثابه ی جهانی تازه بنگرند. پروژه های اینترنتی چون «زندگی دوم(7)» که به کاربرانش اجازه دستیابی به حیاتی مجزا و مستقل از حیات روزمزه شان می دهد؛ حیاتی که حتی می تواند ارتباطی مالی –درآمد زا- با جهان واقعی داشته باشد(8) جهش های ناگهانی ای به حساب می آیند که بیشتر و بیشتر سپهرسایبر را به سپهری خود بسنده و مستقل از سپهر مادی و آشنای ما بدل می سازند.
   شما می توانید در ارتباطات اینترنتی خود، از هویت، چهره، جنسیت و حتی حوزه ی خصوصی خاص و متفاوتی از آن چه  در جهان واقع داشتید برخوردار شوید.
  عده ای نیز سپهرسایبر را بانی تحول چهارم تمدن بشری بر می شمارند. سپهری که به واسطه ی فراهم آوردن فضای مجازی، در قیاس با تحلیل تافلر در کتاب «موج سوم»(9) گام بلندی به پیش برداشته است(10). این موج تازه به یاری سخت افزارهایی که روز به روز در حال پیشرفت اند، اندک اندک هر تخیلی را عملی می سازد. حافظه های مولکولی که در یک واحد خود (11) توان ذخیره سازی کل دانش مکتوب بشری را دارند، ابزاری هستند که جهان مجازی را توسعه خواهند داد و به زودی این امکان را فراهم می آورند که شهروند سپهرسایبر زندگی یکسر تازه ای را تجربه کند. زندگی ای که در آن به جز احساس بینایی و شنوایی، دیگر حواس مادی نیز درگیرند.
فیلسوفان و منتقدانی هم هستند که تجربه ی حسی مواجهه با سپهرسایبر را با مکاشفات و شطحیات عالم عرفان یا دست کم با تجربه ی از خود به در شدگی سالک قیاس می کنند. برای مثال می توان به مقاله هایی چون «حقیقت مجازی مراسم چای» اثر مایکل هیم(12) و یا «دروازه های دُروار سپهر سایبر: تاریخ فضا از دانته تا اینترنت» نوشته ی مارگارت ورتیم (13) اشاره کرد(14).
   در ادامه، برگردان دو مقاله ی مجزا – هر دو برگرفته از کتاب «مطالعات سپهر سایبر(15)»- ارائه خواهد شد که به طور دقیق با توجه به مشی ارائه ی مطالب در کتاب فوق، پیش از هر مقاله یادداشتی درباره نگارنده ی آن موجود است. امید است این دو نمونه، کمک اندکی در راه درک بهتر معادلات نظری حوزه ی سایبر و ارائه ی شیوه ی منتقدان سپهرسایبر باشد.    




مقاومت نهایی؛ اسکات بوکاتمن
پذیرش سایبورگ (16)

کتاب «هویت پایانی: سوژه ی مجازی در داستان علمی تخیلی پست مدرن(17)» پژوهشی در باب بازنمایی فن آوری و فضا در داستان علمی تخیلی است. مولف این کتاب اسکات بوکاتمن، استادیار دانشگاه نیومکزیکو در رشته ی برنامه های هنری(18) و نیز مشاور مدیر مطالعات داستان های علمی تخیلی در همین دانشگاه است. آثار او تا کنون در مجلات آرت فروم بین الملل(19)، معمار نیویورک(20)، اکتبر(21) و کمرا آبسکورا(22) به چاپ رسیده اند.
«هویت پایانی» حرکت اش رابا این ایده آغاز می کند که فرهنگ معاصر در بحران قرار دارد. روابط مسلم میان سوژه ی انسان و مسئله ی فضا و بازنمایی، هستی شناسی ماشین و جنس و جنسیت (23) به واسطه ی فن آوری کامپیوتری نوین تحلیل رفته است.
بوکاتمن بر پایه ی کتب مصور و رمان های علمی تخیلی و در آمیزش آن ها با ایده ی سورئالیسم، هنر ماشینی، نظریه ی فرهنگ پسامدرن و نیز ایده ی مجازیت کار خود را پیش می برد. او این منابع را برای تشریح جابجایی جغرافیایی سوژه ی به فن در آمده(24) به کار می گیرد.
کتاب با بهره بردن تاثیرعمیقی از دامنه ی گسترده ی حوزه های بینارشته ای و کاوش برخی تصاویر محوری و شمایلی روزگار ما کار خود را آغاز می کند و به همین ترتیب نیز ادامه می دهد. بوکاتمن در بخشی از کتابش که در ادامه تقدیم می شود، بر بازنمایی تکامل و توسعه ی تکنولوژیک کالبد انسانی به ویژه فیلم هایی با شخصیت های «سایبورگ» [شهروندان جهان سایبر] تمرکز کرده است. بوکاتمن پس از این بخش «انسان شناسی سایبورگ» را شرح داده و به معرفی مفاد بیانیه ی دونا هاراوی تحت عنوان بیانیه ی سایبورگ(25) می پردازد:
   " سایبورگ به عنوان یک طبقه (بدون در نظر گرفتن ادبیات علمی تخیلی و نه دقیقاً با همین نام) در زمانه ی جنگ (و پس از جنگ) فراگیر شد؛ چیزی به عنوان فصل مشترک میان سایبرنتیک و مطالعات نظام اطلاعات(26) از یک سو و حیات علمی زیست شناسی و دیرینه شناسی(27) از سوی دیگر. نوربرت واینر، کتاب «سایبرنتیک: یا بازبینی و ارتباط حیوان و ماشین» را به سال 1947 منتشر ساخت. علوم انسانی «قیاسی کارکردی(28)» میان انسان و کامپیوتر فراهم کرد- (قیاس و نه هویت، خاصه این که در محدوده ی انگاره ها کارکردگرایی که در آن زمان بر علوم انسانی مسلط بود، یعنی برتری نهادن به کارکردگرایی اجزا در نظامی کلی و متحد، در آن زمان  تمایز از معنای اندکی برخودار بود)."(29)
کتاب بوکاتمن بر پایه ی این ایده شکل گرفته است، روزگاری در گذشته جهان خارجی عقلانی و جهان درونی و ذهنی ما، مملو از اشباح و تخیل و مجاز بود؛ لیکن امروز این دوگانگی به هم پیوسته است. به واسطه ی فن آوری دیجیتال حال این جهان خارجی است که از غیر واقعیت، بیگانگی و شگفتی سرشار شده است. چنان که مارک دِری در کتاب «سرعت گریز» (30) چنین اظهار می کند:
" این گذار نشان همان چیزی است که اسکات بوکاتمن «تکنوسورئالیسم(
31)» می خواند، چیزی همچون لیبیدو (32)، مانند عطش سیری ناپذیر فیلم های مشهور به رده ی «ب»، که از حدود روان فردی می گذرند تا واقعیت را ببلعند." (33)
چیز مشابهی از این دست را می توان برای گروهی از فیلم ها همچون مجموعه ی ویرانگر(34) و پلیس آهنی(35) نیز تکرار کرد. بوکاتمن در فرجام کتاب «هویت پایانی» از " اشتیاق و اضطراب سرکوفته نسبت به فرهنگ پایانی" می نویسد " هویت پایانی به بحث درباره ی گذرگاهی بغرنج و پیچیده میان خرد سودمند و رهایی از افراط می پردازد"(36).  گویا موضوع اخیر تناقض آشکار توسعه ی فن آوری است: توسعه ی فن آوری، تعالی را پیشنهاد می کند اما در عین حال با هجوم محصولات تکنولوژیک به کالبد انسان، غلبه بر کالبد انسان را نیز در نظر دارد. پوست ما [به عنوان لایه ی محافظ] دیگر بیش از این نمی تواند مانع تحولات دیجیتال زندگی روزمره شود.

 

 

هویت نهایی: سوژه ی مجازی در داستان های علمی تخیلی پسامدرن 1993

   در اثر زخم های عمیق تکنولوژیک و سیاسی ای همچون پشت سرگذاشتن جنگ جهانی اول، [هال] فورستر (37) ادعا کرد که سورئالیسم و جنبش دادا، پیکره های زره پوش (38) خود را آفریده اند. برای مثال، شیفتگی ارنست(39) به ماشین ها یا عروسک های ساختار شکن ِ بلمر(40)، شدیداً درگیر موضوعاتی از این دست بودند: سوژه و ساختار اجتماعی با رشد اخیر خود و ظاهراً به تجسم در آمدن آن و نیز انگاره های تکنولوژیک. فوستر تنش میان اجبار و گرایشات شکاکانه، یعنی بازی میان تکانه های سادیستی و مازوخیستی(41) را مورد ملاحظه و بررسی قرار می دهد. سورئالیسم با ستیز میان وجه جنسی و وجه ویرانگر انسانی، وجوهی که هرگز از دیگری فارغ نمی شوند، تعریف و تبیین می گردد. وی اضافه می کند که " شکل و صورت پیکره ی زره پوش در فرهنگ تجاری امریکا نفوذ بسیار دارد (و مثال تصویری او تصویری از شوراتزنگر(42) است). فورستر ادعایش را به سینمای علمی تخیلی معاصر پیوند می دهد: به هر حال پیکره های زره پوش فرهنگ تجاری گاه با لحن طنز و حتی با لحن انتقادی، به صورتی نمادین و با سازو کاری خیال پرازانه هنجارهای نفس اجتماع را مورد تهدید قرار می دهند: برای مثال، می توان به سیمای شهرهایی اشاره کرد که به اقلیتی معتاد واگذرا شده است (مثلاً در فیلم پلیس آهنی). در عصر حاضر یعنی عصر تکنو-سورئالیسم که به هر دو سوی این ترکیب به یک میزان بستگی دارد؛ به همان اندازه که بدن بازنموده بیش از هر زمانی به سوی همزیستی با فن آوری الکترونیک می رود، نیز همان بدن بیش از همیشه مسلح و زره پوش می شود. پلیس آهنی تنها یک مثال از حرکت تدافعی به سوی امتزاج تکنو-شبه انسان است (فیلم های سرگرم کننده ی علمی تخیلی نمونه های بیشتری را به نمایش می گذارد).
[کلودیا] اسپرینگر (43) و [مارک] دری هر دو بر فیلم ویرانگر 2 و موضوع نزاع میان آرنولد کهنه ی مدل T-100 و مدل تازه ی «فلزمایع» T-1000 تمرکز کرده اند. برای درک جنگ های فیلم ویرانگر، هر دو نویسنده بر جریان نوعی هراس مادینه تاکید کرده اند. دری در مقاله ای در موندو دو هزار (44) نسبت به فن آوری دیجیتال دگردیسی شخصیت که به وسیله ی دنیس مورن (45) برای ساخت T-1000  استفاده شده بود حساسیت نشان داده و چنین می گوید: دگردیسی(46) برای فن آوری بازسازی بدن که امروزه در دسترس است بدل به یک الگو شده، از اروبیک گرفته تا جراحی زیبایی و ویدئوهای مایکل جکسون و نیز شیوه ی زندگی اش. (با توجه به استطاعت ویژه ی جکسون در تغییر شکل؛ او به نوعی درآینده زندگی می کند). (47)
دری دگردیسی را به مثابه ی پایگاه ستیزه های قدرت خرده-سیاسی (48) میان نخبگان تکنوکرات(49) برخوردار از اطلاعات (50) و توده ی مردمی که دچار فقر اطلاعات (51) هستند می نگرد (دعوی دری برآمده از کمدی دگرگونی، محصول 1992 بود – کمدی ای با نام Death Becomes Her که در آن چنین ادعا می شد که تکنولوژی با جسم زنان بورلی هیلز (52) گره خورده است)(53).
T-1000،  تغییر پذیری یک ابژه ی مادی را با تکنواورگانیسنم (54) یک بیگانه می آمیزد. فن آوری الکترونیک بدل به بستر تازه ای برای هراس شده است: دیگر حتی برای حفظ ظاهر هم نمی تواند قابل اعتماد باشد. در عوض، شوارتزنگر- به عنوان ویرانگر 2 «دوست داشتنی» به طرزی مقبول و پذیرفتنی مکانیکی و قابل اعتماد است - او اغلب بسیار شبیه آرنولد (55) است"(56).
مردان فری کورپز (57) " با زره هایی از چرم سخت خود را در برابر تهدید زنان سیال محافظت می کنند" (58).
از این روست که پلیس آهنی و ویرانگر بدن هایشان را در برابر عصر جدید (به لحاظ سیاسی و تکنولوژیک) زره پوش کرده اند. سایبورگ ها با پوشاندن خود در چرم و درونی کردن ماشین، خود را زیبا ساخته اند و بدل به یک پانک، پلیس، دوچرخه سوار، دوچرخه، تانک و یا قهرمانی فری کورپ شده اند. اسپرینگر چنین می نویسد که این پیکره های سایبورگ، دگردیسی نابهنگام ماشین آلات تاثیر گذار و مردانه ی عصر صنعتی را جاودانه و حتی گاه بزرگ نمایی
 می کنند. بیان نوستالژی روزگار مردسالاری، و بحث از این که احساس تنانه نسبت به فن آوری الکترونیک به واسطه ی دستگاه های پنهان و سیال درونی شده است. این موضوع همان مادینه سازی فن آوری الکترونیک و انتقال کنش متقابل انسان و کامپیوتر است که سایبورگ، ابرمردانه در فیلم ها در برابر آن مقاومت می کند.(58) 
   ویرانگر مکانیکی کابوس کهنگی نرینه و صنعتی را محو و نابود ساخته است (اشاره می کند که هر لفظی می تواند به دیگری بدل شود). و اوج کشمکش فیلم در کارخانه ی ذوب فولاد رخ می دهد.
ادعای اسپرینگر در تحلیلی که دِری درباره ی ویرانگر 2 و بیگانه ها (59) (ساخته های جیمز کامرون(60)) انجام داد پیشرفت کرده و متقاعد کننده تر شده است. ترس آسیب شناختی ماشین نرینه (61) از موجود چسبناک مادینه ای که دندانه هایش می تواند همه چیز را بجود، به نوعی بیانیه ی هر دو فیلم به حساب می آید اما "عملاً با توجه به این حقیقت که قهرمان هر دو فیلم در واقع یک زن است به دام دوری کنایه آمیز می افتیم". (62)
فیلم بیگانه ها از نگاه برخی از منتقدان که به بروز ِ نمودِ ترقی قهرمانان کنشگر زن علاقمند هستند، به عنوان گفتمانی فمینیستی که در کار قدرت و اختیار بخشیدن (63) به زنان است فرض شده؛ اما این ادعایی است که دری آن را رد
می کند (همانطور که احتمالاً اسپرینگر هم آن را نمی پذیرد). سیالیت بیگانه که مورد بحث قرار گرفت و دری نیز آن را به نقل از مارک کریسپین میلر در فیلم بیگانه ها نقل می کند این چنین است: " بیگانه ها مادینه را به دو دسته تقسیم می کنند: شیر زنان خشن (64) و زنان آلوده(65)". "ریپلی(66) تنها با تبدیل خود به یک ابرمرد-روبوتک (67) موفق به محو ساختن بیگانگان می شود: او با روکش روبوتکِ یک مامووت خود را می پوشاند – نیرومند و خشک- و همین پوشش به او اجازه می دهد تا بر حشره ی شیره دار پرسر و صدایی که همانند یک غول بود پیروز شود".(68)
دری در می یابد که در ویرانگر 2 نیز فرایند مشابهی در کار است. بدین ترتیب که شریری پر سر و صدا خود را به کالبد جیوه ای T-1000 در می آورد، بد ذاتی هزار چهره که از «آلیاژی تقلیدگر(69)» ساخته شده است. لیندا همیلتون (70) به فری کورپز تغییر چهره داد؛ که می توان آن را به فائق آمدن به وجوه مادینه ی موجود در T-1000 با کمک اصول
نرینه ی بازنمود یافته در الگوی شوارتزنگرها(46) تعبیر کرد". (71)
اسپرینگر همچنین کتاب های مصور هزل آمیزی با عنوان «دیرجوش(72)» اثر فرانک میلر(73) و گوف دارو(74) را از نظر می گذراند؛ کتابی که در آن یک سالریمن (75) بدل به روباتی قاتل می شود. این کتاب، محتملاً بیش از هر کتاب مصور دیگری از خشونت خودآگاهانه(76) برخوردار است.
اسپرینگر چنین می نویسد که «دیرجوش» یا آثار مشابه، اثبات کرده اند که نظام پدرسالار(77) خوی خشن اش را با لایه شکری بی مزه ای پوشانده شده است، گرچه به صورتی غیر معمول و حتی به عنوان واپسین نفس هایش، نیرویش را برای احیاء سربازان قوی هیکل سایبورگ جمع می کند". ممکن است کسی بگوید فرانک میلر بدل به شاعر واپسین نفس های سایبورگیسم شده است: این جا در «بتمن: شوالیه ی تاریکی بازمی گردد(78)» و در پلیس آهنی 2، شخصیت های داستانی او با آن که از رده خارج شدن را درک می کنند اما همواره برسر روش کشتار خویش "باز می گردند". این موضوع در عین حال به این ارزش اشاره می کند که کتاب های مصور در فرهنگ امریکا دیر زمانی است که مامنی برای «بدن های زره پوش» هستند: برای مثال به شخصیت یتیمی که تلویحاً سوپرمن(79) نامیده می شود و در برابر گلوله و (سیارات آتشین) رویین تن است و نیز مرد آهنی (مردی با قلبی از فولاد که در سریالی تلویزیونی معرفی شد)(80) توجه کنید.
سایبورگ سینمایی پلیس آهنی بیش از هر چیز به مصور های قاضی دِرِد(81) و بتمن تیم برتون 1989 (82) مدیون است.آثاری که در آن ها لباس سنتی معمول شخصیت ها بدل به جامه ای زره پوش شد. پیکره های زره پوش در ایالات متحد از میراث قدرتمندی برخورداند و غالباً با فن آوری در یک ردیف قرار می گیرند.
سبک، اغراق و تکرار کتاب «دیرجوش»، آن را در ردیف سنت مصورهای فرانسوی و ژاپنی قرار می دهد. فیلم کم هزینه ی ژاپنی تتزو: مرد آهنی(83)، نیز فیلمی است که ساختار و همچنین تصویرسازی ذهنی اش تحت تاثیر خشونت بی حد و غیرقابل بیان مانگای (84) ژاپنی است. سالریمن زره پوشی که با یک فلز پرست(85) جوان - که تلاش می کند به وسیله ی یکی شدن با سالریمن از زنگار رهایی یابد - می جنگد. آلات به مته ی الکتریکی بدل می شوند و زنان شاخک فلزی در می آوردند. و مردمی که در کیلومترها کابل فلزی غوطه ور بودند در پایان وقتی "یک هیولای غولپیکر فلزی می خواهد خیابان های توکیو را ببلعد متقاعد می شوند که سراسر جهان می تواند بدل به فلز شود". فیلم به طرز زننده ای وسواسی است و به واسطه ی جنون تیره و تارش، از ریشه های متصل به مانگا فراتر می رود.
تونی رینز(86) به دلایلی فیلم را با فیلم «تصادف»(87) قیاس کرده است. گرچه شینیا تسوکماتو(88) نه به اندازه ی بالارد(89) عاصی است و نه به حد او بازتاب دهنده ی حقیقت. (90) تتزو یک اثر تاثیر گذار (و خوشبختانه ناگوار) تکنو-سورئالیسم است. در هراس پرخاشگرانه اش (91) نسبت به جنسیت مادینه، محتوی حس از خود بیگانگی(92) و در اشتیاق اغراق آمیزش به خشونت، حاوی گفتمانی درباره ی بدن های زره پوش و فرهنگ فن آوری(93) است.
خشونت افراطی مضحک و ناراحت کننده ی «دیرجوش» و «تتزو» در درآمیختگی با ماشین ها، بازنمود چیزی به جز تجلیل پسامدرنیسم از محو شدن مرزها و حریم هاست، چرا که این در آمیختگی بیش از هر چیز در تلاش برای بخشیدن جایگاهی تازه به انسان (مرد) است؛ جایگاهی برای نیروی مردانه و نظارت و کنترل.


مارکوس نوواک؛ معماری سیال در سپهر سایبر 1991 (94)

مارکوس نوواک، همچون کاهنی معمار، از نخستین کسانی بود که راه منتهی به قلمرو سپهر سایبر را به معماران نشان داد و ثابت کرد که فن آوری نو چگونه می تواند در خلق فضایی معمارانه کارآمد باشد. او مقاله ی «معماری سیال در سپهر سایبر» را زمانی نوشت که در دانشگاه تگزاس به عنوان استادیار مشغول به کار بود. این مقاله در مجموعه ی مقالات تاثیرگذاری جای گرفت که تحت عنوان «سپهر سایبر: گام های نخست» در سال 1991 و توسط انتشارات ام.آی.تی منتشر شد. کتاب که ویراسته ی مایکل بندیکت(95) بود از همکاری فعالان رشته های علمی متفاوتی چون مفسران فرهنگی، هنرمندان، انسان شناسان، مهندسان سیستم، معماران و سازندگان نرم افزار برخوردار شد. مقاله ی نوواک عملاً از تاثیرگذارترین مقالات این مجموعه بود. کتاب «سپهر سایبر: گام های نخست»، بانگ فراخوانی بود برای تمام کسانی که نسبت به دلالت های فرهنگی و نیز طراحی سپهر سایبر مشتاق بودند و در عین حال بازنمود کوشش های جدی برای شرح دامنه ی گسترده ی تاثیر سپهر سایبر بر رشته های مختلف علمی به حساب می آمد. بندیکت عبارت زیر را در مقدمه ی کتاب خود قرار داد:
" سپهر سایبر: جهانی تازه، جهانی موازی را به واسطه ی کامپیوترهای سراسر جهان و خطوط ارتباطی پدید می آورد. جهانی که در بده بستان چرخه ی دانش، رموز، اندازه گیری ها، شاخصه ها، تفریحات و انسان دگرگون شده شکل می گیرد: سیماها، اصوات و ابعاد وجودی که روی زمین به چشم نمی خورد؛ در شب بی پایان الکترونیک به بار می نشیند" (96)
مقاله ی نوواک شامل دو بخش است. بخش نخست یعنی  (سپهر سایبر) به دلالتهای شاعرانه ی (97) سپهر مجازی تازه می پردازد: "در شعر است که ادراکی بست یافته از ساز و کار جادو می یابیم و نه تنها این ادراک که شناخت نیرومند و معقولی نیز از مقاصد و نیروی بالقوه ی آن به دست خواهیم آورد". نوواک اظهار می کند: "سپهر سایبر ساکن سرزمین شعر است و برای هدایت خود در عبور از میان آن باید بدل به برگی در باد رویا شویم". (98)

در بخش دوم «معماری سیال» نوواک مدعی استفاده ی سپهر سایبر در خدمت آوانگارد معمارانه (99) است. او چنین اظهار می کند که معماری قابل ساخت و معماری ساخته شده تنها متناسب تولیدات معماری است. نظر وی این است که در سراسر تاریخ سنتی وجود داشته که پدید آورنده ی پروژه های معماری غیر قابل ساخت بوده. نظریه ی «معماری سیال در سپهر سایبر» نوواک، نسخه ای الکترونیکی از فضایی خیالی و عمداًَ غیر قابل ساخت است.
بدین ترتیب سپهر سایبر همسنگ روح- سپهر(100) تکنولوژیکی که مارگارت ورتیم (101) طرح ریزیش کرده، فرض شده است؛ سپهری که در آن عدم محدودیت جای ویژگیهای جهان واقعی چون گرانش یا پدیدار شناسی ماده را می گیرد. از نگاه ورتیم سپهر سایبر ما را به ثنویت واقعیت و مجاز سده های میانه ارجاع می دهد؛ و برای نوواک سپهر سایبر باور مقصود رویای ناب معمارانه فرض شده است. و به همان میزان سپهر سایبر برای نوواک فضایی است که در آن رویای معماران دو پاره شده، رشد کرده، متفرق و محو شده و به سوی موسیقی الگوریتم ها پیش می رود.
مقاته ی نوواک از مجموعه مقالات بسیار تأثیر گذار حوضه ی «ترامعماری» (102) بود. ترامعماری یعنی واژه ای که او ساخته بود در پی انتقال مجاز به گفتمان نظری یکسر معمارانه ای بود. حال می توانیم به پشت سر نگاه کرده و توان بالقوه ی معماری و ساختمان فضایی سپهر سایبر را شناسایی کنیم؛ اما در سال 1991 این امکانات عظیم بسیار نو بودند.


مارکوس نوواک؛ «معماری سیال در سپهر سایبر»
سپهر سایبر: گام های نخستین، 1991  

معماری سپهر سایبر
معماری ریشه در خاک داشته گر چه اکنون اشتیاقی بدان ندارد. بووکمینستر فوولر(103) ابراز شگفتی کرد که علیرغم تمامی سازه های پیشرفته ی فن آوری ساختمان سازی، معماری همچنان با اجزایی یکسره این جهانی ریشه در زمین دارد، اجزایی چون لوله کشی ساختمان. معماری هرگز فقدان رویاهای بارور را تاب نمی آورد. گرچه روزگاری معماری به لحاظ فن آوری به مراتب کمتر پیشرفته بود، با این حال دست یافتن به آن کمتر قابل تصور بود.
غالب «سنتهای بزرگ» معماری با مرتبه ای تجربی از آزمون و خطا آغاز شدند و تا مدت ها پس از آن نیز مترود نشدند.[...] کار معماری به واسطه ی این رویاها به طور روزافزونی آزادانه تر شد. سپهر سایبر اجازه داده است تا بار دیگر این انفصال، متصل گردد. سپهر سایبر راههای درک و دریافت معماری را دگرگون کرده است. به واسطه ی طراحی کامپیوتری(CAD) (104) و محاسبات طراحی(DC)  (105) و یا با گسترش معناهای تازه ی توصیف، خلق و دگرگون سازی فرم های معمارانه، دانش معماری بدین ترتیب رمزگذاری شده است که نشان می دهد ادراک ما نسبت به معماری به طور روزافزونی موسیقایی شده و با این نگاه معماری شکل خاصی از موسیقی است.
در عوض ترکیب بندی کامپیوتری، به خاطر وجود محدودیت های محلی و جهانی، این شیوه های تازه را در بالاترین سطح تصور ترکیبی فرم سوژه،  به هم می آمیزد تا کارماده ی اولیه را به اثر تمام شده بدل نماید. هر الگویی ذاتاً و با دانش معماری ای مناسب می تواند به اثری معمارانه بدل شود؛ همان گونه که هر الگویی توان موسیقی شدن را دارد.
 الگویی که به صورت داده در آمده است، برای آن که بتواند به صورت موسیقی و یا معماری در آید باید از مجموعه فیلترهای ترکیبی عبور کند؛ فرایندهایی که داده را بنا به اهداف معمار و توانایی دریافت تماشاگر انتخاب و پردازش می کند. این «پالایش تطابق پذیر(106)»، به عنوان یک عبارت اینترنتی عصب شناسانه،  سر آغاز ادراکی را میسر می کند که سپهر سایبر را بنیان می نهد و نه یک«ابرنمودار(107)». آن چه گفته شد بدین معناست که هر داده و هر نوع اطلاعاتی توانایی تبدیل به فرمی معمارانه و قابل سکونت را دارد؛ و سپهرسایبر و معماری سپهر سایبر یکسان و مشابهند. به واسطه ی سپهر سایبر دگرگونی بنیادینی در درک ما از معماری و فضای اجتماعی حاصل شده است. مفاهیمی چون شهر، میدان، معبد، مؤسسه، خانه، زیربنا به صورتی ماندگار بسط و گسترش یافته است. مفهوم شهر، یعنی شکل مرسوم آن با پیوستگی فیزیکی بناهای آن به شهر ناپیوسته ی اجتماعات فرهنگی و روشنفکرانه بدل شده است. معماری، که معمولاً در بستر تعریف اولیه ی آن، یعنی شهر مرسوم شناخته می شود؛ به ساختار روابط، ارتباطات و سازمان هایی بدل می شود که گرداگرد جهان ساده ی ظاهری و قواعد پیش پاافتاده تنیده شده است.

به این سو می نگرم، در شهری هستم؛ به آن سو، در دیگری. دوستانم در یک شهر می توانند بواسطه ی بستری که برایشان فراهم کرده ام، برای دوستانم در شهری دیگر دست تکان بدهند.

شاید بتوان معماری را پیچیده در لابه لای معماری تصور کرد. سپهر سایبر خود معماری است؛ اما شامل آن نیز می شود- البتّه دیگر بدون محدودیتهایی مانند ابعاد. شهرها می توانند داخل اتاق ها باشند و اتاق ها در شهرها. از آن جایی که سپهر سایبر بر غلبه ی فضا و روابط بر ابژه به معنای سنتی دلالت دارد؛ بدین ترتیب تمامی مناظر، و ابژه های پراکنده در اطراف آن معماری به حساب می آیند. هر چه روزگاری بسته و محصور بود امروزه به سوی مکانی تازه گشوده می شود و هر جهانی ما را به جهان های درون خود فرا می خواند.

در پارکی خالی هستم. دور درختی می گردم؛ و خود را در اتاقی شلوغ می یابم. اثری از درخت نیست. پنچره ای را می گشایم ؛ و در دوردست پارک را در حال دور شدن می بینم.

 

معماری سیال

بدین ترتیب می توانیم به راحتی دوگانگی ظاهر(108) و جوهر(109) را به یک اندازه نفی کنیم. ظاهر، جوهر را مخفی نمی کند؛ آن را آشکار می سازد؛ در حقیقت ظاهر خود، جوهر (باطن) است. جوهر یک موجود، دیگر ویژگی ای محلول در بطن آن موجود نیست؛ بلکه قاعدۀ آشکاری است که بر ظاهر خود مسلط است؛ این قاعده خود حقیقت محوری مجموعه است.

... اما جوهر، به عنوان حقیقت محوری مجموعه، قطعاً تنها در تسلسل ظواهر، وجود می یابد؛ بدین ترتیب جوهر، خود یک امر ظاهری است.
... واقعیت یک فنجان، این است که فنجان آن جاست و وجودی غیر من است. 
باید موضوع اخیر را این چنین تاویل کنیم که مجموعۀ ظواهر آن شی بواسطه ی حقیقتی تبیین می شود که وابسته ی اراده ی ما نیست.
-ژان پل سارتر، بودن و نیستی(
110)

[بدین ترتیب] ارتباط مسلم میان معماری و سپهر سایبر بازهم کاملأ مشخص نیست. این که بگوییم معماری در سپهر سایبر موجود است و یا اینکه این معماری جانگرا(111) و پویاگرا(112) است هیچ یک کافی نیستند. سپهر سایبر ما را دعوت می کند تا به تفاوت بین جانگرایی و پویانمایی، و پویانمایی و دگردیسی (113) توجه کنیم. جانگرایی اشاره بر این دارد که هر وجودی(114) دارای «روحی (115)» است که رفتار آن را راهبری می کند. پویانمایی قابلیت تغییر مکان، در ظرف زمان را به آن می افزاید. دگردیسی(116) تغییر صورت، در قالب زمان یا فضاست. در مرتبه ای گسترده تر، دگردیسی بر تغییرات وجهی از یک وجود به عنوان تابعی از وجوه دیگر آن، پیوسته یا گسسته، دلالت دارد. من واژۀ سیال را به مفهوم جانگرا، پویانما، دگردیس، و همچنین پشت سر گذارنده ی مرزهای قطعی و تغذیه کننده ی تفکر شاعرانه به کار می برم.

سپهر سایبر سیال است. سپهر سایبر سیال، معماری سیال، شهرهای سیال. معماری سیال چیزی بیش از معماری کینتیک(117)، معماری روبوتک، معماری قطعات ثابت و اتصالات تغییرپذیر است. معماری سیال معماری ای است که نفس می کشد؛ ضربان دارد؛ با ظاهری به هوا می پرد و با ظاهر دیگر فرود می آید. معماری سیال معماری ای است که شکلش مشروط بر علاقۀ مشاهده کننده است؛ معماری ای است که درمی گشاید تا به ما خوشامد بگوید و محصور می شود تا از ما دفاع کند؛ معماری ای است که درگاه و گذرگاهی ندارد؛ آنجا که اتاق کناری همیشه همانجا و همانگونه است که ما نیاز داریم. معماری سیال سازنده ی شهرهای سیال است؛ شهرهایی که با تغییر ارزشها دگرگون می شوند؛ جایی که مخاطبانی با پس زمینه های متفاوت علائم متفاوتی را می بینند؛ جایی که اهالی محل با ایده های مشترک دگرگون می شوند؛ و با بالیده شدن و مضمحل شدن ایده ها رشد و نمو می یابند.

مختصات مفهوم "معماری" در معماری نوسان کننده ی سایبر دگرگون شده است: اشکال بخصوص معماری ارزش خود را از کف داده اند و در عوض آنچه ارزش یافته، به تعبیر سارتر" جوهر مجموعه" است. برای معماری این دگرگونی عظیمی است: برای اولین بار در تاریخ معمارجهت طراحی ماهیتی که ابژه را تولید می کند و باعث تغییر آن در زمان می شود و نه طراحی خود ابژه فراخوانده شده است. برای  معماری سیال به چیزی بیش از «اشکال مختلف یک موضوع(118)» نیاز است؛ معماری سیال در هر قدم به آفریدن چیزی برابر با " سنت بزرگ" معماری نیاز دارد. یک اثر معماری سیال دیگر تنها یک عمارت نیست؛ بلکه سلسله ای ازعمارت هاست که  نرم و آهنگین به یک اندازه در زمان و فضا  پیشرفت می کنند. داوری در مورد اجزای یک ساختمان وابسته به ارزیابی رقص و نمایش خواهد شد.

اگر ما معماری سیال را سمفونی ای در فضا تعریف کنیم؛ این تعریف هنوز ناتوان از بازگو کردن موضوع است. یک سمفونی، گرچه در طول مدت اجرا تغییر می کند؛ همچنان ابژه ای ثابت و قابل تکرار است. معماری سیال در کاملترین جلوه اش چیزی بیش از این است. سمفونی ای در فضاست؛ لیکن سمفونی ای که هرگز تکرار نمی شود؛ وهمواره گسترش می یابد. اگر معماری بسط و امتداد بدن، سرپناه، و حامی خویشتن آسیب پذیر(119) باشد؛ معماری سیال، همان خویشتن است که به سرپناهی تغییر پذیر بدل می شود. معماری سیال درست همچون ما دارای هویت است؛ ولی این هویت تنها در طول حیات آن کاملا آشکار می شود.

فرجام

معماری سیال در سپهر سایبر به روشنی معماری ای «غیر مادی شده» است. نوعی از معماری که دیگر تنها به فرم، فضا، نور و هرآنچه نمود جهان واقع است قناعت نمی کند. معماری ای که در بده بستان با عناصر انتزاعی است. معماری ای که به موسیقی گرایش دارد. موسیقی و معماری [معمولاً] راه های متضادی را می پیمایند.
روزگاری موسیقی غیر ماندگارترین شکل هنر بود؛ هنری که تنها در حافظه ی مخاطب و اجراگر زنده می ماند. معماری روزگاری دیرپاترین شکل هنر بود و تنها به همان آرامی دگرگون می شد که سیاره ی زمین تغییر می کرد. نشانه گذاری رمزی، ضبط آنالوگ و به تازگی نمونه گیری و کوانتیزاسیون دیجیتال (120) و تنظیم دیجیتال به موسیقی این توان را داده است تا عملاً بدل به ماندگار ترین شکل هنر شود. اما در آن سو گستره ی حیات معماری به سرعت در حال کاهش است. معماری از جهات بسیاری بدل به ناپایدارترین شکل هنری شده است. معماری غیر مادی، رقصان و دشوار سپهر سایبر، با اثیری و خلقی بودنش و نیز قابلیت اش برای ارسال به سراسر جهان در یک لحظه – البته بدون امکان لمس مستقیم آن- شاید معماری ای را برسازد که هرگز چنین بادوام و ایستا نبوده است:
   " در جای آشنایی هستم. آیا پیش از این این جا بوده ام؟ حس می کنم این مکان را می شناسم؛ با این که به نظر می رسد برخی چیزها تغییر کرده اند. هنوزهم به نظر همانجا می آید، اما با آن چیزی که یک دقیقه ی پیش بود دقیقاً یکسان نیست. مانند اجرای تازه ای از یک سمفونی قدیمی بیان اش متفاوت است."
زمانی گمان می رفت که ابژه ها و موقعیت شان هویتی ثابت یا نفسی ویژه دارند لیکن امروزه دارای شخصیت، رنگ و بو و کمی و کاستی اند. تمامی اقلام ماندگار همچون پرمایگی ویژگی های تاثیرگذار چشم انداز مقابل من از شکل خواهند افتاد. واگر قرار است که نهایت سودمندی این موضوع نصیبمان شود، توجه بدان هم ضروری است و هم پراهمیت. از میان ما، آنانی که این تفاوت را حس کرده اند، در سکوت و به نشانه ی تایید سر تکان می دهند، آنان می دانند که در پس این ویژگی خاص سکوت نهفته است، و گفتگوی درونی آن نه به واسطه ی کلام که با حضور، دگرگونی و سیالیت حادث می شود.         

 

 




پی نوشت:


1) Cyber Space
2) Cybernetic
3) Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and Machine, 1947.
4) Norbert Weiner
5) Cabernets
6) William Gibson
7) Second Life
8) پروژه ی اینترنتی «زندگی دوم» با فراهم آوردن فضای مجازی، جهانی را می سازد که کاربر می تواند در آن با کالبدی مجازی زندگی کند. این زندگی شامل کار، فعالیت های روزمره، ارتباطات و نیز رویدادهای عاطفی است که به صورت گرافیک کامپیوتری و با دخالت هزاران کاربر از سراسر جهان اجرا می شود. شما می توانید با فعالیت تجاری مبالغ دریافتی خود را به حساب بانکی زندگی حقیقی یا اول خود واریز کنید یا با استفاده از حسابی حقیقی هزینه های احتمالی حیات مجازی تان را تامین نمایید. چرا که چرخه ی زندگی روزمره ی این جهانی در حیات دوم شما نیز وجود دارد برای مثال، شیوه ی لباس پوشیدن شما در نوع روابط اجتماعی تان تاثیر بسزایی دارد. و می تواند اعتماد یا
 بی اعتمادی اطرافیان مجازی تان را به ارمغان آورد.
9) Toffler, Alvin, “The Third Wave”, William & Company, Inc.
10) «موج سوم» مدعی است که فن آوری اطلاعات پس از حیات کشاورزی و صنعتی، سومین تحول عظیم تمدن بشری را پدید آورده و نظریه هایی که متن به آن ها اشاره می کند معتقد اند جهان مجازی یا سپهرسایبر چهارمین تحول به حساب می آید. 
11) 1000 TeraByte =1000000000000 Byte
12) Heim, Michael. “The Virtual Reality of the Tae Ceremony ,1998 Cyber Reader: Critical Writings for the Digital Era. London: Phaidon Press, 2002.
13) Margaret Wertheim The Pearly Gates of Cyberspace, 1999; Cyber Reader: Critical Writings for the Digital Era. London: Phaidon Press, 2002.

14) نگارنده؛ مقاله ی نسبتاً بلندی با عنوان «جستجوی مسیرهای میان عالم خیال و سپهر سایبر» در دست چاپ دارد که در آن با برشمردن اشتراکات جغرافیای عالم خیال عرفان ایرانی و سپهر سایبر، امکان نوعی قیاس- البته خارج از
حوزه ی عرفان عملی- میان این دو حوزه پدید خواهد آمد. 
15) Neill Spiller (ed) Cyber_Reader: Critical writings for the digital era, London: Phaidon, 2002.
16) An excerpt from Haraway's book is included in this anthology, p108.
17) “Terminal Identity: The Virtual Subject in Postmodern Science Fiction”
18) the Media Arts Program at the University of New Mexico
19) Artforum International
20) Architecture New York
21) October
22) Camera Obscura
23) sexuality
24) technologized subject
25) Donna Haraway's Cyborg Manifesto
26) information system
27) primatology
28) 'functional analogy'
29) Scott Bukatrnan, Terminal Identity: The Virtual Subject in Postmodern Science Fiction, Durham, NC: Duke University Press, 1993, p321.
30) “Escape Velocity”
31) 'techno-surrealism'
32) libido
33) Mark Dery, Escape Velocity: Cyberculture at the End of the Century, London: Hodder and Stoughton, 1996. Quotations within this passage are from Bukatman, ibid, p20 and p308.
34) Terminator
35) Robocop
36) Scott Bukatman, ibid, p32.
37) [Hal] Foster
38) armoured bodies
39) Ernst
40) Bellmer's obsessively deconstructed poupées
41) sadistic and masochistic impulses
42) Schwarzenegger
43) [Claudia] Springer
44) Mondo 2000
45) Dennis Muren
46) morphing
47) Mark Dery, 'Cyborging the Body Politic', Mondo 2000 (1992): pl0l.
48) 'micropolitical power
49) technocratic elite
50) information-rich
51) information-poor
52) Beverly Hills
53) Dery, 'Cyborging the Body Politic', pl03.
54) techno-organicism
55) Arnold
56) . وقتی آرنولد در ویرانگر 2 جمله ی واپسینش را به زبان می آورد که "دوباره بر می گردم" این جمله دیگر تهدید آمیز نیست،
 Total Recall که یک سال قبل از ویرانگر به نمایش در آمد به عنوان یک درام شکست خورد؛ چرا که آرنولد
 برای بازی در نقشی که شخصیت نامتعادلی دارد بیش از اندازه نیرومند بود( و قطعاً این عناصر در موفقیت فیلم سهیم اند). اما سر انجام  ویرانگر 2 بدل به چکامه ای بی نظیر در رسای فلز و نیز نسخه ی قابل توجه به روزی از فیلم «روزی که زمین ایستاد» (1951) شد.
57) The men of the Freikorps
58) Springer, 'Muscular Circuitry', p12.
59) Aliens (1986)
60) James Cameron
61) Menschmachine's pathological fear
62) Dery, 'Cyborging the Body Politic', pl02.
63) empowerment
64) 'tough-guy heroine'
65) slimy
66) Ripley
67) hyper-masculine/robotic
68) Mark Crispin Miller, 'The Robot in the Western Mind', Boxed In: The Culture of TV (Evanston, Ill: Northwestern University Press, 1988), p307.
69) "mimetic polyalloy"
70) Linda Hamilton
71) 8 Dery, 'Cyborging the Body Politic', pl02-3.
72) Hard Boiled
73) Frank Miller
74) Geof Darrow
75) salaryman
: (م) اصطلاحی است در حوزه ی جامعه ی شناسی معاصر ژاپن که به طبقه ی متوسط نوی این کشور اطلاق
می شود. مردانی که معمولاً پیراهن هایی اتو
 کشیده ی یقه سفید می پوشند و بیشتر شبانه روز را در حال کارند. این مردان که در تصاویر مستند خوابیده بر صندلی مترو و در حال رفتن به محل کار، یا خوردن غذای حاضری در ساعت کوتاه استراحت به تصویر کشیده می شوند در مکتب مانگا (مکتب مشهور انیمیشن ژاپن) بدل به یک تیپ شده اند.
76) self-consciously violent
 77) patriarchal
78) Batman: The Dark Knight Returns
79) Superman
80) در کتاب مصور دیگری، طی جریانی که قصد تمسخر و یا برانداختن فاتتزی قدرت ژانر ابرقهرمان را دارد؛ قهرمان لباس چرم به تن می کند و ماسکی بانداژ شده بر چهره می نهد و به صورت کاریکاتوری از یکی از اعضای ابر-نازی «فرایکورپس» (freikorps) در می آید. رجوع شود به Pat Mills (نویسنده) و Kevin O’Neil (هنرمند)، Marshal Law :سوپر بابیلون (Milwaukie, Oreg.: Dark Horse Comics, 1992). خود Theweleit به خوبی از انواع کتب مصور اصلی و زیرزمینی آگاهی دارد- وی از تصویر سازی های اسپایدرمن، ناخدا آمریکا و Thor برای همراهی با مفهومش از زره پوش استفاده می کند؛ درست همانگونه که از اثر چشمگیر Robert Crumb در مورد اشتیاقهای مردانه وروایت antiwar-story نوشته ی Greg Irons استفاده می کند.

81) Judge Dredd
82) Tim Burton's Batman (1989)
83) Tetsuo: The Iron Man (1991)
84) manga
85) 'metals fetishist'
86) Tony Rayns
87) Crash
88) Shinya Tsukamoto
89) Ballard
90) 10 Tony Rayns, 'Tetsuo: The Iron Man', Sight and Sound (1991), p52. All quotes about the film are taken from Rayns's review.
91) aggressive fear
92) alienation
93) techno­culture
94) Marcos Novak Liquid Architectures in Cyberspace, 1991; Reader: Critical Writings for the Digital Era. London: Phaidon Press, 2002.
95) Michael Benedikt
96) 1 Michael Benedikt (ed), Introduction, Cyberspace: First Steps. Cambridge. MA: MIT Press, 1991, p1.
97) poetic implications
98) 2 Marcos Novak, 'Liquid Architectures in Cyberspace', in Cyberspace: First Steps, Michael Benedikt (ed), Cambridge, MA: MIT Press, 1991, p1.
با سپاس از سرکار خانم نیکو حاجی ترخانی که در ترجمه ی «معماری سیال» مرا یاری کردند.  
99) architectural avant-garde
100) soul-space
101) Margaret Wertheim
102) 'Transarchitecture'
103) Buckminster Fuller
104) computer-aided design
105) design computing
106) 'adaptive filtering'
107) hypergraph
108) dualism of appearance
109) essence
110) Jean-Paul Sartre, Being and Nothingness
111) animistic
112) animated
113) animation and metamorphosis
114) entity
115) 'spirit'
116) Metamorphosis
117) kinetic architecture
118) 'variations on a theme'
119) fragile self
120) digital quantization

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 1:16  توسط پدرام کاظمی   | 

تمرکز کمپانی های آمریکایی بر استخراج روغن از جلبک

تمرکز کمپانی های آمریکایی بر استخراج روغن از جلبک

مشتریان نظامی امیدوارند که بدین وسیله بتوانند سوخت آینده جت های نیروی هوایی و وسایل نقلیه ارتش را تامین کنند.

 

واشنگتن – آیا تولید سوخت هواپیماهای جت از جلبک، همان ماده لزج و سبزرنگی که می تواند زندگی آبزیان در برکه ها را از بین ببرد، در آینده ای نزدیک می تواند مقرون به صرفه باشد؟

وزارت دفاع این سوال را اخیرا در اختیار صنایع خصوصی قرار داده و خواستار پاسخی به همراه بودجه شده است.

این موضوع توسط نیروی هوایی درخواست شده است که سالانه حدود 6 میلیارد دلار صرف سوخت مایع هواپیما می کند. نیروی هوایی بمب های B-52  و هواپیماهای ترابری C-17 را با سوخت ترکیبی 50-50 مصنوعی و استاندارد آزمایش کرده است.

اما نیروی هوایی امیدوار است که آزمایشات سوختهای فسیلی با موفقیت انجام شود زیرا این آزمایشات می تواند منجر به شیوه ای اقتصادی تر برای پرواز هواپیماهای نیروی هوایی شود، که سالانه حدود 2.4 میلیارد دلار بنزین میسوزانند.

ایده استفاده از جلبک به عنوان نیروی محرکه هواپیماهای ارتش آمریکا ایده جدیدی نیست. وزارت انرژی حدود 20 سال است که در حال بررسی این موضوع است. ارتش تحقیقاتی در مورد دانه های سویا، روغن کانولا، گیاه گلدار cuphea، که بنام دانه کتان وحشی نیز شناخته می شود ،انجام داده است، اما جلبک کارآیی های بیشتری را ارائه می دهد.

مرکز اوک هاون پرما کالچر  کلرادو در گزارشی اعلام کرده است که یک جریب ( در حدود 4 هکتار) ذرت سالانه 57 لیتر، سویا 183 لیتر، safflower 315 لیتر، گل آفتابگردان 391 لیتر، rapeseed 483 لیتر، نخل روغن 2413 لیتر، و ریزجلبک ها 7030لیتر روغن تولید می کنند.

استخراج جلبک به عنوان یک منبع سوختی به جای ذرت و یا سویا هم چنین به معنی در دسترس بودن غلات بیشتر برای مصرف انسان و حیوان است که با توجه به قیمت بالای مواد غذایی مسئله ای مهم است.

فرآیند تبدیل ریزجلبک ها به سوخت پدیده ای عملی است، اما محققان در اواسط دهه 1990 به این نتیجه رسیدند که این کار در مقایسه با گازوئیل بسیار گران است.

امروزه با هزینه های در حال افزایش سوخت ( هزینه سوخت در یک منطقه جنگی در حدود 400$ در هر بشکه است) مسئولان امنیت انرژی نگران محصولات گازوئیلی می باشند. آنها هم چنین به خوبی از مضرات محیط زیستی ناشی از مصرف سوخت بر آب و هوای زمین آگاه هستند.

آژانس پروژه های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی  ،شاخه تحقیقاتی ارتش، اخیرا دو قرارداد سه ساله جداگانه به جنرال اتومیکز  و شرکت بین المللی تجهیزات علمی  در کالیفرنیا اهدا کرده است.این آژانس به دنبال جایگزینی بر اساس جلبک برای سوخت گازوئیلی استفاده شده توسط JP-8 در نیروی هوایی است، و اگر سوخت هواپیمائی ارزانی امکان پذیر باشد، برای وسایل نقلیه ارتش نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

چالش ، کاهش هزینه تولید استخراج نفت از جلبک از  قیمت کنونی حدود 30 دلار در هر هشت لیتر سوخت به کمتر از 3 دلار خواهد بود.

جنرال اتومیکز در حال ساخت یک نیروگاه نمایشی 1.6 هکتاری است. دیوید هزلبک ، مدیر برنامه سوخت های زیستی این کارخانه، گفت که بزرگترین چالش آنها پایین تر بردن هزینه ها حتی کمتر از 3 دلار است.

مزیت های جلبک

جن واکر ، سخنگوی DARPA به America.gov گفت که جلبک ها مزیت رشد در مکان های مختلف را دارا هستند. تمام چیزی که جلبک برای تولید مثل سریع احتیاج دارد نور، دی اکسید کربن و هر نوع آب است، جلبک می تواند در آب شور، تلخ و فاضلاب رشد کند.

جلبک آب های شور حتی در شرایط  بادخیز، خشک صحرا نیز رشد می کند.

جلبک می تواند علاوه بر نقش محتمل خود در پائین آوردن هزینه سوخت از طریق ایجاد شغل های جدید مزیت های اقتصادی نیز داشته باشد. جنرال اتومیکز  در حال ایجاد تسهیلاتی برای ریز جلبک ها در تگزاس است. این کمپانی هم اکنون 40 محقق در زمینه جلبک ها را استخدام کرده است.

بر اساس گفته طرفداران سوخت های جلبکی، اگر رشد و استخراج روغن جلبک همانگونه که بسیاری انتظار دارند امیدوار کننده باشد، امکان به وجود آمدن هزاران شغل جدید وجود دارد.

هزلبک گفت، زمانی که قرارداد کنونی به پایان برسد، این کارخانه در صدد ساخت تسهیلاتی برای تولیدات تجاری است که سوخت را برای مشتریان تجاری و نظامی خود فراهم می کنند.

شرکت تجهیزات بین المللی علمی تیم های دانشگاهی و صنعتی را در جورجیا، هاوایی، فلوریدا و تگزاس گرد هم آورده است تا بر روی روش های کاهش وابستگی ارتش بر نفت خارجی کار کنند.

صنعت سوخت بر پایه جلبک در حال گسترش است. سفایر انرژی  در لایولا کالیفرنیا بر تولید " سوخت سبز طبیعی"  برای مصرف سوختی تمرکز دارد. کمپانی ادعا می کند که بنزین 91 اکتانی را از جلبک استخراج کرده است. شرکت هواپیما سازی بوئینگ به دنبال پیدا کردن روشی است تا بتواند از سوخت برپایه جلبک برای طراحی موتورهای جت اصلاح شده استفاده کند.

و لابراتوار انرژی تجدیدپذیر ملی وزارت انرژی در حال همکاری با شرکت چوران  است تا مشخص کنند که آیا جلبک واقعا می تواند محصولی در دسترس برای تولید سوخت ارزان جت ها باشد.

سن دیگو میزبان نشست جهانی سوخت های زیستی جلبکی در 23 ماه مارس است. این نشست گروه های بزرگی از جامعه سوخت های زیستی جلبکی را، شامل کارشناسان گیاهان آبزی، سرمایه داران و تولید کنندگان موتورهای هواپیماها را گرد هم خواهد آورد.

برای اطلاع از آخرین تحولات در زمینه انرژی مراجعه شود به " اقتصاد انرژی جدید"

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 1:9  توسط پدرام کاظمی   | 

آشنایی با سایبورگ ها

آشنایی با سایبورگ ها


نگاهی کوتاه به ریشه ی لغوی سایبورگ نشان می دهد که این کلمه مخفف کلمات سایبرنتیک و ارگانیسم است. سایبر از کلمه یونانی Kubernetas به معنی سکان دار کشتی گرفته شده است.


نسل پنجم رایانه به رایانه ایی اطلاق می شود که هوش مصنوعی را به کار می گیرند. اینها قادر به درک زبان های طبیعی و تشخیص مطالب و نوشتاری هستند و می توانند به ما در تصمیم گیری های پیچیده کمک کنند. IBM ظهور ابررایانه غول آسای خود را به نام ASCI ارغوانی را که اولین نماینده نسل پنجم رایانه ها تلقی می شود، اعلام کرده است. این رایانه می تواند با سرعت ۴۶۷ ترا فلاپ کارکند و در مجموع نیروی کارکردش بیش از قدرت کل ۵۰۰ دستگاهی است که اخیرا ًدر لیست رایانه ها به نام TOP ۵۰۰ اعلام شده است. این نسل از رایانه ها در تلاشند شکل انسان را به خود بگیرند. روبات ژاپنی به شکل بچه گربه و با نام Robokoneko ، مغزی به قدرت ۴۰ میلیون نورون CAM دارد. دانشمندان معتقدند در شرایط زیستی آینده نزدیک، ما باید توانایی های بشری خود را با افزودن قطعات رایانه و لوازم ذخیره ساز به بدنهایمان بالاتر ببریم تا بتوانیم در شرایط دشواری که خودمان به وجود آورده ایم به حیات ادامه بدهیم. این موجودات بشری پیشرفته که به وسایل خارجی مجهز شده اند، سایبورگ نامیده می شوند.

● سایبورگ چیست؟
نگاهی کوتاه به ریشه ی لغوی سایبورگ نشان می دهد که این کلمه مخفف کلمات سایبرنتیک و ارگانیسم است. سایبر از کلمه یونانی Kubernetas به معنی سکان دار کشتی گرفته شده است. سایبرنتیک علم ارتباط ماشین با انسان است. این کلمه در دهه ۱۹۴۰ توسط نوربرت وینر به کار رفت. او و دانشمندان همکارش عقیده داشتند، در جامعه و در کارهایی که به صورت مکانیکی انجام می شود، ماشین باید جای انسان را بگیرد و انسان ها باید به کارهایی بپردازند که نیاز به خلاقیت و تفکر دارد. مانفرد کلاینز کلمه سایبورگ را در سال ۱۹۶۰ برای تشریح نیاز انسان به کار برد که عملکرد های بیولوژیکی خود را به صورت مصنوعی تقویت کند تا بتواند در محیط پرستیز فضا به کار خود ادامه دهد. در اصل سایبورگ به انسانی گفته می شود که وسایلی نظیر مخزن اکسیژن، دریچه ی قلب مصنوعی یا پمپ انسولین، به عملکرد های بدنش کمک کنند یا آن ها را تحت کنترل داشته باشند. این اصطلاح طی سال ها معنی عام تری یافته است: وابستگی انسان به تکنولوژی. دراین معنا از کلمه ی سایبورگ می توان برای توصیف هر کس که برای انجام کارهای روزانه اش به رایانه وابسته است، استفاده کرد.

● نمونه های زنده
دکتر استیو مان از اعضای بخش مهندسی الکترونیک و رایانه دانشگاه تورنتو کانادا است. وی مخترع رایانه ی پوشیدنی می باشد که به عنوان قسمتی از تز دکترایش در MT ، به نام هوش مصنوعی طراحی شده بود.او یکی از سایبورگ های است که در روی سیاره ی ما زندگی می کند. دکتر مان رایانه پوشیدنی را طراحی کرده است که خود همیشه از آن استفاده می کند. این رایانه پوشیدنی کاملاً با عینک هایی که برای دیدن واقعیت های ملموس به چشم می زنیم و یا وسایل کمک دیجیتال شخصی تفاوت دارد.
یکی از این تفاوت ها آماده بودن همیشگی این وسیله است که بخشی از وجود دکتر مان می باشد. رایانه پوشیدنی نوع جدیدی از کارهای مشترک انسان - رایانه را امکانپذیر می سازد. وی همه چیز را از طریق رایانه پوشیدنی اش به صورت صفحات قالب بندی شده ی ابر متن می بیند. هدف رایانه پوشیدنی به وجود آوردن ترکیب های همیاری انسان و ماشین است.
با آن انسان کارهایی را انجام می دهد که در آنها مهارت بیشتری دارد و رایانه کارهایی را که در آن ها تواناتر است. پس از مدتی طولانی، رایانه پوشیدنی شروع به کار می کند مثل عملکرد واقعی مغز و بدن و دیگر موجودیت مجزای آن حس نمی شود. در واقع کاربر به حدی به این دستگاه عادت می کند که وقتی آن را از خود جدا می کند، در نبودش احساس ناراحتی می کند،درست مثل این که ما لباسها و کفش های خود را که به آن ها عادت کرده ایم از خود دورکنیم. ما اکثراً ، چه د رمکان عمومی و چه در محیطی که کفش و لباس از ما محافظت می کنند، بدون آنها احساس ناراحتی شدیدی می کنیم. رایانه های پوشیدنی حافظه فوق العاده ای دارند به نام حافظه ی عکسی که به وسیله آن کاربر، اطلاعاتی که از قبل جمع آوری شده را به طور کامل به یاد می آورد. مان عقیده دارد که این اختراع می تواند کیفیت زندگی روزانه را برای بسیاری از مردم بالا ببرد، زیرا به ما قدرت عمل بسیاری می بخشد و باعث می شود کاربر احساس آسایش و ایمنی شخصی کند.
پرفسور کوین وارویک، سایبورگ زنده دیگری است که از شهامت بسیار برخوردار است و در تحقیقاتش سلیقه ای کاملاً متفاوت دارد.اوسرپرست گروهCIRG (Cybernetics IntelligentResearch Group) در دانشگاه ردینگ انگلستان است. به عقیده او بشر به مرحله کهنگی رسیده است. در سال ۱۹۹۸ برای کار گذاشته شدن یک طعه سیلیکون فرستنده - گیرنده خودکار بازوی کوین وارویک تحت یک عمل جراحی قرار گرفت که بخشی از پروژه او به نام سایبورگ ۱ بود. پس از این تجربه ، او اولین انسان روی کره زمین بود که یک قطعه رایانه در بدنش کار گذاشته شده است. به وسیله این کار، یک رایانه کوین واروی را در حین عبور از راهروها و دفاتر بخش دانشگاهی که در آ ن کار می کند ، با استفاده از یک علامت مشخصه خاص که توسط قطعه کار گذاشته شده ارسال می شود ، هدایت می کند. او می تواند در ها را باز کند ، چراغ ها و بخاری ها و دیگر رایانه ها را حتی بدون بلند کردن انگشت روشن کند. به محض ورود، رایانه به او خوش آمد می گوید و تعداد نامه ها ی دریافت شده در صندق پستش را به اطلاع وی می رساند. او در مارس ۲۰۰۲ رسانه ها را با پروژه وحشت آورش به نام سایبورگ ۲۰۰۲ به حیرت انداخت که طی آن تعداد صد ردیف الکترود به وسیله عمل جراحی در نسوج عصبی میانه بازوی چپش کار گذاشته شد. در تعدادی از آزمایش های انجام شده علائمی که توسط الکترود ها ردیابی شده به کار رفته است، از همه بارزتر آن که می توانست یک صندلی چرخ دار الکتریکی و یک دست مصنوعی را کنترل کند. به عقیده وارویک انواع عواطف را می توان ضبط نمود. وقتی علامت به سیستم عصبی برخورد کند، می تواند تولید احساس کند.به خصوص در مورد علائمی نظیر درد این موضوع بیشتر صادق است. به این دلیل او سعی می کند علائمی که توسط سیستم عصبی اش در حین تجربه حسی نظیر خوشحالی فرستاده می شود ضبط کند و هنگامی که د رحالت غمگینی است آن ها را دوباره به اجرا درآورد. به زودی قرار است یک قطعه سیلیکون نیز در سیستم عصبی همسر وارویک،ایرنا، کار گذاشه شود. او کوشش می کند علائم داده شده به حرکات بازویش را ضبط کرده، آ نگاه آ نها را برای بازوی همسرش به اجرا درآورد و ببیند آیا با علائم داده شده توسط او بازوی همسرش بلند می شود یا نه. و نظریه متهورانه دیگری به نام تبادل فکر دارد.می گوید در حال حاضر شیوه ارتباط و تبادل ما یعنی سخنگویی، خیلی آهسته و پشت سر هم است و از اشتبا ه مصون نیست. توانایی برقراری ارتباط از طریق فکر بسیار هیجان انگیز است. البته باید بیاموزیم که چگونه از این طریق به خوبی ارتباط برقرار کنیم، به خصوص چه طور افکارمان را به یکدیگر منتقل کنیم. بدون شک سخنگویی یک وسیله کهنه و از دور خارج شده است. عقیده وارویک را می توان تهدیدی علیه میراث بشری ما یعنی هنر ها و زبان های کهنه دانست. او عقیده دارد درآینده وسایل ورودی موجود نظیر موش و صفحه کلید به وسیله علائم الکتریکی که به وسیله مغز کاربر فرستاده می شود،جایگزین خواهند شد. دانشمندان کلاسیک هوش مصنوعی ، پروفسور وارویک را به دلیل تجارب غیر قابل پیش بینی و هیجان انگیزش یک دلقک و بازیچه رسانه ها نامیده اند، ولی او کسی است که به عنوان اولین سایبورگ گام پیش گذاشته تا بشریت را نجات دهد.

● پیامدها ی اخلاقی
اعلام وجو د سایبورگها در میان روشنفکرا ن بحث هایی را بر انگیخته است. بسیاری از آن ها سایبورگ ها را تهدیدی علیه بشریت تلقی می کنند، زیرا ویژگی افکار ممکن است به خطر بیافتد و از میان رفتن ارزش های انسانی و هنر هایی نظیر شعر ممکن است از پیامدها آ ن باشد. با این حال از آن جا که همیشه فناوری شمشیری دوسویه بوده است، جامعه بشری هم سود فراوانی از پیشرفت انسان ها می برد.

● نتیجه
خواه ناخواه سایبورگ ها راه خود را در جامعه بشری باز خواهند کرد. اما واکنش ما نسبت به فکر کاشتن قطعات رایانه در اعصاب ممکن است متفاوت باشد. بدون شک سایبورگ ها کاربرد فراوانی دارند.شاید بتوانند ما را باهوش تر، کارآمدتر، سازنده تر و حتی ثروتمند تر کنند .


ictworld.blogsky.com
روزنامه ابرار اقتصادی
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 1:1  توسط پدرام کاظمی   | 

سایبورگ‌هاCyborg

سایبورگ‌هاCyborg

علیرضا مجیدی 

اصطلاح سایبورگ Cyborg به موجودی اطلاق می‌شود که علاوه بر اعضای طبیعی بدن، دارای ارگان‌های عملکردی مصنوعی هم باشد. زمانی این اصطلاح، اختصاصا در داستان‌های علمی- تخیلی مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما این روزها دیگر «سایبورگ» یک اصطلاح انتزاعی نیست. در این پست با یک سایبورگ و همچنین مردی آشنا می‌شوید که یکی از اعمال فیزیولوژیکش را تنها به یاری یک کنترل از راه دور می‌تواند انجام دهد!

کسانی که وبلاگم را دنبال می‌کنند، می‌دانند که موضوع پیوند انسان و ماشین، یکی از موضوعات مورد علاقه من است، حال این عضو مصنوعی می‌خواهد تراشه‌های پیوند شده در مغز باشد، یا لنزهای چشمی واقعیت افزوده.

با این مقدمه می‌رسیم به معرفی نخستین سایبورگ:

مورد عجیب «راب اسپنس»: راب اسپنس Rob Spence یک فیلمساز مستند ۳۷ ساله مقیم کانادا است. در ۹ سالگی، به دنبال یک حادثه، بینایی چشم راست او به شدت آسیب دید. ۳ سال قبل، پزشکان مجبور شدند که چشم راست او را تخیله کنند. از آن زمان به بعد او از یک چشم‌بند برای پوشاندن، کاسه چشم خالی استفاده می‌کرد. تا اینکه سرانجام تصمیم گرفت، یک پروتز نصب کند، اما نه یک پروتز معمولی!

او که یکی از علاقه‌مندان سریال محبوب دهه ۷۰ میلادی یعنی «مرد شش میلیون دلاری» است، زمانی که قرار شد، پروتزی برایش کار گذاشته شود، ایده‌ای ذهش راه یافت، او به دوربین موبایلش نگاه کرد و با خود فکر کرد که چقدر خوب است دوربینی به همین کوچکی به جای چشم آسیب‌دیده‌اش می‌داشت.

راب اسپنس، سرمایه زیادی برای عملی کردن ایده نداشت، ولی خیلی‌ها بعد از مطلع شدن از این ایده، کمکش کردند. مهندسانی داوطلب شدند که به صورت پاره‌وقت روی این پروژه کار کنند. نقش «استیو مان» Steve Mann ،استاد دانشگاه MIT، که سال‌ها روی پروژه کامپیوترهای قابل پوشیدن کار کرده بود، در این میان، برجسته بود. یک مهندس تجربی ماهواره به نام «کوستاس گراماتیس» هم در راه رسیدن به این هدف بسیار کمک کرد.

شرکت OmniVision، شرکتی که در ساخت دوربین‌های کوچک برای موبایل، لپ‌تاپ و آندوسکوپ‌ها تخصص دارد، دوربینی را به او هدیه کرد و سرانجام ایده او عملی شد. او حالا پروتزی دارد که مجهز به یک دوربین کوچک است، این دوربین با حرکت ماهیچه‌های چشمش، به طور طبیعی حرکت می‌کند و دقیقا مناظری را که او در حال دیدن آنهاست، ثبت می‌کند.

دوربینی که اکنون راب اسپنس بر روی پروتز خود دارد، گرچه بینایی را به او بازنمی‌گرداند، اما در عوض می‌تواند با انتقال بی‌سیم تصاویری که او در حال دیدنشان است، کار بی‌نظیری انجام دهد. اسپنس، ‌امیدوار است که چشم جدیدش در ساختن فیلم‌های مستند به او بسیار کمک کند.

این ابتکار و اختراع آنقدر جالب بود که مجله تایم پروژه Eyeborg را به عنوان یکی از ۵۰ اختراع برتر سال ۲۰۰۹ برگزید.

پروژه Eyeborg

اما همین امروز مطلب جالب دیگری را در تلگراف خواندم:

«جد کالوین»  ۵۵ ساله، یک مدیر پروژه‌های آی‌تی مقیم انگلستان، مدتی پیش، بعد از یک تصادف با موتورسیکلت به شدت آسیب دید و متأسفانه روده‌ها و ناحیه مقعد او هم در میان اعضای آسیب‌دیده بودند. جراحان مجبور شدند، کولوستومی برای او کار بگذارند، یعنی روده بزرگش را طی عملی به جدار شکمش متصل کنند، تا مدفوع به جای مقعد از جدار شکم خارج شود.

بعد از مدتی جراحان  بیمارستان سلطنتی لندن طی عمل پیچیده‌ای موفق شدند، ‌ناحیه مقعد او را بازسازی کنند. آنها برای این کار از عضلات بالای زانوی استفاده کردند و این عضلات را دور اسفنکتر خروجی روده بزرگ او قرار دادند. برای کنترل دفع هم الکترودی را به اعصاب این ماهیچه‌های پیوند شده وصل کردند.

اما نکته جالب این است که، کنترل این الکترودها با یک کنترل از راه دور کوچک صورت می‌گیرد که آقای کالوین همیشه در جیبش قرار می‌دهد. همین مطلب باعث شده که این داستان بسیار رسانه‌ای شود!

 

اما، کالوین اصلا از اینکه همه جا از او به عنوان مردی یاد می‌کنند که با کنترل از راه دور، توالت می‌رود، ناراحت نیست و کار پزشکان جراحش را در حکم یک معجزه می‌داند که او را از رنج و عذاب زیاد نجات داده است. او که قبلا مجبور بود همیشه یک کیسه کولوستومی با خود داشته باشد، حالا عملا زندگی‌اش تغییر کرده است و اعتماد به نفس از دست‌داده‌اش را بازیافته است.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:57  توسط پدرام کاظمی   | 

هدايت مغز سربازان از راه دور

هدايت مغز سربازان از راه دور 

 

آژانس برنامه‌هاي تحقيقاتي پيشرفته دفاعي آمريكا ـ دارپا (Darpa) ـ در تلاش است تا با بهره‌گيري از فناوري جديد مهندسي سلول‌هاي عصبي، امكان انتقال پيام‌ها را به صورت مستقيم به مغز سربازان فراهم آورد. به اعتقاد بسياري از ناظران آگاه، تحقق چنين طرحي نتايج خطرناكي براي جوامع بشري به دنبال خواهد داشت.

اين گزارش بر اساس چند منبع خبري معتبر نگاشته شده و از اين پروژه، پرده‌برداري كرده است. «دارپا»، نهادي است كه در دهه 1970، اولين نمونه شبكه اينترنت را براي تأمين نيازهاي دفاعي آمريكا طراحي و آماده بهره‌برداري كرد. هدف نهايي مسؤولان اين نهاد، آن بود كه بتوانند ميان افراد رابطه‌اي مستقيم برقرار كنند. اين رابطه از راه امواج مغزي ـ كه به سلول‌هاي عصبي مي‌رسد ـ‌ صورت مي‌گيرد.

«دارپا» تحقيقات خود را در زمينه دانش زيست‌شناسي عصب‌شناسي، از اوايل دهه 1990 ميلادي آغاز كرد. در اين مرحله، سلول‌هاي عصبي بر روي مدارهاي سيليكني، كشت و پرورش داده شدند و از آنها براي رديابي و شناسايي عوامل شيميايي استفاده شد. در سال 1998 ميلادي، آژانس «دارپا»، فعاليت‌هاي خود را در اين زمينه گسترش داد و به بررسي در اين‌باره پرداخت كه چگونه زنبورهاي عسل، با سرعت زياد، توانايي مانور خود را حفظ مي‌كنند.

تحقيقات «دارپا»، از سال 2002 توجه عموم مردم را به خود جلب كرد. در اين سال گروهي از محققان اين آژانس، الكترودهايي را در مغز پنج موش كار گذاردند؛ يكي از اين الكترودها در ناحيه پيشاني كه مسؤول ايجاد احساسات خوب و لذت‌بخش‌ است، جاي داده شد و دو الكترود ديگر در بخش‌هايي از مغز هر موش قرار گرفت كه وظيفه‌شان پردازش پيام‌هايي است كه موش از بخش‌هاي چپ و راست سبيل خود دريافت مي‌كند. محققان با استفاده از علايمي كه از راه اين الكترودها مخابره مي‌كردند، موفق شدند موش‌ها را به حركت در مسيرهاي پيچ در پيچ و دشوار، صعود به بلندي و پرش از آن وادار كنند.

پرسشي كه در اين مرحله براي محققان مطرح شد، آن بود كه آيا اين امكان وجود دارد كه بتوان اطلاعات تفصيلي و پيچيده مانند تصاوير و اصوات را به ذهن افراد مخابره كرد؟

تلاش براي بررسي در اين زمينه، منجر به راه‌اندازي برنامه‌اي موسوم به ارتباط بين ماشين و مغز شد كه عمدتا در سه حوزه مهارت‌هاي حركتي، ادراكات حسي و حافظه به پژوهش مي‌پردازد. «آلن رود ولف» مدير برنامه مهندسي سلول‌هاي عصبي آژانس برنامه‌هاي تحقيقاتي كه وابسته به پنتاگون نيز مي‌باشد، با همكاري عده‌اي از رياضي‌دانان، زيست‌ ـ عصب‌شناسان و مهندسان خواص مواد، تلاش تحقيقاتي گسترده‌اي را به اين منظور آغاز كرده‌اند. در سال 2002، 24 ميليون دلار براي اجراي اين پروژه دو ساله اختصاص داده شد. هدف نهايي محققان آن است كه دستگاه‌هايي را ابداع كنند كه بدون نياز به نصب مستقيم آنها بر روي مغز سربازان، علايم و پيام‌ها به واسطه سلول‌هاي عصبي‌شان با يكديگر مبادله شوند. اين پژوهشگران، بخشي از مغز را كه «كورتكس» ناميده مي‌شود، مدّنظر قرار داده و به اين وسيله، مربوط به مانورها و عمليات نظامي، به حافظه سربازان و نظاميان، منتقل مي‌شود كه آنها اين دستورالعمل‌ها را پيش از آغاز نبرد، دريافت مي‌كنند.

از آنجا كه هر دستورالعملي از پيش طراحي شده، احتمال خطاي عاملان به صفر كاهش مي‌يابد. درواقع دستورالعمل‌ها به گونه‌اي تنظيم شده‌اند كه به عنوان مثال اگر خلبان يك جنگنده، مرتكب اشتباه در تصميم‌گيري شود، تصميم او را تصحيح مي‌كنند و به جاي او وارد عمل مي‌شوند. پيشرفت‌هايي كه پي در پي در حوزه فناوري به وقوع مي‌پيوندد، زمينه‌هاي موفقيت اين برنامه را بيش از پيش تسهيل كرده است. برخي از صاحبنظران، بر اين باورند كه هرچند انجام تحقيقات بنيادين در زمينه نحوه كاركرد مغز، مي‌تواند به نتايج مفيد و مهمي منجر شود، اما پيگيري اهداف نظامي از اين راه، مي‌تواند خطرات گسترده‌اي را به بار آورد و به نتايج ناخواسته و نامطلوبي منجر شود. به اعتقاد آنها، دانشمنداني كه براي مؤسسه‌هاي نظامي كار مي‌كنند، بايد نسبت به مسؤوليتي كه در قبال جوامع بشري دارند،‌ حساسيت نشان دهند و تبعات چنين پژوهش‌هاي خطرناكي را در نظر داشته باشند.

● منبع: روزنامه - میلیتاری نیوز
نويسنده: مريم السادات - اميرشاه ‌كرمي
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:52  توسط پدرام کاظمی   | 

قدرت هاي زورگو جهان را به كجا مي برند ؟ سوداي سلطه با جاسوس هاي پرنده

قدرت هاي زورگو جهان را به كجا مي برند ؟ سوداي سلطه با جاسوس هاي پرنده

ترجمه و تنظيم: مژگان نژند

اشاره:
حيوانات به ويژه حشرات پيوسته قوه تخيل سرويس هاي جاسوسي جهان را به كار گرفته و پژوهشگران نظامي نيز سوداي بهره گيري از توانايي هاي جانوران با هدف انجام سري ترين و خطرناكترين ماموريت هاي جاسوسي را در سر پرورانده اند. در راستاي همين اهداف است كه حشرات، موش ها، كوسه ها و بسياري از ديگر جانوران اندك اندك به «موجودات سايبورگ» تبديل گرديده اند. آنچه امروز محور عمده تحقيقات پژوهشگران وابسته به سرويس هاي جاسوسي جهان و نيز پنتاگون را تشكيل مي دهد، يافتن راهي است براي رام كردن و مهار هرچه بيشتر و بهتر اين موجودات و يا بهتر از اين، كنترل كامل آنها از راه دور! از ديدگاه اين سرويس ها، حيوانات اين قابليت را دارا هستند كه مي توان آنها را در راستاي بسياري اهداف، مانند استراق سمع، رديابي مواد منفجره و يا انجام انواع ماموريت هاي جاسوسي به كار گرفت و اين نيز با نصب تراشه هاي الكترونيك بسيار ظريف در آنها ميسر مي گردد.
آنچه در پي مي آيد، نگاهي است گذرا به يكي از پيشرفته ترين جاسوس هايي كه هم اكنون در خدمت اربابان «خودخوانده» جهان قرار دارد.
در طول تاريخ نظامي جهان، حيوانات پيوسته نقشي بيش و كم مهم و برجسته اي را در تمامي صحنه ها ايفا كرده اند. مي توان در اين راستا به اسب ها اشاره كرد كه نماد حملات سواره نظام بوده و امروز ماموريت خود را به تانك ها سپرده اند. همين طور فيل ها، و يا كبوتران نامه بر دوراني كه هنوز راديو اختراع نشده بود. «مالاپارته»، نويسنده ايتاليايي، در كتاب خود تحت عنوان «كاپوت» آورده است كه، در طول جنگ جهاني دوم ارتش سرخ سگ هايي را پرورش داده و به كار مي گرفته است كه با خود مواد منفجره حمل مي كردند و در جست وجوي خوراك خود به زير زرهپوش هاي ارتش آلمان مي رفتند.
اما، اين ميان حشرات نيز از قافله ديگر جانوران عقب نمانده اند. چرا كه، طبق تحقيقات سال هاست كه به عنوان مثال امكان پرورش زنبورها با هدف رديابي عناصر شيميايي مانند «تي ان تي» كاملا فراهم آمده است.




حال، چنانچه بار ديگر شاهپركي را بر لبه پنجره خود مشاهده كرديد، مراقب آنچه مي گوييد و آنچه انجام مي دهيد، باشيد. چرا كه، در پس اين ظاهر ساده و فريبنده كه جذب روشنايي اتاقتان گرديده، ممكن است «جاسوسي» پنهان باشد... جاسوسي در قالب يك «حشره سايبورگ» (cyborg) از نسل جديد، كه به كمك تراشه اي كه در بدنش جاسازي شده و به سيستم عصبي اش متصل است، شما را از فاصله دور تحت كنترل قرار مي دهد! نوعي كوچك اما زنده، از انواع جاسوسان موجود در سازمان هاي جاسوسي جهان...
اما، اين صرفا حشرات نيستند كه براي ايفاي نقش ماموران مخفي توجه متخصصان امر را به خود معطوف داشته اند! چرا كه، پژوهشگران وابسته به اين سازمان ها ديگر حيوانات، از جمله موش ها، كبوتران و حتي كوسه ها را نيز مدنظر داشته و براي آنها نيز سيستم هايي را تدارك ديده اند كه امكان كنترل اين موجودات را از فاصله دور فراهم مي آورد.
به چه دليل حيوانات؟
«هيلد براند»، زيست شناس متخصص آزمايش بر روي اعصاب حشرات در «دانشگاه آريزونا» در «تاكسن» آمريكا، مي گويد: «دانشمندان از ديرباز كوشيده اند روبات هايي بسيار كوچك به وجود آورند كه قادر باشند ماموريت هاي خود را به صورت خودكار به انجام برسانند. اما، فكر مي كنم كه بسياري از اين مهندسان، تاكنون اين را فهميده باشند كه بهرحال نمي توان بهتر از خود طبيعت عمل كرد.»
به علاوه، استعدادهاي حسي حيوانات در مقايسه با اغلب گيرنده هاي مصنوعي بسيار بيشتر است و بسيار ظريف تر عمل مي كند! كوسه ها، شاهپرك ها و موش ها از جمله حيواناتي هستند كه از شامه اي شگفت انگيز برخوردارند كه به آنها اجازه مي دهد ناچيزترين اثر مولكول ها را نيز رهگيري كنند. و چنانچه بتوان سيستم هدايتگر را در بدن يك «سايبورگ» پنهان كرد، تشخيص اين حيوان از ميان همنوعان تغيير نيافته اش عملا غيرممكن مي گردد. به عبارت ديگر، مي توان گفت كه جانور به «جاسوس كامل» تبديل مي شود.
و اما، «سايبورگ» چيست؟
«سايبورگ» در واقع انسان و يا در نهايت موجود هوشمند ديگري است كه بخش هايي مكانيكي را پيوند بدن خود دارد. «سايبر» از كلمه يوناني «كوبرنتاس» (Kubernetas) ريشه مي گيرد كه به معناي «سكان دار كشتي» است. «سايبورگ» نيز واژه اي انگليسي و تركيبي از دو واژه «ارگانيسم سايبرنتيك» است كه نخستين بار در سال 1960 از سوي دو دانشمند به نام هاي «مانفرد يي» و «نيتان اس كلاين» و به هنگام اشاره به مفهوم «انسان بهبود يافته»اي كه قادر باشد در محيط زيست هاي فوق زميني ادامه حيات يابد، به كار برده شده و رواج يافته است. اين مفهوم حاصل تعمقي پيرامون لزوم ايجاد ارتباطي نزديك ميان انسان و ماشين در نخستين ساعات تجسسات فضايي است. اما، امروز واژه مزبور از مفهوم نخستين خود كاملا منحرف گرديده و معنايي گوناگون يافته است، به طوري كه گاه به يك روبات نيز اطلاق مي گردد.
باتوجه به اين كه «سايبرنتيك» مطالعه انحصاري مبادلات است، ارگانيسمي مي تواند «سايبرنتيك» توصيف شود كه به مبادله اي مؤثر در اقدامي مشخص بپردازد. اما، واژه «سايبورگ» همچنين اين را القا مي كند كه سخن صرفاً از يك ارگانيسم طبيعي به ميان نيست. علم «سايبرگولوژي» هم اكنون در بسياري از دانشگاه ها تدريس مي شود.
بنابراين، «سايبورگ» تركيبي است ميان موجودي ارگانيك و يك ماشين. و اگرچه در آغاز موجودي تخيلي بوده، اما به اعتقاد برخي اكنون يك واقعيت است. به عنوان مثال، شخصي كه يك باتري در قلب خود و يا لگن خاصره اي مصنوعي دارد، مي تواند طبق تعريف فوق يك «سايبورگ» به حساب آيد.
جاسوس هاي نسل جديد
«خوزه دلگادو» از دانشگاه «ييل» آمريكا نخستين «حيوان سايبورگ» را در سال هاي دهه 1950 به وجود آورد. اين فيزيولوژيست اعصاب كشف كرد كه فعال ساختن الكترودها در مغز بسياري از انواع جانوران- از جمله گاوها- تا چه اندازه مي تواند در هدايت حركات اوليه آنها مؤثر واقع گردد. او در نمايش اين نظريه خود در سال 1963 در «كوردوبا»، موفق گرديد يكي از همين گاوهاي «سايبورگ» را كه به سمت وي حمله برده بود، با فشردن تكمه اي متوقف سازد. در سال 2002، تيمي از پژوهشگران اعلام كرد موشي «سايبورگ» به وجود آورده است كه مي توان حركاتش را از فاصله دور تنظيم كرد. اين گروه كه رياست آن را «جان چاپين»، فيزيولوژيستي از دانشگاه ايالت «نيويورك» برعهده داشت، با نصب الكترودهايي در مغز يك موش اين احساس را به حيوان القا كرد كه سبيل اش در تماس با چيزي قرار دارد.
پژوهشگران اين موش را به گونه اي آموزش دادند كه در برابر تحريكات الكتريكي از خود واكنش نشان دهد. «ليندا هرمر واسكز» از «دانشگاه فلوريدا» در «گينزويل» نيز اين «موش سايبورگ» را آموزش داد تا برخي رايحه ها (انسان، مواد منفجره و غيره) را شناسايي كند.
اما، نسل هاي پيشرفته تر موش هاي «سايبورگ» به كوله پشتي هايي مجهز شده بودند كه سوار بر يك گاري كوچك به محل مأموريت خود اعزام مي شدند. تيم «چاپين» هم اكنون در حال گسترش تكنولوژي خود به پرندگان است و قصد دارد از اين حيوانات نيز در زمينه نظارت و جاسوسي بهره گيرد.

اما، آمريكايي ها نخستين كساني نخواهند بود كه پرندگان را هدف مي گيرند. در سال 2007، تيمي به رياست «شوچنگ» از دانشگاه علوم و تكنولوژي «شاندونگ» چين اطمينان مي داد كه الكترودهايي را در مغز كبوتران كار گذارده است، به طوري كه مي توان اين پرندگان را از طريق سيگنال هاي ارسالي به وسيله يك رايانه همراه، به سمت بالا، پايين، چپ و يا راست هدايت كرد.
«جلي ايتما» از «دانشگاه بوستون» در «ماساچوست» نيز در چهارچوب يك پروژه آژانس آمريكايي مسئول تحقيقات پيشرفته دفاعي (US Defense Advanced Research Projects Agency/ DARPA) وابسته به پنتاگون، نشان داد كه مي توان با استفاده از يك محرك مغزي كوسه اي كوچك را در جهات مختلف هدايت كرد. آژانس تحقيقاتي پنتاگون از 50 سال پيش تمامي تلاش خود را در راستاي تأسيس ارتش آينده آمريكا به كار گرفته است.
يكي از امتيازات كار با حيواناتي چون موش ها، كبوترها و يا كوسه ها اينست كه به اندازه كافي بزرگ هستند كه بتوانند دوربين هاي ويديويي مينياتور يا رايانه هاي استاندارد و همينطور باتري هاي تغذيه كننده آنها را بر پشت خود حمل كنند. اما، اين حيوانات بسيار بزرگتر از آنند كه در طبيعت «محو» گردند، و به همين دليل نيز پروژه هاي تازه تر «دارپا» (DARPA) حشرات را مدنظر دارد كه مهارتشان در پرواز بي-نظير به نظر مي رسد. بدينسان، هدف از طرح حشرات هيبريد (پيوندي) ميكرو الكترومكانيك (HI-MEMS)، مينياتوري كردن كل تكنولوژي لازم به گونه اي است كه در داخل بدن كوچك يك حشره پرنده جاي بگيرد. از جمله اين حشرات نيز «سوسك سايبورگ» (Cyborg Beetle) است كه به درخواست «دارپا» در «دانشگاه ميشيگان» ساخته شده است. اما، نه تنها «سوسك سايبورگ»! كه لشكري از حشرات روبات شده و يا روبات هايي در شكل و قامت حشرات هم اكنون در آزمايشگاه هاي تحقيقات نظامي «اربابان قدرت»، به ويژه آمريكا در دست ساخت و تهيه هستند كه در شمار جاسوسان تازه نفس اين قدرت ها قرار دارند.
بايد خاطرنشان كرد كه نخستين آزمايشات پروژه حشرات پيوندي با شكست روبرو گرديد و تمامي حشراتي كه مورد استفاده قرار گرفته بودند پيش از رسيدن به سن بلوغ از بين رفتند. معهذا، پژوهشگران نااميد نگرديده، راه حل ديگري را مدنظر قرار دادند، كه آن نيز نصب تراشه هاي ميكروسكوپي در لارو حشره به منظور اجتناب از هرگونه پاسخ منفي بدن جانور بود. نرخ مرگ و مير «حشرات سايبورگ» بين 20 تا 80 درصد است. مرحله بعدي شامل نصب گيرنده هاي متعدد- مانند ميكروفون، ردياب، دوربين مينياتور و... -برروي بدن حشره است، همينطور الكترودهايي در ماهيچه بال حيوان.
هدف نهايي، همان گونه كه در بالا نيز بدان اشاره شد، مينياتوري كردن و دروني كردن تكنولوژي لازم در حشراتي است كه پرواز مي كنند، و اين نيز به منظور تبديل اين نوع حشرات به جاسوساني كامل. به عبارت ديگر، هدف ادغام «اعضاي» الكترونيك با اعضاي طبيعي جانور از طريق جاسازي آنها از بدو دگرديسي است ، به گونه اي كه نسوج بيولوژيك و مصنوعي ارتباطي محكم و ثابت با يكديگر برقرار سازند.
بدين گونه، ارتشي از حشرات حامل دوربين هاي فيلمبرداري، انواع سموم و يا مواد منفجره خواهند بود بدون آن كه شهروندان روحشان نيز از ماجرا خبر داشته باشد. و يا اين كه، مي توانند به راحتي جايگزين هواپيماهاي جاسوسي بدون خلبان يا «درون»ها (Drones) گردند! چرا كه، به آساني از زمين برمي خيزند، به پرواز درمي آيند و حتي بر ديواري عمودي فرو مي نشينند، حركاتي كه برنامه ريزي شان براي يك هواپيماي جاسوسي بدون سرنشين بسيار دشوار است. همچنين، مي توان از آنها در استراق سمع گفت وگوها و مذاكرات سياسي مهم بهره برد، يا كه آنها را به مأموريت هاي مهم جاسوسي اعزام داشت، و يا حتي براي هدايت موشك ها به سمت اهداف موردنظر به كار گرفت. براي اين چشم انداز كه چندان هم جذاب به نظر نمي رسد، پيوند مواد زنده و تكنولوژيك مي تواند به نوع بشر نيز گسترش يافته، آسيب فراواني بدان وارد آورد.
در واقع، بايد اذعان داشت كه اين «تبديل» هم اكنون آغاز گرديده است. به عنوان مثال، دو شهروند آمريكايي به نام هاي «جسي سوليوان» (از سال 2005) و «كلوديا ميچل» (از سال 2006) كه در سانحه اي بشدت مجروح شده بودند، هم اكنون به بازوهايي «بيونيك» يا «بايونيك» متصل اند. اين پروتز كه در «مؤسسه بازپروري شيكاگو» تهيه گرديده، قادر است تحريكات الكترو- ماهيچه اي حاصل از قصد تحرك آن ها را جذب كرده و سپس اين انقباضات را به دستوراتي مكانيكي مبدل سازد. يا به عبارت ديگر، فكر را به عمل درآورد. نمونه اي بارز از آنچه نماي «مغز- ماشين» قادر به انجام آن در آينده خواهد بود.
اما، هدف چيست؟ طبق انديشه «تغيير انسان ها» كه در جهان آنگلوساكسون نفوذ بسياري يافته است، پيشرفت هاي تكنولوژي الزاماًبايد به بهبود نوع بشر بيانجامد. بدينسان، بشر آينده موجودي متكامل و مجهز به انواع پروتزهاي الكترونيك يا شيميايي متصل به شبكه هاي كنترل بهداشتي يا امنيتي خواهد بود كه در بدنش سنسورها جايگزين حواس پنجگانه شده، رايانه به جاي انديشه خودمختار نشسته است تا مرحله اي از تكامل را پديد آورد كه ظهور انسان «تكنوساپين» را نويد مي دهد و پيشرفتي در مقايسه با انسان «هوموسا پين» به حساب مي آيد.

 

اما، چگونه مي توان تضمين كرد كه سايبورگي كه بدان تبديل شده ايم به طور كامل ارباب عناصري خواهد ماند كه «بدن افزايش يافته» ما را تشكيل مي دهند؟ چه كسي در مورد ميزان «بهبود»ي كه قرار است در انسان ها حاصل گردد، تصميم مي گيرد؟

بدين ترتيب، «آژانس پروژه هاي تحقيقاتي پيشرفته» پنتاگون يا همان «دارپا» درحالي پيشرفت هاي خود را در زمينه پروژه هاي خلق حشرات پيوندي در راستاي بكارگيري آنها در مأموريت هاي جاسوسي، رسماً اعلام مي دارد كه بسياري از كشورها، ازجمله ونزوئلا، را متهم مي كند كه كارشان بر جاسوسي بين المللي متمركز است!
بهـــرصورت، مشتقــــات تكنــولـــوژي هـــاي «HI-MEMS«امكان بهره برداري از روبات هاي پيوندي به شيوه هاي گوناگون، با هزينه اندك و پيامدهايي براي توسعه سيستم هاي دفاعي آينده-يا به عبارت ديگر، سيستم هاي جاسوسي آينده- را فراهم مي آورد. طبق افشاگري هاي روزنامه «واشنگتن پست» طي مقاله اي با عنوان «سنجاقك ها يا حشرات جاسوس؟» كه در 10 اكتبر 2007 به چاپ رسيد، جاسوس هاي پيوندي پيشتر به منظور نظارت بر تظاهرات ها و راهپيمايي هايي كه عليه جنگ عراق و اشغالگري هاي آمريكا و متحدانش برگزار گرديد، به كار گرفته شده اند.
درواقع، بسياري از تظاهركنندگان ضدجنگ كه در سپتامبر 2007 در «لافايت اسكوئير» شهر «واشنگتن» گردهم آمده بودند، حشرات عجيبي را مشاهده كردند كه بر فراز سر معترضان به پرواز درآمده بودند. «ونسا آلاركن»، رئيس «كالج نيويورك» كه در محل حضور داشت، در اين ارتباط مي گويد: «شنيدم كه كسي مي گفت: اوه، خداي من، اين را ببينيد! من نيز به آن سمت نگاه كردم و با خودم گفتم: اين ديگر چيست؟ چيزهايي شبيه به سنجاقك يا هلي كوپتر كوچك بر فراز سرمان به پرواز درآمده بودند!»
«برنارد كرين»، وكيلي در «واشنگتن»، نيز آنها را به چشم ديده است. او مي گويد: «تاكنون هرگز چنين چيزي نديده بودم. كمي بزرگتر از يك سنجاقك معمولي بودند. از خودم پرسيدم: آيا اين ها مكانيكي هستند، يا كه زنده اند!»
قدرمسلم آن كه، جمعيت حاضر در اين گردهمايي دچار «توهم جمعي» نشده بود. اين شاهدان حقيقتاً حشراتي پرنده را در آسمان بالاي سرخود مشاهده كرده بودند. اما، نه فقط در اين تظاهرات! مشاهدات ديگري نيز در جريان رويدادهاي سياسي مختلف در «واشنگتن» و «نيويورك» به عمل آمده است.
حال، حشرات جاسوس بر دو نوع اند: يا كه پيوندي اند و يا اين كه روباتي كامل در شكل و قامت حشرات اند. اما، امتيازي كه «حشرات سايبورگ» يا پيوندي نسبت به حشرات روباتي دارند اينست كه، «سايبورگي» ها به واسطه ميليون ها سال زحمت و تلاش طبيعت به راحتي پرواز مي كنند و هيچ مشكلي در اين زمينه ندارند

«آميت لعل»، مدير برنامه «دارپا» درمورد سنجاقك هاي جاسوس مي گويد: «برخي معتقدند اين هواپيماهاي كوچك بدون سرنشين كه به حشرات مي مانند، ابزاري با تكنولوژي پيشرفته براي جاسوسي اند و احتمالاً از سوي وزارت امنيت داخلي به كار گرفته مي شوند... اما، اين بينش فيلم هاي تخيلي به واقعيت پيوسته است.»
بهرشكل، هيچيك از آژانس هاي جاسوسي آمريكا حاضر نيست بپذيرد كه اين جاسوس هاي پرنده را براي تحقق اهداف خود به كار گرفته است، هرچند بسياري از وزارتخانه ها اعتراف دارند كه در اين زمينه بسيار كوشيده اند. اما، اگرچه بسياري كارشناسان بر اين باورند كه نمونه هاي موجود از كارآيي لازم برخوردار نيستند، ولي سازمان «سيا» حتي در سال هاي دهه 1970 نيز موفق گرديده بود سنجاقكي جاسوس توليد كند.

«جرج ليتل»، سخنگوي «سيا» تأكيد دارد كه نمي تواند در مورد آنچه اين سازمان جاسوسي از آن پس انجام داده، چيزي بگويد. رياست اداره جاسوسي ملي، وزارت امنيت داخلي و سرويس هاي مخفي نيز حاضر نشده اند در اين زمينه سخني بر زبان آورند.


بدينسان، با توجه به پيشرفت هاي اخير حتي افراد بدبين نيز مي گويند كه به احتمال بسيار قوي يكي از آژانس هاي جاسوسي- امنيتي موفق گرديده به طور پنهان چيزي در اين راستا توليد كند كه از كارآيي لازم برخوردار باشد. «تام ارهارد»، يك سرهنگ بازنشسته نيروي هوايي آمريكا و كارشناس هواپيماهاي بدون خلبان كه هم اكنون در «مركز برآوردهاي استراتژيك و بودجه اي»- يك موسسه تحقيقاتي واقع در «واشنگتن»- به فعاليت مشغول است، در اين ارتباط مي گويد: «آمريكا مي تواند بسيار نيرنگ باز باشد!»
به هر صورت، از وراي انتشارات علمي مي دانيم كه پژوهشگران دانشگاه هاي آمريكايي، از جمله «ديويد اريكسون» و «جين وانگ» از دانشگاه «كورنل»، پيرامون شيوه پرواز حشرات و به ويژه سنجاقك ها، به تحقيق مي پردازند.
روبات هاي پرنده از هنگام جنگ جهاني دوم پيوسته توسط ارتش ها مورد استفاده قرار گرفته اند، اما تعداد آنها و ميزان پيشرفته بودنشان طي دهه هاي اخير بسيار افزايش يافته است. اسناد پنتاگون از حدود يكصد روبات پرنده گوناگون حكايت دارند كه برخي از آنها به كوچكي پرندگان و بعضي ديگر به ابعاد هواپيماهاي كوچكند و هم اكنون مورد استفاده قرار دارند.
بدين گونه، علاوه بر انواع جانوران «سايبورگ»، ناوگاني از روبات هاي پرنده درحال فعاليت اند كه در سال 2006 بيش از 160 هزار ساعت «پرواز»- به عبارت ديگر، چهار برابر پروازهاي انجام گرفته در سال 2003- در سابقه خود داشتند. گزارش اخير فرماندهي ارتش آمريكا و كالج «ژنرال استاف» هشدار مي دهد كه، «چنانچه قوانين حمل ونقل هوايي هرچه سريع تر وضوح نيابد، ازدياد اين «پرنده»هاي بدون خلبان مي تواند فضاي نظامي هوايي را مغشوش و به طور بالقوه خطرناك سازد!»

و اما، مسئله اينجاست كه هيچيك از آژانس هاي آمريكايي حاضر نيست اعتراف كند كه اين اسكادران هوايي «ريز نقش» را به منظور جاسوسي از مردم اعزام داشته است. با اين حال، برخي از آژانس هاي دولتي و شركت هاي خصوصي اعتراف دارند كه براي ساخت اينگونه دستگاه ها از هيچ تلاشي فروگذار نبوده اند. برخي گروه ها نيز تيم هايي راه اندازي كرده اند كه مأموريتشان پرورش حشرات حامل رايانه با هدف تبديل آنها به جاسوساني كامل است. اين «حشرات سايبورگ» به گونه اي تكامل يافته اند كه، همان طور كه در بالا ذكر شد، مي توانند مذاكرات دو وزير را منتقل سازند و يا حتي موشك هاي هدايت شونده را تا هدف مورد نظر دنبال كنند! كه در صورت آخر، ديگر نمي توان ازحشرات روباتي سخن گفت، بلكه بايد آنها را «هواپيماهاي جاسوس» خواند. لازم به يادآوري است كه يك موشك «ياكنت» (Yakont) يا «ميلان» (Milan) از سرعتي برابر با سرعت صوت (يعني 860 متر در ثانيه) برخوردارند.

به هر صورت، اين كه حشرات چگونه پرواز مي كنند، دانشي است كه پژوهشگران اخيرا بدان دست يافته اند. در اين راستا، پژوهشگران دانشگاه «كورنل» اخيرا مقاله اي به چاپ رساندند كه در آن توضيح داده شده بود چگونه سنجاقك ها براي صرفه جويي در انرژي خود به هنگام پرواز، حركات بال هاي پيش و عقب خود را هماهنگ مي سازند. اين گونه اكتشافات براي پژوهشگراني كه به تحقيق در مورد روبات ها مي پردازند بسيار حائزاهميت است، چرا كه تمامي دستگاه هاي پرنده انرژي بيش از حدي را مي طلبند و باتري ها نيز بسيار سنگين اند.
سازمان «سيا» در شمار نخستين سازمان هايي قرار داشت كه به مسئله پي برد، و سنجاقكي كه دفتر تحقيق و توسعه اين آژانس 30سال پيش به وجود آورد به سنجاقكي مي ماند كه حاوي يك موتور كوچك بنزيني براي تأمين انرژي بال زدن بود.
و اما، «دارپا» فراتر از ديگر آژانس هاي امنيتي گام برداشته است. اين آژانس در واقع موفق گرديده سيستمي انفورماتيك برروي شاهپركي نصب كند و آن را به حشره اي «سايبورگ» مبدل سازد. از ديگر سو، پژوهشگران آلماني مؤسسه «فراونهوفر» نيز نخستين دوربين ويدئويي مجهز به يك «چشم مركب» را اختراع كرده اند كه ابعاد يك سوسك را دارد. كارشناسان معتقدند، اين تلاش ها صرفاً به منظور جاسوسي از شهروندان مخالف دولت و صلح طلبان صورت نمي پذيرد، بلكه هدف بزرگتر صحنه هاي عملياتي وسيع تري چون عراق و ديگر كشورهاي خاورميانه است.

اگرچه تمامي اين ها انسان را به ياد فيلم هاي تخيلي مي اندازد، اما ارتش آمريكا به منظور افزايش شانس موفقيت خود، به ويژه در تپه هايي كه افراد مسلح را در خود پنهان دارند، برروي تكنولوژي هايي از اين دست بسيار حساب مي كند. نظاميان آمريكايي بسيار اميدوارند كه سيستم هاي نيمه خودمختار بيش از پيش به نيروهاي اين كشور در خارج از مرزهاي آن كمك كنند. ارتش آمريكا كه آزمايشگاه هاي ويژه اي نيز براي پرورش حشرات و اصولاً حيوانات موردنظر خود بنا كرده است، حتي در اين انديشه است كه بايد در كنوانسيون ژنو تجديدنظر شده، تبصره هايي به منظور تدوين مقرراتي براي اين نوع سيستم ها اضافه گردد.

بهر صورت، ارتش آمريكا پيوسته سوداي تسلط بر آسمان ها را در سر پرورانده است و آژانس «دارپا» نيز هدفي جز تسريع توسعه تكنولوژي هاي خود به منظور اجراي آنها در اين ارتش، ندارد. به عنوان مثال، در سال هاي دهه 1990 «دارپا» و «بوئينگ» در تحقيقاتي پيرامون جنگنده بدون خلبان «فرتيف» (36-X) سرمايه گذاري كردند كه پس از آن الهام بخش انواع متعدد ديگر نيز شد. «ولچر» (Vulture)، ديگر هواپيماي جاسوسي «دارپا» نيز قادر است 5سال تمام بي وقفه به جاسوسي بپردازد. اين «لاشخور» همانند ماهواره اي عمل مي كند كه در لايه استراتوسفر قرار دارد، و نه در مدارهاي پايين تر. طبق ادعاي «دارپا»، تكنولوژي جاسوسي آن نيز «انقلابي» و بسيار پيشرفته است. و باز هم، از ديگر پروژه هاي آژانس تحقيقاتي پنتاگون پروژه «بيگ داگ» (Big Dog) است كه، همان گونه كه از نامش پيداست، سگ روباتي است كه درپي نظاميان روانه شده، تجهيزات آنها را در زمين هايي كه براي حركت خودروها ناهموارند، با خود حمل مي كنند. «بيگ داگ» مي تواند بيش از 5كيلومتر در ساعت سرعت داشته، تا 54كيلوگرم بار نيز با خود حمل كند. ساخت يك ساعت اتمي به ابعاد يك حبه قند و انواع «ميني موشك»، همينطور ايجاد شبكه اي با ثبات تر و مقاوم تر از اينترنت، و يا ترجمه هم زمان متون به چندين زبان، از ديگر پروژه هاي عجيب و غريب «دارپا» به حساب مي آيند. آژانس پنتاگون هر ساله اختراعات جديد خود را در جريان كنوانسيوني عرضه مي دارد كه طي آن خبرنگاران - در صورت راه يافتن- بيش از دو ساعت حق ماندن ندارند و مسئولان معرفي اختراعات نيز از حق گفت وگو با رسانه ها محرومند.
حال، اگرچه موانع تكنيك از بين رفته اند، اما سرمايه گذاري در زمينه ايجاد «حشرات سايبورگ» و يا روبات هايي كه قامت حشرات را دارند، خطرات خود را دارد، چراكه به گفته پروفسور «فيرينگ» از «بركلي»، «اين امكان وجود دارد كه توسط پرندگان خورده شوند، يا كه در دام عنكبوتي گرفتار آيند. و در كل، اهميتي ندارد با چه مهارتي توانسته ايد حتي يك «پنتيوم» را در حشره جاسازي كنيد، چنانچه پرنده اي با سرعت 50كيلومتر در ساعت حشره شما را هدف بگيرد، كاري از دستتان برنخواهد آمد.»
«ارهارد» و ديگر كارشناسان نيز خاطرنشان مي كنند، اين امكان نيز وجود دارد كه خود تظاهركنندگان يكي از آنها را شكار كنند. اين درحالي است كه، «مارا ورهيدن» از سازمان «شراكت براي عدالت مدني» مي گويد، گروه وي درحال تحقيق درمورد شهادت تظاهركنندگاني است كه اين حشرات را به چشم خود ديده اند. اين سازمان به موجب «سند آزادي اطلاعات» از بسياري از آژانس هاي فدرال خواسته است توضيحات لازم را در اين زمينه ارائه دهند. به اعتقاد «ورهيدن»، بكارگيري اين گونه حشرات با هدف جاسوسي از فعالان سياسي نقض كامل حقوق مدني اشخاص محسوب مي شود.
منابع: سايت هاي ال گوستو، فوتورا سيانس، لوگران سوار، ياهو، ويكيپديا، اس ان وي ورلد، يو اف پي وب، كوزوپ، نيوساف تومارو، وايرد، گوگل گروپ، لوپست، ماكسي سيانس، روبو اسپات، پلانت نون ويولانس، لوموند، كافه دو وب، اوپكس. 360

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:50  توسط پدرام کاظمی   | 

جاسوسی بنام کوسه

كوسه ها در كادر جاسوسي اسرائيل!

 

فراسو نيوز: يك نويسنده اسرائيلي اعلام كرد كه موساد از كوسه ماهي‌ها براي اهداف نظامي استفاده مي‌كند.

به گزارش فراسو نيوز به نقل از ايسنا، يائير سار، نويسنده و تحليل‌گر اسرائيلي روزنامه ` اسرائيل هايوم` طي مقاله‌اي عنوان داشت:‌ سرويس اطلاعات اسرائيل(موساد)، براساس يك برنامه محرمانه تحت عنوان `آرواره درنده 10` از كوسه‌هاي آموزش ديده براي اهداف نظامي استفاده مي‌كرده است.

وي در ادامه افزود:‌ اين طرح با همكاري نيرو دريايي اسرائيلي صورت مي‌گيرد.

در اين طرح از كوسه‌هاي آموزش ديده براي انجام عمليات‌ها خارج از آب‌هاي منطقه‌اي اسرائيل و شكنجه برخي از بازداشت شدگان و شناسايي غواص‌هاي دشمن استفاده مي‌شود.

يائيرسار، هم‌چنين تاكيد كرد: اين كوسه‌ها به مدت سه الي شش ماه در سواحل اريتره آموزش مي‌بينند و بعد از بنادر اسرائيل فرستاده مي‌شوند.

اين در حالي است كه شناگران و توريست‌هاي خارجي در سواحل شرم الشيخ مورد حمله كوسه‌هاي وحشي قرار گرفته‌اند. هنوز علت اين حملات مشخص نشده است.

يائير سار هم‌چنين تاكيد كرد:‌ وجود ارتباط بين اين كوسه‌هاي آموزش ديده و حملات اخير در سواحل مصر بعيد است.

وي در ادامه افزود:‌ برخي از ماموريت‌هاي اين كوسه‌ها نزديك شدن به سواحل ايران براي زير نظر گرفتن بنادر اين كشور از طريق سيستم‌هايي كه بر روي باله‌هاي آنها كار گذاشته شده مي‌باشد.

...............................

جاسوسی بنام کوسه

National Geographyمجله

دانشمندان می خواهند مکانیسم پردازش بو در مغز کوسه را دریابند.

از دید میلیون ها گردشگر ساحلی، دیدن یک بال عمودی بیرون آمده از آب خبر از کوسه ای در جستجوی شکار می دهد. در مغز کوسه ها چه می گذرد؟ اگر دانشمندان جواب این سئوال را می دانستند، قادر به کنترل فکر رفتار و مسیر حرکتی برخی از حیوانات بودند.

جل آتما (Jelle Atema) یکی از زیست شناسان موجودات آبزی دانشگاه بوستون در ماساچوست، امیدوار است که بتواند به سئوال فوق پاسخ دهد. او تصمیم دارد طی یک پروژه چهار ساله با استفاده از پیوند مغزی، بتواند برخی از حرکات کوسه ها را از راه دور کنترل کند.

هزینه این پروژه که مبلغی معادل 600,000 دلار است، توسط آژانسی به نام دارپا (DARPA) که مسئولیت پروژهای تحقیقاتی پیشرفته دفاعی را بر عهده دارد تامین می شود.

طی مقاله ای که هفته گذشته در یک مجله انگلیسی به نام نیو ساینتیست (New Scientist) منتشر شد، نیروی های نظامی آمریکا امیدوار هستند بتوانند با استفاده از این تکنولوژی از کوسه ها جاسوس های پنهانی بسازند، جاسوس هایی که شاید قادر باشند بدون قرار گرفتن در محل خاصی بدون دردسر ناوها را دنبال کنند.

شنا کردن به دنبال بو
بر طبق نظریات آتما، کوسه ها بینی های بزرگ با سوراخ های بسیار حساس دارند و بخش تقریبا بزرگی از مغز آنها مختص به فعالیت های بویایی است. کوسه ها از قدرت بویایی قوی شان برای یافتن جفت و غذا استفاد می کنند.

به هنگام پیوند مغزی، در واقع در مغز کوسه یک سری الکترود نصب می شود و با استفاده از آنها دانشمندان متوجه می شوند که کدام یاخته عصبی موجود در مغز کوسه، درواکنش به یک بوی خاص در حال فعالیت است.

آتما می گوید : "ما به دنبال یافتن جواب این سئوال هستیم که وقتی کوسه در حال شنا به دنبال یک بو است، در مغزش چه اطلاعاتی دریافت و پردازش می شود."

تحقیقات قبلی آتما در این زمینه بود که چگونه خرچنگ های دریایی از حس بویایی شان برای یافتن جای مناسب استقرار گروهی استفاده می کنند، این تحقیقات جدید در واقع به نوعی کامل کننده آن است.

بر طبق اظهارات یکی از زیست شناسان دریایی، هدف از این تحقیق چگونگی درک حیوانات از محیط اطراف است. این پیوند مغزی در واقع مقدمه ای است برای شناخت فعالیت هایی که در مغز حیوانات انجام می شود.

او می افزاید : "تحقیقات مشابهی درانسان ها با استفاده ازMRI انجام شده است که طی آن دانشمندان قادر خواهند بود اعصابی را که درواکنش به تحریکات مختلف مغزی فعالیت می کنند، شناسایی کنند."

اگر دانشمندان به چگونگی کارکرد مغز کوسه ها پی ببرند، احتمالا قادر خواهند بود از این الکترودها برای شبیه سازی تحریکات مغزی استفاده کنند. آتما می گوید :

"تحقیقات این گروه به همراه مطالعاتی در زمینه MRI، حتی ممکن است به دانشمندان در یافتن روش درمان سکته در انسان ها کمک کند."

کوسه ای در حال حمله به یک قایق

از مخزن آب تا دریاچه
آتما و همکارانش آخرین پیشرفت های تحقیقاتشان در ارتباط با فعالیت های مغزی کوسه ها را در روز 21 فوریه، در جلسه مجمع ژئوفیزیک علوم دریایی آمریکا که در هونالولو (Honolulu) در هاوایی برگزار شد، اعلام کردند.

تا کنون آنها موفق به پیوند اعصاب مغز گونه ای از سگ های دریایی تیغ دار، که نوعی کوسه کوچک هستند، شده اند. به علاوه قسمت هایی از مغز این کوسه ها را که در برابر بو تحریک می شود شناسایی کرده اند.

هنگامی که دانشمندان سمت چپ مغز را تحریک می کنند، ماهی ها به سمت چپ متمایل می شوند و برعکس؛ هر چه علائم و بو قوی تر باشد، حرکات ماهی تیز تر و سریع تر خواهد شد.

طبق گفته آتما، آنها می خواهند با استفاده از نتایج الگوهای تحریکات مغزی محیطی کوسه ها، نوعی مغز حیوان را شبیه سازی کرده و بسازند. پیوند های مغزی توسط فرستنده های رادیویی بر روی ماهی های داخل مخازن آزمایشگاه ، در حال تست شدن هستند.

یکی از مهندسین این پروژه به نام والتر گومز(Walter Gomes) در جلسه فوق الذکر اعلام کرده که قدم بعدی تحقیقات، مجهز کردن مغز کوسه های آبی به این ابزار و رها کردن آنها در اقیانوس در سواحل فلوریدا می باشد.

بر طبق نوشته مجله New Scientist از آنجائیکه نمی توان به عملکرد امواج رادیویی در داخل آب اقیانوس ها اعتماد کرد، محققان از زیردریایی هایی که با امواج صوتی کار می کنند برای کنترل ارتباط با کوسه ها استفاده می کنند. نیروی دریایی آمریکا در این منطقه به برج هایی مجهز است که می توانند پیام های مبادله شده بین کشتی ها و کوسه ها را از فاصله بیش از 186 مایلی ( 300 کیلومتری) تقویت کنند.

کنترل مغز
گروه تحقیقاتی پیود مغز در کوسه ها تنها یکی از تیم هایی است که با هدف کنترل رفتار حیوانات در این زمینه مشغول به کار است.

تیمی به رهبری تریکاس (Tricas) در انستیتویی در هاوایی برای دریافت اینکه چگونه کوسه های HammerHead از گیرنده های میدان های مغناطیسی برای جهت یابی حرکتشان بهره می گیرند، از روش پیوند مغزی استفاده می کند.

آتما معتقد است : مانند تمامی پروژه های تحقیقاتی مشابه این پروژه نیزمی تواند مورد سوء استفاده قرار بگیرد، پس باید کنترل لازم روی آن صورت بگیرد.

.......................................................

طرح آمريکا برای تربيت کوسه های جاسوس

يک مجله بريتانيايی گزارش داده که دانشمندان آمريکايی طرحی را در دست بررسی دارند تا کوسه ها را به "جاسوسان مخفی" مبدل سازند که قادرند کشتی ها يا اجسام شناور ناشناخته را رديابی کنند

مجله نيو ساينتيست (New Scientist) می گويد اين دانشمندان قصد دارند با کارگذاردن الکترود در مغز کوسه ها، آنها را از راه دور کنترل کنند

هدف آنها اين است که "با بهره گيری از توانايی کوسه ها در حرکت آرام و بی سر و صدا در آب، از طريق آنها اهداف مورد نظر را رديابی و دنبال کنند

گفته می شود اين پروژه غير معمول هفته گذشته در هاوايی افشا شده است

بر اساس گزارش مجله نيو ساينتيست، سرمايه اين تحقيق از سوی آژانس پروژه های تحقيقات پيشرفته دفاعی (DARPA) وابسته به پنتاگون تامين شده است

اين طرح قصد دارد از آخرين پيشرفت ها در فن آوری القاء مغزی استفاده کند که پيش از اين به دانشمندان امکان کنترل حرکت ماهی ها، موش ها و ميمون ها را داده است

به نوشته اين مجله "القاء عصبی ترکيبی از مجموعه الکترودهايی است که در مغز حيوان قرار می گيرند و می توانند برای تحريک نقاط مختلف فرمان دهی به اعضا بدن مورد استفاده قرار گيرند

کوسه های 'هدايت شده'

گفته شده چنين تجهيزاتی در حال حاضر توسط دانشمندان دانشگاه بوستون برای "هدايت" يک سگ ماهی در آکواريم بکار می رود

مرحله بعدی کار دانشمندان پنتاگون رها ساختن کوسه های تجهيز شده در آب های اقيانوس سواحل فلوريدا است

از آنجا که امواج راديويی نمی توانند در آب نفوذ کنند، ارتباط با حيوانات بوسيله انتقال امواج از طريق آب (sonar) صورت خواهد گرفت

مجله نيو ساينتيست می نويسد ناوهای آمريکايی می توانند امواج زير آبی را تا فاصله ۳۰۰ کيلومتری به کوسه ها برسانند

طی اين آزمايش ها دانشمندان مشخصا به سلامت اين حيوانات بسيار توجه خواهند کرد

گفته می شود "در مقايسه با دستگاه های مراقبتی زير آبی، کوسه ها در سکوت حرکت می کنند و نيروی محرکه شان را خود تامين می کنند

اين پروژه در يک کنفرانس در هاوايی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:38  توسط پدرام کاظمی   | 

جاسوسي رژيم صهيونيستي با پرندگان

جاسوسي رژيم صهيونيستي با پرندگان

پشت اين پرنده و چسبيده به بال آن دستگاهي قرار داشت كه رمز X63 روي آن نوشته شده بود و خلخال‌هاي آهني نيز با رمزهاي HO5 و H 1 نشانه‌گذاري شده بود...

فارس: اهالي منطقه‌اي در عربستان اخيرا پرنده‌اي را يافته‌اند كه اسرائيل از آن براي جاسوسي در عربستان سعودي استفاده مي‌كرد.

مجله "الوئام " عربستان در گزارشي اعلام كرد كه شهروندان شهر حائل در عربستان از سقوط يك پرنده بزرگ و زخمي در يكي از روستاهاي اين منطقه با نام الضحايا خبر دادند كه به شكل عجيبي فرود آمد و وحشت‌زده و زخمي به سوي افرادي كه در مجلسي در اين خانه حضور داشتند، حركت كرد.

بر اساس اين گزارش، افراد حاضر در اين جلسه با تعجب ديدند كه بدن اين پرنده با رشته‌اي بسته است كه روي آن كلمه "انتل " نوشته شده و دور پاهاي اين پرنده نيز خلخال‌هايي از مس و آهن وجود دارد، اين پرنده قبل از اينكه توسط اهالي اين خانه گرفته شود، صداهاي عجيبي مانند صداي كودك شيرخواره از خود در مي‌آورد و اين صدا از سوي سه پرنده ديگر كه در كوهي در آن نزديكي قرار داشتند، پاسخ داده مي‌شد.

اين مجله سعودي نوشت كه پرنده مذكور به دستگاههاي مربوطه تحويل داده شد، پشت اين پرنده و چسبيده به بال آن دستگاهي قرار داشت كه رمز X63 روي آن نوشته شده بود و خلخال‌هاي آهني نيز با رمزهاي HO5 و H 1 نشانه‌گذاري شده بود، روي ساق ديگر اين پرنده نيز خلخالي مسي بود كه روي آن كلمه اسرائيل نوشته شده بود و با نشانه‌هايي نيز "دانشگاه تل‌آويو " حك شده بود. دستگاه ديگري نيز در داخل بدن اين پرنده نصب شده بود كه با دستگاهي خارجي ارتباط داشت.

اين در حالي است كه پيش از اين نيز مقامات مصري، سازمان جاسوسي موساد را به هدايت كوسه‌ماهي‌هاي قاتل به سواحل اين كشور براي ضربه به صنعت توريسم در مصر متهم كردند.

اخيرا و پس از آنكه يك كوسه ماهي قاتل يك گردشگر آلماني را به كام مرگ كشاند، تمامي گردشگران خارجي سواحل مصر را به مقصد كشور خود يا به سوي سرزمين اشغالي ترك كردند و اين امر خسارت‌هاي زيادي را به بخش گردشگري مصر وارد آورد. چند روز پيش از آن نيز چهار نفر از گردشگران توسط كوسه ماهي‌ها زخمي شده بودند.

سرلشگر " محمد عبدالفضيل شوشه " استاندار جنوب سينا با اشاره به اينكه وجود كوسه ماهي‌هاي قاتل در سواحل مصر بي‌سابقه بوده است، گفت كه احتمال اينكه سازمان موساد اسرائيل براي ضربه زدن به اقتصاد گردشگري مصر كوسه ماهي‌ها را روانه ساحل اين كشور كرده باشد، بعيد نيست.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:31  توسط پدرام کاظمی   | 

جاسوسی با حشراتCyborg

 

 جاسوسی با حشراتCyborg

 از این به بعد اگر مگس یا پشه‌ای روی شیشه پنجره شما نشست، مراقب حرف زدن خود باشید. اگر چه یک حشره کوچک می‌تواند یک میهمان بی‌گناه و کم خطر به نظر بیاید و یا از بد حادثه رد نور چراغ اتاق شما را دنبال کرده و به شیشه چسبیده باشد؛ اما در عین مظلوم‌نمایی، همین حشره کوچک می‌تواند یک جاسوس باشد! نسل جدید حشرات Cyborg مجهز به سیستم‌های کنترل از راه دور است که این سیستم‌ها در اعصاب ریز آنها تعبیه شده و امکان ردیابی و کنترل حرکات آنها را برای یک کاربر بیرونی فراهم می‌کند. پس هشیار باشید، چون همین پشه‌های ریز و ظاهرا بی‌ارزش ممکن است زمانی نام بزرگی برای خود دست و پا کنند.

البته در حال حاضر فقط از حشرات به عنوان جاسوس استفاده نمی شود ، بلکه دانشمندان پیش از این توانسته اند حیواناتی چون موش ، کبوتر و حتی کوسه ها را به سیستم های کنترل از راه دور مجهز کنند.

از این روش برای کارهای خاص دیگری هم استفاده شده است.

مثلا از موش برای پیدا کردن مواد منفجره ، فیلم برداری و صدا برداری برای جاسوسی و ...

آمریکا و اسرائیل روی یک پروژه سری کار می کنند که در این پروژه در داخل بدن حشرات بدبخت قطعات الکتریکی کار میگذارند و این حشرات بیچاره رو تحت کنترل خودشون قرار میدند و از طریق این حشرات می تونن از مکان های مختلف جاسوسی کنند .

توسط این مدارات می تونند  سرعت بال زدن حشره و  مسیر اون رو کنترل کنند و عملا حشره دیگه موجود زنده نخواهد بود . و از خودش هیچ اراده ایی نخواهد داشت .

این قطعات باید زمانی در بدن حشره قرار بگیره که بدن حشرات از حالت لارو گونه خودشون در اومده باشه و در حالت سخت شدن باشه ، تا قطعات  به خوبی به بدن حشره جوش بخورند .

گروهی از محققان به رهبری میشل ماهاربیتس از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی ، راهی برای کنترل سرعت و جهت پرواز سوسک های سبز یافته اند .

خوبی حشرات اینه که در رادار دیده نمیشن و  اندازه کوچیکشون هم باعث میشه تا کسی بهشون دقت نکنه .

متن کامل این مقاله را در مجله دانشمند می توانید بیابید.

 ماهنامه دانشمند ، آذر 1387

 

آمریکایی ها برای جاسوسی و مبارزه جهانی با تروریسم به زودی از حشرات استفاده خواهند کرد.

به گزارش روز جمعه گروه حوادث ایسکانیوز:این فناوری که به آن "سایبورگ" گفته می شود و موش و حشرات مختلف را در بر می گیرد، برای جاسوسی و مبارزه جهانی با تروریسم مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
در این روش روی حیواناتی که کمی جثه بزرگ دارند دوربین های جاسوسی کوچکی کار گذاشته می شود که با قرار دادن آنها در منطقه مورد نظر ، تحرکات بخش های مختلف نظارت می شود.
از جمله حشراتی که بیش از دیگر حیوانات در این طرح مورد توجه قرار گرفته پروانه است.
دانشمندان درتلاش هستند دستگاه عصبی این حشره را از راه دور قابل کنترل کنند تا بتواند به مسیرهای لازم هدایت شود و با استفاده از دوربین بسیار کوچکی که در پشت آن کار گذاشته شده است تصویرهای مورد نظر از منطقه ای را که باید اطلاعات آن جمع آوری شود به صورت دقیق برداشته و به مرکزهای جاسوسی بفرستد.گزارش ایسکانیوز می افزاید، ارتش آمریکا همچنین آزمایشگاههای ویژه ای برای پرورش حشرات و حیوانات مورد نظر ساخته است تا راهکارهای لازم برای کنترل آنان از راه دور را بیازماید.

منبع: خبرگزاری ایسکانیوز

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:27  توسط پدرام کاظمی   | 

ابداع اسلحه لیزری برای نابودی پشه مالاریا

ابداع اسلحه لیزری برای نابودی پشه مالاریا

 

گروهی از دانشمندان که از گذشته در حال تحقیق بر روی سلاح های ضد موشکی بوده اند در حال ساخت سلاح اشعه ای هستند که می تواند...

متخصصانی که در دهه 1980 ایده ایجاد سپر موشکی را ارائه کردند در تولید این سلاح لیزری که می تواند بر روی حشراتی مانند پشه قفل شده و آنها را نابود کند، نقش مهمی را ایفا کرده اند.

این اسلحه را با نام سلاح نابودی حشرات یا WMD می توان علیه پشه هایی که با انتشار بیمار مالاریا سالانه یک میلیون انسان در سراسر جهان را از پا در می آورند استفاده کرد. سرمایه اجرای این پروژه توسط بیلیونر معروف شرکت مایکروسافت، بیل گیتس تامین شده است.

لیزر WMD با استفاده از ردیابی فرکانس صوتی ناشی از بال زدن پشه ها این حشرات را ردیابی کرده و با شلیک شعاع های لیزر بالهای حشره را سوزانده و جاندار را از بین می برد.

بر اساس گزارش تلگراف، ایده استفاده از تکنولوژی لیزری علیه پشه مالاریا توسط یکی از مدیران اجرایی سابق مایکروسافت به نام ناتان میرولد ارائه شده و توسط سرمایه بیل گیتس به واقعیت خواهد پیوست. تکمیل این سلاح لیزری از سال گذشته آغاز شده است.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:22  توسط پدرام کاظمی   | 

شغل جدید جاسوس زیبای روسیه پس از آزادی!

 

 شغل جدید جاسوس زیبای روسیه پس از آزادی!

یکى دیگر از کارهاى تجارى و تبلیغاتى آنا چپمن در هفته هاى اخیر عکس هاى نیمه برهنه او روى جلد نسخه روسى مجله ماکسیم …

در تازه ترین ابتکار تجارى و تبلیغاتى این زن جوان مو قرمز که از او با نام زیبای آتشین یاد می‌کنند!، وی نرم افزار تازه ای را براى مشترکان «آى فون» iPhone به بازار عرضه کرده است که «پوکر با آنا چپمن» نام دارد.


با استفاده از این نرم افزار خانم چپمن مشتاقان و علاقمندان خود را به بازى پوکر تشویق مى کند.


مسئولان شرکت سازنده نرم افزارهایى که روى شبکه اپل کار مى کنند مى گویند آنا چپمن از طرفداران پر و پا قرص محصولات اپل است. او از مدتها پیش از آى فون iPhone و مک Mac استفاده مى کرده و اخیرا با آى پد iPad نیز کار مى کند.


یکى دیگر از کارهاى تجارى و تبلیغاتى آنا چپمن در هفته هاى اخیر عکس هاى نیمه برهنه او روى جلد نسخه روسى مجله ماکسیم (Maxim ) بود.
آنا چپمن که چند ماه پیش پس از بازداشت توسط اداره های امنیتى آمریکا به جاسوسى براى روسیه اعتراف کرد نه تنها از قبل شهرت خود درآمد هنگفتى به دست آورده بلکه در روزهاى اخیر از سوى دیمیترى مدودف رییس جمهور روسیه بالاترین نشان افتخار دولت روسیه را دریافت کرده است.

 رییس جمهور روسیه به تمام ۹ نفرى که جزو حلقه جاسوسى روسیه در آمریکا بودند نشان افتخار مهمى را اهدا کرده است . تمام این ۹ نفر و از جمله آنا چپمن سالها با هویت جعلى در آمریکا سکونت داشتند.


از میان این افراد آنا چپمن به خاطر استفاده از جذابیت هاى زنانه خود به شهرت فراوانى رسیده و برخلاف سایر جاسوسان بازداشت شده که به روسیه پس فرستاده شده اند قصد ندارد بى سرو صدا زندگى کند.


خانم چپمن از زمان بازگشت به روسیه غیر از ظاهر شدن بر جلد مجله ماکسیم،  در مراسم به فضا فرستادن یک موشک در قزاقستان شرکت کرده و اکنون جزو مشاوران یک بانک روسى است که دفتر آن در مسکو است.


آنا چپمن که نام حقیقى وى «آنیا کوشچنکو» است پس از بازداشت در ماه ژوییه به جاسوسى براى روسیه اعتراف کرد.

 وى و هشت نفر دیگرى که در این پرونده بازداشت شدند پس از مدت کوتاهى با تعدادى زندانى در روسیه معاوضه شدند که به خاطر جاسوسى براى آمریکا و بریتانیا سالها در بازداشت بودند.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:20  توسط پدرام کاظمی   | 

آشنایی با ۱۰ زن جاسوس مشهور جهان !

 

 آشنایی با ۱۰ زن جاسوس مشهور جهان !

در طول تاریخ زنان جوان ابزار دولتها برای ورود به حریم خصوصی دولت مردان و اطلاع یافتن از اسرار حکومتی بوده اند. زنان جاسوس همیشه زیبا و باهوش بودند و مردان توان مقاومت در برابر آنان را نداشته اند
چند وقتی است کاترینا زاتولیفتر روسی که به عنوان معاون یکی از نمایندگان مجلس انگلستان با شخصیتهای سیاسی بسیاری در این کشور آشنا است، به اتهام جاسوسی برای سیستم اطلاعاتی روسیه بازداشت شده است.

از همین رو نیز موضوع زنان جاسوس تیتر اول بسیاری از روزنامه ها و مجلات روسیه شده است. تا به حال هیچ ارتباطی بین زاتولیفتر و سیستم اطلاعاتی روسیه کشف نشده ولی انگلیسی ها احتیاط بسیاری می کنند زیرا که وقت زیادی از رسوایی یک زن در آمریکا باز هم به جرم جاسوسی نمی گذرد.

به گزارش فردا ؛ در طول تاریخ زنان جوان ابزار دولتها برای ورود به حریم خصوصی دولت مردان و اطلاع یافتن از اسرار حکومتی بوده اند. زنان جاسوس همیشه زیبا و باهوش بودند و مردان توان مقاومت در برابر آنان را نداشته اند. در این گزارش به معرفی مهمترین و معروفترین زنان جاسوس دنیا پرداخته می شود.

۱- بیل پوید (۱۸۴۴-۱۹۰۰) در طول دوران جنگ داخلی آمریکا به جاسوسی مشغول بود. شعار معروف پوید در زندگی “تا آخرین نفس به کشورم خدمت می کنم” بود. او با نیروهای مبارز جنوب همکاری می کرد. و برای اولین بار در سال ۱۸۶۲ در سن ۱۸ سالگی دستگیر شد.

۲- پاولینا کوشمن (۱۸۳۳ – ۱۸۹۳) یک نماینده آمریکائی بود که در طول دوران جنگ داخلی آمریکا برای

نیروهای مبارز شمال جاسوسی می کرد. بعد از دستگیری وی حکم اعدام برای مجازات او صادر شد ولی بعدها آن حکم لغو شده و اعدام نشد.

۳- یوشیکو کافاشیما (۱۹۰۷ – ۱۹۴۸) یک شاهزاده ژاپنی بود که مشهورترین جاسوس زن ژاپنی است.

۴- ایمی إلیزابیت ( ۱۹۱۰ – ؟ ) یک دیپلمات آمریکایی بود که از طریق مکالمات تلفنی و رد و بدل کردن عبارتهای عاشقانه با مسئولان بلند مرتبه ایتالیایی و مسئولان فرانسوی مقیم در واشنگتن می توانست اطلاعات بسیار زیادی برای کشورش جمع آوری کند. یکی از معروفترین حیله های این زن باز کردن کمد مخصوص حفظ اسناد سفیر فرانسه است.

۵- گابریلا گاست (۱۹۴۳-؟) از ماموران سیستم امنیتی فدرال آلمان غربی بود. که به خاطر عشقی که به یک مامور امنیتی آلمان شرقی داشت برای او جاسوسی می کرد. گاست را در سال ۱۹۹۰دستگیر کردند و تا سال ۱۹۹۸ را در زندان به سر برد. هم اکنون خانم گاست به عنوان مهندس در آلمان به فعالیت می پردازد.

۶- روت فیرنر(۱۹۰۸-۲۰۰۰) یک کمونیست بود که در سال ۱۹۳۰ از طرف سیستم اطلاعات شوروی برای جاسوسی در چین به کار گماشته شد. وی بعدها در انگلستان یک شبکه جاسوسی تشکیل داد و در همانجا در سال ۱۹۴۹ رسوا شد و مجبور به فرار به برلین در آلمان شد. در سال ۱۹۵۰ از ادامه فعالیت با سیستم اطلاعاتی روسیه سر باز زد ولی با این حال رتبه او ارتقاء یافت.

۷- فیولیتا جابو (۱۹۲۱–۱۹۴۴) یک مامور اطلاعات انگلیسی بود که بعد از جنگ جهانی دوم با استفاده از چتر در سواحل فرانسه فرود آمد و با تشکیل یک گروهک سری به فعالیت بر علیه آلمان ها پرداخت . او در این فعالیتها تعداد بسیار زیادی از ماموران آلمانی را کشت و بسیاری را به اسارت در آورد. فیولیتا جابو دومین زن تاریخ انگلستان است که در سال ۱۹۴۶ مدال صلیب جورجیاس را به او اهدا کردند.

۸- وزیفینا بیکر (۱۹۰۶ – ۱۹۷۵) از یک پدر نوازنده و مادر خدمتکار بدنیا آمد. خانواده یهودی او در آمریکا به خاطر اینکه سیاه پوست بود مورد بی توجهی قرار می گرفت ولی در فرانسه مورد احترام قرار گرفت. او در جنگ فرانسه و آلمان پا به پای فرانسویان به مقاومت برخاست و جاسوسی برای فرانسه از جمله فعالیتهای او بود. بعدها به او مدالی دادند که برای اولین بار آن را به یک خانم غیرفرانسوی اهدا می کردند.

۹- نینسی ویک سال ۱۹۱۲ در نیوزیلند به دنیا آمد و بعد از آن به نیویورک رفت و پس از مدتی به اروپا مهاجرت کرد. بعد از جنگ جهانی دوم با همسر خود به فرانسه رفت و در آنجا به جنگ با نیروهای آلمان که علیه فرانسه یورش برده بودند پرداخت. او پس از شکست در نیروی مقاومت فرانسه به انگلستان گریخت و در همانجا آموزشهای لازم برای کار جاسوسی را دید و در سال ۱۹۴۴ به فرانسه بازگشت تا در جنگ با آلمان شرکت کند. وی به قدری در کار خود ماهر بود که نیروی پلیس مخفی نازی (گشتاپو) دو میلیون دلار برای سر او جایزه گذاشتند.
پس از جنگ، پنج کشور فرانسه، انگلیس، آمریکا و استرالیا و نیوزیلند به خاطر خدمات شایان ویک از او تقدیر به عمل آوردند.

۱۰- مارگارت گرترود رزله ملقب به ماتا هاری متولد متولد هفتم اوت ۱۸۷۶ دختر جوانی که به رقاصی در فرانسه مشهور بود. او از نیروهای سری آلمان در فرانسه بوده که به عنوان یک زن مطلقه وارد خاک فرانسه شد و درآنجا برای آلمانی ها جاسوسی میکرد. او در خلال جنگ جهانی اول توسط جوخه آتش در تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۱۷ اعدام شد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:18  توسط پدرام کاظمی   | 

دویدن با پای برهنه، بهتر و راحت‌تر است

دویدن با پای برهنه، بهتر و راحت‌تر است!!!

تحقیقات جدید دانشمندان بیومکانیک نشان می‌دهد دوندگان پابرهنه نسبت به دوندگانی که کفش می‌پوشند، 5 برابر نیروی کمتری به پاهای خود وارد می‌کنند و درنتیجه، بیشتر از پاهای خود محافظت می‌کنند.

ابوالفضل کریمی: دویدن با پاهای برهنه اگرچه چندان معمول نیست، اما رفته رفته علاقه‌مندان بیش‌تری در انجمن‌های ورزشی پیدا می‌کند. قسمتی از این افزایش توجه به دویدن با پای برهنه توسط کتاب‌ها و مقالاتی به وجود آمده که تبلیغ می‌کنند دوندگانی که این شیوه دویدن را انتخاب می‌کنند، آسیب‌های کم‌تری می‌بیند و در حقیقت، بشر به این شکل تکامل پیدا کرده است.

به همین دلیل تعدادی از شرکت‌های سازنده کفش‌های ورزشی، نوع جدیدی از کفش‌ها را با عنوان مینیمال (minimal) ارائه کردند که تا حد ممکن، دویدن با پای پیاده را شبیه سازی کند؛ به عبارت دیگر، می‌توان گفت آن‌ها نیز از این ادعا استقبال کرده و در این زمینه شواهدی پیدا کرده‌اند.

به گزارش نیچر، دانیل لیبرمن، زیست‌شناس تکاملی از دانشگاه هاروارد به تفاوت‌های مهمی بین دویدن با کفش‌های ورزشی و پای برهنه دست یافته است. وی در این باره گفت: «اولین بار که یک دونده دوی استقامت که با پای برهنه می‌دود، به آزمایشگاه آمد؛ ما شیوه دویدن او را بررسی کردیم و به نتایج بسیار جالبی دست پیدا کردیم».

لیبرمن متوجه شد دوندگان مسافت‌های طولانی که معمولا کفش به پا می‌کنند، هم در آمریکا و هم در کنیا مستقیما روی پاشنه‌های پای خود فرود می‌آیند و در این حالت، فشاری معادل با 3 برابر وزن بدن را به این نقاط وارد می‌کنند. این نیرو می‌تواند منجر به آسیب‌دیدگی‌های معمول در هنگام دویدن مانند شکستگی‌ و ترک برداشتن کف پا شود.

در مقابل، دوندگان آمریکایی و کنیایی که پابرهنه می‌دوند، معمولا ابتدا با کف پا و سپس با پاشنه خود روی زمین می‌آیند و این کار، اجازه می‌دهد تاندون‌ها و ماهیچه‌های پا مانند یک ضربه‌گیر عمل کرده و نیروی وارده را به 60 درصد وزن کل بدن کاهش دهند.

لیبرمن در این باره گفت: «قوزک‌های پا خاصیت فنری دارند و دوندگان پابرهنه از این ویژگی قوزک به بهترین شکل استفاده می‌کنند. اما در حالی که شما در هنگام دویدن روی عقب پای خود فرود می‌آیید، نمی‌توانید از این ویژگی‌ آن‌ها استفاده کنید. در این حالت شما تنها می‌توانید به خاصیت فنری پاشنه‌های پای خود تکیه کنید».

اما بدون توجه به استفاده بهینه از ساختار و عملکرد پاها، دکتر دنیس برامبل، زیست‌شناس در این باره گفت: «دوندگانی که با کفش می‌دوند، ممکن است خود را در معرض خطر آسیب‌دیدگی قرار دهند. ما در هنگام استفاده از کفش چگونگی تکامل یافتن خود را نادیده می‌گیریم و این عدم توجه به شکل ظاهر خطر آسیب دیدگی را افزایش می‌دهد».

لیبرمن معتقد است خصوصیات بدنی دوندگان مسافت‌های طولانی مانند پاهای بلندتر ، پنجه‌های کوچک‌تر و پاهای خمیده‌تر مانند انسان‌های اولیه است که به مسافت‌های طولانی به دنبال شکار خود می‌دویدند تا در نهایت او را خسته کرده و از پای در بیاورند. اما فقط به خاطر این‌که اجداد انسان‌ها روی قسمت جلویی و پنجه‌های خود فرود می‌آیند، بدان معنا نیست که این روش برای دوندگان امروزی که با کفش بزرگ شده‌اند، ایده‌آل ترین روش است.

البته هنوز هیچ مدرکی دال بر این که کفش‌ها می‌توانند دوندگان را از آسیب دیدگی حفظ کنند، به دست نیامده؛ اما در عین حال شواهد زیادی مبنی بر آسیب‌دیدگی کمتر افراد پابرهنه نسبت به دوندگانی که با کفش می‌دوند، وجود ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:16  توسط پدرام کاظمی   | 

واژه‌نامه‌ي كفش‌هاي ورزشي

واژه‌نامه‌ي كفش‌هاي ورزشي

 

 

واژه‌نامه‌ي كفش‌هاي ورزشي:
    ورزشكاران اگر از كفش مناسبي برخوردار باشند به هنگام مسابقه نسبت به ديگران از مزيت خوبي برخوردار خواهند بود كه اهميت فراواني دارد. دانش مناسب، چسبندگي، آزادي حركت و پشتيباني درست اثر مستقيمي بر عملكرد ورزشكار مي‌گذارد. به همين دليل است كه هر ورزشي كفش خاص خودش را دارد. در اين نوشتار مناسب‌ترين كفش هر ورزشي بررسي شده است.
    كفش فوتبال (Soccer shoe)
    چون فوتبال روي چمن طبيعي يا مصنوعي انجام مي‌شود در زيره‌ی كفش فوتبال استوك‌هايي تعبيه شده است كه به درگير شدن كفش با زمين كمك مي‌كند. طول اين استوك‌ها حدود يك سانتي‌متر، قطرشان حدود دو ميلي‌متر است و سر كندشان رو به زمين است.
    كفش استوك‌دار (cleat shoe)
    نوعي كفش كه مخصوص ورزش‌هايي طراحي شده است كه روي چمن يا زمين خاكي انجام مي‌شود مثل بيسبال و فوتبال. به طور معمول در زير اين كفش استوك‌هاي بزرگي تعبيه مي‌شود كه درگيري كفش با زمين را افزايش مي‌دهد، از لغزش جلوگيري مي‌كند و به تغيير دادن سريع مسير حركت كمك مي‌كند.
    كفش بسكتبال (Basketball shoe)
    كفشي كه قسمت ساق آن تا مچ پا مي‌رسد تا از مچ پاي ورزشكار به هنگام پرش و دويدن در زمين حفاظت و حمايت كند. زيره ‌داراي بالشتك ويژه‌اي است تا حداكثر پشتيباني، حالت فنري و برازندگي فراهم آيد.
    كفش دوي سرعت (sprinting shoe)
    اين نوع كفش بايد سبك باشد و جلوي آن انعطاف‌پذير باشد. اين كفش‌ها ميخ‌دار هستند و ميخ در جلو و سينه‌ی كفش تعبيه شده‌اند. كفش دوي سرعت مي‌تواند با انواع بسيار زيادي از سطوح همساز شود. بیشتر دوندگان المپيك از كفش‌هاي داراي طراحي ويژه استفاده مي‌كنند كه نوك‌تيز هستند تا باد را بشكافند.
    كفش دو و ميداني (Athletic or Running)
    كفش‌هايي كه در دوي ماراتن يا نيمه‌ماراتن يا جلسات تمرين ورزشي‌هايي چون بسكتبال و تنيس به كار مي‌رود اما در تمرين ورزشي‌هايي مانند فوتبال و راگبي كه در زمين چمن انجام مي‌شود به كار نمي‌روند.
    كفش اسكيت‌بازي (Skateboarding Shoe)
    كفش اسكيت‌بازي بايد زيره‌ی ضخيم و صافي را داشته باشد تا اسكيت‌باز تخت اسكيت را به خوبي زير پاي خود حس كند. برگه‌ی اين كفش هم بايد بزرگ باشد تا از زخمي‌شدن پا جلوگيري كند. كفش اسكيت‌بازي بيش از هر كفش ورزشي ديگري جدا از كاربرد اصلي خود به كار مي‌رود وافراد عادي هم از آن استفاده مي‌كنند.
    كفش گلف(Golf shoe)
    در هر بازي عادي گلف بيش از آن كه مي‌نمايد پياده‌روي بايد كرد بنابراين كفش گلف بايد به خوبي از پا محافظت كند. نلغزيدن به هنگام ضربه زدن هم مهم است و به همين دليل كفش گلف بايد ميخ‌هاي ويژه‌اي داشته باشد و به زمين بچسبد تا ورزشكار به خطر نيفتد در پاشنه‌ی اكثر كفش‌هاي گلف چهار ميخ تعبيه شده است و چند ميخ هم در زيره تعبيه شده است.
    كفش تنيس (Tennis shoe)
    امروزه در كفش‌هاي تنيس از انواع منسوجات استفاده مي‌شود كه برزنت، چرم و وينيل رايج‌ترين آن‌ها هستند. كفش تنيس داراي زيره لاستيكي انعطاف‌پذيري است كه با زيره‌ی كفش‌هاي عادي دو و ميداني فرق دارند. براي دنبال كردن توپ در بازي «تنيس حركات كوتاه و تند زيادي لازم است كه با توقف‌ها و چرخش‌هاي ناگهاني همراه است. به همين دليل زيره كفش «تنيس باريك و نرم است كه به تنيس‌باز امكان مي‌دهد سريع حركت كند. كفش تنيس از قديم به رنگ سفيد بوده است و چندان جلب ‌توجه نمي‌كند.
    كفش پياده‌روي (Walking Shoe)
    بسياري لزوم استفاده از كفش خاصي براي پياده‌روي را درك نمي‌كنند. كفش پياده‌روي به بدن توازن و ترازمندي درستي مي‌دهد. برخلاف كفش‌هاي پاشنه بلند كه مركز ثقل بدن را به جلو مي‌برد يا كفش تخت كه بدن را به عقب متمايل مي‌كند كفش پياده‌روي سبب مي‌شود پشت خود را صاف نگه داريم و حالت متوازني به بدن بدهيم. در كفش پياده‌روي بالشتكي هم براي پا تأمين شده است تا وقتي پا روي زمين فرود مي‌آِيد حداقل ضربه به مفاصل وارد شود. كفش پياده‌روي نه‌تنها از آسيب ديدن مفاصل و ستون مهره جلوگيري مي‌كند بلكه كمك مي‌كند تا پياده‌روي حداكثر حالت تمرين و نرمش را داشته باشد.
    كفش ورزش‌هاي آبي (Water Sport Shoe)
    اين كفش‌ها حالت ويژه‌اي دارند و از منسوجاتي مثل توري و نئوپرن ساخته شده‌اند كه زود خشك مي‌شوند و كفي نرم آن‌ها نيز همچون بالشتكي زير پا قرار مي‌گيرد. منسوجات به كار رفته در اين كفش‌ها حالت تنفس‌پذير دارند تا آب را در خود نگه ندارند. اكثر اين كفش‌ها پشت بسته‌اي دارند تا بهتر از پا حفاظت كنند.
    كفش اردو (Camping Floater)
    كفش راحت و زمخت كه داراي زيره‌اي ميخ‌دار است كه از لغزش جلوگيري مي‌كند. پوشيدن كفش اردو آسان است، به راحتي مي‌توان با آن قدم زد، براي عبور از چاله‌هاي آب و حتي جويبارها مناسب است و به هنگام بالا رفتن از صخره‌ها سر نمي‌خورد.
    كفش كريكت (Cricket shoe)
    كفش كريكت داراي استوك‌هاي لاستيكي است و به گونه‌اي طراحي شده است كه براي بازي در زمين سرپوشيده و روباز مناسب است و ويژگي‌هاي خاص دارد. رويه و تسمه‌هاي كفش تنظيم‌پذير است و طي دويدن از پا حفاظت مي‌كند. كفش كريكت داراي ميخ‌هاي فلزي است تا به خوبي با زمين بازي درگير شود.
    كفش اروبيك (Aerobic Shoe)
    كفش اروبيك به گونه‌اي ويژه طراحي شده است تا سبك باشد، ضربه‌گيري خوبي داشته باشد و حالت بالشتكي نيرومندي داشته باشد. اين كفش به خوبي پا را در بر مي‌گيرد و زيره‌ی‌ محافظ نيرومندي دارد كه خطر زخمي شدن را به حداقل مي‌رساند.
    كفش اسب‌سواري (Horse riding shoes)
    كفش سواركاري را به طور معمول چكمه يا زيرزانويي مي‌نامند زيرا ساق پا يا گاهي زانو را در بر مي‌گيرد و از خراش برداشتن پا جلوگيري مي‌كند. كفش اسب‌سواري به طور معمول از جنس چرم يا جير است تا به آساني فرسوده نشود. كفش سواركاري در اين ورزش اهميت زيادي دارد. سواركاران غربي به طور عموم از چكمه‌هاي گاوچراني استفاده مي‌كنند ولي بسياري هم از چكمه‌هاي بنددار و نيمه‌چكمه خوششان مي‌آيد.
    كفش بدمينتون (Badminton Shoe)
    كفش بدمينتون بايد به خوبي با زمين درگير شود، حالت بالشتكي داشته باشد و در قسمت جلو انعطاف‌پذير باشد. فناوري‌هاي متنوعي در كفش‌هاي بدمينتون به كار مي‌رود كه زيره‌هاي هگزاگريپ، كفي‌هاي پاوركاشن، ارگوشيپ، دابل راسل‌مش و ليترال كلاو از جمله‌ی آن‌ها هستند كه هر كدام كاركرد خاصي دارند و به طور معمول توان، سرعت و چابكي بازيگر را در زمين افزايش مي‌دهند.
    كفش بدمينتون را نبايد در جايي غير از زمين بدمينتون پوشيد زيرا حالت چسبندگي آن به زمين از بين مي‌رود و كارآيي خود را از دست مي‌دهد.
    كفش اسكواش (Squash shoe)
    ورزش اسكواش در فضاي سربسته انجام مي‌شود بنابراين زيره‌ی بيروني كفش اسكواش از جنس لاستيك كائوچويي باشد تا حداكثر رانش را به دست دهد. سرپنجه و قسمت جلوي كفش اسكواش هم به گونه‌اي شكل داده مي‌شود كه اصطكاك و ناراحتي انگشتان را كاهش دهد. تعبيه‌ی توري سبك ورزشي در ساختار كفش هم پا را خشك نگه مي‌دارد و ضد تاول است. بالشتك ضربه‌گير قوي و زيره‌ی پرداخت شده هم از ويژگي‌هاي كفش اسكواش است كه پايداري را به حداكثر مي‌رساند و انجام حركت را تسهيل مي‌كند.
    كفش واليبال (Volleyball shoe)
    كفش واليبال از لحاظ ظاهر شبيه كفش بسكتبال يا كفش نرمش است اما ويژگي‌هاي منحصر به فرد خاص خود را دارد. زيره‌ی بيروني لاستيكي مؤلفه اصلي اين كفش است. لاستيك كائوچويي سبب مي‌شود تا ورزشكار در درون تالار ورزشي و ساير ورزشگاه‌هاي سرپوشيده عالي حركت كند. در ضمن با گسترش واليبال در فضاي باز، برخي پايپوش‌سازان زيره‌هاي بيروني خاصي براي كفش واليبال طراحي كرده‌اند كه مختص بازي در زمين چمن يا ماسه است. زيره‌ی مياني كفش واليبال هم مهم است. اقتضاي واليبال اين است كه ورزشكار اوقات زيادي از وقت بازي را روي سينه پا مي‌ايستد بنابراين جلوي كفش واليبال بايد محكم و انعطاف‌پذير باشد. ضربه‌گيري هم به عهده‌ی زيره‌ی مياني است كه به طور معمول حالت اسفنجي دارد. ضربه‌گيري‌هايي مانند ژل و هوا نيز در زيره‌ی مياني گنجانده مي‌شود تا حالت بالشتكي ايجاد شود كه از بدن در برابر ضربات سخت و جراحت محافظت شود.
    كفش كشتي (wrestling shoes)
    كفش كشتي داراي زيره‌ی تخت است و تا مچ پا را در بر مي‌گيرد تا از مچ پا محافظت كند زيرا طي كشتي گرفتن وزن زيادي روي اين بخش قرار مي‌گيرد. زيره به طور معمول از جنس لاستيك است تا حداكثر چسبندگي را داشته باشد. اكثر زيره‌ها دو قسمتي هستند.
    قسمت سينه و پاشنه آج‌پوش هستند و قسمت قوس بدون آج است. كفش‌كشي بايد سبك باشد و به راحتي بتوان آن را پوشيد.
    كفش اسكي
    كفش اسكي ويژه‌ی حركت روي برف است بنابراين به طور معمول صفحه‌اي دراز و تخت زير آن قرار مي‌گيرد كه داراي قوسي رو به بالا در قسمت جلو است و لبه‌هاي آن از طرفين بيرون زده‌اند. پاي اسكي باز روي صفحه پايه‌ی كفش اسكي محكم مي‌شود كه به تمامي از رزين مصنوعي ساخته مي‌شوند. طول كلي كفش اسكي نزديك به يك متر است.
    نتيجه‌گيري
    كاستن از گشتاور به هنگام حالت‌هاي چرخشي پا، نرمي درون به منظور فراهم‌سازي راحتي كامل در سراسر بازي و امكانات كنترل حركت از جمله ويژگي‌هاي كفش ورزشي عالي هستند. خلاصه‌ی كلام آن كه ويژگي‌هايي چون انعطاف‌پذيري، ايجاد حفاظت، ضربه‌گيري بالشتكي، كاهش تكانه‌هاي اعمالي به پا از جمله امكان‌هاي كفش ورزشي مطلوب است. مناسب بودن كفش ورزشي مهم است زيرا در ورزش‌هاي مختلف حركات مختلفي انجام مي‌شود كه كفش مخصوص به خود را لازم دارند. با كفش مناسب لذت بيش‌تري مي‌توان از ورزش برد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:14  توسط پدرام کاظمی   | 

١٠ روش طبیعی برای مقابله با نیش پشه

 

١٠ روش طبیعی برای مقابله با نیش پشه

 یكی از بزرگترین و شاید یگانه موردی كه در فصل‌های گرم به ویژه تابستان، افراد مختلف در نقاط گوناگون جهان با آن سر و كار دارند، نیش پشه‌ها و سوزش جای آن است. پشه‌ها نیش می‌زنند و پس از 24 ساعت می‌میرند، اما جای نیش آن‌ها كه سوزش دارد و قرمز شده، برای مدتی می‌ماند و باعث آزار فرد می‌شود.

10 راه طبیعی وجود دارد كه می‌توان از آن‌ها برای مقابله با پشه‌ها و رهایی از نیش این حشرات به ویژه در طول شب استفاده كرد. اولین روش، خلاص شدن از آب‌های راكد در اطرافتان است. به عنوان مثال، ظروف آب حیوانات خانگی و حوض‌ها محل مناسبی برای تخم‌گذاری این پشه‌ها و گسترش دامنه فعالیت آن‌هاست.

دومین راه، كاشتن و یا نگهداری از گیاهان چون علف گربه،‌ اكلیل كوهی، بالنگ، استوخدوس، دارچین و نعناع است. این گیاهان مانع جذب پشه‌ها می‌شوند یا به عبارتی به گیاهان پشه‌گریز معروف هستند.

سومین روش، این است كه از سیر استفاده كنید. پشه‌ها همانند خون‌آشام‌ها از این گیاه نفرت دارند. اگر از بوی سیر متنفرید، یك تكه پارچه را در آب سیر خیس كنید و پس از خشك شدن، آن را خارج از اتاق و یا محلی كه زندگی می‌كنید، آویزان كنید. اگر هم برایتان فرقی نمی‌كند كه بوی سیر بدهید، یك حبه سیر را چهار قسمت كرده و یكی از این چهار قسمت را له كرده و با پنج لیوان آب مخلوط كنید و به صورت اسپری درآورید و به خود بپاشید. این روش پشه‌ها را از شما دور می‌كند. همچنین می‌توانید یك بوته سیر را از سر در اتاقتان آویزان كنید.

چهارمین راه، این است كه گیاه مریم گلی و اكلیل كوهی را درون زغال كباب بریزید. این روش به راحتی پشه‌ها را دور می‌كند. استفاده از روغن‌ها و عصاره‌های طبیعی چون اوكالیپتوس، دارچین و روغن كرچك هم برای دفع نیش پشه‌ها به كار برده می‌شوند. برای استفاده از این روش، 10 تا 25 قطره از این روغن‌ها را درون دو قاشق غذاخوری حلال، مخلوط كرده و به بدن بپاشید.

پنجمین راه دفع پشه‌ها این است كه در زمان‌هایی كه این حشرات بیشترین فعالیت خود را دارند، ‌از بیرون رفتن خودداری كنید. پشه‌ها اكثرا در زمان طلوع و غروب خورشید فعال‌تر می‌شوند. به همین دلیل 30 دقیقه قبل و بعد از غروب و طلوع از خانه خارج نشوید تا از شر نیش این پشه‌های مزاحم در امان بمانید.

پشه‌ها به سمت لباس‌های تیره جذب می‌شوند. به همین دلیل، بهتر است در زمانی كه خارج از خانه هستید از پوشیدن لباس‌هایی با رنگ‌های تیره خودداری كنید. لباس‌های رنگ روشن و سفید مانع پشه‌ها هستند. عطرها و صابون‌هایی با رایحه‌های گل‌ها هم جاذب پشه‌ها هستند. پس بهتر آن است كه در خرید این محصولات آرایشی دقت كنید تا از نیش پشه‌ها در امان بمانید.

موقعیت نشستن شما هم در جذب پشه‌ها اثر دارد. از مكان‌های نزدیك به كولرها و پنكه‌ها استفاده كنید؛ چرا كه پرواز پشه‌ها در معرض باد این وسایل به سختی صورت می‌گیرد. استفاده از اسپری سركه سیب و یا سركه سفید هم می‌تواند پشه‌ها را دور كند. آخرین روش استفاده از خفاش‌هاست، بهتر است یك خفاش بخرید و قفس آن را از پنجره آویزان كنید تا پشه‌ها را نوش جان كند.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:13  توسط پدرام کاظمی   | 

لامپ های LED برای جاسوسی در زیر پوست

 لامپ های LED برای جاسوسی در زیر پوست

کاربرد لامپ های ال ای دی به عنوان یک منبع نور کوچک و ارزان قیمت در دنیای دستگاه های الکترونیکی زیاداست. انواع آنها را می توان در نمایشگر ها، رباتها، اسباب بازی ها و یا حتی چراغ های راهنمایی و رانندگی دید.

به گزارش نارنجی، آقای John Roger یکی از محققین دانشگاه lllinois به همراه تیم تحقیقاتی خود لامپ های LED ساخته است که می تواند در محیط های مرطوبی مانند بدن انسان فعالیت داشته باشند.

این
LED های جدید در اندازه های بسیار کوچک و باریک ساخته میشوند. این تیم تحقیاتی توانسه لامپهایی تولید کند که تحت کشش خراب نمی شوند و می توانند دور خود بپیچند.

انعطاف پذیری ال ای دی های جدید به گونه ای است که دارای قابلیت چرخش تا 720 درجه را دارند بدون آنکه هیچ تغییری در کیفیت و عملکرد این لامپ صورت گیرد. جالب است بدانید که این تیم تحقیقاتی یک صفحه مجهز به این لامپ ها را در زیر پوست یک موش آزمایشگاهی برای تست جاسازی کردند.

از جزئیات الکترونیکی این لامپ ها و چگونگی تامین انرژی آنها خبری در دسترس نیست اما به گفته سرپرست تیم این شیت می تواند در محیط هایی مانند آب مخلوط با صابون و یا حتی زیر پوست انسان نیز فعالیت داشته باشد.

این تیم تحقیقاتی امید دارد که این فن آوری بتواند جای خود را در دنیای گسترده پزشکی باز کرده و کاربرد های زیادی را به خود اختصاص دهد. برای مثال یکی از کاربرد های این لامپ های الکترونیکی جاسازی آنها در دستکش های جراحی پزشکان برای ایجاد میدان دید و نور بهتر در حین انجام اعمال جراحی است.

تصورش را بکنید. شاید در آینده ای نه چندان دور خالکوبی هایی با لامپ ال ای دی در زیر پوست، جنبه تبلیغات و یا زیبایی پیدا کند!

گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:12  توسط پدرام کاظمی   | 

حشرات جاسوس سامانه ي هاي نوين، جادوي مهندسي هوافضا در قرن 21

 

 حشرات جاسوس

 نويسنده:عباس خارباف

 سامانه ي هاي نوين، جادوي مهندسي هوافضا در قرن 21

يک مگس مدام در گوش شما وز وز مي کند! با هيچ افشانه ي حشره کشي حريفش نمي شويد! هوشمندانه از ضربات مگس نيز مي گريزد! پس شايد يک مگس معمولي نباشد! يک مگس جاسوس...! در اين بخش از سامانه هاي نوين، جادوي مهندسي هوافضا در قرن 21، به معرفي و بررسي حشرات جاسوس پرداخته شده است. حتماً مطالعه کنيد.

1- مقدمه

گمان کنيد کشوري براي جنگ به يک سرزمني ناشناخته رفته و نبرد در حال آغاز است. سربازان و نيروي زميني کشور مقابل براي شکل دهي آفندي همه جانبه آماده شده و در سه کيلومتري حريف مستقر مي شوند. در حالي که نمي دانند هر جنبش آنها به وسيله ي حشرات روباتيکي که به دوربين هاي کوچک آراسته شده و بر فراز آن سرزمين پرواز مي کنند، ديده مي شود. اين مگس هاي روباتيکي کوچک (ريزپرنده ها) که ريزرسانگرهاي هوايي نيز ناميده مي شوند، بالاي سر نيروهاي زميني پرواز خواهند کرد.
وزارت دفاع آمريکا ميليون ها دلار براي گسترش اين ريزرسانگرها هزينه کرده است. اين حشرات جاسوص بهترين و کامل ترين ابزار براي پاسداري جان سربازان در مأموريت هاي شناسايي هستند. امروزه گردآوري داده هاي شناسايي هنگام نبرد و با مستقر کردن سربازان و هواپيماها بسيار پرخطر است و در عين حال تصويرگيري ماهواره اي به صورت فوري قابل دسترس براي سربازان نيست.
آژانس طرح هاي پژوهشي پيشرفته دفاعي بر روي گروه هاي پژوهشي گوناگوني براي گسترش و پيشرفت ريزرسانگر هاي هوايي که طول، عرض و ارتفاع آنها بيش از 15 سانتي متر نيست، سرمايه گذاري کرده است. اين هواپيماهاي کوچک ازکوچک ترين هواپيماهاي بدون سرنشيني که تا به امروز ساخته شده اند نيز کوچک تر خواهند بود.دسته اي از اين ريزرسانگرها طراحي شده اند تا پرواز و جنبش هاي حشرات (مگس ها، زنبورها و سنجاقک ها) را تقليد کنند.

2- آموزش پرواز

نکته هاي زيادي براي پرواز و هوانوردي از مگس ها مي توان آموخت که با استفاده از هيچ هواپيماي بال ثابتي قابل آموختن نيست. سال هاي گذشته در باره ي مکانيزم و ساختار پرواز حشرات، شناخت زيادي نبود در حالي که آنها کهن ترين هوانوردان جهان هستند. حتي برخي اوقالت به اين حشرات جست هاي جنگي طبيعت نيز مي گويند. شايد شما در باره ي اينکه چگونه زنبورهاي عسل بر طبق قوانين آيروديناميک پرواز نمي کنند، چيزهايي شنيده باشيد. اين به آن دليل است که اصول پرواز يک حشره بسيار متفاوت از اصول پرواز يک هواپيماي بال ثصابت است. مهندسان مي گويند براساس قراردادهاي آيرودينامکي که بر هواپيماهاي بال ثابت صدق مي کند، پرواز زنبورهاي عسل ناممکن است! پس اصول و قوانين ديگري بايد موجود باشد.
طرح ريزحشره ي پروازگر مکانيکي در باره ي گسترش روبات هاي کوچک پروازي است که اصول پرواز حشرات را به کار م گيرند. طرح ريزحشره ي پروازگر مکانيکي، يک حشره ي روباتکي را که عرضش 10 تا 25 ميلي متر است و دو بال آويخته را براي پرواز به کار مي گيرد، پيشنهاد مي کند. هدف طرح، آفرينش يک روبات کوچک پروازگر است تا همانند مگس پرواز کند.
سه اصل زير چگونگي ايجاد نيروي برا و ماندن حشره را در هوا روشن مي کند:
واماندگي تأخيري: حشره بال خود را در يک زوايه ي حمله ي زياد به جلو مي زند، از ميان هوا در يک زاويه ي پرشيب تر نسبت به هواپيماهاي عادي هوا را برش مي دهد. در چنين زاويه ي پرشيب هواپيما دچار واماندگي شده، نيروي برا از بين مي رود و نيروي پسا (نيروي بازدانده) روي بال افزايش مي يابد. بال يک حشره يک گردابه ي لبه ي حمله توليد مي کند که روي سطح بال مي نشيند تا نيروي برا توليد شود.
انتشار جريان چرخشي: در پايان حرکت بال حشره به عقل مي چرخد که يک چرخش به عقب ايجاد کرده و حشره را به باالا مي راند (توليد برا).
گرفتن جريان حلقوي بال: هنگامي که بال در ميان هوا جنبش مي کند، گردابه هايي پس آن توليد مي شود. وقتي که حشره بال خود را مي چرخاند، به سوي جريان هاي حلقوي خودي تغيير سمت مي دهد و انرژي کافي کسب مي کند تا خود را در بالا نگه دارد.
پژوهشگران مي گويند که اگر بتوان از اين ساختار بهره برداري کرد براي ساخت يک روبات کوچک پرنده بسيار مفيد خواهد بود، ولي نمي توان اين روبات ها را براساس اصول موجود طرح کرد و ساخت؛ يک بازنگري کلي نياز است.

3- روباگ ها براي پرواز آماده مي شوند

دست کم دو طرح در آژانس طرح هاي پژوهشي پيشرفت دفاعي در حال گسترش است که از اصول پرواز حشرات الهامي مي گيرد. يکي از آنها بر کلي است و ديگري انتوموپتر!

انتوموپتر

در ژولاي سال 2000 ميلادي، اداره ي ثبت نوآوري ها آمريکا امتيازي به مؤسسه ي پژوهشي جرجياتک، به خاطر اختراع انتوموپتر اهدا کرد. اين اختراع حشره ي الکتورمکانيکي چندوجهي نيز ناميده مي شد. انتوموپتر براي عمليات ممکنِ داخلي طراحي شده است و با جنبش بال هايش و توليد برا، حشرات را تقليد خواهد کرد. پژوهشگران در حال مطالعه هستند تا بتوانند انتوموپتر را براي پرواز در راهروها، کانال هاي سامانه هاي تهويه و خزيدن از زير درها آماده کنند.

بخش هاي پايه اي انتوموپتر

بدنه: همانند يک هواپيماي بزرگ است؛ در آن منبع نيرو و مخزن سوخت اصلي جاسازي شده است؛ تمامي بخش هاي ديگر انتوموپتر به بدنه مي خورند.
بال ها: انتوموپتر دو بال دارد که در يک آرايش فضايي شبيه به x قرار گرفته اند؛ از يک غشاي نازک ساخته شده اند؛ رگه هاي سيخ ولي خمش پذيري در محل پيوند به بدنه به آنها پيوسته شده است تا خمشي را که براي توليد نيروي برا نياز است به آنها بدهد.
ماهيچه ها ي شيميايي رفت و برگشتي: يک موتور فشرده ي نااحتراقي به بال ها پيوند خورده تا جنبش بال هاي را فراهم کند.

حسگرها: حسگرهايي براي نگاه کردن جلو، عقب و کناره ها.

دوربين: نمونه ي آرمايشي داراي دوربين نبود ولي گونه ي نهايي توانايي حمل يک دوربين يا يک حسگر بويايي را خواهد داشت. اين حسگرها بوها را تشخيص خواهد داد و انتوموپتر به سوي منشأ بو رانش خواهد کرد.
و...
انتوموپتر از يک واکنش شيميايي نيرو مي گيرد. سوخت به بدنه تزريق مي شود که يک واکنش شيميايي را رد پي داشته و گازي پخش شده و فشار گاز پيستون را در بدنه به حرکت در مي آرود. اين پيستون که به بال ها پيوند خورده، آنها را حرکت مي دهد. طول بال انتوموپتر کنوني 25 سانتي متر است. ولي پژوهشگران اميدوارند آن را کوچک تر سازند.

4- ريزحشره ي پروازگر مکانکي

برکلي، طرحي براي گسترش حشره ي روباتيکي در اندازه ي مگس هاي خانگي است که براي آن 2/5 ميليون دلار هزينه شده است.

ريزحشره ي پروازگر در طرح برکلي

پژوهشگران براي ساختن ريزحشره هاي پروازگر مکانيکي، آزمايش هايي را براي ياديگري چگونگي پرواز مگس ها انجام داده اند. يکي از اين آزمايش شامل ساختن يک جفت بال روباتيکي 25 سانتي متري است که روبوفلاي نام دارد. شش موتورـ سه موتور براي هر بال ـ بال ها را به بالا و پايين، عقب و جلو و در يک حرکت دايره اي مي رانند. حسگرهايي روي بال ها پيوند خورده که نيروي وارده را اندازه گيري مي کنند. براي کنترل پرواز اين روبوفلاي ها از ژيروسکوپ ها، حسگرهاي نوري نيز بهره گرفته خواهد شد.

5- مگس هاي کارا

به علت هزينه هاي زياد گسترش حشرات روباتيکي پروازگر، ارتش آمريکا دوست دارد براي نخستين بار اين حشرات را در مأموريت هاي جاسوسي به کار بگيرد. آژانس طرح هاي پژوهشي پيشرفت دفاعي در روياي يک مگس جاسوس است که در مأموريت هاي شناسايي به کار گرفته شده و با سربازان نيروي زميني کنترل شود. اين رسانگر پروازي کوچک افزون بر آن که عکسي هايي از جا به جايي نيروها خواهد فرستاد، براي يافتن جنگ افزارهاي زيستي، شيميايي و هسته اي به کار گرفته خواهد شد. افزون بر آن يک حشره ي روباتيکي، توانايي فرود بر روي رسانگرهاي دشمن و جاسازي يک برچسب الکتريکي روي آنها خواهد داشت تا به راحتي نشانه گيري شوند.
ارتش خواهان ريررسانگرهاي هوايي است که بردي در حدود 10 کيلومتر داشته باشند، در روز يا شب بتوانند پرواز کنند، در حدود يک ساعت روي هوا پرواز کنند. يک ريزرسانگر هوايي مطلوب بايد سرعتي در حدود 20 مير بر ثانيه داشته باشد و از پايگاه هاي زميني کنترل شود. اين حشرات روباتيکي را مي توان در مأموريت هاي مريخ نيز به کار برد. دانشمندان و پژوهشگران اميدوراند ريزپرنده هايي بسازند که در مأموريت هاي اکتشافات فضايي به کار گرفته شودند. براي اين مأموريت هاي انتوموپترها پيشنهاد شده اند.

منابع:

1-"Micro Air Vehicles-Toward aMew Dimension in Flight" , internet online, Availavle from:www.darpa.mill
2- "US Berkeley Robotics and intelligent Machines Labratory", internet online, Availavle from:rovot-ics.eecs.berkely.edu
3- Micromechamical Flying Insect (MFI) project:", internet online, Availavle from: robotics.eecs.berke-ley.edu
4- Robofly, Solves Mystery of Inset Flight, internet online, Availavle from: robotics.eecs.berkeley.edu

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:7  توسط پدرام کاظمی   | 

آیا Stuxnet قویترین بدافزار تاریخ است؟

 

آشنایی و مقابله با بدافزار Stuxnet

آیا Stuxnet قویترین بدافزار تاریخ است؟


به گزارش خبرنگار مهر، نسخه ابتدایی استاکس نت نخستین بار یک و نیم سال پیش از سوی یک شرکت کوچک امنیتی در بلاروس گزارش شد و یک ماه بعد از آن نیز تایید شد که این کرم در حال هدف قرار دادن سیستمهای ویندوز در مدیریت سیستمهای کنترل صعنتی بزرگ است اما شرکتهای معروف دنیا که علیه بدافزارها کار می کنند در مورد این بدافزار که آن زمان از آسیب پذیری های ساده تری استفاده می کرد در مورد آن اطلاع رسانی عمومی نکرده و اقدامی خاصی در این باره انجام ندادند.



سیستمهای کنترل صنعتی اغلب با عنوان اسکادا شناخته می شوند و هر چیزی را از سایتهای نیروگاهی گرفته تا خطوط انتقال نفت کنترل می کنند و طبق اعلام رسمی، ایران جدی ترین هدف این کرم بوده و براساس اولین آمار ارائه شده نزدیک به ۶۰ درصد از تمامی سیستمهای آلوده به این ویروس در ایران قرار داشتند.
 

به همین دلیل به نظر می رسد این ویروس با اهدافی خاص نیروگاههای اتمی ایران را مورد هدف قرار داده است. استاکس می تواند به طور همزمان از چهار آسیب پذیری برای دسترسی به شبکه های رایانه ای استفاده کند و به اعتقاد کارشناسان پیش از این دیده نشده که یک بدافزار به طور همزمان از چهار آسیب پذیری اصلاح نشده استفاده کند.

ساماندهی و پیچیدگی این بدافزار به حدی قابل توجه و اعجاب انگیزاست که محققان معتقدند که کسانی که پشت این بدافزار قرار دارند، قصد دارند به تمام دارایی های شرکت یا شرکتهای هدف خود دست یابد. همچنین محققان امنیتی براین باورند که تیمی متشکل از افرادی با انواع تخصصها و پیش زمینه های صنعتی و IT این بدافزار را ایجاد کرده و هدایت می کنند.

کارشناسان معتقدند که سطح بالایی از تخصص صنعتی در نوشتن این ویروس مورد استفاده قرارگرفته است و به همین دلیل انگیزه عادی یا کسب درآمد در نوشتن آن مطرح نبوده است. به همین دلیل است که گفته می شود یک سازمان یا یک دولت متخاصم علیه ایران ممکن است دست به این اقدام سایبری زده باشد.

به اعتقاد کارشناسان استاکس نت بسیار پیچیده و در سطح بالایی از تکنولوژی قرار دارد که در نوع خود بی نظیر است. شاید به تعبیری این کرم جاسوسی اولین نمونه ویروسی باشد که به صنعت حمله کرده و خاص صنعت طراحی شده و قویترین بدافزار تاریخ است.

اما با این وجود مسئولان شرکت فناوری اطلاعات کشور معتقدند که این کرم جاسوسی نه تنها تهدیدی برای سیستمهای صنعتی کشور محسوب می شود بلکه تهدیدی برای بیش از یک سوم جمعیت کشور که کاربران اینترنت را تشکیل می دهند نیز است.

استاکس نت در کمین رایانه های شخصی

معاون شرکت فناوری اطلاعات ایران با تاکید بر اینکه ویروس رایانه ای استاکس نت که چندی است رایانه های ایرانی را مورد حمله قرار داد تنها محیط صنعتی را تهدید نمی کند گفت: این ویروس نقاط ضعفی را در کامپیوترهای آلوده ایجاد می کند که امکان دسترسی به اطلاعات رایانه کاربران را از راه دور فراهم می سازد.

حمید علیپور در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: کرم جاسوسی استاکس نت بسیارخطرناک است و به رغم اینکه محیطهای صنعتی را مورد حمله قرار می دهد، کاربرانی که در منزل از رایانه استفاده می کنند و یا شرکتهای دولتی و خصوصی نیز در معرض تهدید این ویروس قرار دارند.

وی با تاکید بر اینکه معمولا مهاجمین به اطلاعات اجازه دسترسی به راههای نفودی که در رایانه ها باز کرده اند را به دیگران نمی دهند و با سرورهای میانی و روش های کد شده سعی می کنند این راههای نفوذ را حفاظت کرده و تنها خود از این کامپیوترهای آلوده استفاده کنند، اضافه کرد: اما آنچه که در این ویروس تعجب آور است این است که راههای نفوذ در دسترس است و هر فردی که کوچکترین اطلاعاتی از هک و جاسوسی الکترونیک داشته باشد می تواند از کامپیوتر آلوده سوء استفاده کند.

معاون شرکت فناوری اطلاعات گفت: این به این معنا است که دری روی رایانه های آلوده باز شده که از طریق اینترنت امکان حمله به رایانه توسط گروهی به جز مهاجمین استاکس نت را فراهم کرده است.

علیپور گفت: با بیان اینکه اگرچه تهدید اولیه این ویروس در ایران بوده اما با توجه به رشد و نفوذی که در سطح دنیا داشته این بدافزار از کنترل خارج شده و در جاهای دیگر دنیا هم در حال توسعه یافتن است.

نحوه عملکرد و روشهای مقابله با ویروس رایانه ای استاکس نت

معاون شرکت فناوری اطلاعات در پاسخ به این سئوال که این جاسوس رایانه ای چه اطلاعاتی از کاربران خانگی را به سرقت خواهد برد به مهر گفـت: به نظر نمی رسد هدف اولیه نویسنده این بدافزار سرقت اطلاعات کارتهای اعتباری کاربران خانگی بوده باشد اما این امکان به وجود آمده که هر کامپیوتر آلوده به این ویروس نه تنها از سوی نویسنده این بدافزار بلکه توسط هر فردی که اطلاعات آن را در اینترنت خوانده و نحوه استفاده از آن را یاد گرفته باشد مورد سوء استفاده قرار گیرد.

وی تصریح کرد: جزئیات فعلی این بدافزار در وب سایت ماهر “مرکز مدیریت امداد و هماهنگی عملیات رخداد رایانه*ای” به نشانی فقط کاربران عضو می توانند لینک را ببینید.. Register ثبت نام آمده و مجموعه ای از اخبار و اطلاعات و مقالات در بخش توصیه های امنیتی این سایت خاص این ویروس گذاشته شده است.

علیپور با تاکید بر اینکه نحوه پاکسازی رایانه ها در سایت ماهر توضیح داده شده و تمامی اطلاعات بروزرسانی می شود تا کاربران عام در جریان قرار گیرند ادامه داد: در زمان حاضر اکثر نرم افزارهای ضد بدافزار و ویروس کش های مختلف قابلیت پاکسازی ویروس استاکس نت را دارند و اگر کاربران از نرم افزارهای بروز شده ضد ویروس که قابلیت شناسایی داشته باشد استفاده می کنند می توانند با این بدافزار مقابله کنند.

کاربران سعی کنند با حداقل سطح دسترسی وارد کامپیوترشان شوند
وی با بیان اینکه لیست بدافزارهایی که قابلیت شناسایی آنها وجود دارد روی سایت مرکز ماهر قرار دارد به مهر گفت: برخی از نرم افزارهای ویروس کش برای کاربران خانگی قابل دانلود و رایگان است.

معاون شرکت فناوری اطلاعات با اشاره به دیگر نکات لازم برای رعایت کاربران خاطرنشان کرد: کاربران سعی کنند با حداقل سطح دسترسی وارد کامپیوترشان شوند. کسانی که با سیستم عامل لینوکس کار می کنند این موضوع را رعایت می کنند اما کاربرانی که از سیستم عامل ویندوز استفاده می کنند باید این موارد را بیشتر رعایت کنند.

کاربران دو کلمه عبور برای سیستم خود ایجاد کنند
وی ادامه داد: متاسفانه کاربران ویندوز که اکثر کاربران کشور ما را تشکیل می دهند عادت دارند که یا به اسم مدیر سیستم وارد کامپیوتر می شوند و یا به کلمه عبوری که برای خود ایجاد کرده اند اختیارات مدیر سیستم را می دهند که این موضوع بسیار خطرناک است. به همین دلیل به کاربران توصیه می شود دو کلمه عبور برای سیستم خود ایجاد کنند که به یکی از آنها اختیارات سطح بالای دسترسی و مدیر سیستم را بدهند و به کلمه عبور دیگر این اختیار را ندهند.

توصیه ای برای زمان اتصال به اینترنت یا استفاده از فلش و کول دیسک
وی ادامه داد: توصیه امنیتی این است که کاربران در حالت عادی بخصوص وقتی می خواهند به اینترنت وصل شوند و یا حافظه جانبی مثل فلش و کول دیسک و هارد اکسترنال به سیستم وصل کنند با حداقل سطح دسترسی لازم برای کار با کامپیوتر وارد سیستم شوند و زمانی که لازم است نرم افزاری نصب شود یا سطح دسترسی بالاتر در حد مدیر سیستم باشد با کلمه عبور با احتیاط بالاتر وارد سیستم شوند.

علیپور اضافه کرد : به این ترتیب ویروس ها نمی توانند درایورهای خود را روی سیستم نصب کنند و حداکثر اگر کامپیوتر را آلوده کرده باشند با یک خاموش روشن شدن سیستم این ویروس پاک می شود. چون ویروس نتوانسته خود را در نقاط کلیدی سیستم کپی کند.

وی گفت: در مورد استاکس نت اگر کلمه عبور مدیریت سیستم نباشد کامپیوتر اگر آلوده نشده باشد امکان آلوده شدن آن نیست. چون این ویروس درایورهایی را روی سیستم نصب می کند که برای نصب آنها نیاز به اختیارات مدیر سیستم دارد. پس کاربران این توصیه امنیتی را جدی بگیرند.
علیپور گفت: نشانه ها و علائم مورد حمله قرارگرفتن سیستمها روی سایت مرکز ماهر موجود است و ضمن اینکه یک فایل اجرایی کوچک توسط مراکز آپای دانشگاه شریف و امیرکبیر نوشته شده و روی وبسایت ماهر قابل دانلود شدن است.


نسخه های خطرناک تر استاکس نت در راه هستند
علیپور اضافه کرد: برنامه حذف این ویروس برای مدت دو ماه بود که با توجه به اینکه این ویروس در حال تغییر و تحول است و نسخه های جدیدتر و خطرناکتر آن نیز در حال انتشار است این زمان تغییر یافت. اما در صورتی که دیگر شاهد تغییراتی در این ویروس نباشیم امیدواریم بتوانیم برنامه دو ماهه را برای آن پیاده سازی کنیم و آلودگی را به سطح قابل قبولی کاهش دهیم.

وی تصریح کرد: سطح آلودگی در کنترل و کاهش قرار دارد و اقداماتی برای پاکسازی آغاز شده اما باید توجه داشت که ویروس کار را رها نکرده و نسخه های جدیدتری را به سمت اهداف خود می فرستد.

به گفته این مقام مسئول تمامی اقدامات در کشور برای پاکسازی و کنترل این ویروس هماهنگ و مشترک و با مرکزیت مرکز ماهر به عنوان CERT هماهنگ کننده در جریان است.

گزارش سایمانتک از Stuxne
اخیراً یک بدافزار خطرناک به نام Stuxnet در همه کشورهای جهان و به خصوص ایران گسترش پیدا کرده است که هدف آن ایجاد اختلال در شرکت ها و سازمان های مرتبط با زیرساخت های حیاتی همچون نیروگاه ها است. بدافزار مذکور با سوءاستفاده از یک حفره امنیتی در ویندوز گسترش پیدا می کند و به دنبال سیستم هایی است که از نرم افزار WinCC Scada که متعلق به زیمنس است، استفاده می کنند. نرم افزار مذکور معمولاً توسط سازمان های مرتبط با زیرساخت های حیاتی مورد استفاده قرار می گیرد. شرکت سایمانتک در این رابطه اطلاعاتی را منتشر ساخته است که در ادامه می آید. بنا بر اطلاعات ارائه شده توسط سایمانتک، کرم رایانه ای Scada که هدف آن شرکت ها و سازمان های مربوط زیرساخت های حیاتی هستند، نه تنها به سرقت اطلاعات می پردازد، بلکه یک back door را نیز بر روی سیستم قربانی قرار می دهد تا بتواند از راه دور و به طور مخفیانه کنترل عملیات زیرساخت های مذکور را در اختیار گیرد. کرم Stuxnet، شرکت های مربوط به سیستم های کنترل صنعتی در سراسر جهان را آلوده ساخته است، با این وجود بنا بر گزارش های دریافت شده، بیشتر آلودگی ها در ایران و هند مشاهده شده است. همچنین کرم مذکور توانسته است به صنعت انرژی در ایالات متحده آمریکا نیز وارد شود.



با وجود اینکه سایمانتک اطلاعات دقیقی از شرکت های آلوده شده دارد، از افشای اطلاعات در مورد نام و تعداد شرکت های آلوده شده به دلیل مسائل امنیتی خودداری می کند. سایمانتک اطلاعات خود در اینباره را از طریق نظارت بر ارتباطاتی که دستگاه های آلوده با سرور command and control بدافزار Stuxnet برقرار می کرده اند، به دست آورده است. آنها با شرکت های آلوده شده تماس گرفته و به آنها در مورد چگونگی مقابله با این بدافزار آگاهی داده اند. بنا بر نظر محققان امنیتی، بدافزار مذکور یک توسعه جدی در زمینه تهدیدات رایانه ای محسوب می شود و متأسفانه کنترل سیستم های فیزیکی در محیط های کنترل صنعتی را در اختیار هکرها قرار می دهد. این بدافزار که تیتر اخبار ماه گذشته بود، برای سرقت کد و طرح پروژه هایی نوشته شده است که از نرم افزار Siemens Simatic WinCC استفاده می کنند. از نرم افزار مذکور معمولاً برای کنترل سیستم های صنعتی و سیستم های زیرساخت های حیاتی مانند سیستم های آب و برق استفاده می شود. این بدافزار از نام کاربری و کلمه عبوری که در نرم افزار زیمنس به صورت hard-coded وجود دارد سوءاستفاده می کندو همچنین بدافزار مذکور از گواهینامه های معتبر ولی انقضا یافته Realtek Semiconductor Corporation برای اعتباردهی به درایوهایش استفاده می کند. از طرف دیگر مشخص شده است که بدافزار Stuxnet یک کد رمزنگاری شده را بر رویProgrammable Logic Controllers (PLCs) سیستم قربانی بارگذاری می کند که از آن برای کنترل اتوماسیون پروسه های صنعتی استفاده می شود. در حال حاضر هنوز فعالیت های کد مذکور به صورت دقیق مشخص نشده است. یک مهاجم با استفاده از back door می تواند از راه دور به انجام فعالیت هایی همچون دریافت فایل ها، اجرای پردازه ها، پاک کردن فایل ها و فعالیت های مشابه بپردازد. وی همچنین امکان این را دارد که در فعالیت های حیاتی یک کارخانه تداخل ایجاد کند و کارهایی مانند بستن دریچه ها و خاموش کردن سیستم های خروجی را انجام دهد. بنا بر گفته یکی از محققان امنیتی، مهاجمان می توانند برای مثال در یک نیروگاه تولید انرژی، نقشه چگونگی عملکرد ماشین آلات فیزیکی را دریافت کرده و آنها را تحلیل کنند تا دریابند چگونه می توانند تغییرات مورد نظر خود را در آنها اعمال کنند. سپس کد دلخواه خود را وارد ماشین آلات کرده تا شیوه عملکرد آنها را تغییر دهند. کرم Stuxnet با سوءاستفاده از یک حفره امنیتی در ویندوز، خود را منتشر می سازد. حفره امنیتی مذکور که در همه نسخه های ویندوز وجود دارد مربوط به پردازش فایل های میان بر (shortcut) با پسوند .lnk است. این ویروس از طریق درایوهای USB، سیستم های قربانی را آلوده می سازد، با این وجود بنا بر اطلاعات ارائه شده توسط مایکروسافت، این ویروس همچنین می تواند در یک وب سایت، اشتراک های شبکه از راه دور یا در فایل های Word نیز مخفی شده و از این طرق به گسترش آلودگی بپردازد.


مایکروسافت یک اصلاحیه فوری را برای برطرف ساختن نقص امنیتی مذکور منتشر کرده است، ولی تنها نصب اصلاحیه، نمی تواند از سیستم هایی که از نرم افزار زیمنس استفاده می کنند، محافظت به عمل آورد زیرا این بدافزار قادر است کد خود را در سیستم های مذکور مخفی کرده و بدون اینکه کسی متوجه شود، در فعالیت های کارخانه و یا نیروگاه مداخله کند. آنها همچنین می توانند فعالیت های جدیدی را برای یک خط لوله و یا یک نیروگاه تعریف کنند که ممکن است صاحبان سیستم متوجه آن نشوند. به همین دلیل سیستم هایی که آلوده شده اند باید کاملاً مورد بازرسی قرار گیرند تا اطمینان حاصل شود به همان شیوه ای که مورد انتظار است، کار می کنند. واضح است که انجام بازرسی مذکور بسیار سخت و زمان بر و در عین حال ضروری است. در واقع علاوه بر نصب اصلاحیه لازم است، پاکسازی کامل در مورد رایانه های آلوده نیز انجام شود. محققان امنیتی سایمانتک می دانند که بدافزار Stuxnet قابلیت انجام چه کارهایی را دارد ولی نمی دانند که این بدافزار دقیقاً چه کاری را بر روی سیستم های آلوده انجام می دهد. برای مثال آنها می دانند که بدافزار مذکور داده ها را مورد وارسی قرار می دهد و همچنین با توجه به تاریخ، فعالیت های متفاوتی را انجام می دهد ولی هنوز در مورد فعالیت های مذکور چیزی نمی دانند. یکی از محققان امنیتی درباره انتشار این بدافزار عقیده دارد که این وضعیت نشان دهنده مشکلاتی فراتر از تنها یک کرم رایانه ای است و مشخص کننده مشکلات امنیتی عمده ای در بخش صنعت است. به نظر وی مردم درک نمی کنند که نمی توانند تنها به راه حل های امنیتی مورد استفاده در دنیای فناوری اطلاعات برای حفظ داده ها در دنیای کنترل صنعتی اکتفا کنند، برای مثال آنتی ویروس ها نتوانستند و نمی توانستند وجود این تهدید ویژه را تشخیص دهند. او می گوید:” آنتی ویروس ها یک احساس امنیت کاذب را ایجاد می کنند، زیرا این ضعف خود را از دید عموم می پوشانند.” بنا بر نظر سایمانتک، بدافزار مذکور یک پروژه بزرگ است و یک شرکت جاسوسی صنعتی و یا یک دولت در ورای این حملات قرار دارد زیرا حملات مذکور پیچیده محسوب می شوند. افرادی که در ورای بدافزار مذکور قرار دارند هزینه های زیادی را صرف به دست آوردن کد سوءاستفاده آسیب پذیری جدید و اصلاح نشده در ویندوز، برنامه نویسان ماهر و دانش در مورد سیستم های کنترل صنعتی و همچنین فریب رایانه های قربانی برای پذیرش امضاهای دیجیتالی جعلی کرده اند. در حال حاضر شواهدی مبنی بر اینکه دقیقاً چه کسانی در ورای حملات مذکور قرار دارند، وجود ندارد. بنا به گفته سایمانتک تحلیل بدافزار مذکور همچنان ادامه دارد و به محض اینکه اطلاعات جدیدی در اینباره کشف شود در اختیار عموم قرار داده می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این بدافزار به راهنمایی امنیتی “راهنما و ابزار رفع بدافزار Stuxnet” مراجعه کرده و فایل ضمیمه را مطالعه فرمایید.

منبع : سراج

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:5  توسط پدرام کاظمی   | 

مگس ها در خدمت بشریت

مگس ها در خدمت بشریت هستند؟

 معرفی چند نوع مگس و خواص آنها:

 

ا-نام:دروزفیلا- ملانوگاستر یا مگس سركه

حرفه:آسیستان پژوهشگران و متخصص ژنتیك كه بشر ویاگرا را مدیون آن است.

این مگس های جهش یافته كه آن را مگس سركه نیز می نامند،از 80 سال پیش به صورت یكی از خوكچه های آزمایشگاهی مورد علاقه ی متخصصان ژنتیك در آمده اند.

این مگس مخصوص با 4بال و چشمها بر روی پاها،بالها یا شاخكها،بسیار سریع تكثیر می شوند و این سرعت تكثیر برای پژوهشگران بسیار مطلوب است.یك «دروزفیل»در كمتر از 15 روز دوره ی زندگیش را پایان می برد و ده ها مگس مانند خود را به وجود ما آورد.اما بیشترین موفقیت آن در ماده ی ژنتیكی اش نهفته است.این مگس فقط 4 كروموزن دارد كه حامل 13/600 ژن هستند و بیشتر آنها همتایی در نزد انسان دارند.

دروزوفیل كه پژوهشگران،تهیه  «ویاگرا»را مدیون آن هستند برای مطالعه ی بیماری های عصب های نباتی(یا پی های نا اردای كه عملكرد های غیر ارادی مانند گردش خون و ترشح های داخلی و خارجی را كنترل می كنند)،چرخه های زیست شناسی یا پیری و همچنین مكانیزم ها نقل و انتقال های زیست شیمیایی،به ویژه در وابستگی و اعتیاد به كوكائین مورد استفاده قرار می گیرد.

 

2-نام:از خانواده ی دولی كوپو دیدا

حرفه:ماموریت برای مطالعه ی محیط زست و ماموری در خدمت طرفداران حفاظت محیط زیست.

این خانواده ی «دولی كوپو دیدا»شامل مگس هایی است كه چرخه ی زندگی آنها نیاز به سه محیط زیست مختلف دارد: یكی برای تخم ریزی،یكی برای شكار و دیگری برای تولید مثل.

این مگس ها به محیط زیست های ویژه وابستگی پیدا می كنند كه عامل زیست محیطی شان بسیار دقیق است،یعنی،حاوی نمك،باد و سوخت گیاهی...چنانچه در یكی از محیط ها به واسطه ی آلودگی تغیری حاصل شود،چرخه ی زندگی متوقف می شود.بنابراین آن گونه ی به خصوص از محیط فرار می كند.از این رو،با مشاهده ی این نوع مگس ها می توان چگونگی محیط زیست طبیعی را(سالم،مختل یا آلوده) ارزیابی كرد و شاخص های كیفی را تائین نمود.از مگس های دیگری مانند دروزفیل در اندازه گیری میزان آلودگی به حشره كش ها،آفت كش ها استفاده می شود.

اگر این مگس ها را در مجاورت آب و هوای آلوده قرار بدهند،در مدتی كم و بیش زیاد با توجه به میزان آلوگی،از میان می روند.

3-نام:لوسیلیا سریكاتا

حرفه: كمك درمانگر-مگس تخم گذار كه زخم هارا پاك می كند و التیام می بخشد.

از زمانی كه آنتی بیوتیك ها كشف شدند،لارو درمانی به دست فراموشی سپرده شده بود.اما امروز به بركت این تخم گذار بی نظیر دوباره مطرح شده است.هنگامی كه درمان های متداول ،آنتی بیوتیك ها و عمل های جراحی با شكست مواجه می شوند یا غیر عملی به نظر می رسند،به لارو درمانی می پردازند البته با لارو هایی كه از پیش سترون شده اند.وقتی این لارو ها را به ازای ده لارو در هر سانتی متر مربع بر روی زخم ها قرار بدهند،لارو ها یا همان كرمینه های این مگس ها،بافت های مرده را می بلعند،زخم هارا پاك می كنند و آنها را التیام می بخشند، بی آنكه به بافت های سالم آسیب برسانند.معمولا طی4-5 روز پیش از این كه لارو ها به مرحله ی بلوغ برسند،آنها را تعویض می كنند.از این روش برای درمان بعضی از آسیب ها و زخم های پوستی،آبسه و حتی درمان برخی از تومور ها استفاده می كنند.این درمان كم هزینه و بدون اثرهای جانبی زیان بار بر روی محیط روده هاست،كه با مصرف دارو از طریق خوراكی این عوارض ایجاد می شوند.پرورش این لارو ها برای مداوای زخم ها در ناحیه ی ولز انگلستان بسیار رواج دارد.یك مگس به تنهایی كرمینه های ضروری برای تولید 5 بیمار را تولید می كند.

4-نام:كالیفوریا ویسینا

حرفه:معاومت در كار پلیس قضایی و بهترین دوست جنایت شناسان.

این مگس،در تحقیقات جنایی برای تعیین وقت و چگونگی مرگ قربانی اهمیت بنیادی دارد.به این منظور،پلیس جسد را با ذره بین زیر مطالعه قرار می هد و به دنبال مگس های مرده خوار می گردد.در چهل و هشت ساعت بعد از مرگ،مگس ها بروی جسد شروع به تخم گذاری می كنند.پلیس با تخمین سن این«متصرفان عدوانی»یا همان كرمینه ها،دقایق تاریخ مرگ را تعیین می كنند.مثلا وجود لارو 17 سانتی متری مربوط به تخم گذاری 4-5روز پیش می شود.(البته با توجه به شرایط و وضیعت آب و هوایی ممكن است به 6-7روز پیش نیز برسد).ضمنا محل تخم گذاری هم بسیار اهمیت دارد.بطور متداول مگس ها در مجراهای بینی،چشم ها،گوش ها،مخرج تخم گذاری می كنند.اما وجود لارو در دیگر نقاط بدن، امكان دارد شاهدی بر وجود زخم یا بریدگی در سایر قسمت ها باشد.پدر حشره شناسی جنایی مارسل نام دارد كه تا به امروز 100ماجرای جنایی را با كمك مگس ها كشف كرده و ابزار كار این مرد بلژیكی مجموعه ای از حشرات ویژه هستند.

  اختراع مگس های جاسوس:

ماموریت این وسیله،جاسوسی است.این ربات كوچك كه تقلیدی از مگس های خانگی است از اواسط سال 2004 به كار گرفته می شود.مایكل دیكینسون،زیست شناس آمریكایی همراه گروهی از مهندسانش از سال 1998 بر روی آن كار می كند.چندی پیش نخستین آزمایش با پیش نمونه ای از این حشره به نام (micromechanical flying insent)MFIساخته شدو مورد آزمایش قرار گرفت تا میزان آئرودینامیكی آن سنجیده شود.روبات نهاییی به بلندی 25 میلی متر.بدنه ای از فولاد ضد زنگ و یك جفت بال از جنس میلار خواهد داشت.این بالها ثانیه ای 180بار باز و بسته می شوند.روبات مجهز به سیستم بینایی هم هست.حركت بالها را یك موتور كوچك پیزو-الكتریكی تامین می كند كه خود موتور به وسیله ی پانل های خورشیدی تغذیه می شود.برای تهیه ی همه ی آن بودجه ای معادل 1/5 میلیون یورو صرف شده است كه از طرف آژانس امریكایی دارپا یا پروژه ی پژوهش های پیشرفته و اداره ی پژوهش های دریایی آمریكا تامین می شود.هنوز همه ی زمینه های مربوط به كاربرد آن تعیین نشده است.به جز ماموریت های جاسوسی كه یكی از اهداف مهم آن است،مهندسان به فكر استفاده از این ربات برای پرواز های پژوهشی و ردیابی زندانیان هستند.كسی چه می داند شاید از مگس های جاسوس در امور غیر نظامی در خدمت كار آگاهان خصوصی و شركت ها نیز استفاده هایی به عمل آید.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 0:0  توسط پدرام کاظمی   | 

رافضی چیست؟


رافضی یعنی چی؟

یکی از واژه‏هایی که نیاز به ریشه‏یابی و تحقیق دارد، رفض و رافضی است. در طول تاریخ، گروه‏ها و فرقه‏های اسلامی برای کوبیدن و از صحنه بیرون کردن گروه مخالف خود، همواره از القاب ناپسند و ناشایست استفاده می کرده‏اند و متأسفانه عدم آگاهی توده‏های مردم در عصر اموی و وجود سیاست‏های خاص حاکمان آن دوره بر این مسأله دامن زده است. رفض و رافضی از جمله چنین القابی است که برخی از نویسندگان آن را به شیعه امامیّه نسبت داده‏اند.

رفض در لغت

رفض در لغت رفض به معنای ترک و رها کردن چیزی است.رها کننده چیزی را رافضی گویند.

رفض و رافضی در اصطلاح

در اصطلاح نویسندگان تاریخ و عقاید در مورد وجوه استعمال این واژه اختلاف است.

برخی میگویند: رفض یعنی رها کردن وحی و برگشت به افسانه‏ها و خرافات بت‏پرستی و طاغوت پرستی. به عبارت دیگر بازگشت به آثار و ارزش‏های جاهلیت و این حقیقت را به شخصی به نام عبداله بن سبا و پیروان او نسبت داده‏اند زیرا وی، امام علی بن ابیطالب(علیه السلام) را پیغمبر می پنداشت و با این پندار دین اسلام را رفض نمود.
«اِنّما سَمُّوا الروافضَ لِکونهم رفضُوا الدینَ»(1)
بدین جهت رافضی گفته‏اند که دین را رها کردند.

بعضی معتقد هستند که واژه رفض و رافضی از سال 122 ه. ق، در زمان زید بن علی به کار برده شد. بغدادی مینویسد: «فرقه زیدیّه را رافضی میگویند».(2)

در مفاتیح العلوم، خوارزمی آمده است: «به جماعتی که با زید بن علی بیعت کردند و سپس او را رها کردند رافضی گفته شده است».

مصباح المنیر نیز چنین مینویسد: «و الرّافضُْ فِرقٌْ من شیعِْ الکوفْ سَمُّوا بذلک لأَنّهم ترکوا زید بنُ علیٍ(علیه السلام) حین هُمْ عن الطعن فی الصحابِْ فلمَّا عرَفوا مقالَته و انّه لا یَبرأ من الشیخینِ رفضَوه ثمَ استعمَل هذا اللّقبَ فی کلِّ من غلافی هذا المذهب و أجاز الطعنُ فی الصحابْ»(3)
رافضی به گروهی از شیعیان کوفه گفته شده است که زید بن علی را رها کردند و از شیخین - ابوبکر و عمر - برائت جستند، سپس این لقب به کسانی که در برائت آن دو غلو و زیاده‏روی کردند و اجازه طعن در مورد صحابه دادند اطلاق شد.

به مرور زمان این لقب درباره شیعه امامیه نیز به کار برده شد و در کتاب‏های فِرَق و مذاهب یادداشت گردید، چنانکه ابوالحسن اشعری مینویسد: «و اَنّما سمَّوا الامامیَْ رافضَْ لَرِفَضهم امامَْ ابیبکر و عُمر».(4)

ذهبی نیز در المیزان و حافظ در تهذیب رافضی را به کسانی اطلاق کرده‏اند که شیخین را مورد طعن قرار داده‏اند.

عسقلانی مینویسد: «التشیعُ هو محبُْ علیِِ و تفضیلُه علَی الصحابِْ فمَن قدّمَه علی أبیبکر و عُمر فهو رافضیغالٍ فیالتشیع و من لم یُقدمه علیهما فَهُو شیعیُُ»(5)
کسی که علی را بر ابوبکر و عمر مقدم بدارد رافضی است و کسی که علاقمند به علی باشد و او را از صحابه افضل و برتر بداند شیعه میباشد.

واژه رافضی به کسانی که به اهل‏بیت محبت و عشق می ورزیده‏اند نیز اطلاق میشده است چنان که امام شافعی گفته است: «اِن کان رفَضاً حبُّ آلِ محمدفلیشهَد الثقلانَ اِنّی رافضی»(6)
اگر علاقه و محبت آل بیت محمد رفض است پس آدمیان و پریان گواه باشند که من رافضی هستم.

این مطلب حاکی از آن است که هر کس نسبت به اهل‏بیت پیامبر محبّت و عشق میورزیده - هر چند سنّی باشد - لقب رافضی به او داده میشده است.

به نقل از بیهقی وقتی که به امام شافعی گفته شد که گروهی اهل‏بیت را دوست ندارند و هر کس چیزی در این خصوص نقل میکند او را رافضی میخوانند وی این شعر را سرود: «اذ نحن فضّلنا علیّاً فانّنا روافض بالتفصیل عند ذوی الجهل»(7) هنگامی که ما علی را برتر بدانیم در نزد آنان که از حقیقت نادان هستند به رافضی بودن متهم میشویم.

رازی از قول بدیع همدانی نقل کرده که وی بر سر مزار علی بن موسی الرضا(علیه السلام) گفت: «أنا مع اعتقادی فی التسنّن رافضی فی ولائک و الا اشتغلت بهؤلأ فلست اغفل اولئک».(8)

بنابراین اگر مقصود این است که به خاطر تفضیل و برتر دانستن علی بر ابوبکر و عمر واژه رافضی بر تشیع اطلاق میشود، روشن است که تفضیل باعث ترک دین نمیشود زیرا برتر داشتن علی بر ابوبکر و عمر، در نزد شیعه به خاطر دلایلی است که علی را برتر و خلیفه بلافصل معرفی مینماید، چنان که در نزد جمعی از علمای اهل‏سنت نیز تفضیل علی بر ابوبکر مسلّم شده است؛ مانند بغدادیون - بشر بن معمر، ابوجعفر اسکافی، ابوالحسن خیاط، محمود بلخی و شاگردانش - . همچنین جُبّایی از علمای بزرگ اهل‏سنت گفته است: اگر روایت نقل شده توسط طائر صحیح باشد، علی افضل است.(9) وی روایت میکند که پیامبر از خدا خواست بهترین فرد را بر سفره غذایش حاضر نماید، آن وقت علی وارد شد و هر دو با هم غذایی بهشتی میل فرمودند.

ابن عبدالبر نیز گفته است، پیشینیان در تفضیل ابوبکر و علی اختلاف داشته‏اند، افرادی مانند سلمان، ابوذر، مقداد، جابر، ابوسعید خُدری و زید بن ارقم، علی را بر غیرش تفضیل داده‏اند.

بنابراین اگر تفضیل را ملاک رفض بدانیم باید بیشتر پیشینیان و راویان حدیث را رافضی بدانیم و این نوع برخورد تنها ناشی از تعصب است، چنان که در این رابطه یکی از نویسندگان اهل‏سنت پس از نقل فضایل و کمالات علی(علیه السلام) چنین گفته است: «فضایل علی قابل انکار نیست و انکار فضایل و نسبت رفض به معتقدان آن جز از ناحیه متعصبان صورت نمیگیرد».
و نیز میگوید: «لو کان هذا رفضاً و ترکاً للسنِْ لم یُوجَد مِن اهل الروایِْ و الدرایِْ شئ اصلاً فایّاک و التعصبُ فی الدین و التجنبُ عنِ الحق و الیقین»(10)

اگر نقل فضایل علی(علیه السلام) رفض و ترک سنت باشد چیزی از اهل روایت و درایت حدیث یافت نمیشود پس بپرهیزید از تعصب در دین و اجتناب از حق و یقین.

برخی از نویسندگان اهل‏سنت در توجیه این لقب به روایتی تمسک کرده‏اند که از نظر متخصصان علم حدیث، مجعول است. مضمون این روایت چنین است که پیامبر فرمود: «یَظهرُ فی آخِر الزمان قومٌ یُسمَّون الرافضَْ یرفَضَون الاسلامَ»؛ در آخر زمان قومی آشکار میشوند که نام آنان رافضی است و اسلام را رفض میکنند.

در پاسخ این گروه باید گفت این روایت به دو دلیل قابل اعتماد نمی باشد؛

نخست آن که این روایت از نظر سند صحیح نیست چنان که ذهبی از رجال شناسان اهل‏سنت میگوید: «این روایت از مجعولات است» و همچنین ابو عقیل یحیی بن متوکل آن را ضعیف و واهی دانسته است و ابن عبد البر نیز گفته این حدیث در نزد جمیع رجالیّون ضعیف است.(11)

دوم بر فرض صحت و سلامت حدیث، حضرت گروه خاصی را مشخص نفرموده‏اند تا آن گروه رافضی دانسته شوند و شاید مقصود حضرت همان مطلبی باشد که در روایت دیگر آمده است که از سرزمین حجاز «قرن شیطان»(12) ظهور میکند و آنها هستند که فتنه و فساد ایجاد میکنند و یهود و کفر را به سرزمین مقدس اسلامی دعوت کرده و اسلام واقعی را رفض و رها میکنند.

با توجه به مطالبی که یادآوری شد روشن میشود که نسبت رفض و رافضی به شیعه امامیه، به هیچ وجه صحیح نیست زیرا شیعه راهی جز راه قرآن، سنت و عترت برنگزیده است؛ چنان که امام صادق(علیه السلام) در این باره فرمود: «مالَهُم و لَکُم ما یُریدونَ منکُم و ما یُعیبوُنکم یقولَون الرّافضَْ، نَعم و الله رفضَتُم الکِذبَ و أتَّبعتُم الحقَ...»(13) چه شده آنان را با شما، از شما چه میخواهند و چرا عیب میگیرند و به شما لقب رافضی میدهند! آری سوگند به خدا شما دروغ را رفض کردید و حق را پیروی نمودید.

از اینجا به خوبی روشن میشود که دست‏های تفرقه افکن در میان امت اسلامی، این گونه القاب را ترویج کرده تا چهره مکتب اهل‏بیت را دگرگون و خدشه‏دار نماید.

در کتب فِرَق و مذاهب، رفض و رافضی بودن را به گروهی به نام سبائیه نسبت داده‏اند(14) سپس این لقب به گروه‏هایی مانند زیدیه، امامیه، کیسانیه و غلات نیز اطلاق گردیده است.

بغدادی پس از اینکه سبئیّه را به عنوان رافضی معرفی کرده است چند گروه دیگر مانند امامیه و زیدیه را به این نام میخواند سپس مینویسد: «امّا فرق الزیدیه و فرق الامامیه فمعدودون فی فرق الأمْ و الفرقْ السبئیه لیست من فرق امْ الاسلام لتسمتیهم علیّاً الهاً»(15)

فرقه زیدیه و امامیه از گروه‏ها و فرقه‏هایی هستند که داخل امت اسلامی میباشند و امّا فرقه سبئیّه از فرقه‏های امت اسلامی نیستند زیرا آنان علی را خدا نامیده‏اند. از این بیان استفاده میشود که نسبت رفض به امامیه و زیدیه درست نیست زیرا آنان جزو مسلمانان‏اند و رافضی کسی است که از اسلام و امت اسلامی خارج باشد.

باید دانست که این اصطلاح در احادیث نبوی نیامده، لقبی است که گروهی به گروه دیگر نسبت داده‏اند.

عقاید رافضیها نکته‏ای که به خوبی ناروایی نسبت رفض به شیعه را روشن میکند، عقایدی است که در کتب فِرَق و مذاهب به عنوان عقاید رافضیها بیان شده است زیرا شیعه امامیه به هیچ یک از این عقاید باور ندارد و بلکه آنها را از عقاید باطل به شمار میآورد. بغدادی در بیان عقاید رافضیها مینویسد عقاید رافضیان چنین است.

1- نسبت پیغمبری به علی و نسبت خطا در رساندن وحی توسط جبرییل؛ این نسبت را برخی از نویسندگان ناآگاه به شیعه نسبت داده‏اند و گفته‏اند که قرآن برای علی نازل شد و جبرییل - نعوذ بالله - به اشتباه آن را بر پیغمبر خوانده است.

2- غلو درباره علی بن ابیطالب؛ تا جایی که در مرگ ایشان شبهه کردند و گفتند علی مخفی شده و مانند عیسی بن مریم(علیهما السلام) به آسمان عروج نموده و گمان برده‏اند که او خداست و این عقیده به برخی دیگر مانند کیسانیه و خطابیه سرایت نمود و محمد بن حنفیه و امام صادق را خدا دانستند.

3- تحریم گوشت شتر.(16)

این توصیف‏ها روشن میکند که شیعه امامیه از تمامی عقاید یاد شده پاک است و در این‏باره به مکتب اهل‏بیت ظلم شده و تاریخ نگاران و نویسندگان ملل و نحل انصاف را رعایت نکرده‏اند.

[1].مقالات الاسلامیین، ابوالحسن اشعری، ص 89، پاورقی.
[2].الفرق بین الفرق، بغدادی، ص 21.
[3].مصباح المنیر، فیومی.
[4].مقالات الاسلامیین، اشعری ابوالحسن، ص 89.
[5].هدی الساری، ابن حجر عسقلانی، ص 333.
[6].تفسیر فخر رازی، ذیل آیه قربی و صواعق المحرقه، ابن حجر، بحث محبت اهل‏بیت.
[7].اتحاف بحبّ الاشراف، شیرانی شافعی، ص 27 و نور الابصار، شبلنجی، ص 115.
[8].نقض، عبدالجلیل بن ابی الحسین، ص 218.
[9].ر.ک: شرح نهج‏البلاغه، ابن ابیالحدید، ج اول، مبحث تفصیل.
[10].حاشیه شرح عقائد، نسفی، ص 230، ابوالفضل عبیدالله الحنفیالقندهاری.
[11].اسنی المطالب، ص 115.
[12].شرح عقاید نسفی، تفتازانی.
[13].جامع احادیث الشیعه، ج 1، ص 10، اسماعیل المعزی الملایری.
[14].علامه بغدادی در فرق بین الفرق در مورد سبائیه میگوید: «سبائیه گروهی پیرو عبداله بن سبا بوده‏اند که در تاریخ پیدایش شیعه و سنی بحث آن گذشت و روشن شد که آنها واقعیت خارجی نداشته‏اند».
[15].الفرق بین الفرق، بغدادی، با حواشی محمد محیی الدین عبدالحمید
[16].همان، ص 223.
به نقل از سایت پرس و جو
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 10:50  توسط پدرام کاظمی   | 

Mapping the Global Muslim Population

Mapping the Global Muslim Population

A Report on the Size and Distribution of the World's Muslim Population

More Than a Third of the World's Shia Muslims Live in Iran

An overwhelming majority of Muslims are Sunnis, while an estimated 10-13% are Shias. This report estimates that there are between 154 million and 200 million Shia Muslims in the world today.

Between 116 million and 147 million Shias live in Asia, representing about three-quarters of the world's Shia population (note that Iran is included in the Asia-Pacific region). Meanwhile, nearly a quarter of the world's Shias (36 million to 44 million) live in the Middle East-North Africa.1 Looked at in a different way, 12-15% of the Muslim population in the Asia-Pacific region is Shia, as is 11-14% of the Muslim population in the Middle East-North Africa region. The figures for Shias are generally given as a range because of the limitations in the secondary-source data (see Methodology for Sunni-Shia Estimates).

Most Shias (between 68% and 80%) live in four countries: Iran, Pakistan, India and Iraq. Iran has 66 million to 70 million Shias, or 37-40% of the world's total Shia population. Iraq, India and Pakistan each are home to at least 16 million Shias.

Sizeable numbers of Shias (1 million or more) are found in Turkey, Yemen, Azerbaijan, Afghanistan, Syria, Saudi Arabia, Lebanon, Nigeria and Tanzania. Shias constitute a relatively small percentage of the Muslim population elsewhere in the world. About 300,000 Shias are estimated to be living in North America, including both the U.S. and Canada, constituting about 10% of North America's Muslim population.

In four countries - Iran, Azerbaijan, Bahrain and Iraq - Shia Muslims make up a majority of the total population.

Countries with More Than 100,000 Shia Muslims

 

Estimated 2009
Shia Population

Approximate
Percentage of Muslim
Population that is Shia

Approximate
Percentage of World
Shia Population

Iran

66 - 70 million

90 - 95%

37 - 40%

Pakistan

17 - 26 million

10 - 15

10 - 15

India

16 - 24 million

10 - 15

9 - 14

Iraq

19 -22 million

65 - 70

11 - 12

Turkey

7 - 11 million

10 - 15

4 - 6

Yemen

8 - 10 million

35 - 40

~5

Azerbaijan

5 - 7 million

65 - 75

3 - 4

Afghanistan

3 - 4 million

10 - 15

~2

Syria

3 - 4 million

15 - 20

~2

Saudi Arabia

2 - 4 million

10 - 15

1 - 2

Nigeria

<4 million

<5

<2

Lebanon

1 - 2 million

45 - 55

<1

Tanzania

<2 million

<10

<1

Kuwait

500,000 - 700,000

20 - 25

<1

Germany

400,000 - 600,000

10 - 15

<1

Bahrain

400,000 - 500,000

65 - 75

<1

Tajikistan

~400,000

~7

<1

United Arab Emirates

300,000 - 400,000

~10

<1

United States

200,000 - 400,000

10 - 15

<1

Oman

100,000 - 300,000

5 - 10

<1

United Kingdom

100,000 - 300,000

10 - 15

<1

Bulgaria

~100,000

10 - 15

<1

Qatar

~100,000

~10

<1

World Total

154 - 200 million

10 - 13

100

Note: Countries with an estimated Shia population of less than 1% of the country's Muslim population are not listed. The figures for Shias are generally given in a range because of the limitations of the secondary-source data (see Methodology for Sunni-Shia Estimates). Figures may not sum to totals due to rounding.

Download the full report PDF (62 pages, 10MB)

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 13:18  توسط پدرام کاظمی   | 

مفهوم تاریخی آرم نایک

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 16:49  توسط پدرام کاظمی   | 

زبان، حیوان درنده است.

امام علی (ع) فرمودند:

زبان، حیوان درنده است، اگر رها شود می گزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 15:4  توسط پدرام کاظمی   | 

مارکهای معروف پوشاک ورزشی دنیا

مارکهای معروف پوشاک ورزشی دنیا:

 

1.پوما(puma)                              

پوما (PUMA) که یک شرکت اصلا" آلمانی اما چند ملیتی است، امروزه به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکتهای سازنده کفش و پوشاک ورزشی به حساب می‌آید.

این شرکت در سال ۱۹۲۴ در شهر هرتزوگن آوراخ  آلمان اصلا" بنام  کارخانه کفش سازی برادران داسلر توسط رودولف داسلر  برادر آدولف داسلر  بنیانگذار آدیداس وبا همکاری برادرش آدولف راه اندازی شد.

از همان ابتدا این شرکت کفشهای ورزشی راحت و سبک و نه چندان گران نسبت به کفشهای دیگر مانند آدیداس را ارایه کرد، که اتفاقا" محصولات آن طرفداران زیادی هم پیدا کرد.

در سال ۱۹۴۸، رودولف داسلر نام این شرکت را به “PUMA Schuhfabrik” تغییر داد. رودولف از همان ابتدا به فکر جهانی شدن و فروش محصولاتش در بازارهای جهانی بود. در سال ۱۹۸۶ این شرکت به سهامی عام تبدیل گشت و توانست وارد بورس سهام شود.

همکنون پوما دارای بیش از سه هزار کارمند در سراسر جهان است و محصولات خود را از طریق نمایندگی‌های رسمی خود در ۸۰ کشور جهان عرضه می‌کند. درآمد این شرکت هر ساله رو به رشد بوده، برای مثال در سال ۲۰۰۳ میزان سود پوما ۱٬۲۴۰ میلیون یورو اعلام شده است.

محصولات پوما از کفش نیز فراتر رفته، بطوریکه همکنون این شرکت انواع پوشاک ورزشی و تجهیزات مختلف دیگر را نیز تولید می‌کند.سود خالص این شرکت در سال 2007 بالغ بر دو میلیارد و سیصدو هفتاد و سه میلیون یورو میشود.

پوما در زبانهای اروپایی به معنی یوزپلنگ آمریکایی. این حیوان دارای سرعت دویدن زیادی است. شاید انتخاب این نام برای این شرکت، به دلیل سرعت بالای این حیوان درنده باشد.

 

 


2.آدیداس(adidas)

  تاریخچه آدیداس                                                                    

در سال 1920 آدولف داسلر (Adolf Dassler) جوان بیست ساله آلمانی شروع به ساخت کفشهای ورزشی کرد و سعی کرد که کفشهای زیبا و با کیفیت را تولید کند. پس از استقبال خوب و شناخته شدن محصولات او، آدولف به فکر ثبت شرکت و پیدا کردن نامی برای محصولات خود افتاد. چون خانواده و دوستان او را آدی (Adi) صدا می کردند او از کلمه Adi و سه کلمه از نام خانوادگی خود استفاده کرد، و نام Adidas را برای شرکت و محصولات خود برگزید.

 

او همچنین برای محصولات خود که در آن زمان فقط کفش های ورزشی بودند، لوگویی را طراحی کرد. شرکت آدیداس و لوگوی آن در سال 1948 به ثبت رسیدند. چندی بعد او به فکر گسترش شرکت خود افتاد و همچنین محصولات خود را فقط به ارایه کفش ورزشی احاطه نکرد. لباسها و گرمکن های ورزشی نیز به محصولات آدیداس اضافه شدند. سپس آدیداس تجهیزات ورزشی مانند توپ و راکت نیز تولید کرد.

با گسترش محصولات آدیداس، آدولف داسلر علامت جدیدی برای شرکت و محصولات خود انتخاب کرد. این علامت از شکل کلی کفش گرفته شده بود. علامت جدید دارای سه نوار – از کوتاه به بلند – بود. چون آدولف نام آدیداس را از کلمه اول نام کوچک و سه کلمه نام بزرگ خود برگزیده بود، پس انتخاب تعداد سه نوار نیز همین ایده را برای او همراه داشت.


در سال 1972 آدی و همکارانش به این نتیجه رسیدند که تغییری را در لوگوی آدیداس انجام دهند. چون همان سال مسابقات المپیک در شهر مونیخ برگزار می شد، آنها از المپیک ایده گرفتند. در این لوگوی جدید سه برگ - که نشانه سه قاره شرکت کننده در المپیک بود – در کنار هم قرار گرفتند. سه خط نیز در پایین این برگها عبور می کرد.


یک سال بعد آدیداس علامت خود و آرم سه نوار را ثبت بین المللی کرد. آدولف داسلر در سن 78 سالگی یعنی در سال 1978 درگذشت و سهام این شرکت برای پسر و خانواده اش ماند. اما در سال 1989 خانواده داسلر از شرکت بیرون رفتند و آدیداس به شرکتی "سهامی عام" تبدیل شد.

adidas-Solomon
در سال 1997 آدیداس شرکت Solomon Group را خرید و با آن شرکت یکی شد. Solomon Group وسایل و تجهیزات اسکی و کوهنوردی تولید می کرد. با خرید این شرکت، نام Adidas به Adidas-Solomon تغییر پیدا کرد.

امروزه آدیداس در اکثر کشورهای دنیا دارای شعبه و نمایندگی است. کارمندان این شرکت بیش از 13 هزار نفر هستند. آدیداس در اکثر رقباتها و تورنومنتهای معتبر جهانی مانند المپیک به عنوان یکی از حامیان اصلی حضور دارد.

آرم کنونی این شرکت، دومین آرمی است که آدولف طراحی کرده بود، با این تفاوت که زیر آن نوشته adidas نیز وجود دارد.

آدیداس در حال حاضر

این شرکت شامل چند شرکت کوچک‌تر است که عبارت‌اند از : شرکت «ری باک» که لباس ورزشی تولید می‌کند، شرکت «تیلور مید» و «مکس فلی» که توپ و وسائل گلف تولید می‌کنند.

شرکت آدیداس دومین بزرگ‌ترین تولید کننده لباس های ورزشی در جهان می‌باشد.سود خالص این شرکت در سال ۲۰۰۹ چیزی بالغ بر ده میلیارد و سی و هشت میلیون یورو می شود.

اين شركت در فرانسه  شعبه بزرگي دارد و وسايل آديداس كه در ايران موجود مي باشد اغلب ساخت ويتنام است كه تحت ليسانس شركت آديداس(در آلمان) مي باشد.

منبع:سایت سویت بن و  ویکی پدیا


 

۳.نایک( Nike)

تاریخچه نایک

نايك كه امروزه به عنوان یکی از بزرگترين توليد كنندگان پوشاك و تجهيزات ورزشی در جهان شناخته می شود،در اصل در سال 1962 توسط Bill Bowerman و Philip Knight تحت نام Blue Ribbon Sport در ايالات متحده امريكا تاسيس شد. هدف از تاسيس اين شركت توسط باورمن و نايت وارد كردن كفشهای ورزشی ارزان قيمت از ژاپن به آمريكا بود. در آن زمان كفشهای آلمانی به خصوص آديداس صنعت كفش سازی آمريكا را تسخير كرده بود. يك سال بعد از تاسيس شركت و وارد كردن كفش از ژاپن به آمريكا،Blue Ribbon Sport توانست تا كفشهاي ژاپنی Onitsuka Tiger كه امروزه به نام Asics شناخته می شود را در آمريكا شناسانده و بازار خوبی برايش فراهم سازد. پس از فروش خوب محصولات تايگر، باورمن به اين فكر افتاد تا طراحی مجدد شكل كفشهای تايگر را بهبود سازی كند و آن را با سلايق آمريكایی منطبق سازد.
پس او شروع به طراحی مجدد شكل كفشهای تايگر كرد و اتفاقاْ از طراحی جديد استقبال نيز شد.
در موازات اين عمل،نايت نيز به بازاريابی بيشتر و گسترده تر پرداخت و سعی كرد در مناطق و كشورهای ديگر كفشهای خود را بفروشد . او نيز در اين امر موفق بود. او از جف جانسون كه مدير فروش بود كمك گرفت.جانسون در امر فروش و بازاريابی بسيار فعال بود و توانست مقدار زيادی از كفشهای اين شركت را به دبيرستانی ها و جوانان آمريكایی بفروشد.
در سال 1971 آنها به اين فكر افتادند تا نام شركت را عوض كنند. آنها نام Nike را انتخاب كرد.پس از تغییر نام شرکت، خود شرکت نیزبا تغییرات بزرگی مواجه شد. ایجاد خط تولید جدید و تولید مستقیم از این تغییرات بود. با گذشت سالها به محصولات و گستره تولید آن نیز اضافه  می شد. اما محصولات جدید فقط شکل و روی جدید نداشتند، بلکه کارایی های آنها نیز به روز می شد. برای مثال در سال 1978 نایک، تکنولوژی Air خود را مرفی کرد. این تکنولوژی از یک پلاستیک پر از گاز در کفه کفش استفاده می کرد که این پلاستیک بالشتی شکل باعث می شد تا کف کفش نرم تر شود. در اواخر دهه 80 نایک شعار "Just Do It!" را برای خود برگزید و آنرا به عنوان شعار تجاری در انحصار خود در آورد.

نایک یکی از دو تولید کننده برترپوشاک و لوازم ورزشی می‌باشد و با شرکت آدیداس آلمانی در رقابت می‌باشد.نام كمپاني نايك از نام الهه پيروزي در يونان باستان گرفته شده است . لوگوي مربوطه در سال  1971  توسط کارولین دیویدسون که آن زمان دانشجوی رشته گرافیک دانشگاه هنر پورتلند  بود با قيمت بسيار پايين  35  دلار طراحي گشته است . منظور از اين لوگو بالهاي الهه پيروزي است . اولين باري كه لوگوي مربوطه در سال  1971  طراحي گشت نام نايك با رنگ نارنجي بر بالاي اين تصوير نوشته مي شد . شايد بتوان گفت كه آرم اين شركت حتي از نام آن نيز معروفتر گشته است .
آرم  مارك معروف در سال  1995  به طور رسمي به عنوان آرم تجاري شركت نايك ثبت گشت . اين بالهاي مجرد طراحي شده توسط دیویدسون  آرم بسيار بامعنايي براي كمپاني توليد كننده كفشهاي ورزشي مي باشد .

چندی پیش این شرکت آمریکایی در اقدامی عجیب و توهین آمیز، اسم جلاله "الله" را بر روی کفش های ورزشی خود قرار داد.

منبع وبلاگ پاتوق و ربی و سایت ویکی پدیا


 

۴.ریباک(reebok)                    

ریبوک  تولید کننده کفش‌های ورزشی، پوشاک و لوازم و معمولا تابع شرکت آدیداس است. نام آن از تلفظ آفریقایی ربوک (به انگلیسی: rhebok) که یک نوع غزال آفریقایی است، گرفته شده. این شرکت در شهربولتون در تاریخ 1895 با نام اصلی جی.دبلیو فوستر و برادران سونس) تاسیس شد و بعدها در سال 1958 به ریبوک تغییر نام داد.

 موسسان این شرکت، جو و جف فوستر بودند که نام را در لغت نامه‌ای پیدا کردند که ،جو فوستر به عنوان یک پسر در یک مسابقه برده بود. این دیکشنری نسخه‌ی جنوب آفریقایی بود، برای همین، اینگونه تلفظ می‌شدند.

شرکت آدیداس در سال 2005 میلادی با پرداخت مبلغ 3 میلیارد یورو توانست تمام سهام شرکت آمریکایی ریباک را خریداری کند و عملا صاحب این شرکت شود.اما چیزی که جلب توجه کرد، سیاست مدیران آدیداس بود که پس از خریداری ریباک نام این شرکت را تغییر ندادند ، چرا که نمیخواستند با این اقدام بازار فروش خود را از دست بدهند و فقط تکنولوژی آدیداس را در خطوط ساخت محصولات ریباک جایگزین کردند.

منبع:وبلاگ یو.تی.دی و ویکی پدیا


۵.اومبرو(umbro) 

                                                                       

شرکت اومبرو در سال ۱۹۲۴ در شهر ویلمسلو  تاسیس شد. اومبرو  تولید کننده لباس ورزشی و لوازم

ورزشی و کفش در منچستر انگلیس است و انحصارا لوازم مربوط به رشته فوتبال را تولید میکند این

شرکت در حال حاضر بخشی از شرکت نایک می باشد.اومبرو محصولاتش را در۹۰ کشور در اقصی نقاط

دنیا به فروش می رساند.


۶.کاپا(kappa) 

 

شرکت کاپا  مشهورترین شرکت تولید کننده لباس و کفش

 ورزشی در ایتالیا است که در سال ۱۹۱۶ در تورین ایتالیا تاسیس

 شد.این شرکت در ابتدا کارش را با تولید جوراب و لباس زیر

 شروع کرد.


7.اول اشپورت( uhlsport) 

                                                              

  آل‌اشپورت  یک کارخانه تولید تجهیزات فوتبالی است  در ابتدا

 لباس دروازه‌بانی). مقر آن کشور بالینگن آلمان می‌باشد و در سال

 ۱۹۴۸ تاسیس شده است. این شرکت دست‌کش دروازه‌بانی،

 ساق‌بند، توپ فوتبال، لباس تمرین و لباس بازی تولید می‌کند.

این شرکت حامی مالی تیمهای پرسپولیس،  ابومسلم،

 استقلال و راه آهن در ایران می باشد.


۸.آسیکس(asics)                             

شرکت آسیکس یک شرکت ژاپنی تولید کننده لوازم ورزشی در رشته های مختلف ورزشی مثل فوتبال

 ، تنیس،  بدمینتون،  اسکواش،  کریکت، والیبال و... میباشد.

این شرکت فعالیتش را در اول سپتامبر ۱۹۴۹ توسط کیهاچیرو  اونیتسوکا  با تولید کفشهای بسکتبال در

زادگاه اش  شهر کوبه شروع کرد.

نام این شرکت بر گرفته از یک اصطلاح لاتین  "anima sana in corpore sano"  که ترجمه اش این است،  

"عقل سالم در بدن سالم  "یا  "صدای ذهن در صدای بدن است"


 ۹.لوتو (lotto)

 

 

 

 

شرکت لوتو تولید کننده لوازم ورزشی است که فعالیتش را در ژوئن۱۹۷۳در ترویسو ایتالیا شروع کرد.

این شرکت تولید کننده لوازم ورزشی که به تولید کفشهای تنیس، بسکتبال، والیبال و  فوتبال نیز

میپردازد، محصولاتش را به بیش از شصت کشور دنیا صادر می کند.لوتو حمایت مالی از باشگاه سپاهان

 اصفهان را به عهده دارد.مالک شرکت لوتو خانواده کابرلوتو می باشند.


  ۱۰.لگا(Legea) 

                                                                                                            

 

 

یکی دیگر از تولید کنندگان لوازم ورزشی در دنیا شرکت لگا ایتالیا است که در سال ۱۹۹۰در پمپئی ایتالیا

 تاسیس شد.این علامت تجاری یکی از پرطرفدارترین علامتها در بین تیمهای ایتالیایی غیرحرفه ای است

 و حالا این طرفداری به تیمهای حرفهای دیگه ای مثل تیم ملی ایران ، بوسنی ، زیمباوه،   آلبانی و مونته نگرو  گسترش پیدا کرده است. 


 ۱۱.فیلا(Fila)

فیلا بزرگترین تولید کننده ایتالیایی لباسهای ورزشی است که در سال ۱۹۱۱در ایتالیا تاسیس شد.فیلا

توسط رئیس آن یون سو یون سرپرستی میشود.این شرکت در بیلا پیدمونت بوسیله برادران فیلا ایجاد

شد و ابتدائا برای مردم آلپ ایتالیا لباس تولید می کرد و در حال حاضر برای مردان ، زنان و بچه ها و

همچنین ورزشکاران تولید لباس را به عهده دارد. فیلا قبل از اینکه به تولید لباس ورزشی بپردازد یعنی در سال ۱۹۷۰ به تولید لباس زیر میپرداخت.


۱۲.دیادورا (Diadora)

 

 

شرکت دیادورا در سال ۱۹۴۸ در شهر  ونتو  ایتالیا توسط  مارچلو دانیلی تاسیس شد. این شرکت به

تولید کفشهای فوتبال تنیس،  دوچرخه سواری،  راگبی و لوازم مد می پردازد و دو کارخانه در آمریکا و

هنگ کنگ دارد. موسس این شرکت یعنی دانیلی در ابتدا کارش را به عنوان یک کارگر در یک کارخانه

کفش سازی در ایتالیا شروع کرد.او در ابتدا در کارخانه ای که تاسیس کرد کفش های کوهنوردی تولید می کرد.

منبع :ویکی انگلیسی

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 14:53  توسط پدرام کاظمی   | 

مارکهای معروف پوشاک جهان

مارکهای معروف پوشاک جهان:

 

۱.کالوین کلین  ( Ck- Calvin clein)

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
                      
 
 
کالوین کلین، طراح مشهور و برجسته آمریکایی است که چهاردهه از حضورش در دنیای فشن و افتتاح برندش می‌گذرد. این طراح  65 ساله آمریکایی شرکت خود را در سال 1968، چهار سال پس از فارغ‌التحصیلی از انجمن فشن نیویورک، در این شهر افتتاح کرد.
کلین در مصاحبه‌ای که با شبکه تلویزیونی AFP انجام داد، گفت:« زمانی که من کار خود را شروع کردم، هنوز وال استریت(مرکز تجارت جهانی نیویورک) به فشن به شکلی جدی نگاه نمی کرد و فکر می کردند که فشن فقط درباره چیزهای خیالی و تغییرات فصل تا فصل است.»
به نقل  از این شبکه او گفت:« امروزه هم تقریبا نمی‌توان در دنیای فشن حضوری جدی داشت، مگراینکه بخشی از شرکتی باشید که در لیست بورس سهام و ارز قرار دارد.»
کالوین کلین بیش از همه برای تبلیغات جالب لباس زیر و شلوارهای جین خود معروف است، البته برند CK کالوین کلین انواع محصولات ازعینک آفتابی تا ملافه را شامل می‌شود.


کلین گفت که در دنیای فشن راه راحت و ساده‌ای برای موفقیت وجود ندارد. او گفت:«‌فشن تجارتی سخت و دشوار است. شغلی است که شما باید واقعا در آن کار کنید. فرقی نمی‌کند چه یک فروشگاه خیلی کوچک داشته باشید یا تجارت شما خیلی وسیع باشد، در هر صورت باید تمام وقت و انرژی خود را به آن اختصاص بدهید. راه آسانی برای انجام این حرفه وجود ندارد.»


او گفت:«‌من امروز می‌توانم با همان پولی که کار خود را در سال 1968 آغاز کردم، دوباره کار خود را از صفر شروع کنم. من می‌‌دانم که می‌توانم. شما به سرمایه زیادی نیاز ندارید. وقتی که بزرگ شدید و رشد و توسعه یافتید دیگر لزومی ندارد که همه چیزهایی که به آن نیاز است، داشته باشید.»


کالوین در ادامه گفت:«‌شاید طراحی لباس سخت باشد، اما اگر شما استعداد داشته باشید، دنیا آن را تشخیص می‌دهد.»
شرکت کلین در سال 1992 با ورشکستگی مواجه شد، اما بر آن فائق آمد و در حال حاضر یکی از برندهای معروف و مهم دنیا است. کالوین کلین سال گذشته به عنوان بهترین طراح سال آمریکایی انتخاب شد.
کلین در توصیه خود به جوانان گفت:«‌درنهایت شما باید اعتماد‌به‌نفس داشته باشید. شما نیاز دارید که مردم به شما اعتقاد داشته باشند. شما باید یک رهبر خوب باشید. حتی اگر نامطمئن و مشکوک هستید، آن را نشان ندهید.»
 
حاشیه کالوین کلین

در سال ۱۹۹۵ میلادی، یکی دیگر از غولهای یهودی صنعت پوشاک دنیا یعنی شرکت کالوین کلین به قاچاق گسترده کوکایین در سالهای طولانی گذشته متهم گردید. به علاوه، مدیران این شرکت به دلیل استفاده از تصاویر استفاده شده توسط میشل بر روی لباسها، سالهاست که از سوی فعالان اجتماعی و والدین، مورد سرزنش قرار میگیرند. چرا که وی به قول هنری گیروکس، مدتهاست که از مدلهای کاملاً برهنه در حالات مختلف برای ارائه لذت جنسی به مخاطبان و موضوع فانتزی سکس در دسترس عموم، بهره میگیرد. به علاوه، منتقدان عصبانی، این تصاویر مستهجن را نابودکننده و شرمآور خوانده و شرکت کلوین کلین را هم برای استفاده از کودکان به عنوان کالاهایی سکسی، سرزنش مینمایند. تعدادی از منتقدان نیز اعلام نمودهاند که چنین تبلیغاتی، با صنعت شرم آور پورنوگرافی کودکان، ارتباطی نزدیک دارد. البته سابقه چنین فعالیتهایی به سالهای دورتر هم بازمیگردد، چرا که به عنوان مثال، سه دهه پیش هم، یکی از گروههای اجتماعی فعال با عنوان زنان مبارز با پورنوگرافی، از فعالیتهای تبلیغاتی این شرکت به عنوان یک فاجعه و کابوس برای زنان نام برده بود.

منبع:سایت دوخت و سایت مد


 ۲.ورساچی(versace)

جیانی ورساچی، طراح بزرگ فشن، در سال 1946 در رجو كالابریا، در جنوب ایتالیا متولد شد و در شانزدهم جولای 1997 قربانی یک جنایت شد و به قتل رسید. در زمان کودکی جییانی، مادر او با کمک کارگاه خیاطی کوچک خود، خانواده اش را اداره می کرد. جییانی در آنجا همه چیز را درباره تولید لباس فراگرفت و طولی نکشید که خود او لباسی طراحی کرد که در مغازه مادرش به فروش گذاشته شد. او در سن نه سالگی، نخستین لباس خود را طراحی کرد.

پس از آن ورساچی مهارتهای دیگری درباره تهیه پارچه کسب کرد. او نخستین فرصت برای نشان دادن مهارت و استعداد خود را زمانی به دست آورد که در سال 1972 مجموعه ای را برای یک شرکت ایتالیایی با نام فیوری فیورینتینا طراحی کرد.او در سن 25 سالگی به میلان رفت و بدون دیدن آموزش آکادمیک و رسمی، مجموعه هایی را برای مارک های فشن ایتالیایی دی پاریسی، جنی، کلاگان، آلما و سپس در سال 1974 برای مارک کامپلیس طراحی کرد. ورساچی در سال 1978 نخستین بوتیک خود را در میلان افتتاح کرد، و البته هنوز برای تکمیل مجموعه خود، سایر مارک ها را نیز عرضه می کرد. او در مارس 1978، نخستین مجموعه لباس زنانه را تحت نام خودش ارائه کرد. به زودی با افزایش معروفیت و محبوبیت سبک ورساچی، بوتیک های او در سراسر دنیا گسترش یافت.

 
مارک تجاری او رشد و توسعه یافت تا اینکه شامل هشت شعبه شد که از جمله آنها شعبه لوازم منزل، لباس های راحتی و ورزشی و لباس کودکان بود. رویای جییانی این بود که بتواند به طور کامل زندگی مشتریان فریبنده خود را تجهیز کند. جییانی در سال 1982 جوایز بسیاری را دریافت کرد. در آن سال مجموعه پاییز- زمستان او جایزه چشم طلایی را دریافت کرد، که این جایزه را در سال 1984، 1990 و 1991 نیز ازآن خود کرد.
 
 ورساچی در سال 1985، مارک Instante را به امپراطوری فشن خود افزود. این مارک مشابه سبک او در خیاطی و طراحی زنانه سطح بالا بود، اما با هدف طراحی برای جوانترها و افرادی که توانایی مالی کمتری دارند، ایجاد شده بود.پیراهن هایی برای اندیشیدن» نام نمایشگاهی بود که به کارهای گذشته ورساچی نگاه می کرد و در سال 1989 در میلان برگزار شد. در همان سال ورساچی نخستین مجموعه طراحی زنانه سطح بالای خود را ارائه کرد.سبک ورساچی به علامت تجاری مخصوص خود او تبدیل شد. اگر کسی بخواهد ورساچی را توصیف کند، همیشه می تواند به جورجیو آرمانی اشاره کند. ورساچی هر چیزی است که آرمانی نیست. او برای رنگ ها، پارچه ها و برش های گیرا و جذاب خود مشهور بود. مجموعه های او برای زنان و مردان و فریبنده بود.ورساچی هنگام طراحی محصولات جدید، تنها یک طرح مبهم از اندیشه و تصورات خود را ارائه می کرد، سپس دستیاران او مسول تبدیل این ایده ها به لباس های قابل پوشیدن بودند.از زمانی که ورساچی یک خریدار پارچه بود، همیشه از سفر کردن لذت می برد. او در طرح های جدید خود، تاثیراتی که از مسافرتهای خود کسب می کرد، با یکدیگر می آمیخت.
جیانی ورساچی در سال 1997، در مقابل عمارت بزرگ خود در فلوریدا میامی، به ضرب گلوله به قتل رسید. شخصی که او را به قتل رسانید، ظاهرا یک قاتل زنجیره ای بود که اندکی پس از کشتن ورساچی، در میامی خودکشی کرد.
 
در سپتامبر 1997 سانتو ورساچی، برادر جیانی ورساچی، به عنوان رئیس جدید ورساچی اعلام شد. خواهر جیانی، دناتلا ورساچی، رئیس جدید بخش طراحی است. او قبلا در موقعیتی خلاق برای مارک ورسوز طراحی می کرد. آلگرا، دختر دناتلا ورساچی، وارث منحصر به فرد جیانی ورساچی است. پسر او دانیل، وارث مجموعه های نقاشی جیانی است. عمارتهای بزرگ ورساچی در شهر کومو ایتالیا، میامی ایتالیا و نیویورک بخشی از دارایی او است. 
جیانی ورساچی، طراح بزرگ فشن، در سال 1946 در رجو كالابریا، در جنوب ایتالیا متولد شد و در شانزدهم جولای 1997 قربانی یک جنایت شد و به قتل رسید. در زمان کودکی جییانی، مادر او با کمک کارگاه خیاطی کوچک خود، خانواده اش را اداره می کرد. جییانی در آنجا همه چیز را درباره تولید لباس فراگرفت و طولی نکشید که خود او لباسی طراحی کرد که در مغازه مادرش به فروش گذاشته شد. او در سن نه سالگی، نخستین لباس خود را طراحی کرد. پس از آن ورساچی مهارتهای دیگری درباره تهیه پارچه کسب کرد. او نخستین فرصت برای نشان دادن مهارت و استعداد خود را زمانی به دست آورد که در سال 1972 مجموعه ای را برای یک شرکت ایتالیایی با نام فیوری فیورینتینا طراحی کرد.
 
او در سن 25 سالگی به میلان رفت و بدون دیدن آموزش آکادمیک و رسمی، مجموعه هایی را برای مارک های فشن ایتالیایی دی پاریسی، جنی، کلاگان، آلما و سپس در سال 1974 برای مارک کامپلیس طراحی کرد. ورساچی در سال 1978 نخستین بوتیک خود را در میلان افتتاح کرد، و البته هنوز برای تکمیل مجموعه خود، سایر مارک ها را نیز عرضه می کرد. او در مارس 1978، نخستین مجموعه لباس زنانه را تحت نام خودش ارائه کرد. به زودی با افزایش معروفیت و محبوبیت سبک ورساچی، بوتیک های او در سراسر دنیا گسترش یافت.مارک تجاری او رشد و توسعه یافت تا اینکه شامل هشت شعبه شد که از جمله آنها شعبه لوازم منزل، لباس های راحتی و ورزشی و لباس کودکان بود. رویای جییانی این بود که بتواند به طور کامل زندگی مشتریان فریبنده خود را تجهیز کند.جییانی در سال 1982 جوایز بسیاری را دریافت کرد. در آن سال مجموعه پاییز- زمستان او جایزه چشم طلایی را دریافت کرد، که این جایزه را در سال 1984، 1990 و 1991 نیز ازآن خود کرد.
 
 
ورساچی در سال 1985، مارک Instante را به امپراطوری فشن خود افزود. این مارک مشابه سبک او در خیاطی و طراحی زنانه سطح بالا بود، اما با هدف طراحی برای جوانترها و افرادی که توانایی مالی کمتری دارند، ایجاد شده بود.« پیراهن هایی برای اندیشیدن» نام نمایشگاهی بود که به کارهای گذشته ورساچی نگاه می کرد و در سال 1989 در میلان برگزار شد. در همان سال ورساچی نخستین مجموعه طراحی زنانه سطح بالای خود را ارائه کرد.سبک ورساچی به علامت تجاری مخصوص خود او تبدیل شد. اگر کسی بخواهد ورساچی را توصیف کند، همیشه می تواند به جورجیو آرمانی اشاره کند. ورساچی هر چیزی است که آرمانی نیست. او برای رنگ ها، پارچه ها و برش های گیرا و جذاب خود مشهور بود. مجموعه های او برای زنان و مردان فریبنده بود.

ورساچی هنگام طراحی محصولات جدید، تنها یک طرح مبهم از اندیشه و تصورات خود را ارائه می کرد، سپس دستیاران او مسول تبدیل این ایده ها به لباس های قابل پوشیدن بودند.از زمانی که ورساچی یک خریدار پارچه بود، همیشه از سفر کردن لذت می برد. او در طرح های جدید خود، تاثیراتی که از مسافرتهای خود کسب می کرد، با یکدیگر می آمیخت.جیانی ورساچی در سال 1997، در مقابل عمارت بزرگ خود در فلوریدا میامی، به ضرب گلوله به قتل رسید. شخصی که او را به قتل رسانید، ظاهرا یک قاتل زنجیره ای بود که اندکی پس از کشتن ورساچی، در میامی خودکشی کرد.

 در سپتامبر 1997 سانتو ورساچی، برادر جیانی ورساچی، به عنوان رئیس جدید ورساچی اعلام شد. خواهر جیانی، دناتلا ورساچی، رئیس جدید بخش طراحی است. او قبلا در موقعیتی خلاق برای مارک ورسوز طراحی می کرد. آلگرا، دختر دناتلا ورساچی، وارث منحصر به فرد جیانی ورساچی است. پسر او دانیل، وارث مجموعه های نقاشی جیانی است. عمارتهای بزرگ ورساچی در شهر کومو ایتالیا، میامی ایتالیا و نیویورک بخشی از دارایی او است.
 
 
امپراطوری ورساچی یک تجارت خانوادگی است. جیانی ورساچی تا زمان مرگش، خود سمت رهبری این شرکت را برعهده داشت. دناتلا، خواهر او نایب رئیس شرکت و همچنین مسوول روش های توزیع و پخش ورساچی نیز بود. سانتو ورساچی، برادر جییانی، به همراه دوست هم دانشگاهی خود، کلودیا لوتی، شرکت مرکزی ورساچی را اداره می کرد. انتظار می رفت که این شرکت در نیمه سال 1998 عمومی شود. بنابراین جییانی ور ساچی، اندکی پیش از مرگش، شروع به بازسازی سازمان شرکت کرد. برنامه ریزی شده بود که 25 تا 30 درصد دارایی شرکت به بورس سهام واگذار شود. جییانی ورساچی مالک 45 درصد، دناتلا 20 درصد و سانتو ورساچی مالک 35 درصد از سهام شرکت بودند. از آنجایی که دختر دناتلا، وارث منحصربه فرد ثروت ورساچی است، دناتلا اکثریت سهام این شرکت را اداره خواهد کرد. این شرکت 21.6 میلیون دلار از بیمه عمر جییانی ورساچی دریافت کرد.
 
کار جییانی ورساچی به هیچ عنوان در راهروی نمایش محدود نمی شد؛ او لباس هایی را برای تئاتر، رقص باله و اپرا طراحی کرد؛ که این موضوع در کنار عشق او به موسیقی، موجب دوستی او با برخی از بزرگترین ستارگان دنیا مانند شاهزاده دیانا، استینگ، جورج مایکل وتینا تورنر شد.ایجاد سوپر مدلهای دهه ۸۰ تا حد زیادی به جییانی نسبت داده شده است. او با پرداخت بیش از 30 هزار دلار به هر کدام از مدل هارای ظاهر شدن در نمایش های خود، سلسله مراتب جدیدی را در فشن ایجاد کرد. او برای نمایش مجموعه پاییز- زمستان 1991 خود در میلان، هرچهار نفر سوپرمدل هایش را با هم بر روی راهروی نمایش خود فرستاد، و یکی از جالب توجه ترین و به یاد ماندنی ترین لحظات فشن را خلق کرد.
 
ورساچی با استعدادترین عکاسان دنیا همچون هلموت نیوتون، هرب ریتس،بروس وبر و استیون میزل را به خدمت گرفت تا دیدگاه او را در دوربین ضبط کنند.
منبع: وبلاگ مد دخترها

 ۳.پیر کاردین (Pierre Cardin)

پیر کاردن طراحی فرانسوی با اصلیت ایتالیایی است که در سانبیاگو دی کالاتا در ایتالیا زاده شد. کاردین بخاطر وسعت و سبک طراحیش شناخته شده‌است. او برای طراحی لباس‌ها از اشکال هندسی و عمده بهره می‌جست و اعتقاد زیادی به طراحی لباس زنان نداشت. او مدل‌های جنسیت واحد، ( لباس‌هایی که برای دو جنسیت یعنی هم مردان و هم زنان طراحی می‌شوند.) را به مرحله تازه‌ای ارتقا داد، طراحی‌های آوانگارد (آوانگارد یا پیشتاز، به هنرمندان، نویسندگان و شاعرانی گفته‌می‌شود که در یک دوره معین، پیشروترین اسلوب یا مضمون را در آثارشان استفاده کرده‌اند و اغلب بانی جنبش‌های نو بوده‌اند)او را مشهور ساخت.

 گاهی اوقات طراحی ای او به صورت تجربی بودند و همیشه هم طراحی‌های او جنبه کاربردی نداشت. او کسی بود که لباس‌های مدل حبابی را در سال ۱۹۵۴ معمول کرد.این طراح مشهور که سالها برای کریستین دیور کار میکرده، بنیانگذار سبک پیشرو در مد میباشد و عمده ی طرحهای معروف او طرحهایی هندسی و گاهی فضایی(منظور پوشش ساکنین کرات دیگر میباشد)هستند.


ظاهرا  آقای کاردن ربطی به لباسهایی که در ایران به اسم این مارک فروخته میشه ندارد.
شاید مطمئن ترین چیزی که از این مارک در ایران پیدا میشه عطرهایش باشد.البته لازم به گفتن است که که پیر کاردن در کل مارک لوکس و گرانقیمتی نیست و تو اروپا و آمریکا جز مارکهای بسیار اقتصادی و ارزان به حساب میاد.

 موریکا بیدرمن یهودی (و یا در اصل موریس زیلبربرگ)  با داشتن ۱۳ هزار کارگر در ۳۴ کارخانه خود، تولیدکننده کت و شلوارهای پییرکاردین و یویس ساینت لورنت در کارخانجات خود در فرانسه، ایالات متحده و هنگ کنگ است. به علاوه گفته میشود که این شرکت همه ساله، ۲۰۰ میلیون دلار در طراحی لباسهای تولیدی خویش، سرمایه گذاری میکند.

منبع:سایت ایراتیکلس،  پرشین تیم،  ویکی



۴.گس(Guess)

 گس یک شرکت معروف پوشاک  آمریکایی است که در سال ۱۹۸۱ در لس آنجلس توسط چهار برادر به نامهای جورجوس،  آرماند، پل و موریس مارکیانو تاسیس شد.این چهار برادر در دهکده دبدو مراکش بدنیا آمدند.آنها سال ۱۹۷۷ از مراکش به کالیفرنیا آمریکا مهاجرت کردن و در سال ۱۹۸۱ شرکت خود را پایه گذاری کردند.گفته می شود این خانواده یک خانواده یهودی هستند.

فعالیت شرکت گس در زمینه لباس(جین) ساعت و جواهر است. 

شرکت بزرگ گس هم سالهاست که برای فروش لباسهای جین خود از 

تبلیغات شهوت انگیز برای لذتجویی جنسی بهره میگیرد و به همین دلیل هم

 تاکنون چند گروه غیردولتی اجتماعی خواهان تحریم تولیدات این شرکت به

دلیل تحقیر زنان در تبلیغات تجاری به همراه تلفیق سکس و خشونت برای

فروش بیشتر شده اند.

منبع : ویکی انگلیسی


۵. دولچه و گابانا (Dolce & Gabbana - D & G )

 

دولچه اند گابانا یک خانه مد ایتالیایی است .این کمپانی توسط دومنیکو  دولچه و استفانو گابانا دو طراح ایتالیایی مستقر در شهر میلانکار خود را آغاز کرد و در سال۲۰۰۵ حجم معادلات آن‌ها ۷۵۰ میلیون یورو بوده است.  مخصوص اقلام بیشر تجملی و گران قیمت است. همچنین دارای اعتبار بیشتر بخاطر طراحان و لباس‌های شب رسمی و پوشاک متناسب با فصل است.این شرکت به تولید لباس ساحل لباس زیر عینک آفتابی عطر کیف پول مپردازد.شایع است دو مالک این شرکت همجنس باز می باشند.

 منبع:ویکی انگلیسی

  


 ۶.تامی هیلفیگر(Tommy  Hilfiger)

 

 

 

 

 تامی هیلفیگر (توماس یعقوب) یک طراح لباس و مد است که در سال ۱۹۸۵شرکتش را تاسیس کرد.او در المیرا نیویورک رشد کرد.وی دومین فرزند از هشت فرزند خانواده یعقوب (جیکوب) که نسبی ایرلندی آمریکایی   دارد.هیلفیگر ادعا میکند که نسب و نژادش به شاعر اسکاتلندی روبرت  برن میرسد.او کارش را در ۱۸ سالگی در یک خرده فروشی شروع کرد و بعدها برای آوردن شلوارهای لی(جین) به نیویورک می رفت و آنها را برای فروش به مغازه ای به نام فروشگاه براون در مرکز شهر المیرا می آورد.او بعدها مغازه ای در اطراف مرکز شهر المیرا به نام "محل مردم" تاسیس کرد که بیشتر نوجوانان از آن استقبال می کردند و آن مکان محلی هیجان انگیز برای آنها بود. هیلفیگر روند رشدش را همینگونه ادامه داد تا در سال ۱۹۸۵ شرکت تولید کننده لباس را تاسیس کرد. هیلفیگر یا توماس یعقوب نیز یکی از یهودیان متعصب اسرائیلی می باشد.

منبع:ویکی انگلیسی

 


 ۷.جورداچ(Jordache)

 شرکت جورداچ یک کارخانه تولید کننده شلوارهای لی(جین)بلوز

(تی شرت) است.این علامت تجاری در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی نزد

 طراحان و عامه مردم یک مارک محبوب بود.جورداچ را هم برادران

 یهودی جو رالف و آوی ناکاش یا نخاش تاسیس کردند.آنها نیز

مانند هیلفیگر صهیونیست کارشان را با تاسیس یک مغازه در نیویورک آغاز کردند. دو شرکت "جارداچ" و گس که هر دو از سوی یهودیان تأسیس گردیده، همواره از یکدیگر به مراجع قضایی شکایت نموده اند.

 منبع :ویکی انگلیسی


 ۸.جورجیو آرمانی(Giorgio Armani)

جورجیو آرمانی  طراح لباس ایتالیایی است که بیشتر به خاطر طراحی پوشاک مردانه شناخته شده است. او شرکت خود،آرمانی را در  سال ۱۹۷۴ بنیان گذاشت و در آستانه قرن بیست و یکم به‌عنوان موفق‌ترین طراح از ایتالیا فراتر رفت.در سال ۲۰۰۰ مجله فوربز، جورجیو آرمانی را به عنوان موفق‌ترین طراح دنیا معرفی کرد. در سال ۲۰۰۱ این مجله او را در لیست اعضای جدید مد و در ردیف نوزدهم قرار داد.

او یکی از معروفترین و موفقترین طراحان و سرمایه گذاران حال حاضر دنیاست.ثروت وی طبق آمار مجله ی فوربس بالغ بر ۴.۵ میلیارد دلار است و وی پس از رالف لورن،ثروتمندترین طراح لباس دنیاست.
او کارش را در فروشگاه لاریناسنته به عنوان طراح ویترین آغاز کرد و سالها به این کار ادامه داد تا اینکه توسط نینو چروتی طراح معروف آن زمان دعوت به همکاری شد.
بعد از گذشت ۱۰ سال از همکاری او با چروتی و ارائه ی طرحهای مختلف برای این کمپانی،به فکر افتاد که لباسهایی با استیل و تحت نام خودش ارائه دهد.و در سال ۱۹۷۵ این ایده را عملی نمود و بدین شکل پایه های امپراطوری  آرمانی بنا نهاده شد. نوع طراحی های او منحصر بفرد و تا حد زیادی مردانه است،بطوری که در کلکسیون لباسهای زنانه ی وی نیز کت و شلوار عناصری تفکیک ناپذیر هستند.آرمانی  در کارهایش بیشتر از رنگهای سرد استفاده میکند،و به جرات میتوان گفت که رنگ خاکستری را در مد مدرن او جاودانه ساخته است.
در ۱۹۸۰ با طراحی لباسهای فیلم ژیگولوی آمریکایی توانست استیلش را به جهانیان و در سطح وسیعی بشناساند.
او همواره در کارهایش نگاهی عمیق به استیل شرقی دارد و از تلفیق آن با سبک مدرن،شاهکارهایی خلق میکند که شوهای لباس او را تبدیل به نمایش هایی باشکوه و مسحور کننده مینماید.
بدون اغراق میتوان گفت که او پرطرفدارترین و مردمی ترین استیلیست دنیاست ،چراکه لباسهای او فقط به طبقه ی خاصی تعلق ندارند و طرفداران او،در هر سن و موقعیت اجتماعی همه ی محصولات او را اعم از کیف و کفش،جین و تی شرت،کت وشلوار،عطر،موبایل و ...استفاده میکنند.

آرمانی پس از فعالیت مختصری در پزشکی و عکاسی، تنها بر حسب اتفاق وارد صنعت مد شد.او پس از آنکه در سال ۱۹۷۵، دیگر تولیدات مربوط به صنعت طراحی لباس با برند «جورجیو آرمانی» را عرضه کرد، در سال ۱۹۸۱ نخستین سری فروشگاه‌های فروش ارزانتر و بازار بزرگ آرمانی و در سال ۲۰۰۰ بخش لوازم آرایشی را راه‌اندازی کرد. امروزه شرکت آرمانی شامل ۲۰۰۰ مرکز فروش جهانی با فروش سالیانه بیشتر از یک میلیون دلار است.

منبع:پرشین تیم و ویکی فارسی


 ۹.لوئی اشتراوس(levi strauss-Levi's)

                                                                               

 

 

 

 

 

 

   لوی اشترواس یک آلمانی یهودی تبار مهاجر به آمریکا بود که اولین شرکت تولید کننده شلوارهای لی

(جین)در دنیا را در سال۱۸۵۳ در سانفرانسیسکو  کالیفرنیا تاسیس کرد. برادر او در نیویورک به تجارت کالا

 مشغول بود و لوی استراوس شعبه جدیدی برای تجارت او در این شهر احداث کرد. او که آلمانی تبار بود،

 پس از مهاجرت به آمریکا چندین سال در نیویورک مشغول فراگیری روش های تجارت بود. در طی بیست

سال او به یکی از تاجران موفق پارچه تبدیل شد.

یکی از مشتریان لوی استراوس خیاطی به نام ژاکوب دیویس  اهل لاتویا  بود. او که در نوادا زندگی می کرد، از شرکت استراوس به صورت عمده پارچه خریداری می کرد. در میان مشتریانش شخصی بود که دائما جیب های شلوارهایی که ژاکوب برایش می دوخت را پاره می کرد. ژاکوب به فکر راه حلی برای دوام بیشتر شلوارهای این مشتری بود، روزی به فکرش رسید که شاید با استفاده از نوعی پرچ فلزی در نقاطی از شلوار که پاره شده یا آسیب دیده، مثل گوشه های جیب ها و در زیر دکمه های شلوار، بتواند باعث استحکام بیشتر برای شلوار شود.


مشتریان ژاکوب خیلی سریع از این شلوارهای پرچ دار استقبال کردند. او نگران شد که شاید کسی این ایده ماهرانه اش را بدزدد، بنابراین تصمیم گرفت حق امتیاز این کار را به نام خود ثبت کند. اما ۶۸ دلاری که برای کارهای اداری لازم بود را نداشت. بنابراین به عنوان شریک تجاری فوراً به فکر لوی استراوس افتاد.

در سال ۱۸۷۲ طی نامه ای که به لوی استراوس نوشت، به او پیشنهاد کرد که حق امتیاز این کار متعلق به هر دو نفرشان باشد. استراوس که یک تاجر خبره بود، با دیدن این محصول جدید، بلافاصله پیشنهاد ژاکوب را پذیرفت. در بیستم ماه مه سال ۱۸۷۳، این دو نفر حق امتیازی به شماره ۱۳۹,۱۲۱ را در آمریکا به نام خود ثبت کردند. این تاریخ امروزه به عنوان تاریخ تولد رسمی بلوجین شناخته شده است.

لوی استراوس، ژاکوب را به عنوان سرپرست تولید این شلوارهای جدید در شرکت خود استخدام کرد. این شرکت تا سال ۱۸۷۵ به تولیدات خود ادامه داد و دو کارخانه دیگر در سانفرانسیسکو راه اندازی کرد.
پارچه های کتان برای دوخت این شلوارها از یکی از معروفترین کارخانه های پارچه سازی منچستر تامین می شد. در مدت زمانی کوتاه، تمام کارگران ازاین شلوارهای جدید استفاده می کردند. قیمت یک دست لباس کار با دوام تولید شرکت لوی استراوس ۱.۲۵ دلار بود، رقمی کاملا باور نکردنی!

حق امتیاز این محصول تا بیست سال منحصراً در اختیار شرکت استراوس بود. در سال ۱۸۹۰ این شلوارها مدل ۵۰۱ نام گرفت که هنوز هم با این نام در بازار به فروش می رسد. با به پایان رسیدن حق انحصار این محصول، بسیاری از کارخانجات تولید پوشاک از این محصول پرطرفدار شرکت لوی استراوس کپی برداری کردند. تا سال ۱۹۵۰ دانش آموزان دبیرستانی به عنوان اعتراض به بزرگترها که این شلوارها را نمی پوشیدند و برای اینکه متفاوت تر به نظر برسند، شروع به پوشیدن این شلوارها کردند. در سال ۱۹۷۰ شلوارجین بیش از همیشه طرفدار پیدا کرد.
از زمانی که مردم لغت لیوایز(Levi's) را برای این شلوارها به کار بردند، شرکت لوی استراوس نیز این لغت را به عنوان علامت تجاری اش ثبت کرد.
شلوار جین با تبلیغات تلویزیونی و فیلم ها بین نسل جوان رایج شد. ( جیمز دین در فیلم شورش بی دلیل ) پوشیدن این شلوارها سمبل طغیانگری بین نسل جوان بود.

منبع:ویکی انگلیسی و سایت فصل نو

 


 ۱۰.پرادا(Prada)

                                                                        

شرکت پرادا تولید کننده کالاهای لوکس از قبیل چمدان کفش کلاه لوازم چرمی برای مردان وزنان است.

این شرکت ایتالیایی توسط ماریو پرادا در سال ۱۹۱۳ در شهر میلان ایتالیا تاسیس شد.

پرادا به همراه برادرش مارتینو ابتدائا به فروش چمدانهای بزرگ و کیف دستی و کالاهای چرمی روی آوردند

 و به مرور کارشان را گسترش دادند.این شرکت در می ۲۰۰۷ طی قرادادی با شرکت کره ای ال جی گوشی به اسم ال جی پرادا با قیمت ۸۰۰ دلار تولید کردند. 

 منبع:ویکی انگلیسی

 


 ۱۱.گاس(Gas)

 شرکت گاس وارث علامت تجاری  گروتا است که در سال ۱۹۷۰

توسط  کلودیو گروتا در ایتالیا ایجادشد.

گاس شلوار لی (جین) باشعار راحت اصلی و متنوع تولید می

کند.این شرکت محصولاتش را به بیش از ۵۶ کشور دنیا صادر می کند.

 

منبع:ویکی انگلیسی

 

۱۲.اسپریت(Esprit)                                             

 اسپریت شرکت تولید کننده لباس ، کفش ،جواهرات و ...در سال 1968 میلادی در سانفرانسیسکو

توسط هانس یورگن کرونگر تاسیس شد.این شرکت توسط دفاتری که در کولون ،هنگ کنگ و راتینگن

آلمان دارد مدیریت می شود.اسپریت به طور مستقیم 770فروشگاه خرده فروشی در جهان مدیریت و سرپرستی می کند.

منبع:ویکی انگلیسی


۱۳.دایسل یا دیسل(DIESEL)

شرکت دایسل یا دیسل یک شرکت ایتالیایی طراحی لباس است که در سال 1978 توسط رنزو  روسو تشکیل شد.این شرکت در ابتدا برای تولید لباس بزرگسالان به خصوص  شلوار لی (جین) هدف گذاری کرده بود اما به مرور و با توسعه کارش هر چیزی از جمله لباس زیر و عطر تولید می کند.ویلبرت داس سر طراح دایسل است که از سال 1988 به این شرکت پیوسته است.این طراح به عنوان طراح لوازم مردانه ، بچه گانه و چرم کار میکند.دایسل به عنوان اولین شرکت طراحی لباس میباشد که در زمینه بازیهای ویدئویی کار کرده است ودر سال 2008با همکاری شرکت سونی برای فروش محصولاتش در دنیای مجازی پلی استشن همکاری کرد.

 منبع:ویکی انگلیسی


 ۱۴.تد بیکر(TED  BAKER)

   شرکت بریتانیایی تد  بیکر  یک تولید کننده لباس است که در سال 1988 در گلاسکو توسط  ری کلوین

تاسیس شد.این شرکت به تولید لباسهای مردان و زنانه می پردازد. تد بیکر بیشتر برای تولید لباسهای

پیچیده(پیچ و تاب دار) مشهور است. دفتر این شرکت در لندن میباشد.

 منبع:ویکی انگلیسی


  ۱۵.میوی یا ماوی (mavi)

  شرکت میوی(ماوی) مشهورترین شرکت ترکیه ای است که در سال 1991 در اسلامبول ترکیه توسط سعید آکارلیلر ایجاد شد.این شرکت به تولید لباسهای جین  کتان ، راه راه( یا همان شلوارهای کبریتی خودمان) مشهور است.این شرکت دست کامل لباس لی (جین) را تولید می کند. میوی در سال هفتاد هزار جفت از این لباسها را به فروش می رساند.شرکت میوی 4600 فروشگاه در 50 کشور دنیا دارد که به فروش محصولاتش می پردازد.

منبع:ویکی انگلیسی


  ۱۶.بنچ(Bench)

                                                                  

بنچ شرکت طراحی لباس بریتانیایی است که در سال 1989 در منچستر انگلیس به تولید لباس پرداخت.این شرکت کار خود را با تولید بلوز(تی شرت )شروع کرد.

منبع:ویکی انگلیسی


 ۱۷.مارک جیکوب(MARC JACOBS)

 مارک جیکوب(یعقوب) یهودی، طراح لباس است که در سال 1963 به دنیا آمد. جیکوب مدیر خانه طراحی

 فرانسوی " لویس ویتون" است.در سال 2009 مارک جیکوب در رتبه  15 از 50 قدرتمندترین زن و مرد

همجنس باز مجله  اوت قرار گرفت. وی در جولای2009 با مدیر تبلیغات، لورنزو  مارتون در پروینکتون

ماساچوست ازدواج کرد.

 منبع:ویکی پدیا


 ۱۸.گپ(GAP) 

گپ یک شرکت تولید کننده لباس در سانفرانسیسکو کالیفرنیا است. این

شرکت در سال 1969 توسط دونالد.جی.فیشر و  دوریس .اف.فیشر بوجود

امد.

 

 منبع:ویکی انگلیسی


 ۱۹.روبرتو کاوالی(Roberto Cavalli)


 روبرتو کاوالی متولد ۱۵ نوامبر ۱۹۴۰ در فلورانس ایتالیاست.او در یک خوانواده ی هنرمند و اصیل فلورانسی پرورش یافت و در انستیتوی هنری فلورانس تحصیل و تخصص خود را در زمینه ی رنگ آمیزی و نقاشی روی پارچه تکمیل کرد.
روبرتو کاوالی عاشق نوآوری و تجارب نوین است.در دهه ی هفتاد انقلابی را در صنعت رنگ آمیزی و نقاشی روی چرم ایجاد کرد و برای بنمایش گذاشتن هنر نوینش راهی پاریس و مشغول به همکاری با بزرگانی چون Hermès و Pierre Cardin شد.
در همان سال و برای اولین بار کلکسیون لباسهایش را بنام خودش در پاریس،رم و میلان روی صحنه میبرد.
جینهایی با استامپهای عجیب،لباسهای چرمی نقاشی شده و پارچه هایی با طرح پوست حیوانات،همه از نوآوریهای او میباشند.
روبرتو در سال ۱۹۸۰ با Eva Duringer ازدواج کرد و تا به امروز نه تنها بعنوان همسر بلکه بعنوان همکار و بازوی راست وی در کنارش ظاهر میشود
روبرتو کاوالی همیشه در حال سفر است و در سفرهایش دوربین عکاسی را یک لحظه از خود دور نمیکند.
تمدنهای مختلف دنیا و مناظری که در طول سفرهایش میبیند الهام بخش وی در خلق کارهایش میباشند.
در ۱۹۹۸ لاین جوان پسند و ارزانتر Just Cavalli را ابداع و پس از آن لاینهای Angels & Devils مخصوص بچه ها و سپس Class Cavalli را ایجاد میکند.
طرحهای گلدار و طرحهایی از پوست حیوانات از معروفترین طرحهای کاوالی میباشند.

منبع:پرشین تیم


                                                                                                                 

۲۰.چنل(CHANEL)     

چنل خانه ی مد بسیار معروف فرانسوی است که در سال ۱۹۰۹ توسط خانم گابریلا بوئر چنل معروف به ککو بنا نهاده شد.این مارک اگر چه در ابتدا به دست یهودیان تاسیس نشد اما پس از سالها فرجامش در دستان یهودیان گره خورد.
کوکو شانل نه فقط اولین طراح زن معروف قرن شد بلکه با تکیه بر استعداد خارق العاده اش توانست ظرافتها و ارزشهای زن را در زمینه ی مد، هم تراز مردان سازد و با طرحهای شیک و زیبایش ذائقه مشکل پسند زنان آن دوره را ؛از هر طبقه و کلاس اجتماعی،تغذیه نماید.امروز این خانه مد توسط کارل لاگرفیلد طراح آلمانی اداره میشود.شانل يکی از معروفترين مارکهای گران قیمت پوشاک در جهان است.

منبع:پرشین تیم


 ۲۱.لی(Lee)

                                                                  

شرکت لی در سال ۱۸۸۹در شهر سالینا کانزاس توسط هنری دیوید

 لی  تاسیس شد.این شرکت در حال حاضر متعلق به شرکت وی

اف بزرگترین شرکت تولید لباس در جهان است.لی در ابتدا 

لباسهای پنبه ای زبر و نامرغوب  و کت تولید می کرد.دفتر مرکزی

این شرکت در شهر مریام(مریم)کانزاس است.

 

منبع:ویکی انگلیسی


۲۲.گوچی(GUCCI)

                                                                                

گوچی یک خانه مد ایتالیایی است که در سال ۱۹۲۱ توسط گوچو گوچی،در فلورانس بنا شد.
گوچی یک چرم کار ماهر بود که کارهای خود را با تزئین بوسیله یک نوار سبزـقرمز و قطعه ی کوچک فلزی(که از زین و لگام اسب ایده میگیرد) از دیگران متمایز میساخت.
وی توانست در سال ۱۹۳۸ فروشگاهی در خیابان کوندوتی رم که یکی از معروفترین خیابانهای آن زمان در زمینه مد میباشد،افتتاح کند.
پس از معروفیت در اروپا،در سال۱۹۴۵ گوچی وارد امریکا میشود و با جذب مشتریانی نظیر گریس کلی،ژاکلین کندی،ادری هیپورن و...تبدیل به یک مارک جهانی میشود.
پس از مرگ گوچی،پسرانش الدو، اوگو، واسکو و رودولفو راه او را ادامه میدهند.
از ابتکارات انها میتوان به خلق لوگوی جی جی استفاده از بامبو،پارچه های کانواس و.. اشاره نمود.
در سال ۱۹۹۰ و با ورود تام فورد به عنوان طراح،این مارک در زمینه لباس نیز به اوج خود میرسد؛بطوریکه در ۲۰۰۶ با درآمدی بالغ بر ۷،۶ میلیارد یورو پس از لویی ویتون و شرکا،در مقام دومین مارک پرفروش قرار میگیرد.
از سال ۲۰۰۷ تا به امروز نیز  فریدا جیانینی  بعنوان طراح گوچی مشغول بکار میباشد .

منبع:پرشین تیم


۲۳.فندی(FENDI)


فندی خانه مد ایتالیایی است که در سال ۱۹۲۵ توسط ادواردو و آدله فندی بنا نهاده شد.این دو، کیف سازانی بودند که کار خود را در رم آغاز نموده و طی دو دهه توانستند محصولات خود را به جهانیان بشناسانند.
در سال ۱۹۴۶ بنیانگذاران این مارک اداره ی خانه مد خود را به دست کارل لاگرفیلد(که هم اکنون طراح شانل نیز میباشد) سپردند.
در سال ۱۹۶۶ لوگوی این مارک که به صورت دو حرف اف  در کنار هم میباشد ارائه شد و در همان سال با پشتکار و خلاقیت لاگرفیلد، اولین کلکسیون این مارک معرفی شد و شعباتی نیز در آمریکا و ژاپن افتتاح شدند.
این مارک تا به امروز نیز در سایه طراح قدرتمند خود، همه ساله با ارائه طرحهای زیبا و جذاب،علاقمندان خود را راضی نگه میدارد.

منبع:پرشین تیم

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 14:51  توسط پدرام کاظمی   | 

قانون هشتاد-بیست ” اصل پارتو “

قانون هشتاد-بیست ” اصل پارتو “


در سال ۱۹۰۶،ویلفردوپارتو (vilfredo pareto,1848_1923 )مهندس و اقتصاددان ایتالیایی منحنی لگاریتمی ابداع کرد که وضعیت توزیع ثروت در آن سالها را در کشورش نشان می داد طبق این فرمول،۸۰درصد از ثروت کشور در اختیار ۲۰درصد از مردم بود،اما چه شد که این فرمول ریاضی به عنوان اصل پارتو معروف شد و از تئوریهای مدیریت کیفیت سردرآورد؟

در دهه ۱۹۴۰ دکتر ژوزف جوران(1904,Joseph M Juran)پیشتاز مدیریت کیفیت که در امریکا زندگی می کرد این منحنی را در مدیریت کیفیت پیاده کرد و آن را قانون ۲۰/۸۰ نامید.وی قانون خود را به این صورت بیان کرد:۸۰ درصد از نتایج،بستگی به ۲۰درصد از فعالیتهای شما دارد و آن را"اندک های حیاتی و بسیارهای کم اهمیّت" نامید.فقدان دقّت کافی در کار اولیه ای که انجام داده بود باعث شد،آن را بسط نظرات اقتصادی پارتو در زمینه ای وسیع تر بدانند و یا شاید به دلیل تلفظ راحت تر اصل پارتو در مقایسه با نام انتخابی دکتر جوران،قانون۲۰/۸۰ به اصل پارتو معروف شد.

این اصل،قانون اثبات شده علمی نیست ولی به طور معمول در بیشتر امور اجتماعی و اقتصادی صادق است.مثلا گفته می شود حدود ۸۰درصد ثروت جامعه در اختیار ۲۰ درصد افراد است.قاعده ۲۰/۸۰ بدین معناست که در هر چیزی،میزان اندکی(۲۰٪) دارای اهمیّت حیاتی و بسیاری(۸۰٪) کم اهمیّت و یا دارای اهمیّت ناچیز است.به بیانی دیگر۲۰درصد نواقص باعث ۸۰درصد مشکلات می شوند.مدیران پروژه ها می دانند که ۲۰درصدکار(اولین ۱۰٪ و آخرین ۱۰٪)۸۰درصد زمان و منابع را صرف می کند.می توانیم قاعده ۲۰/۸۰ را در مورد تقریبا هر چیزی بکار ببریم،از علم مدیریت گرفته تا جهان فیزیک.

بعنوان مثال،شاید توجه کرده باشید که ۲۰درصد از لوازم شما بیش از ۸۰درصد فضای انبار خانه را اشغال می کند و نیز ۸۰درصد لوازم را ۲۰درصد از فروشندگان عرضه کرده اند.همچنین ۸۰درصد فروش ناشی از فعالیت  ۲۰درصد کارکنان بخش فروش است.۲۰درصد کارکنان شما مسئول ۸۰درصد مشکلات هستند اما ۲۰درصد دیگر،۸۰درصد تولید را فراهم می کنند.

همانطور که گفتیم این اصل در همه جا و اکثر موارد کاربرد دارد که به سه مورد از آنها اشاره می شود.

۱-همانطور که دکتر جوران در تعریف خود گفت۸۰ درصد از نتایجی که به دست می آورید،نتیجه ی ۲۰ درصد از فعالیتهایی است که انجام می دهید،به عبارتی ۲۰ درصد از کارهایتان اهمیّت بیشتری نسبت به بقیه دارند و نقش مهمتری در آینده کاری شما،و بنابراین می بایست در اولویت قرار گیرند. 

۲-هرگز مشکلات خود را با دیگران مطرح نکنید،زیرا ۸۰ درصد از مردم به مشکلات شما اهمیت نمی دهند و اندکی از۲۰ درصد بقیه هم از اینکه بدانند شما برای مشکلات اهمیت زیادی قائل می شوید به نوعی خوشحال می شوندو تعدادی هم جزو  مشاوران و متخصصان هستند.

۳-امّا این اصل در مورد محدودیت های شما در زندگی و کار هم صدق می کند.۸۰درصد از محدودیت ها و یا عوامل بازدارنده شما در رسیدن به اهدافتان،عوامل درونی هستند.این عوامل در درون شما هستند؛در ویژگی های شخصیتی، توانایی ها،عادت ها،انضباط فردی و توانایی های بالقوه تان،فقط ۲۰ درصد از عوامل محدود کننده خارجی هستند و به سازمانی که در آن کار می کنید یا محیطی که در آن زندگی می کنید مربوط می شوند.

اصل پارتو و یا به عبارتی قاعده۲۰/۸۰ می تواند به عنوان یک یادآوری روزانه در خدمت ما باشد و به ما یادآور شود که ۸۰درصد زمان و انرژی خود را در ۲۰درصد آنچه واقعا مهم است،متمرکز کنیم.

                             تنها هوشمندانه کار نکنیم،

            بلکه هوشمندانه بر روی چیزهای درست و مهم کار کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 15:22  توسط پدرام کاظمی   | 

تاریخچه پیدایش وهابیت

تاریخچه پیدایش وهابیت

 

اين فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » (بن سليمان بن محمدبن احمدبن راشدبن بريد بن محمدبن بريد بن مشرف بن عمر بن بعضابن ريس بن زاحزبن محمدبن على بن وهيب التميمى ) ازمردم «نجد» (هزارو دويست شش - هزار و صدو پانزده قمرى ) مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مكتب «ابن تيميه » گرايش داشت .

نام اين فرقه از پدر «محمد» كه «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » كه از علماى عينيه از بلاد نجد بود. محمد فقه حنبلى رانزد پدرش «عبدالوهاب » كه از علماى هنابله بود، فرا گرفت . آثار «ابن تيميه » و «قيم جزى » «كه شاگرد ابن تيميه بود» را مطالعه كردو تحت تاثير قرار گرفت .

ابن تيميه : «ابوالعباس احمدبن عبدالحيلم حرانى » از علماء حنبلى قرن هفتم و هشتم هجرى است كه عقايد وى مخالفت افكار مذهبى معاصر خود تكفير شد و مدتى زندانى بود مورد آزار مغولان قرار گرفت و از شام به قاهره گريخت .

در سال 712 ق دوباره به «دمشق » بازگشت و در سال 728 ق در گذشت .

محمد بن عبدالوهاب در بصره از «شيخ محمد مجموعى » علم دين آموخت ، در شام و حجاز نيز كسب فيض كرد وكمال يافت و سفرهايى به ايران «اصفهان » نمود.

در رابطه با نهضت پاكدينى «محمدبن عبدالوهاب » چند نكته قابل تامل هست كه خواننده تاريخ عقايد و آراء بايد به آنها توجه كند: نكته نخست اينكه مقطع زمانى پيدايش اين نهضت قابل توجه است . نكته دوم ، تحصيلات محمد بن عبدالوهاب و مناطق و مراكزى كه در آن تحصيل وتحقيق كرده است ، مى باشد.

در رابطه با نكته نخست ، مى دانيم كه قرنهاى دهم تا سيزدهم هجرى فصل جديدى در تاريخ عقيد و آراء اسلامى بشمار مى رود: «امپراطورى عثمانى » خود را وارث خلافت اسلامى مى دانست و مدعى بود كه آخرين خليفه عباسى خالفت را به اين خاندان وصيت كرده است . از ديگر طرف رقباى ترك عثمانى كه پيشينه اى دراز در اختلافات قبيله اى و محلى و منطقه اى بايكديگر داشتند، ائتلاف كرده و نهضت صفويه را بر پاى داشتند. اتحاد و ائتلاف هفت قبيله ترك ، رژيم صفوى درايران را پديد آورد. استخدام مذهب شيعه اماميه بخشى از استراتژى ستيزه جويانه رقباى ترك عثمانى در مبارزه باامپراطور عثمانيان بود. نهضت شيعيگرى صفويه كه با قوت و قدرت قزلباشهان شمشيرهاى آخته و قتل عام سنيان شهر نشين ايران اكثرا سنى ، رو به گسترش بود، تا آن سوى مرزهاى جغرافيايى ايران فرا رفت و در طى نزديك به يك قرن سنى كشى و شيعه كشى در اين دو امپراطور و صدور آن به شام وحجاز نزاع فرقهاى و كلاى شيعه و سنى را كه در دوره آل بويه آغاز و بعد همراه با فراز و نشيبهائى ادامه داشت ، تجديد و تشديد كرد و به اوج بى سابقه اى رسانيد.

اقدامات علماى سنى (كه در جهت اهداف سياسى سلاطین صفويه از يك سو و علما سنى در جهت اهداف سياسى امپرااطورى عثمانى از ديگر سو) بر اين كينه ودشمنى رنگ و رونق شگفتى مى داد. بر خواننده محقق در تاريخ ايران روشن است كه دوره صفويه بيش از هر دوره ديگرى در تاريخ ايران و اسلام شيعه ت بخران سازبوده است :

بيشترين و تندترين رديه ها عليه مذهب اماميه در همين دوره از سوى سنيان نوشته شده است ، علماى بزرگ شيعه كه اصولا در بلاد سنى نشين بى طرف بوده اند، ترور شده اند (نمونه اش شهيد ثانى ) بى گناه بلاد عثمانى قتل عام شده اند ورعب و وحشت و ناامنى كليه جوامع شهرى و روستايى شيعيان برون مرزى آن روزگار را فراگرفته بود. و از همه مهمتر سيمايى كه صفويه از «تشيع اماميه » ارائه داده مى كرد، مسئله يازتر بود و دستاويز حمله و بهانه مناسبى در دست علمامتعصب سنى بود. اسناد تاريخ نشان ميدهد كه در بلاد سنيان ، «تشيع اماميه » مترادف بود با مذهب شرك و تمام بر چسب هايى كه در ادوار گذشته تاريخ ت اسلاف سنى شان بر تارك «تشيع » چسبانده بودند، صحت و مشروعيت مى يافت .

اقدامات صفويه تا آنجا شوم و ويرانگر بود كه بسيارى از سنيان متعصب ، اقدامات خلفاء اموى و عباسى را عليه «ائمه شيعه » (عليه السلام ) توجيه ميكردند، و مى دانيم كه درگذشته قبل از صفويه «غزالى طوسى » براى خوشايند خلافت و سلطنت تسنن ، «يزيد بن معاويه » را تبرئه كرد ولعن بر او را حرام دانست .اما اينبار قضيه شكل جدى تر بخود گرفت وكليه خلفا سفاك اموى - عباسى تبرئه شدند. حقانيت ، مظلوميت و معنويت تشيع اماميه بايكوت شد و سناين بلاد همچو آتشى در زير خاكستر منتظر فرصت بودند.

«محمدبن عبدالوهاب » درست در چنين مقطع بلند تاريخى زاد و زيست و ديد ولمس كرد.

ونكته دوم ، تحصيلات «محمدبن عبدالوهاب » است . او در حوزهايى مطالعه مى كرد كه در معرض تهاجم فرهنگى ، سياسى و نظامى صفويه بودند. آمدن اوبه ايران و مخصوصا «اصفهان » و اقامت او در آن شهر قابل توجه است . او از نزديك شاد اقدامات متوليان رسمى و دولتى و علمى مذهب اماميه بود. بدو شك محمدبن عبدالوهاب در مراسم محرم اصفحان ديده است كه چگونه در روز «عاشورا» شاه شيعه !! سرهاى بريده سنيان را به عنوان سرهاى بريده امويان !! تحويل مى گيرد و به قاتلين سكه هاى طلا مى هد...

خلاصه اينكه محمد بن عبدالوهاب و نهضت افراطى او محصول چنين دوره اى است .

يعنى يك واكنش ! يك عكس العمل كه مى تواند اشكال مختلفى در انعكاس خود بيابد.

آنگونه كه وقتى محمودافغان ايران رادر نورديد، «ملا زعفران » سنى را آورد تا مال وجان و ناموس روافض !! را مباح كند و دراصفهان چنين شد..

علمامذهبى در نقد و نفى «وهابيت » تنها «معلول » را مى بيند واز علت غافل اند وفورا دست خارجى و... را در كار مى آورند.

تعاليم «محمدبن عبدلوهاب » در واقع تهاجمى است فرهنگى عليه محصولات فرهنگى صفويه و اقدامات نظامى مخرب و ويرانگر وظالمانه او و پيرونش ، عكس العملى است عليه اقدامات قزلباشان صفوى كه در طول حداقل يك قرن تمام با قداره «تشيع » رادر دل و درون توده هاى عامى سنى ايران و اطراف آن فرو كردند وعقايد و اماكن سنيان را زيرو رو كردند.

و همان گونه كه قتل عامهاى «شاه اسماعيل اول » درشيعه كردن سنيان ، عنوان «جهاد» داشت و فتواى فقها را در حمايت خودبهمراه داشتند، تخريب ها وقتل عامهاى وهابيان در بلاد شيعه و انهدام اماكن مذهبى اماميه ، عنوان جهاد و پاكسازى و تطهير اسلام !! و توجيه مذهبى داشت . و در همين جا بايد به اين نكته واقعيت تاريخى اشاره كرد كه تاريخ اسلام از آغاز تاكنون نشان مى دهد:

كليه فرقه ها و نهضتهاى فكرى ، فرهنگى ، سياسى ، اجتماعى و نظامى در سايه و فضاى فرهنگى ، سياسى خلافت و سلطنت پديد آمده اند و هر كدامشان به نحوى دراعتراض به وضع موجود، ابراز وجود كرده اند، اگر در ستيز با عقايد رسمى بوده است و نفى تفكر موجودت بدعت ناميده شده و اگر در نبرد با ساختار سياسى فرهنگى - اجتماعى - اقتصادى موجود ونفى سيادت متوليان رسمى بوده ، تكفير گرديده و تحت پيگرد مذهب رسمى و سياست حاكم قرار گرفته است و بعد در تاريخ عقايد و آرا به بدترين وجهى تحريف شده است وبه صاحبان آرا و عقايدت اقوال و اعمالى نسبت داده اند كه روحشان از آنها خبر نداشته است و همين اقوال پشتوانه تاريخ نقلى و كتب فرق و ملل و نحل گرديدهاست . نكته ديگر اين است كه تاريخ عقايد و آراء بشرى نشان مى دهد كه هر حركت فكرى ( مثبت يامنفى ) اصولا دارى علل و انگيزه هائى است كه مبادى عقيدتى آن مبتنى بر همين علل و انگيزهاست ، ايدئولوژى و پيام آن حركت بر همين علل استوار است و بعد براى توجيه تاريخى خود به دنبال پيشينه و ريشه مى گردد. دراين شكى نيست كه محمد بن عبدالوهاب ، عقايد كلامى خود رادر تاريخ عقايد و آراء اسلامى جستجو كرده و عقايد ابن تيميه را مناسب ديده و هماهنگيهائى با آنهاداشته است .اما خود ابن تيميه محصول چه عصرى است ؟ او نيز محصول عصر تنازع بقا مذاهب رسمى است است : عصر مغولان و بعد در دوره ايلخانان ) مذاهب اسلامى در چه رقاتبى براى بقا بودند حنفيان قظب غالب مذاهب تسنن بودند و شيعه اماميه مذهب رقيب نيزگاه غالب مى شد. در اين ميان حنبليان و شافعيان در اقليت و محدوديت بودند وزيديان و اسماعيليان در تعقيب و قتل عام ...

ابن تيميه محصول چنين عصرى است كه عقايد وآراش را بايد در قالبهاى منجمد و متحجر شاعره واصحاب الحديث ومرجئه و جبريه ديد. آنچه مهم است ، بايد به علل ، عوامل و انگيزه هاى خيزش بك حركت و به ريشه هاى توجيها تاريخى آن .

در منابع شيعه اماميه ابن تيميه اينگونه معرفى شده است : احمدبن تيميه (728 - 661 ق ) فقيه ، محدث ومتكلم حنبلى است وى متولد 661 ق . در حران (سوريه ) مى باشد و در ايام حمله مغولان مقيم دمشق شد. او داراى تاءليفات بسيارى است بالغ بر سيصد جلد است . «ابن تيميه » بر كليه مذاهب اسلامى انتقاد داشت و كتبى عليه اين مذاهب نوشت . در عين حال مورد احترام عامه بود. «ناصر» خليفه فاطمى وى را به زندان انداخت با پا در ميانى مادرش آزاد شد. او قائل به تجسم و تشبيه بود. «علماء عامه » عليه او اظهار نظر كرده اند و كتبى بر رد عقايد وى نوشته اند. برخى ابن تيميه را «بدعت گذار» و برخى ديگر كافر دانسته اند.

گويند «بخارى » وى را «كافر» دانسته است .

آثار و عقايد او در شام و اطراف ممنوع اعلام گرديد و خليفه وقت دستور داد هر كس بر اين عقايد باشد، مال و جانش مباح است .

از عقايدى كه به وى نسبت داده اند اين است كه وى تمام عقايد مسلمانان را زير سؤ ال برده و آنان را در پرستش متوليان رسمى مذاهب به يهود ونصارى تشبيه كرده كه احبار و رهبان خود را مى پرستند گويند عقايد و آثار او در تجسم و تشبيه خداوند است به اصحاب سقيفه توهين روا داشته ، مردم را از زيارت قبر رسول الله باز داشتهو آن را نوعى شرك تلقى كرده است . عقايد و آراء او بر خلاف عقايد عامه مسلمانان است ، لذا كليه فقهاء رسمى عليه او هماهنگ عمل كردند و به زندانش د انداختند.

2 - عقايد و آراء:  مى گويند وهابيها معتقدند كه هيچ انسانى نه موحد است و نه مسلمان مگر اينكه امورى را ترك كند، از جمله : 1 - به وسيله هيچ يك از رسولان و اولياء پروردگار به خداوند توسل نجويد، و هرگاه اقدام به اين كار كند و بگويد: اى خدا! توسط پيامبرت محمد (صلى الله عليه و آله ) به تو متوسل مى شوم كه مرا مشمول رحمت خود قرار دهى ، اينگونه افراد در راه شرك گام نهاده و مشرك مى باشند.

2 - زائران به قصد زيارت به آرامگاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نزديك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذاريد و در آنجا دعا نخوانند و نماز نگذاريد و ساختمان و مسجد بر روى قبر نسازند.

3 - از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) طلب نكنند اگر چه پروردگار، حق شفاعت را پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) داده است ولى از طلب آن نهى فرموده است . بر مسلمانان جايز است كه بگويد: «يا الله ! شفع لى محمدا» :

«پروردگارا! محمد (صلى الله عليه و آله ) را شفيع من قرار ده » ولى روا نيست كه بگويد: «يا محمد! (صلى الله عليه و آله ) اشفع لى عندالله ».

و كسى كه از پيامبر طلب شفاعت كند، مانند اين است كه از بت ها شفاعت خواسته باشد

4- بايد هرگز به رسول خدا «صلى الله عليه و آله » سوگند ياد نكندو او راندا ننمايد (: يا محمد) و آن حضرت را با عبارت «سيدنا» توصيف نكند و الفاظى از قبيل : بحق محمدو.. بر زبان جارى نسازد.

5 - نذر براى غير خدا و پناه بردن و استغاثه به غير خداوند شرك است .

6 - زيارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه بر آنها وتزئين قبور و سنگ كتيبه ، چراغ روشن كردنو شمع گذاشتن بر آنها شرك است .

7 - وهابيون بر اين باور شدند كه مسلمانان درطى روزگار وقرون ، از آئين اسلام منحرف شده اند و در دين خدا بدعت هائى جاى داده اند كه با شرع اسلام متناقض مى باشد. به عقيده وهابيون بايد از اصولى كه پيامبر اسلام «صلى الله عليه و آله » حكم فرموده ، پيروى كرد و از منهيات او دورى نمود. بايد فقط پرودگار اميدوار بود و از او ترسيد و به او توكل كرد و شفاعت خواست .

8 - هرگونه مراسم تشييع جنازه و سوگوارى حرام است . ارواح اموات كارى نمى توانند بكنند و در امور دنيوى و اخروى زندگان دخالتى نمى توانند داشته باشند.

تاءويل آيات حرام است ...

9- كار بردن القاب كه بر عزت و احترام دلالت دارد، در مورد افراد بشر ناصواب است زيرا احترام و تعضيم تنها شايسته خداوند است .

10 - هرگاه مسلمانى از دنيا برود، روح او در بهشت است واين جاى شادى و سرور دارد نه غم و اندوه .

گويند وهابيون قائل به جنگ با ديگر فرق و مذاهب اسلامى هستند و مدعى اند كه يا بايدبه آئين وهابيت در آينده و يا جزيه دهند. آنان مخالفان خود را متهم به كفر و شرك مى كنند واموال و انفس و نواميس د بقيه را حلال مى دانند. از ديدگاه وهابيون مرتكب كبيره كافر است و هر كس در جنگ كشته شود، به بهشت مى رود. وهابيون آيات قرآنى وارده پيرامون شرك و كفر را بر مسلمانان مخالف خود منطبق مى كنند.

گفتگوى يك عالم شيعه با محمد بن عبدالوهاب :

در برخى كتب ، سخن از مباحثه يك دانشمند شيعى به نام «شيخ جواد قمى » (؟) با محمد «محمد بن عبدالوهاب » رفته است . گرد آوردنده اين مطالب را از كتاب خاطرات منسوب به فردى نام «همفر» انگليسى (؟) نقل كرده است .

دانشمند شيعى : چرا از امام على بن ابى طالب عليه السلام پيروى نمى كنى ؟

محمد بن عبدالوهاب : از ديدگاه من على مانند عمر گفتارش حجت نيست ، تنها حجت ما كتاب خدا وسنت پيامبر است .

دانشمند شيعى : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : « انا مدينه العلم و على بابها » در اين صورت ميان على و ديگران فرق هست .

محمد بن عبدالوهاب : اگر گفتار على حجت بود پس چرا رسول خدا صلى الله عليه و آله نفرمود: «كتاب الله و على بن ابى طالب ».

دانشمند شيعى : آرى ! رسول خدا صلى الله عليه و آله اين را فرموده است :

« انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى »

و على رئيس عترت رسول الله صلى الله عليه و آله است .

دانشمند شيعى مدارك زيادى از منابع عامه در اثبات اين گفته رسول خدا صلى الله عليه و آله ارائه كرد.

محمد بن عبدالوهاب : اگر پيامبر چنين گفته باشد، پس او چه مى شود.

دانشمند شيعى : «سنت » رسول خدا صلى الله عليه و آله شارح «كتاب الله » است و «عترت » رسول شارح «سنت » او است

وقتى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) از دنيا رفت ، مسلمانان به يك شارح نياز داشتند كه قرآن را تفسير و تشريع كند. اين كار تنها از عترت رسول ساخته بود.

محمد بن عبدالوهاب سكوت كرد وپاسخى نداشت كه بدهد.

3 - رهبران فرقه وهابيه :

وارث مقتدر و مسلط آئين وهابيت ، اندكى پس از پيدايش آن ، خاندان آل سعود شد.

اين خاندان كه از دير باز بر جزيره العرب دست داشته ، توانست با تكيه بر اين آئين و حمايت وگسترش واحيا آن تنها وارث بى چون وچراى وهابيت گردد.

1 -محمد بن سعود، نخستين فرد از خاندان سعود است كه مذهب وهابيه را قبول كرد (م 1279 ق )

2 - عبدالعزيز بن سعود. وى بر «احساء» و«قطيف » دست يافت وسواحل خليج فارس را نيز در اختيار گرفت . در سال 1216 ق كربلا را غارت كرد. اندكى بعد مكه وطائف را زير نفوذ گرفت وبر عمان دستيافت . در سال 1218 قمرى توسط يكى از شيعيان كشته شد.

3 - سعود بن عبدالعزيز. در دوره رهبرى وى وهابيان به بغداد وعمان مكه و مدينه و حوران يورش بردند. نام سلطان وقت را از خطبه ها برداشتند .نيروهاى عثمانى وهابيان بردند. نام سلطان وقت را از خطبه ها بر داشتند. نيروهاى عثمانى وهابيان را شكست دادند و شهرها را پس گرفتند. وى در سال 1229 قمرى درگذشت .

4 - عبدالله بن سعود. وى توسط طولون پاشا شكست خورد ودستگير گرديد. او وفرزندان او در سال 1233 قمرى در قسطنطنيه به دار آويخته شدند.

5 - مشارى بن سعود (برادر عبدالله ). اونيز توسط محمد على پاشا دستگير گشت و در سال 1234 قمرى در راه مصر در گذشت .

6 -تركى بن عبدالله بن محمد بن سعود. وى قدرت را در رياض بدست گرفت . اندكى بعد مصريان وى را از شهر بيرون راندند. ولى او دوباره قدرت را بدست آورد وبه رياض بازگشت . تركى بر احسا وبحرين دست يافت ودرسال 1249 قمرى توسط مشارى بن عبدالرحمن كشته شد.

7 - مشارى بن عبدالرحمن بن مشارى بن حسن بن مشارى بن سعود 8 - خالد بن سعود (1257 - 1255 ق )

9- عبدالله بن شبيان بن ابراهيم بن شبيان (1259 - 1257)

10 - فصيل بن تركى (دوبار قدرت را بدست گرفت : بار اول 1255 قمرى ، وبار دوم 1282 - 1259 قمرى )

11 -عبدالله بن فصيل بن تركى (سه بار قدرت را بدست گرفت : 1291 - 1287 ق و 1301 - 1300 و 1304 - 1301 قمرى )

12 - سعود بن تركى .

13 - محمد بن سعود

14 - عبدالرحمنبن فصيل

15 - محمد بن فصيل

16 - عبدالعزيز بن عبدالرحمن فصيل

خاندان آل سعود

همچنان سيادت وقدرت خود را بر سراسر جزيره العرب حفظ كرده اند و اينك بر سرزمين وحى حكومت ميكنند. «ملك فهد» پادشاه عربستان سعودى وارث اجداد واسلاف خويش است كه با اقتدار كامل بر تخت سلطنت نشسته وخود را «خادم حرمين شريفين » معرفى مى كند.

4 - تهاجم وتخريب :  وهابيان به انجام عقايد وشعائر خويش پرداختند وبراى محو به اصطلاح آلودگيها از ساحت اسلام به تهاجم وتخريب روى آوردند:

1 - حمله به مدينه منوره :  وهابيان از بيابهانهاى نجد تا صحراهاى حجاز تاختند و به مدينه يورش د بردند وحرم پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را غارت كردند و مزار شريف نبوى را مورد بى احترامى قرار دادند.

2 - حمله به كربلاى معلى :  وهابيان چند مرتبه به كربلا حمله برده اند در سال 1216 ق ، امير سعود به اتفاق سپاه نيرومندى از مردم نجد و عشاير جمو و حجاز و تهامه و...به عراق يورش بردند. در ماه ذوالقعده همان سال به شهر كربلا رسيده آن شهر را محاصره كردند.

سپاهيان وهابى برج و باروى شهر را خراب كرده ، وارد شهر شدند و گروه بسيارى از اهالى كربلا را در كوچه وبازار و منازل كشتند واموال مردم را غارت كردند.

گنبد روى آرامگاه امام حسين بن على عليه السلام را خراب كردند و صندوق روى بارگاه را كه از زمرد و ياقوت و جواهرات تزئين شده بود، گرفتند و بردند. در حدود دو هزار نفر ازمردم كربلا كشته شدند.

برخى مورخان ايرانى تاريخ حمله به كربلا را در ذوالحجه سال 1216 ق در روز عيد غدير نوشته اند. و هابيان به حرم مطهر امام حسين بن على عليه السلام اهانت روا داشتند.

3 - حمله به نجف اشرف :  امير سعود از كربلا به نجف رفت (1216 ق ) و آن شهر را محاصره نمود. اهالى نجف به مقاومت پرداختند. وهابيان نتوانستند به داخل شهر راه يابند. مردم قبلا خزانه حرم امام على عليه السلام را به بغداد منتقل كرده بودند تا از غارت در امان بماند. در اين حمله ناموفق پنج تن از اهالى نجف كشته شدند.

در سال 1220 يا 1221 قمرى گروهى از وهابيان به رهبرى امير سعود به نجف يورش بردند. در اين حمله نيز با مقاومت مردم روبرو شدند.

در اين مقاومت مردم ، علما و طلاب شركت داشتند. نيروهاى امير سعود پانزده هزار نفر بودند كه هر چه كوشيدند، نتوانستند به شهر راه يابند. در اين درگيرى هفتصد نفر از وهابيان كشته شدند.

 

4 - حمله به شرق اردن :  در سال 1343 قمرى گروهى از وهابيان به شرق اردن يورش بردند و بسيارى از مردم آن سامان را كشتند واموالشان را غارت كردند. دولت وقت اردن به كمك مردم شتافت و وهابيان عقب نشينى كرده ، شكست خوردند. در اين نبرد 300 نفر از وهابيان كشته شدند و تعدادى به اسارت در آمدند.

وهابيان براى گسترش قلمرو و نفوذ خود دست به هرگونه حركاتى ميزدند .اين حملات و حركات با قتل و غارت همراه بود. امير ان نيرومند حاكم بر صحراى نجد با وهابيان مخالفت مى كردند ولى نتوانستند از نفوذ و سيطره آنان جلوگيرى كنند.

اشراف مكه و حكام حجاز، وهابيان را خارج از دين معرفى ميكردندو از ورود آنان به حرم جلوگيرى مى نمودند. اين وضعيت در دوره رهبرى محمد بن سعود برقرار بود.

پس از وى عبدالعزيز بن سعود زمام امور در دست گرفت . او در سى سال اول امارت خود هميشه با قبائل مجاور در حال جنگ بود. در سال 1208 ناحيه احساء را فتح كرد و بر قطيف نيز دست يافت تصرف اين دو ناحيه ، وهابيان را بر خليج فارس راه داد.

وهابيان همچنان از ورود به حرم و انجام مراسم حج ممنوع بودند. سرانجام وهابيان اجازه مشروط يافتند. آنان بايد جزيه ميدادند تا امير مكه به آنان راه دهد.

در سال 1212 قمرى وهابيان بر امير مكه پيروز شدند و به قرار داد صلح راضى گرديدند.

در سال 1214 قمرى وهابيان توانستند در مراسم حج شركت كنند.

ديرى نپائيد كه قرار داد صلح نقض شد واختلاف بين دو طرف آغاز گرديد .جنگ خونين بين وهابيان و امير مكه سالها به طول انجاميد. در اين نبرد طولانى بار ديگر وهابيان پيروز شدند و شهر طائف را به تصرف خود در آوردند گويند: وهابيان مردم طائف را قتل عام كردند، كودكان را سر بريدند، قاريان قرآن را در حال تلاوت كشتند وقرآنها و كتب حديث را سوختند اين واقعه در سال 1217 قمرى روى داد. وهابيان پس از تصرف طائف قصد داشتند بهمكه روند، اما حضور حاجيان در مراسم حج ، آنان را ترساند. پس از پايان مراسم وعزيمت حجاج به او طانشان وهابيان رهسپار مكه شدند .در مكه چهارده روز اقامت گزيدند و مردم را به توبه وا مى داشتند. وهابيان به تخريب آرامگاهها و قبور و ديگر اماكن مقدس پيرامون حرم و مكه پرداختند. كليه ساختمانهائى را كه بلندتر از كعبه بود، ويران كردند آنان به هنگام اين شرك زدائى از ساحت اسلام ! شعار مى دادند و طبل مى زدند.

اين پاكسازى سه روز ادامه يافت .

وهابيان مقرر داشتند كه كعبه حق انحصارى مذهب خاصى نيست : بايد كه نماز صبح را شافعيان بخوانند و نماز ظهر را مالكيان ، ونماز عصر را حنبليان و نماز مغرب را حنفيان بخوانند و بايد نماز عشا براى همه آزاد است . نماز جمعه را بايد «مفتى مكه » بخواند و بايد كهكتاب «كشف الشبهات » تاءليف : مجحمد بن عبدالوهاب در «مسجد الحرام » تدريس شود و همه مردم شركت كنند.

«سعود» 24 روز ديگر در مكه ماند، آنگاه براى دستگيرى شريف غالب به طرف جده رهسپار گرديد و آنجا را در محاصره انداخت و چون شهر داراى قدرت دفاعى نيرومندى بود، امير سعود نتوانست آنجا را فتح كند، ناگزير به نجد بازگشت و شريف غالب دوباره مكه را تصرف كرد.

همان طور كه قبلا اشاره شد، وهابيان به مدينه منوره نيز يورش بردند و بى احتراميها كردند، اشيا قيمتى را بردند ومساجد و قبور را ويران كردن ، حرم نبوى را غارت كردن وقبرستان بقيع را منهدم ساختند. قاضى و حاكم شرع مدينه را كه از طرف عثمانى منصوب بود، بيرون كردن و حاكمى به نام شيخ عبدالحفيظ از خود قرار دادند. مردم را از زيارت قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله بازداشتند و شيعيان را از زيارت قبور ائمه عليه السلام در بقيع منع كردند.

يكى از مورخان عرب درباره حوادث مدينه نوشته است كه وهابيان قبه ائمه شيعه در بقيه را ويران كردند ولى به حرم نبوى صلى الله عليه و آله كارى نداشتند. امير سعود از مردم مدينه پرسيد: با قبه هاى بقيع چه بايد كرد؟ مردم از ترس گفتند:

بايد خراب كرد. وهابيان با كمك مردم قبه هاى را ويران ساختند و تمام جواهرات اهدائى اين مقابر را بردند.

وهابيان در سال 1222 قمرى مراسم حج را تعطيل كردند و مردم را از انجام مناسك باز داشتند.

در سال 1220 قمرى مردم عراق را از حج بازداشتند ودر سال 1222 قمرى مردم و شام را به مكه راه ندادند. اين ممنوعيت براى مردم عراق چهار سال و براى مردم مصر و شام سه سال برقرار بود. اقدامات وهابيان در اماكن شيعه واكنشهائى را به دنبال داشت فردى شيعه از اهالى عماريه موصل عراق به قصد كشتن عبدالعزيز پدر امير سعود راهى نجد شد. گويا قرار بود كه امير سعود عامل حمله به كربلا و نجف را بكشد، ولى چون دسترسى به او ممكن نبود، پدرش را از پاى در آورد.

اين مرد شيعى در لباس دراويش ، خود را فردى عابد وزاهد و گوشه گير نشان داد ومريد آل سعود معرفى كرد. او نتوانست با رفتار حساب شده خود، مورد توجه واحترام عبدالعزيز قرار بگيرد. سرانجام به هنگام نماز عصر، وقتى عبدالعزيز به سجده رفته بود، با دشنه شكم او را دريد و كارش را ساخت . ضارب توسط عبدالله بن محمد بن سعود (برادر عبدالعزيز) از پاى در آمد. در تواريخ آمده است كه ضارب افغانى الاصل بوده است ونام وى را از ملا عثمان نوشته اند. برخى منابع بر شيعه بودن ضارب تاكيد كرده اند كه از اهالى عماريه بوده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 11:21  توسط پدرام کاظمی   | 

علوی‌گری

علوی‌گری

 

توجه: با علی اللهی‌ها اشتباه نگیرید!
علوی‌ها پیروان شاخه‌ای از اسلام هستند. بیشتر پیروان آن در ترکیه و کمی در سوریه اند.

ویژگی‌های پایه‌ای علویان:

دوستی و ستایش همگان («انسان بودن مهم است نه دین»)

بردباری در برابر همه آیین‌ها و فرقه‌ها («آزار یک انسان ارزش بندگی خداند را از بین می‌برد»)

بزرگداشت کار («کار بهترین بندگی است»)

برابری زن و مرد در همه چیز

علویان را می‌توان شاخه‌ای از شیعیان دوازده امامی دانست. گرچه این گفته بدلیل برخی تفاوت‌های این شاخه با دیگر شیعیان مخالفانی دارد اما آیت‌الله خمینی بطور رسمی ایشان را بخشی از شیعیان دسته‌بندی نمود.[نیازمند منبع] علویان ازین جهت که ستایشگر حاجی بکتاش والی هستند، دیدگاه تنگاتنگی با بکتاشی‌ها دارند.

  •  

ریشه یابی نام

ذوالفقار شمشیر نامدار علی و نماد علوی‌ها

این نام از علی، پسرعمو و داماد محمد پیامبر مسلمانان گرفته شده‌است و به چم کسی است که پیرو علی است. علوی را نباید با علی اللهی که شاخهٔ دیگری از شیعه‌است، اشتباه گرفت.

گاهی نام قزلباش نیز بجای علوی به کار می‌رود که نشانگر وفاداری و تابعیت بیشتر این گروه از ایران نسبت به ترکیه‌است.

پیشینه

مقاله اصلی تاریخ علوی‌گری

در مورد پیشینه علوی‌گری گفتگوهای زیادی وجود دارد. برخی علوی‌گری را تغییر یافتهٔ ارتدوکس بیزانس و مسیحیت ارمنی‌ها دانسته‌اند، برخی آنرا پوشش خداشناسی شیعه برروی گروه‌های پیش از اسلام دانسته‌اند، اما علویان خود را پیرو اسلام راستین و دوازده امام می‌دانند.

بسیاری از قبیله‌های آناتولی در زمان ایلخانان مغول شیعه شدند و کسانی مانند یونس امره و حاجی بکتاش درین زمان سربرآوردند. پیرامون همین زمان قزلباش‌ها در اردبیل پایه‌ریزی صفویه را آغاز نموده بودند.

پس از پیمان آماسیه در سال ۸۸۴ خورشیدی بین ایران و عثمانی، قزلباش‌ها خود را در سمتی از مرز یافتند که به باورشان متعلق به آن نبودند و به سمت دیگر یعنی ایران تعاق داشتند.

پراکندگی

آمار دقیقی از جمعیت علویان در ترکیه در دست نیست. اساسی‌ترین دلیل این موضوع می‌تواند آزارها و رنجش‌های تاریخی گروه‌های سنی تندرو که کمابیش نیز برضد علویان رخ می‌دهند، باشد. جمعیت این گروه بین ۱۵ تا ۲۵ میلیون (پیرامون ۲۵٪ تا ۴۰٪ خمعیت ترکیه) برآورد می‌شود. ۴۰٪ علویان کرد و زازا هستند بعبارتی ۲۵٪ کردها و زازاها علویند. بیشتر علویان در مرکز آناتولی زندگی می‌کنند. استان تونج‌ایلی (با نام پیشین پارسی درسیم) بیشینه درصد جمعیت علوی ترکیه را داراست.

باورها

قلمداد مرز ویژه‌ای برای باورهای علویان کار آسانی نیست. بیشتر باورهای این گروه سینه به سینه از نیاکانشان به ایشان رسیده‌است. مهم‌ترین سرچشمهٔ باورهای این گروه بر پایهٔ بویروک‌های شیخ صفی الدین و سخنان امام جعفر صادق است. افرادی مانند پیر سلطان ابدال، شاه اسماعیل و حاجی بکتاش نیز نقش بسزایی بر باورهای علویان داشته‌اند.

علویان ارادت ویژه‌ای به علی دارند و او را والاترین آفریده‌ها و همرده محمد برمی‌شمارند. بر همین پایه بسیاری از علویان واژه علی-محمد را برای نشان دادن این باور بکار می‌برند. عبارت «خشنودی خدا، محمد، و علی» کاربرد زیادی در نیایش‌های علوی دارد. ایشان باور به همان دوازده امام دیگر شیعیان داشته و از آنجا که همگی از نسل علی هستند، آنها را با نام علی دوم (امام حسن مجتبی) تا علی دوازدهم (مهدی) می‌شناسند.

باور علویان دربارهٔ خدا برگرفته از باور ابن عربی است. باور کسانی مانند منصور حلاج نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. وحدت وجود و حق از پایه‌های باوری علوی‌گری است.

انسان کامل (همان شیعه راستین در نزد دیگر شیعیان) از دیگر باورهای علوی‌گریست. خودآگاهی و الگوی‌برداری از انسان‌های بزرگی مانند علی و یا حاجی بکتاش راه دستیابی به انسان کامل است.

برازش‌ها

چهار دروازه معنوی علوی‌گری بترتیب ازین قرارند:

شریعت

طریقت

معرفت

حقیقت

در نزد علویان دستیابی به دروازه سوم و چهارم به ندرت رخ می‌دهد. طریقت که دروازه یا پله دوم است پایهٔ بخش زیادی از دوران زندگی یک علوی است که در آن فرد خود را باید تسلیم رهبر روحانی (پیر، مرشد، دده) بنماید.

پنج گناه بزرگ در نزد علویان:

کشتن یک انسان

زنا

طلاق زن

ازدواج با زن طلاق‌گرفته

دزدی

جمع‌خانه

جمع‌خانه نیایشگاه علویان است. پایهٔ این نیایش‌ها معراج محمد است. رقص سماع همراه با ساز بخش جدایی ناپذیر هر جمع‌خانه‌ای است. رسمی بنام موم‌سوندو در جمع‌خانه رواج دارد که درآن نیایشگران ۱۲ شمع را به نیت ۱۲ امام با خیساندن خاموش می‌کنند. بطور تاریخی بدلیل اینکه درین مراسم زن و مرد با هم هستند، سنی‌ها آن را نمادی از رابطه نامشروع دانسته و علویان را کافر می‌پنداشته‌اند. این موضوع بهانهٔ خوبی برای ترکان عثمانی در زمان جنگ‌های ایران و عثمانی بود تا کشتار قزلباش‌ها را توجیح کنند.

برادرباشی

برادرباشی رسمی است که در آن بین دو مرد علوی (و گهگاه بین زن‌هایشان) پیوند برادری بسته می‌شود. این پیمان بر پایهٔ پلهٔ نخست علوی‌گری (شریعت) است و تا پایان پلهٔ دوم پابرجاست. با ورود به پلهٔ سوم با برگزاری جشنی این پیمان برداشته می‌شود اما از آنجا که راهیابی به پلهٔ سوم بندرت است، این پیوند تا آخر عمر ماندگار می‌ماند.

برازش گروهی

مانند دیگر شیعیان توسل، استغاثه و تبرک جستن به بارگاه ائمه و بزرگان از دیگر کارهای علویان است. پخش بامیه بین مردم نیز رسمی کهن است.

جشن‌ها

نوروز،غدیر خضر روز سه روز بزرگ علویان است. همچنین سالگرد زادروز علی و ازدواج علی و فاطمه نیز جشن گرفته می‌شوند.

زکات

پرداخت زکات علویان با دیگر مسلمانان تفاوت دارد. زکات را می‌توان برای تمامی کارهای نیک پرداخته شود.

مکان‌ها

اجباری به حج رفتن برای عاویان نیست. زیارت بارگاه بزرگان جایگاه ویژه‌ای برای علویان دارد.

ساختار رهبری

بر خلاف ساختار بکتاشی‌ها و صوفیان که رهبری بر پایهٔ سلسله است، رهبری علویان موروثی است که برگرفته ارز ساختار رهبری صفویه است. پیرامون ۱۰٪ علویان سید هستند.

رهبران علوی با نام‌های پیر مرشدرهبر دده شناخته می‌شوند. بر خلاف باور به برابری زن مرد، رهبری ویژه مردان است.

بزرگان

بزرگانی مانند شاه قلو، قراجا احمد (هر دو در استانبولابدال موسی (در آنتالیا)، , سید قاضی از بزرگان علوی بودند.

زنان

زنان علوی را می‌توان آزادترین زنان مسلمان دانست. مردان حق ازدواج با بیش از یک زن را ندارند. زنان می‌توانند در همهٔ کارهای اجتماعی پابه‌پای مردان باشند. سکولاریسم در ترکیه امروزی نیز آزادی زنان را بارزتر کرده‌است.

رابطه با دیگر مسلمانان

دشمنی دیرینه علویان با سنی‌ها بویژه در دوران عثمانی پیشینه‌ای دیرین دارد. سنی‌ها، علویان را کافر به سنت‌های اسلامی برشمرده و در دست دیگر علویان نیز برین باورند که قرآن پس از محمد تحریف شده‌است. (مقاله نقد قرآن را ببینید.) این دشمنی با توجه به حنفی مدهب بودن ترکان شکاف بیشتری پیدا کرده‌است. اما در نواحی خاوری ترکیه با توجه به زیاد بودن کردها و زازا‌های ایرنی‌تبار و شافعی مذهب بودن اهل سنت این ناحیه که خود را دوستدار اهل بیت می‌دانند، علویان رابطهٔ تنگاتنگی با سنی‌ها دارند. فتوای آیت‌الله خمینی مبنی بر مسلمان شمردن علویان را می‌توان پایانی بر چند سده کشمکش درباره این گروه دانست.

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 0:49  توسط پدرام کاظمی   | 

پراکنش مسلمانان شیعه و سنی

پراکنش مسلمانان شیعه و سنی

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 0:35  توسط پدرام کاظمی   | 

وهابیت تلاش می‌کند شیعه را در جهان ریشه کن کند

عصام العماد:
 
وهابیت تلاش می‌کند شیعه را در جهان ریشه کن کند
 
 نشست علمی بررسی «ریشه‌های انحراف وهابیت در شناخت شیعه و راهکارهای هدایت وهابیت» از سوی مؤسسه آموزشی-تحقیقاتی امام صادق(ع) با سخنرانی عصام العماد برگزار شد.
گزارش آینده روشن به نقل از مرکز خبر حوزه، عصام العماد در این نشست با اشاره به ساختار فکری وهابیت، بر لزوم معرفی روشمند علمی شیعه امامیه به وهابیان تأکید کرد و گفت: شناساندن پیوند تشیع با اسلام و تحلیل دقیق امامیه و معرفی ریشه آن به وهابیان، سه محور اساسی است و هر وهابی که بخواهد به شیعه برسد باید از این سه مرحله عبور کند.

وی با بیان اینکه وهابیان در فکر و اندیشه خود توان تفکیک بین شیعه و فرقه‌های غالی را ندارند، گفت: مشکل اساسی این است که وهابیت از تفاوت شیعه با فرق غالی و علی‌اللّهی درک درستی ندارند و در سراسر جهان حتی در دانشگاه‌های اروپایی در تبیین شیعه، بین شیعیان واقعی و غالیان هماهنگی و هم بستگی ایجاد می‌کنند.

این محقق مسلمان افزود: وهابیت در سال‌های گذشته مرزی را بین شیعه و اهل سنت ایجاد کرده بود، ولی امروزه با شناختی که مسلمانان از شیعه پیدا کرده‌اند، این مرزها فرو ریخته است.

عصام العماد تکفیر شیعه از سوی وهابیت را مهمترین عامل برای دور نگه‌داشتن مسلمانان جهان از شناخت تشیع برشمرد و تصریح کرد: وهابیت از هر وسیله‌‌ای برای نابودی تشیع بهره می‌برد و قتل شیعیان را وسیله‌ای برای تقرب به خدا برمی‌شمارد و تلاش می‌کنند شیعه را در جهان ریشه کن کنند.

این اندیشمند مستبصر، عدم شناخت مفاهیمی دینی شیعی را عامل دیگری برای مخالفت وهابیت با شیعه برشمرد و گفت: باید مفاهیم اسلامی و عقیدتی همچون مفهوم عصمت، امامت، قرآن و اهل‌بیت(ع) را از نگاه شیعه به صورت علمی و تحلیلی به وهابیون ارائه دهیم که این امر در نهایت منجر به هدایت آنها خواهد شد.

گفتنی است عصام العماد از مستبصرانی است که پس از چهار سال تحقیق و بررسی علمی، از وهابیت به مکتب اهل‌بیت(ع) گرایش یافته است و سابقا از اساتید دانشگاه‌های اسلامی عربستان بود.
+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت 0:16  توسط پدرام کاظمی   | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر