توانگری

tavangari

دور جدید تحرکات نیروی دریایی و کشتی های(ناوهای) جنگی ایران

دور جدید تحرکات نیروی دریایی و کشتی های(ناوهای) جنگی ایران
 
سلام...
سعی میکنم روشهای تحلیل و نشانه شناسی که در سالهای گذشته بعنوان هدیه در اختیار ما گذاشته شده است را بکار بگیرم:
 
زيردريايي هسته‌اي اسرائيل به سوي ايران در حركت است.
 
به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری "آپوره‌ آ " ونزوئلا، گزارش کشتی‌های ترکیه در آب‌های سواحل شاخ آفریقا نشان می‌دهد که زیردریایی تهاجمی و هسته‌ای "اس.اس.کا دلفین " (SSK Dolphin Class Attack Submarine) اسرائیل چند روز پیش از کانال سوئز به سمت دریای سرخ حرکت کرده است.بر اساس این گزارش، این زیردریایی، بخشی از مجموعه 11 کشتی آمریکایی و یک کشتی اسرائیلی است که هفته گذشته از طریق کانال سوئز عبور کرد و وارد آب‌های دریای سرخ شد.
آپوره‌‌آ افزود که سفر این زیردریایی اسرائیلی این امکان را به وجود می‌آورد که با مصرف اندک سوخت دیزلی، از طریق خلیج سوئز عبور کرده و دیگر نیازی به عبور از تمامی قاره آفریقا که توانایی اسرائیل را برای یک حمله هسته‌ای به ایران را محدود می‌کند، نیست.بر اساس این گزارش، موشک‌های کروز با قابلیت‌ هسته‌ای، متعلق به نام شرکت "SSK " اسرائیل ثبت شده است که این موشک‌ها بردی معادل 1500 کیلومتر دارد که می‌تواند ایران را از دریای مدیترانه مورد هدف قرار دهد.
هر یک از دلفین‌های مدل SSK اسرائیل که توسط آلمان طراحی شده است، دارای 10 پرتاب‌کننده اژدر است که 4 عدد از آنها مجهز به موشک‌هایی کروز با قابلیت هسته‌ای هستند.
منبع: خبرگزاری فارس
 
 اسرائیل: استقرار ناوهای ایران در دریای مدیترانه تحریک‌آمیز است
 
آویگدور لیبرمن، وزیر امور خارجه اسرائیل، با اعلام این که دو کشتی جنگی ایرانی قصد عبور از کانال سوئز و ورود به دریای مدیترانه را دارند، این اقدام را «تحریک‌آمیز» خوانده و گفته است، اسرائیل  نمی تواند برای همیشه اقدام‌های تحریک‌آمیز ایران را نادیده بگیرد. به گزارش خبرگزاری رویترز، آویگدور لیبرمن، وزیر امور خارجه اسرائیل، روز چهارشنبه گفته است، دو کشتی جنگی ایران قصد عبور از کانال سوئز را دارد.
 وزیر امور خارجه اسرائیل که در حضور شماری از رهبران یهودی سخنرانی می‌کرد، در این باره گفته است: «امشب دو کشتی جنگی ایران قصد دارند با عبور از کانال سوئز به دریای مدیترانه وارد شده و به سوریه بروند، چیزی که از سال‌ها پیش روی نداده است.» هر چند حضور دو ناو جنگی ایران در دریای مدیترانه تهدید نظامی مهمی برای اسرائیل به شمار نمی‌آید، اما نزدیک شدن کشتی‌های جنگی ایران به اسرائیل رویداد قابل توجهی محسوب می‌شود. وزیر امور خارجه اسرائیل از اعزام نام‌های ایرانی به دریای مدیترانه به عنوان اقدامی «تحریک‌آمیز» یاد کرده و گفته است: «با کمال تاسف باید بگویم که جامعه جهانی تمایلی به مقابله با اقدام‌های تحریک‌آمیز مکرر ایران ندارد.» ادامه…
آویگدور لیبرمن در عین حال افزوده است: «جامعه جهانی باید بداند که اسرائیل نمی‌تواند برای همیشه این اقدامات تحریک‌آمیز را نادیده بگیرد.»  در همین حال خبرگزاری های بین المللی همزمان با این خبر از افزایش بهای نفت در بازارهای جهانی افزایش یافته است. خبرگزاری‌های ایرانی حدود بیست روز پیش گزارش داده بودند که یگانی از نیروی دریایی ارتش ایران برای یک ماموریت آموزشی راهی خلیج عدن و دریای سرخ شده و قرار است پس از عبور از کانال سوئز به دریای مدیترانه وارد شود. هفته گذشته نیز دریادار حبیب‌الله سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران اعلام کرده بود، در حال حاضر دوازده ناو رزمی ایران در قالب سه ناوگروه در آب‌های بین‌المللی سرگرم انجام ماموریت هستند. وی با اعلام این که یکی از این ناوگروه‌ها در دریای سرخ حضور دارد، درباره محل ماموریت دو ناوگروه دیگر نیز گفته بود: «یک گروه در جنوب چابهار در حال ماموریت است، گروه دیگر در رزمایشی مشترک با عمان شرکت کرده است.» منابع نظامی ایران ماموریت ناوهای جنگی ایران در آب‌های بین‌المللی را از جمله دفاع از ناوگان تجاری و نفتکش‌ ایران در مقابل حمله دزدان دریایی سومالیایی اعلام کرده‌اند. در این میان به نوشته روزنامه اسرائیلی یدیوت‌آهرونوث دو ناو ایرانی که به گفته وزیر امور خارجه اسرائیل قصد عبور از کانال سوئز را دارند، شامل یک فروند رزم‌ناو «ام‌- ک پنج» و یک فروند ناو پشتیبانی است. همچنین بر اساس این گزارش از زمان پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، که به قطع رابطه میان تهران و قاهره انجامید، تاکنون هیچ کشتی جنگی ایرانی از کانال سوئز عبور نکرده است. کانال سوئز یک آبراه تجاری بسیار مهم و استراتژیک است که اروپا را به خاورمیانه و آسیا متصل می‌کند. مقام‌های امنیتی عالی‌رتبه اسرائیل به روزنام یدیوت‌آهرونوث گفته‌اند، که اسرائیل نگران طرح‌های ایران برای استقرار کشتی‌های جنگی خود در دریای مدیترانه، دریای سرخ و خلیج عدن است. یک مقام عالی‌رتبه اسرائیلی با بیان این که هیچ گونه توجیهی برای استقرار کشتی‌های جنگی ایران در دریای مدیترانه وجود ندارد، اظهار داشته است، دو کشتی جنگی ایرانی «به مدت یک سال در یک بندر سوری پهلو می‌گیرند.» سوریه که یکی از کشورهای همسایه اسرائیل است، روابط بسیار نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران دارد و در سال‌های اخیر و به موازات افزایش تنش‌ها بر سر برنامه هسته‌ای ایران به یکی از متحدان تهران تبدیل شده است.
منبع: رادیو فردا
 
 
 
مصر درخواست ایران درباره عبور کشتی هایش از کانال سوئز را بررسی می کند

۱۳۸۹/۱۱/۲۹

وزارت دفاع مصر اعلام کرده است درخواست جمهوری اسلامی ایران برای عبور دو فروند کشتی این کشور از کانال سوئز را بررسی می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، شبکه تلویزیونی الجزیره لحظاتی پیش در خبری فوری اعلام کرد : یک منبع نظامی در مصر گفت وزارت دفاع درخواست ایران برای عبور کشتی های جنگی آن از کانال سوئز را بررسی می کند.

شبکه العربیه نیز که از چند روز پیش در همسویی با رژیم صهیونیستی به خبرسازی و دروغ پراکنی در این زمینه دست زده و مدعی شده بود مصر با عبور ناوهای ایرانی از کانال سوئز مخالفت کرده است، در خبری فوری اعلام کرد : نیروهای مسلح مصر در حال بررسی اجازه به کشتی های جنگی ایران برای عبور از کانال سوئز هستند.

آویگدور لیبرمن وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی دیروز مدعی شده بود قرار است روز پنجشنبه(دیروز) دو فروند ناو ایران از کانال سوئز عبور کنند که این خطری بزرگی برای موجودیت اسرائیل است، شبکه العربیه که همسویی عجیبی با صهیونیستها و استکبار جهانی دارد بلافاصله با تکیه بر این ادعای دروغین سعی در پر و بال دادن به ماجرا کرد و مدعی شد که مسئولان کانال سوئز از ورود دو کشتی ایرانی به این کانال خودداری کرده اند، خبری که هرگز از سوی قاهره تایید نشده بود.

مصر با عبور کشتیهای نظامی ایران از کانال سوئز موافقت کرد

 ۱۳۸۹/۱۱/۲۹شبکه الجزیره به نقل از منابع دولتی مصر از موافقت این کشور با عبور کشتی های نظامی ایران از کانال سوئز خبر داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، الجزیره در خبری فوری اعلام کرد که مصر با عبور کشتی های نظامی ایران از کانال سوئز موافقت کرده است. پیشتر منابع خبری از درخواست اجازه عبور دو کشتی نظامی ایرانی از کانال سوئز خبر داده بودند.

شبکه الجزیره پیشتر از بررسی درخواست ایران از سوی مقام های مصری خبر داده بود. شبکه العربیه نیز که از چند روز پیش در همسویی با رژیم صهیونیستی به خبرسازی و دروغ پراکنی در این زمینه دست زده و مدعی شده بود مصر با عبور ناوهای ایرانی از کانال سوئز مخالفت کرده است، در خبری فوری اعلام کرد : نیروهای مسلح مصر در حال بررسی اجازه به کشتی های جنگی ایران برای عبور از کانال سوئز هستند.

آویگدور لیبرمن وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی دیروز مدعی شده بود قرار است روز پنجشنبه(دیروز) دو فروند ناو ایران از کانال سوئز عبور کنند که این خطری بزرگی برای موجودیت اسرائیل است، شبکه العربیه که همسویی عجیبی با صهیونیستها و استکبار جهانی دارد بلافاصله با تکیه بر این ادعای دروغین سعی در پر و بال دادن به ماجرا کرد و مدعی شد که مسئولان کانال سوئز از ورود دو کشتی ایرانی به این کانال خودداری کرده اند، خبری که هرگز از سوی قاهره تائید نشده بود.

يك مسئول در كانال سوئز:
ناوهاي نظامي ايران امروز وارد كانال سوئز مي‌شوند

خبرگزاري فارس: يك مقام مسئول در كانال سوئز اعلام كرد كه ناوهاي نظامي ايران امروز به ورودي جنوبي كانال مي‌رسند و فردا از اين كانال وارد آب‌هاي مديترانه مي‌شوند.

به گزارش فارس، يك مقام مسئول در كانال سوئز اعلام كرد كه دو ناو نظامي ارتش ايران، امروز يكشنبه وارد ورودي جنوبي كانال مي‌شوند.

پايگاه خبري «اخبار مصر» وابسته به تلويزيون رسمي مصر روز گذشته اعلام كرد كه مقامات اين كشور با عبور دو ناو ايراني از كانال سوئز موافقت كرده‌اند.

«اخبار مصر» اعلام كرد كه اين موافقت در پس ارسال درخواستي از دفتر حافظ منافع ايران در قاهره به وزرات خارجه مصر، حاصل شده است.

پايگاه خبري الجزيره قطر با اعلام اين خبر، اين اقدام ايران را در نوع خود بي‌سابقه خواند و به نقل از اين مقام كه به هويت وي اشاره نشد، افزود: دو ناو ايراني امروز وارد ورودي جنوبي كانال در خليج سوئز و صبح دوشنبه وارد كانال مي‌شوند و پس از آن عبور از كانال را براي رسيدن به آب‌هاي مديترانه كامل مي‌كنند.

عبور كشتي‌هاي نظامي ايران از زمان پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 بي‌سابقه است و نگراني شديد رژيم صهيونيستي را برانگيتخه است.

يك منبع در ارتش مصر روز جمعه اعلام كرد كه ارتش مصر با اين امر موافقت كرده است.

الجزيره نوشت: تصميم‌گيري براي چنين موضوعي مشكلي سياسي زودهنگام براي دولت پيشبرد امور مصر به شمار مي‌رود كه غربي‌ها مواضع مصر را بدقت دنبال مي‌كنند تا ببينند آيا تغييري در موضع مصر در قبال همسايگان آن بخصوص اسرائيل ديده مي‌شوند يا خير.

الجزيره روز جمعه در گزارشي با عنوان «نگراني اسرائيل از دو ناو نظامي ايران»، اعلام كرد كه اسرائيل از اعزام ناوهاي ايران به آب‌هاي آزاد مديترانه بشدت نگران شده است.

الجزيره نوشت: اسرائيل روز چهارشنبه گذشته اعلام كرد كه ايران از طريق كانال سوئز دو ناو جنگي به دريايي مديترانه اعزام مي‌كند. اسرائيل اين اقدام ايران را "تحريك آميز " خواند كه نمي‌تواند آن را خيلي ناديده بگيرد در حالي كه مقامات مصري از اين امر اظهار بي‌اطلاعي كرده‌اند.

اوايل ماه جاري (بهمن ماه) روابط عمومي نيروي دريايي ارتش در خبري از اعزام ناوگروه نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي به آب‌هاي آزاد (درياي مديترانه) با هدف تحكيم روابط دوستانه و اعلام پيام صلح و دوستي خبر داد. اين ناوگروه متشكل از ناو جمهوري اسلامي ايران خارك و ناوشكن جمهوري اسلامي ايران الوند است.

عبور ناوگان نظامی ایران از کانال سوئز

این اولین بار است که شناورهای ایرانی وارد عمق دریای سرخ شده و از کانال سوئز گذشته اند و نخستین حضور نداجا را در آب های اطراف اروپا تجربه کنند.

خبر اعزام ناوگروه نیروی دریایی ارتش، به آب های دریای سرخ و دریای مدیترانه، نشان از گام رو به جلوی این نیروی راهبردی (به تعبیر فرمانده معظم کل قوا) در مأموریت های خارج از آب های سرزمینی دارد.
بنا بر اعلام امیر دریادار بی غم جانشین فرماندهی ندجا، قرار است به زودی یک ناوگروه از نیروی دریایی ارتش برای یک مأموریت طولانی مدت آموزشی عملیاتی به آب های دوردست در شرق اروپا و غرب خاورمیانه اعزام شود. روند این مأموریت بدین تریب است که این واحدها پس از حضور در خلیج عدن و عبور از تنگه باب المندب، وارد دریای سرخ شود که به طور عمده از یک طرف به عربستان و از سوی دیگر به کشورهای آفریقایی اریتره، سودان و مصر محدود است.
بر اساس نقشه های موجود در مسیر رفت و آمد کشتی ها، این اولین بار است که شناورهای ایرانی وارد عمق دریای سرخ شده و قرار است پس از عبور از کانال سوئز شد به سمت اروپا می روند و نخستین حضور نداجا را در آب های دریای مدیترانه تجربه کنند.
در واقع این مأموریت، با بعد مسافت نزدیک به 6000 کیلومتر دوربردترین مأموریت خارج از خانه برای نداجا محسوب می شود. بعد مسافت از منطقه یکم دریایی بندرعباس تا دهانه شمالی کانال سوئز حدود 3450 کیلومتر می باشد. در این مسیر، عبور از دریای سرخ با بیشترین عرض حدود 340 کیلومتر، بین جنوب غربی عربستان و اریتره در مقابل عبور از کانال سوئز با عرض کمتر از 400 متر، برای یک گروه از شناورهای نظامی، بسیار ساده به نظر می آید. آنچه در این باره حائز اهمیت می باشد، تلاش برای کسب اشراف اطلاعاتی بر منطقه در جریان این مأموریت است.
دریای مدیترانه در واقع بین هر سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا واقع شده است و تقریباً تمامی کشتی هایی که بین آسیا با اروپا و شمال آفریقا در رفت و آمد هستند از مسیر این دریا، کانال سوئز و دریای سرخ عبور می کنند. بنابراین حضور نیروهایی از کشورما که سهم عمده تجارت آن با دنیا از مسیرهای دریایی صورت می پذیرد، به روشنی، اعلام قدرت نظامی، به عنوان پشتیبان و محافظ شریان های اقتصادی کشور خواهد بود.
آنطور که از سخنان جانشین فرماندهی نداجا برمی آید، گروهی از دانشجویان دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) نیز در این مأموریت مهم برای آموزش های عملیاتی و آشنایی با محیط های جدید مأموریت های دریایی، همراه این ناوگروه اعزام خواهند شد. بنابراین اجرای انواع برنامه های کاری واحدهای دریایی در طول این سفر، دور از ذهن نخواهد بود.

با توجه به تجهیز شناورهای دوربرد نداجا به انواع پرنده های بدون سرنشین شناسایی، چشمان تیزبین ناوهای ایرانی، ده ها کیلومتر دورتر را تحت پوشش قرار خواهند داد تا با شناسایی شناورهای موجود در مناطق عبوری ناوگروه، همواره برتری اطلاعاتی برای واحدهای خودی، برقرار باشد.
از این رهگذر، اطلاعات پرارزشی نیز از توان نیروهای حاضر در منطقه کسب خواهد شد و در افزایش اشراف اطلاعاتی نیروهای مسلح کشور بر نیروهای فرامنطقه ای و فناوری های آنها تأثیر بسزایی خواهد گذاشت.
حضور حداقل یک ناو پشتیبانی در این گروه، باعث استقلال عملیاتی در آب های دور از خانه خواهد بود که با توجه به جهت گیری های برخی کشورها نسبت به جمهوری اسلامی ایران، یک اقدام اجتناب ناپذیر می باشد.
اما حضور احتمالی واحد های زیر سطحی نیز از نکات جالب توجه سخنان امیر بی غم است. با توجه به برتری هایی که واحدهای زیرسطحی برای یک نیروی رزمی دریایی ایجاد می نمایند، همراهی ناوگروه اعزامی با زیردیایی، اقدامی دوراندیشانه در جهت افزایش توان عملیاتی و جلوگیری از غافلگیری ناوگروه در برابر شناورهای بیگانه خواهد بود. همانگونه که ناوگروه های بیگانه حاضر در خلیج فارس نیز معمولاً با یک زیردریایی همراهی می شوند. البته زیردریایی ها امکان اجرای مأموریت های خود به صورت مستقل را دارند، اما با توجه به بعد مسافت که تا انتهای مسیر مأموریت جدید ناوگروه نیروی دریایی ارتش که ممکن است بر 5900 تا 6000 کیلومتر بالغ گردد، همراهی با ناوهای پشتیبانی، ضروری به نظر می رسد. به این ترتیب زیردریایی های سنگین نداجا، احتمالاً در بخش هایی از این مأموریت به عنوان یک واحد پیشرو ایفای نقش خواهند نمود که به نوعی تضمین کننده نتیجه موفق این عملیات خواهد بود.
حضور در آب های دور دست علاوه بر نشان دادن اقتدار دریایی ایران و نگاه راهبردی به نیروی دریایی در منطقه ای که مملو از شناورهای پیشرفته کشورهای مختلف صاحب فناوری از جمله آمریکا، انگلستان و فرانسه است، نشان از اعتماد بالای فرماندهان به تجهیزات موجود دارد. در واقع تمامی شناورهای کشور با فناوری های بومی مورد بازسازی و ارتقاء قرار گرفته و بسیار متفاوت از سال های پیش هستند و همواره با آماده شدن تجهیزات جدید به خصوص در زمینه الکترونیکی و تسلیحات، مورد ارتقاء مجدد قرار گرفته و به روز می شوند. پدیده بازسازی شناورهای قدیمی با فناوری ها جدید، موجب تعریف عبارت جدید «عمر انقلابی تجهیزات» گردیده و هم اکنون این واحدها با فناوری های بومی که بعضاً دارای ماهیتی ناشناخته برای سایر کشورها هستند،‌ به میان سازندگان این کشتی ها گسیل می شوند.

 

نیروی دریایی ارتش وارد دریای مدیترانه شد

ناوگروه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران برای نخستین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی با پیام ‏صلح و دوستی پس از عبور از کانال سوئز وارد آب های دریای مدیترانه شد‎.
به گزارش مهر، ناوگروه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران همزمان با هفته وحدت با پیام صلح و ‏دوستی پس از عبور از کانال سوئز وارد دریای مدیترانه شد‎. ‎
این ناوگروه که متشکل از ناو خارک و ناوشکن الوند نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است برای اولین ‏بار پس از انقلاب اسلامی، با عبور از آبهای بین­المللی کانال سوئز ، نخستین حضور خود را در آب‌های دریایی ‏مدیترانه تجربه می­کند‎. ‎
این ناوگروه با مأموریت آموزشی و آشنایی دانشجویان و کارکنان دریادل نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ‏ایران (نداجا)، با آبهای آزاد با هدف تحکیم روابط و اعلام پیام صلح و دوستی به کشورهای منطقه و مسلمان، در ‏تاریخ پنجم بهمن ماه حرکت خود را آغاز و پس از طی دو هزار و ۵۷۰ مایل وارد دریای مدیترانه شد‏‎. ‎
ناوگروه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که به سوی بندر لاذقیه در کشور سوریه حرکت می­کند، ‏پیش از این در بندر جده کشور عربستان در ساحل دریای سرخ پهلو گرفته بود‏‎. ‎
ناو گروه نیروی دریایی ارتش همیشه سرافراز جمهوری اسلامی ایران قرار است در چارچوب دیدارهای دوستانه ‏در بندر لاذقیه در غرب سوریه پهلو بگیرند‎. ‎
دیدار ناوهای ایرانی از کشورهای دوست از جمله سوریه امری متداول و با هدف آموزشی صورت می گیرد و در ‏دیگر نیروهای دریایی ارتش های جهان نیز چنین برنامه هایی وجود دارد‎. ‎
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، در سال ۱۳۵۷ که به قطع رابطه میان تهران و قاهره انجامید، تاکنون ‏هیچ کشتی جنگی ایرانی از کانال سوئز عبور نکرده بود‎. ‎
دریای مدیترانه بزرگترین دریای داخلی جهان به مساحت ۲ میلیون و ۹۶۶ هزار کیلومتر مربع و در منطقه‌ ‏راهبردی میان سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا قرار گرفته است‎. ‎
مدیترانه که شامل چند دریای کناری و داخلی بوده، در غرب به وسیله تنگه جبل‌الطارق با اقیانوس اطلس ارتباط ‏دارد‎. ‎
این دریا همچنین از طریق کانال سوئز به دریای سرخ و سپس به اقیانوس هند راه دارد‎. ‎
مصر، لبنان، فلسطین، سوریه، تونس، ترکیه، مغرب، الجزایر، لیبی، یونان، آلبانی، صربستان و مونته نگرو، ‏بوسنی و هرزگوین، کرواسی، اسلوونی، ایتالیا، فرانسه و اسپانیا کشورهای ساحلی مدیترانه را تشکیل می دهند و ‏دو کشور قبرس و مالت نیز به عنوان دو جزیره در داخل دریای مدیترانه قرار دارند‎.  ‎

 
آمادگی ارتش برای ساخت موج شکن، اسکله و تأسیسات بندری در سوریه
یک هیئت عالی رتبه نظامی نیروی دریایی ارتش به سرپرستی دریادارحبیب الله سیاری، فرمانده این نیرو به منظور دیدار با مسئولین کشوری و لشگری کشور سوریه و استقبال از ناوگروه ایران مستقر در بندر لاذقیه در این کشور حضور یافت.

به گزارش خبرگزاری مهر، در مراسم استقبال از ناوگروه سرافراز نیروی دریایی ارتش که برای نخستین بار در تاریخ انقلاب اسلامی پس از عبور از کانال سوئز وارد دریای مدیترانه شد، فرماندهان نیروی دریایی دو کشور ایران و سوریه حضور داشتند.

در این مراسم دریادار سیاری طی سخنانی ضمن تبریک به کارکنان ناوگروه اعزامی حرکت آنان را حرکتی بزرگ دانست و اظهار داشت: عبور ناوگروه نیروی دریایی ارتش از کانال سوئز اقدامی بزرگ بود که در سایه ولایتمداری به دست آمد.

وی در ادامه نسبت به همکاری نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروی دریایی کشور سوریه در خصوص ساخت سازه‌های دریایی اعم از موج شکن، اسکله و تأسیسات بندری اعلام آمادگی و تصریح کرد: نیروی دریایی ارتش همچنین در زمینه‌های فنی در بخش تعمیر و نگهداری و مبارزه با پدیده شوم دزدی دریایی قادر به همکاری با نیروی دریایی کشور سوریه است.
 
فرمانده نیروی دریایی ارتش با تأکید بر 32 سال ایستادگی، خود باوری و بومی سازی در زمینه‌های مختلف به رغم تحریم‌های شدید دشمن، به ساخت ناوشکن جمهوری اسلامی ایران جماران به عنوان نمونه‌ای از این خودباوری اشاره کرد و از فرمانده و مسئولان نیروی دریایی سوریه دعوت به عمل آورد تا از دستاوردهای بومی و ساخته همت والای ایرانیان در بحث دریا بازدید کرده و از تجارب هشت سال دفاع مقدس بهره‌مند شوند.
 
در ادامه این دیدار سرلشگر طالب بری فرمانده نیروی دریایی سوریه نیز با ابراز خرسندی نسبت به پیشرفت‌های کشور دوست و برادر ایران از دعوت فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران استقبال کرد.
 
همچنین تعدادی از معاونین فرمانده نیروی دریایی ارتش با همتایان سوری خود دیدار کردند و در زمینه‌های آموزشی، مهندسی و علمی به بحث و گفتگو پرداختند.

اهداف اعزام ناوهای ايرانی از نگاه محافل صهيونيست

شبكه الجزیره گزارش كرد كه محافل نظامی اسرائیل، وضعیت پیش‌آمده در منطقه را «فرصتی تكرارنشدنی» برای ایران می‌دانند كه در پی انقلاب مردم مصر و دور شدن نسبی عربستان از آمریكا به وجود آمده است و طبق آن ایران به دنبال اهدافی است 

    ۱۳۸۹/۱۲/۲

منبع: فارس

ارسال به دیگران

محافل نظامي رژيم صهيونيستي كه از اعزام ناوهاي ايراني به آب‌هاي آزاد بشدت نگران شده‌اند، اهدافي را از جمله تضعيف هيمنه نظامي آمريكا بر خليج فارس و منطقه براي اين اقدام ايران برشمرده‌اند.

منابع نظامي رژيم صهيونيستي با اعلام نگراني خود از اقدام ايران در اعزام دو ناو نظامي به آب‌هاي آزاد مديترانه، اعلام كردند كه ايران در صدد است از وضعيت منطقه به سود خود استفاده كند.

اوايل ماه جاري (بهمن ماه) روابط عمومي نيروي دريايي ارتش در خبري از اعزام ناوگروه نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي به آب‌هاي آزاد (درياي مديترانه) با هدف تحكيم روابط دوستانه و اعلام پيام صلح و دوستي خبر داد. اين ناوگروه متشكل از ناو جمهوري اسلامي ايران خارك و ناوشكن جمهوري اسلامي ايران الوند است.

رژيم صهيونيستي با رصد اين اقدام بي‌سابقه ايران، بشدت از آن ابراز نگراني و ادعا كرده است كه اين اقدام براي اسرائيل، تحريك‌آميز است.

پيش از اين شبكه تلويزيوني سي‌ان‌ان اعلام كرده بود كه اين اقدام ايران از سال 1979 سال پيروزي انقلاب اسلامي ايران بي‌سابقه است.

شبكه خبري الجزيره گزارش كرد كه محافل نظامي اسرائيل، وضعيت پيش‌آمده در منطقه را «فرصتي تكرارنشدني» براي ايران مي‌دانند كه در پي انقلاب مردم مصر و دور شدن نسبي عربستان از آمريكا به وجود آمده است و طبق آن ايران به دنبال اهدافي است.


بنا بر اين گزارش، محافل صهيونيستي مدعي‌اند كه ايران اهداف ذيل را دنبال مي‌كند:

1- از بين بردن حضور نظامي و دريايي آمريكا در خليج فارس از طريق كنترل پيدا كردن -حتي اگر شده به صورت جزئي- بر كانال ارتباطي اصلي آمريكايي‌ها در منطقه.

2- تحكيم كنترل يافتن نظامي دريايي بر كانال سوئز، گذرگاه دريايي جهاني كه روزانه 40 درصد كالاهاي مورد نياز جهان از آنجا منتقل مي‌شود.

3- ايجاد تهديدي نظامي براي مصر تا فشاري باشد براي پيوستن اين كشور به ايران، سوريه، عراق و تركيه.

4- تضمين تداوم حمايت نظامي از سوريه و فلسطين و لبنان [كشورهاي مقاومت در برابر رژيم صهيونيستي].

5- تحكيم محاصره دريايي و نظامي بر اسرائيل.

6- ارزيابي قدرت و توانايي دريايي آمريكا در منطقه و تاسيس پايگاهي قدرتمند براي نيروي دريايي ايران براي كمك به سوريه و لبنان.

خيزش مردمي در خاورميانه و آفريقا، انقلاب مردم تونس و مصر و سقوط ديكتاتورهاي متحد اسرائيل و آمريكا، همزمان با اعزام دو ناو نظامي ايران به مديترانه، هراسي جدي به جان سران اسرائيل انداخته است.

خبرگزاري فرانسه با بيان اينكه بودجه نظامي رژيم صهيونيستي حدود 13 ميليارد دلار است، تاكيد كرد كه اسرائيلي‌ها با توجه به انقلاب‌هاي مردمي در خاورميانه عليه ديكتاتورهاي متحد آمريكا و اسرائيل، بشدت از قدرت گرفتن اسلام‌گراها به هراس افتاده است.

اين خبرگزاري با اشاره به انقلاب مردم تونس و مصر و حركت‌هاي انقلابي در برخي كشورهاي ديگر مانند بحرين، يمن، ليبي و اردن نوشت كه اسرائيلي‌ها خود را در محاصره دشمنان خود مي‌بينند.

شبكه خبري آمريكايي "سي‌ان‌ان " در گزارشي تصريح كرد كه روزنامه‌هاي بين‌المللي در گزارش‌هاي مختلف به هراس و نگراني اسرائيل در اين خصوص پرداخته‌اند.

 

اقدامات جدید تل آویو به دنبال حضور ناوهای ایرانی در مدیترانه
 
در شرایطی که اخبار عبور ناوهاي ايراني از كانال سوئز بر عناوین خبری اغلب رسانه های جهان سایه افکنده است و رژيم صهيونيستي آشکارا به بیان بیم و نگرانی های خود از این مساله می پردازند، روزنامه های صهیونیستی نیز روز سه شنبه از آزمایش سیستم دفاع موشکی جدیدخود خبر دادند.
به گزارش «تابناک»، روزنامه «یدیعوت آحارنوت» با بیان آشکار ترس صهیونستها از ورود ناوهای ایرانی به آبهای مدیترانه نوشت، آزمایش سیستم دفاع ضدموشکی «آرو 2» با موفقیت به پایان رسید و «ایهود باراک»، وزیر دفاع رژیم اسراییل، این تمرین نظامی را یک تحول برجسته در تلاش های امنیتی برای توسعه یک سیستم دفاعی فعال و چندلایه خواند و گفت: «مردم ما می توانند با غرور به پیشتازی خود در جهان در عرصه سیستم های دفاع موشکی چندلایه ببالند.»
به نوشته این روزنامه صهیونیستی، «آرو 2»سیستم دفاعی است که برای محافظت از رژیم صهیونیستی در برابر موشک های «شهاب 3» و «سجیل» و همچنین موشک های «اسکاد دی» سوریه طراحی شده است.
یک مقام ارشد دفاعی رژیم صهیونیستی نیز اظهار کرد: «اسراییل قادر خواهد بود در برابر هر گونه تهدیدی از جمله تهدید ایران از خود دفاع کند.»

روزنامه «جروزالم پست» نیز در همین راستا می نویسد: اسراییل در رویارویی با مسابقه تسلیحات هسته ای که ایران در خاورمیانه به راه انداخته است توانست آزمایش سیستم دفاع موشکی آرو 2 خود را با موفقیت به پایان رساند.
این آزمایش به صورت مشترک توسط IAF، آژانس دفاع موشکی وابسته وزارت دفاع رژیم صهیونیستی و آژانس دفاع موشکی آمریکا انجام شد. «آریه هرزوگ»، رییس آژانس دفاع موشکی رژیم اسراییل، در این ارتباط گفت: «این آزمایش از این منظر برای اسراییل اهمیت دارد که خود را برای مواجه با تهدیدهای موشک های بالیستیک در منطقه آماده می کند.»
در همین حال «اسوشیتدپرس» نیز با اختصاص خبری به این موضوع نوشت: این سیستم دفاع ضد موشک های بالیستک به صورت مشترک توسط اسراییل و آمریکا طراحی و توسعه یافته است و از اسراییل در برابر تهدیدهای موشکی ایران دفاع می کند. سيستم‌ «آرو» پس از‌ رهگيري‌ موفقيت‌ آميز، هر گونه‌ موشک‌ بالستيک‌ در خاورميانه‌ را منهدم می سازد.
این خبرگزاری در ادامه می نویسد: این در حالی است که موشک «شهاب 3» ایران نیز با برد 2000 کیلومتر قادر است اسراییل را هدف حملات خود قرار دهد. اسراییل، ایران و برنامه های هسته ای و توسعه موشک های بالستیک اش را بزرگ ترین تهدید برای خود می داند.
اما این تنش های تازه از آنجا آغاز شد که ایران برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی از عبور دو ناو دریایی خود از کانال سوئز خبر داد و اسراییل نیز این اقدام را تحریک آمیز خواند.
هر چند بارها و به دنبال اظهارات سران رژیم صهیونیستی امنیت شکننده این رژیم برای همگان آشکار شده بود اما این بار و با قرار گرفتن ناوهای ایرانی در آبهای مدیترانه و به طبع آن مرز های دریایی فلسطین اشغالی طی روزهای اخیر صهیونیست ها با ترس و دستپاچگی در تلاشند تا ضمن تحریک آمیز خواندن حضور ناوهای ایرانی در این منطقه اعلام نمایند که از آمادگی لازم برای دفاع از سرزمینی که اشغال کرده اند هستند.
سایت خبری تابناک

چرا ناوهای ایرانی از کانال سوئز عبور کردند؟
 
فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران گفت هدف بازدید ناوهای ایرانی از دریای مدیترانه و کشور سوریه، ابلاغ پیام صلح و دوستی به کشورهای منطقه است.

به گزارش واحد مرکزی خبر از دمشق؛ امیر دریادار حبیب الله سیاری پس از ورود به پایتخت سوریه در جمع خبرنگاران، در پاسخ به این سوال که چگونه ناوهای نظامی می توانند پیام دوستی و صلح به ملت های منطقه بدهند گفت نیروی دریایی هر کشوری دارای ناوهای نظامی است و دید و بازدیدهایی که میان این نیروها در کشورهای مختلف صورت می گیرد بر طبق عرف ناوهای نظامی است.

وی هدف از ورود ناوهای ایرانی به سوریه را برنامه های معمولی نیروی دریایی و در راستای آموزش دانشجویان دانشگاه افسری حضرت امام خمینی نوشهر اعلام کرد.

فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این که آیا این ناوگروه در مسیر حرکت از کانال سوئز با مشکلی مواجه شده است گفت این ناوها پس از هماهنگی با کشور مصر از این کانال عبور کردند و در مسیر حرکت به دریای مدیترانه و سواحل سوریه با هیچ مشکلی روبرو نشدند.

امیر سیاری همچنین درباره تهدیدهای اسرائیل عیله این ناوگروه و ناراحتی رژیم صهیونیستی از ورود ناوهای ایرانی به دریای مدیترانه گفت رژیم صهیونیستی ممکن است برای خودش نگرانی هایی داشته باشد و با نگاه خود به این اقدام نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران نگاه کند اما این نیرو بر اساس برنامه های خود و روابط با کشورهای منطقه و کشورهای دوست عمل می کند.

فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که چهارشنبه شب با استقبال سرلشکر علی سلیم رئیس اداره لجستیک ارتش سوریه و سرلشکر شوکت معاون نیروی دریایی ارتش سوریه از طریق فرودگاه بین المللی دمشق وارد پایتخت سوریه شد ، در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار واحد مرکزی خبر دمشق با اشاره به این که دوازدهمین ناوگروه نیروی دریایی ارتش از اول بهمن حرکت خود را از بندرعباس به سمت خلیج عدن آغازکرده است افزود این ناوگاه پس از انجام ماموریت برقراری امنیت خطوط مواصلاتی کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران در خلیج عدن و واگذاری این ماموریت به ناوگروه بعدی عازم بندر جده عربستان شد و در آن جا پس از چند روز توقف و برنامه های آموزشی و ملاقات ها به سمت دریای مدیترانه حرکت کرد.

وی با اشاره به همراه بودن شماری از دانشجویان دانشگاه افسری حضرت امام خمینی نوشهر با این ناوگروه افزود ادامه مسیر این ناوها به منظور ادامه ماموریت و کارورزی دانشجویان صورت گرفت.

امیر سیاری با بیان این که این ناوگروه با هماهنگی کشور مصر از کانال سوئز عبور کرده و در دریای مدیترانه در حال حرکت است گفت این ناوها روز پنج شنبه وارد بندر لاذقیه سوریه می شوند.

فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، استقبال از این ناوگروه در بندر لاذقیه، بازدید از این ناوگروه و نیروهای آن و دیدار و گفتگو با مسئولان نیروی دریایی و ارتش سوریه و گفتگو با آنان درباره همکاری های آموزشی ، فنی و منطقه ای را از برنامه های سفرش به سوریه اعلام کرد.

این نخستین بار در تاریخ انقلاب اسلامی ایران است که ناوهای ارتش این کشور از کانال سوئز عبور کرده و وارد دریای مدیترانه شده اند.

این ناوگروه که متشکل از ناو خارک و ناوشکن الوند نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است با مأموریت آموزشی و آشنایی دانشجویان و کارکنان دریادل نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نداجا)، با آب های آزاد به منظور تحکیم روابط و اعلام پیام صلح و دوستی به کشورهای منطقه و مسلمان، پس از طی دوهزار و 570 مایل وارد دریای مدیترانه شده است.

دیدار ناوهای ایرانی از کشورهای دوست از جمله سوریه اقدامی متداول و آموزشی صورت می گیرد و در دیگر نیروهای دریایی ارتش های جهان نیز چنین برنامه هایی وجود دارد. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال 1357 که به قطع رابطه میان تهران و قاهره انجامید، تاکنون هیچ کشتی جنگی ایرانی از کانال سوئز عبور نکرده بود.

جانشین فرمانده نیروی دریایی ارتش پیشتر گفته بود در این ماموریت با توجه به عبور این ناوگروه از کانال سوئز، مسیر بسیار خوبی پیش روی ناوگروه اعزامی خواهد بود و از طرف دیگر دانشجویان نیروی دریایی نیز مناطق جدیدی را تجربه خواهند کرد.

دریای مدیترانه بزرگترین دریای داخلی جهان به مساحت دومیلیون و 966 هزار کیلومتر مربع و در منطقه‌ راهبردی میان سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا قرار گرفته است. مدیترانه که شامل چند دریای کناری و داخلی است در غرب به وسیله تنگه جبل‌الطارق با اقیانوس اطلس ارتباط دارد. این دریا همچنین از طریق کانال سوئز به دریای سرخ و سپس به اقیانوس هند راه دارد.

مصر، لبنان، فلسطین، سوریه، تونس، ترکیه، مغرب، الجزایر، لیبی، یونان، آلبانی، صربستان و مونته نگرو، بوسنی و هرزگوین، کرواسی، اسلوونی، ایتالیا، فرانسه و اسپانیا کشورهای ساحلی مدیترانه را تشکیل می دهند و دو کشور قبرس و مالت نیز به عنوان دو جزیره در داخل دریای مدیترانه قرار دارند.
 
تجلی بارز قدرت ایران در کانال سوئز/ کاهش چشمگیر نفوذ آمریکا در منطقه
یک کارشناس مسائل نظامی در سوئیس با تاکید بر اینکه عبور کشتی های ایرانی از کانال سوئز تجلی بارز قدرت این کشور بود از کاهش چشمگیر نفوذ آمریکا در منطقه خبر داده و اظهار داشت اسرائیل بدون اینکه بتواند کاری کند با نگرانی نظاره گر تحولات جهان عرب است.

به گزارش خبرگزاری مهر، "آلبرت اشتاهل" یک کارشناس نظامی در گفتگو با روزنامه سوئیسی "تاگس انسایگر" درباره عبور کشتی های ایرانی از کانال سوئز اظهار داشت : عبور این کشتی ها از کانال سوئز تجلی بارز قدرت ایران است. این اولین حرکت کشتی های ایرانی در دریای مدیترانه بعد از شکل گیری جمهوری اسلامی بود.

وی در بخش دیگری از این گفتگو اظهار داشت: زمانی که ایران برای حرکت این کشتی ها از کانال سوئز انتخاب کرده است اتفاقی نبوده است. این یک نوع بازی شطرنج است که تهران آن را آغاز کرده است.

وی افزود: رژیم مبارک در مصر همواره موضع سختگیرانه ای را در برابر ایران اتخاذ می کرد. اما (بعد از سقوط مبارک) زمین بازی در منطقه از نو ساخته شده و قدرت نیز از نو تقسیم می شود.

این کارشناس نظامی در ادامه خاطر نشان کرد: ایران با علاقه منتظر واکنش آمریکا به این حرکت خود است. این قدرت غربی نفوذ سیاسی خود در منطقه را به صورت چشمگیری از دست داده است. ایران حالا با این حرکت خود(عبور کشتی های جنگی اش از کانال سوئز) آزمایش می کند که تا چه حد می تواند از تغییر شرایط استفاده کند.

وی افزود: رژیم اسرائیل در اولین واکنش به این اقدام جمهوری اسلامی آن را محکوم کرده است. نتانیاهو اعلام کرده است که تلاشهای ایران نفوذش در منطقه را افزایش خواهد داد. البته اسرائیل از آنجایی که نمی خواهد روابط دیپلماتیکش با مصر را به خطر بیاندازد خیلی محتاطانه روی این موضوع واکنش نشان داده است.

این کارشناس نظامی  خاطر نشان کرد: اسرائیل با توجه به تحولات جهان عرب  در بین دولتهای دشمن و مخالفش احاطه شده است در چنین شرایطی او فقط می تواند بدون اینکه بتواند کاری کند نظاره گر این تحولات باشد.

اشتاهل در بخش دیگری از این گفتگو با تاکید بر گسترش نفوذ شیعیان در جهان عرب اظهار داشت: اسرائیل با نگرانی روز افزونی نظاره گر این تحولات در جهان عرب است.

اسرائیل از حرکت ناوگروه ایران در مدیترانه نگران است
فرمانده نیروی دریایی ارتش با بیان اینکه هدف بازدید ناوهای ایرانی از دریای مدیترانه و کشور سوریه ابلاغ پیام صلح و دوستی به کشورهای منطقه است، در عین حال گفت: البته رژیم صهیونیستی ممکن است برای خودش نگرانی‌هایی داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، امیر دریادار حبیب‌الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از ورود به دمشق ‌در جمع خبرنگاران، درباره اینکه چگونه ناوهای نظامی می‌توانند پیام دوستی و صلح به ملت‌های منطقه بدهند، گفت: نیروی دریایی هر کشوری دارای ناوهای نظامی و دید و بازدیدهایی که میان این نیروها در کشورهای مختلف صورت می‌گیرد، بر اساس عرف ناوهای نظامی است.

وی هدف از ورود ناوهای ایرانی به سوریه را برنامه‌های معمولی نیروی دریایی و به منظور آموزش دانشجویان دانشگاه افسری امام خمینی(ره) نوشهر اعلام کرد و افزود: هدف بازدید ناوهای ایرانی از دریای مدیترانه و کشور سوریه ابلاغ پیام صلح و دوستی به کشورهای منطقه است.
 
فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران در پاسخ به این سئوال که آیا این ناوگروه در مسیر حرکت از کانال سوئز با مشکلی مواجه شده است؟ تأکید کرد: این ناوها پس از هماهنگی با کشور مصر از این کانال عبور کردند و در مسیر حرکت به سمت مدیترانه و سواحل سوریه با هیچ مشکلی روبرو نشدند.
 
سیاری همچنین در خصوص تهدیدهای رژیم صهیونیستی علیه این ناوگروه و نگرانی آنها از ورود ناوهای ایرانی به دریای مدیترانه افزود: رژیم صهیونیستی ممکن است برای خودش نگرانی‌هایی داشته باشد و با نگاه خود به این اقدام نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران نگاه کند، اما این نیرو بر اساس برنامه‌های خود و روابط با کشورهای منطقه و کشورهای دوست عمل می‌کند.
 
وی که با استقبال سرلشکر علی سلیم رئیس اداره لجستیک ارتش سوریه و سرلشکر شوکت معاون نیروی دریایی ارتش سوریه از طریق فرودگاه بین‌المللی دمشق وارد این شهر شد، با اشاره به اینکه دوازدهمین ناوگروه نیروی دریایی ارتش از اول بهمن حرکت خود را از بندرعباس به سمت خلیج عدن آغاز کرده است، افزود: این ناوگروه پس از انجام مأموریت برقراری امنیت خطوط مواصلاتی کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران در خلیج عدن و واگذاری این مأموریت به ناوگروه بعدی عازم بندر جده عربستان شد و در آنجا پس از چند روز توقف و برنامه‌های آموزشی و انجام ملاقات به سمت دریای مدیترانه حرکت کرد.
 
فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران با اشاره به همراه بودن شماری از دانشجویان دانشگاه افسری حضرت امام خمینی(ره) نوشهر با این ناوگروه تصریح کرد: ادامه مسیر این ناوها به منظور ادامه مأموریت و کارورزی دانشجویان صورت گرفت و در ادامه وارد بندر لاذقیه سوریه شدند.
 
استقبال از ناوگروه اعزامی در بندر لاذقیه و گفتگو با فرماندهان این ناوگروه، دیدار و گفتگو با مسئولان نیروی دریایی ارتش سوریه و گفتگو با آنان در باره همکاری‌های آموزشی، فنی و منطقه‌ای از جمله برنامه‌های سفر فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران به سوریه است.
 
گفتنی است ناوگروه اعزامی ارتش متشکل از ناو لجستیک خارک و ناوشکن الوند در ادامه مأموریت خود پس از عبور از کانال سوئز و ورود به دریای مدیترانه وارد بندر لاذقیه سوریه شده‌ است.
 
ناوهاي نظامي ايران در ساحل سوريه پهلو گرفتند

خبرگزاري فارس: دريادار "سياري " فرمانده نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران از پهلو گرفتن دو نـاو ايراني در ساحل سوريه خبر داد.


به گزارش فارس، به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني شبكه تلويزيوني العالم، ناوهاي نظامي ايران با عبور از كانال سوئز و وارد شدن به آب‌هاي آزاد مديترانه، در ساحل سوريه پهلو گرفتند.

بنا بر اين گزارش، اين دو ناو ايراني سه‌شنبه از كانال سوئز عبور كردند و روز گذشته (چهارشنبه) براي نخستين بار از سال 1979 وارد آب‌هاي آزاد مديترانه شدند.

مراسم استقبال رسمي از اين ناو، بعدازظهر امروز (جمعه) در شهر لاذقيه با حضور دريادار "سياري " فرمانده نيروي دريايي ارتش ايران برگزار مي‌شود.

به گفته دريادار "سياري " هدف از سفر اين دو ناو ايراني، آموزش‌هاي معمولي و توقف كوتاه مدت در بنادر سوريه است.

وي پيش‌تر تصريح كرده بود اين سفر در چارچوب همكاري‌هاي ايران و سوريه و بر اساس قوانين و عرف بين‌الملل انجام مي‌شود.

تصميم ايران براي اعزام اين دو ناو تا نزديكي قلمرو فلسطين اشغالي همزمان با ناآرامي هاي سياسي در مصر و جهان عرب، سياستمداران اين رژيم صهيونيستي را دچار نگراني جدي كرده است.

سياري تصريح كرد: رژيم صهيونيستي به علت تلاش براي ايجاد تنش‌هايي در روابط برادرانه كشورهاي منطقه در واكنش به اين مسئله اغراق كرده است.

سياري گفت: تصميم ما بر اساس معيارهاي بين‌المللي و براي تقويت روابط دوستانه با كشورهاي منطقه و مسلمان است.

 

تاريخ انتشار: پنج‌شنبه،۱۲ اسفند ۱۳۸۹

ناوهای ایرانی امروز از کانال سوئز باز می گردند

به گزارش باشگاه خبرنگارانبه نقل از خبرگزاری فرانسه، یک مقام مصری اعلام کرد: دو کشتی نظامی ایرانی که ماه گذشته در مسیر سوریه از کانال سوئز عبور کردند، امروز پنجشنبه در مسیر دریای سرخ بار دیگر از این کانال عبور می کنند.
وی که نام و عنوان دقیقش ذکر نشده، افزود: کشتی های ایرانی امروز ساعت 2 بامداد به وقت گرینویچ سفر خود به طرف دریای سرخ را آغاز کرده اند.
دو کشتی ایرانی 22 فوریه از کانال سوئز عبور کرده و وارد دریای مدیترانه شدند. این دو ناو، اولین کشتیهای نظامی ایرانی بودند که بعد از انقلاب اسلامی از این کانال عبور می کردند.
این امر جنجال همراه با ترس رژیم صهیونیستی را درپی داشت. در همین رابطه "آویگدور لیبرمن" وزیر خارجه صهیونیستها مدعی شد که عبور 2 ناو ایرانی از کانال سوئز خطر بزرگی برای موجودیت اسرائیل است.

دريادار سياري در نشست خبري عنوان كرد:
برخورد مقتدرانه ناوگروه اعزامي ارتش با رژيم صهيونيستي در مسير درياي مديترانه

خبرگزاري فارس: فرمانده نيروي دريايي ارتش گفت: در حين مأموريت ناوگروه اعزامي به مديترانه نيروهاي رژيم صهيونيستي در دريا از نيروهاي ما خواستند تا خود را معرفي كنند كه با واكنش مقتدرانه ناوگروه اعزامي ارتش روبرو شدند.


به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، امير دريادار حبيب‌الله سياري فرمانده نيروي دريايي ارتش صبح امروز (شنبه) در نشست خبري كه به منظور بررسي دستاوردهاي ماموريت اعزام ناوگروه ارتش به درياي مديترانه برگزار شد، گفت: اين ناوگروه دوازدهمين سري از ناوگروه‌هاي ارتش بود كه اوايل بهمن براي انجام ماموريت يعني برقراري خطوط ارتباطي كشورمان در خليج عدن به اين منطقه سفر كرد و تفاوت آن با ناوگروه‌هاي گذشته در اين بود كه تعدادي از دانشجويان دانشگاه دريايي امام خميني(ره) نوشهر نيز در آن حضور داشتند كه قرار بود تا علاوه بر ماموريت رزمي و اطلاعاتي اين دانشجويان مراحل كارورزي خود را در اين ماموريت پشت سر بگذارند.

سياري خاطرنشان كرد: پس از انجام ماموريت در خليج عدن، اين ناوگروه جاي خود را به ناوگروه سيزدهم داده و از طريق تنگه باب‌ المندب وارد درياي سرخ شد.

* درگيري ناوگروه ارتش با دزدان دريايي در ابتداي ورود به درياي سرخ

وي خاطرنشان كرد: در ابتداي ورود به درياي سرخ بود كه يك كشتي تجاري هنگ‌كنگي مورد سوء قصد دزدان دريايي قرار گرفت كه پس از درخواست از ناوگروه ايراني، ناوشكن الوند به كمك آن رفته و دزدان را فراري داد و نفتكش هنگ‌كنگي را نيز تا خليج عدن اسكورت كرد.

* تشرف كاركنان ناوگروه اعزامي به مكه مكرمه و مدينه منوره

فرمانده نيروي دريايي ارتش تصريح كرد: در ادامه اين ماموريت ناوگروه اعزامي وارد بندرگاه جده در عربستان شد و پس از انجام هماهنگي‌ها در يكي از اسكله‌هاي جده پهلو گرفت و چند روز در آنجا مستقر شد كه در اين حين ناوگروه اعزامي برنامه‌هاي بازديدي و ملاقاتي خود از مراكز مختلف عربستان و ديدار با مقامات عالي‎رتبه نظامي آنجا را انجام داد و نيروها توانستند به زيارت خانه خدا و مدينه منوره بروند.

* عبور ناوگروه از كانال سوئز بدون هيچ مشكلي انجام شد

سياري ادامه داد: سپس ناوگروه به سمت كانال سوئز حركت كرد و پس از هماهنگي با كشور مصر توانست از اين كانال عبور كرده وارد مديترانه شود.

وي يادآور شد: كانال سوئز در اختيار كشور مصر است و تنها كشورهايي مي‌توانند از آنجا عبور كنند كه در دشمني و خصومت با اين كشور نباشند.

فرمانده نيروي دريايي ارتش گفت: ما توانستيم هماهنگي‌هاي لازم را با مقامات اين كشور انجام دهيم و در مورخ 3/ 12/ 89 بود كه ناوگروه اعزامي از كانال سوئز رد شد.

سياري با بيان اينكه اين ماموريت پس از گذشت 32 سال از انقلاب اسلامي براي اولين بار صورت مي گيرد، ‌گفت: اين ماموريت نشان‌دهنده همان تدبير رهبر معظم انقلاب است كه يك سال و نيم پيش نيروي دريايي را يك نيروي راهبردي معرفي كرد.

* ناوگروه اعزامي اكنون براي ادامه ماموريت در درياي سرخ حضور دارد

وي افزود: ناوگروه اعزامي سپس وارد بندر لاذقيه سوريه شد و طي چند روز در اين كشور با مقامات عالي‎رتبه نظامي از جمله فرماندهان نيروي دريايي، فرمانده نيروهاي مسلح و وزير دفاع سوريه ديدار و تعاملات مختلف صورت گرفت و در تاريخ 12/ 12/ 89 بود كه ناوگروه اعزامي مجددا از كانال سوئز رد شده و به سمت درياي سرخ رفت كه هم‎اينك در اين دريا مشغول ادامه ماموريت است.

فرمانده نيروي دريايي ارتش با بيان اينكه كانال سوئز با عرض 60 متر و طول حدودا 170 كيلومتر براي عبور شرايط خاص خود را دارد،‌گفت: اين ماموريت مستلزم مهارت خاص براي دريانوردي بود تا بتواند اين مسير 12 ساعته را با موفقيت طي كند.

* ابلاغ پيام دوستي به كشورهاي منطقه، مهمترين ماموريت ناوگروه اعزامي

سياري خاطرنشان كرد: ابلاغ پيام دوستي به كشورهاي منطقه، تحكيم روابط با ديگر كشورها و پيام صلح و دوستي دانشجويان دانشگاه امام خميني(ره) به دانشجويان دريايي كشورهاي مختلف از جمله اهداف اين ماموريت بود كه همزمان با هفته وحدت و ميلاد رسول اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم با رمز "يا پيامبر اعظم صلّي الله عليک و آلک و سلّم " شروع شد.

وي خاطرنشان كرد: ما نيز با يك هيئت عالي‎رتبه از نيروي دريايي ارتش به سوريه رفتيم و در بندر لاذقيه ضمن استقبال از ناوگروه، ديدارهايي نيز با فرماندهان نيروهاي مسلح اين كشور داشتيم.

* ناوگروه كشور سوريه از بنادر جنوبي ايران بازديد مي‌كند

فرمانده نيروي دريايي ارتش گفت:‌در سوريه توافق كرديم تا اين بازديدهاي متقابل ادامه داشته باشد و فرماندهان سوري از ما خواستند تا كارشناسان و مسئولان عالي‎رتبه خود را براي آشنايي با مراكز دريايي جمهوري اسلامي ايران به كشورمان اعزام كنند و همچنين قرار شد تا ناوگروه كشورر سوريه نيز از بنادر جنوبي ايران بازديد داشته باشد.

سياري خاطرنشان كرد: در اين ملاقات‌ها قرار شد تا نيروي دريايي ارتش سوريه به عنوان ناظر در رزمايش‌هاي ما و نيز در ماموريت‌هاي شمال هند شركت كند و همچنين توافق شد تا تعاملات آموزشي در مقاطع مختلف چه در دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌هاي ما در شمال و چه در مراكز آموزشي تكاوران و تفنگداران در منجيل صورت بگيرد.

وي با بيان اينكه قرار شد تا در امور فني تعمير، نگهداري، بهينه‌سازي و حتي نوسازي تجهيزات همكاري‌هايي بين دو كشور صورت بگيرد، گفت: ما اعلام كرديم كه آماده‌ايم تا تجهيزات ساحلي مانند موج‎شكن و اسكله در سوريه بسازيم.

* فشار رژيم صهيونيستي به مصر و سوريه براي جلوگيري از ماموريت ناوگروه ايراني

فرمانده نيروي دريايي ارتش با بيان اينكه اين ماموريت بنا بر برنامه‌ريزي قبلي صورت گرفت، تاكيد كرد: اين كار تاثير بسيار بزرگي بر منطقه داشت كه نشان‎دهنده پيشرفت جمهوري اسلامي است و هرچند دشمنان ما از اين موضوع ناراحتند اما ما از ناراحتي آنها خوشحال مي‌شويم.

سياري در ادامه به برخي كارشكني‌هاي رژيم صهيونيستي براي جلوگيري از انجام اين ماموريت اشاره كرد و گفت: آنها به مصر و حتي سوريه فشار آوردند تا هماهنگي‌هاي لازم با ما صورت نگيرد و حتي در مسير تهديد كردند و قصد داشتند منطقه را خطرناك نشان دهند كه ما به آن توجه نكرديم.

وي گفت: حتي در دريا نيروهاي رژيم صهيونيستي از ناوگروه ما خواستند تا خودشان را معرفي كنند كه ناوگروه ما به آنها اعلام كرد: "به شما ربطي ندارد و خفه شويد! " و پس از اين بدون اعتنا به درخواست رژيم صهيونيستي به مسير خود ادامه داد.

فرمانده نيروي دريايي ارتش گفت: آنها خيلي تلاش كردند براي ما ايجاد مشكل كنند اما قرار نبود ما از اين مسائل بترسيم و اين اقدام ما موجب ناراحتي و ترس رژيم صهيونيستي شد كه حتي وزير جنگ آنها نيز به اين امر اذعان كرد و ما معتقديم اين موضوع به بركت همان رمز پيامبر اعظم(ص) بود.

* اين مأموريت نشان داد تحريم‌ها بر ايران بي‌تأثير است

سياري نمايش توانمندي‌هاي نظام جمهوري اسلامي را از ديگر اهداف اين ماموريت دانست و گفت: 32 سال است كه كشور ما تحريم است و دشمن فكر مي‌كرد اين تحريم در زمينه‌هاي مختلف خصوصا آماده‌سازي يگان‌هاي شناوري ما تاثير گذاشته اما اين ماموريت‌ها نشان مي‌دهد كه اين تحريم‌ها با شكست روبه‎رو شده است.

وي گفت: سفر نزديك به 25 هزاركيلومتري اين ناوگروه ثابت كرد كه تحريم‌ها عليه جمهوري اسلامي بي‌تاثير است و اقتدار نظام را به كشورهاي منطقه و جهان نشان داد.

* اعزام ناوگروه به كشورهاي ديگر ادامه خواهد داشت

فرمانده نيروي دريايي ارتش با بيان اينكه در طول ماموريت كشورهاي مختلف ما را رصد مي‌كردند و از آمادگي يگان‌هاي ما متعجب بودند، گفت: ما توانستيم نقش ايران در منطقه را به همه نشان دهيم و ثابت كنيم كه هركجا كه ما منافعي داشته باشيم، براي دفاع از آن آماده‌ايم و اين تدبير رهبر معظم انقلاب است كه هرچه مي‌توانيم خود را در امور دفاعي توانمند سازيم.

سياري در ادامه گفت: اين اعزام ناوگروه به كشورها ادامه خواهد داشت و ما سعي داريم با موضوع ايران هراسي مقابله كنيم.

* جايگاه اول ايران در منطقه در خصوص توانمندي زيرسطحي‌ها

وي در ادامه در خصوص توانمندي نيروي دريايي در امر زيرسطحي‌ها نيز گفت: قبل از انقلاب و حتي ايام دفاع مقدس ما از اين توانمندي‌ها محروم بوديم و در دهه هفتاد بود كه اولين تجربيات خود را آزمايش كرديم و در طول اين دو دهه به جايگاهي رسيده‌ايم كه براي كشورهاي منطقه قابل فهم نيست.

فرمانده نيروي دريايي ارتش گفت: كشورهايي كه چند دهه در امر زيردريايي‌ها سرمايه‌گذاري كردند، امروز توانمندي ما را در خصوص نگهداري، تعمير، بهينه‌سازي و حتي نوسازي ندارند و اين نشان‎دهنده توان بالاي ما است و اينكه ما خودمان تجهيزات‌مان را در داخل كشور توليد مي‌كنيم.

* افزايش برد، سرعت و دقت موشك‌ها در دستور كار قرار دارد

سياري در خصوص توان موشكي نيروي درياي نيز گفت: ما در اين عرصه نيز در گذشته مانند ديگر موضوعات وابسته بوديم ولي امروز در توليد موشك‌هاي سطح به سطح، سطح به هوا و ساحل به دريا در وضعيت بسيار خوبي قرار داريم و خودكفا شده‌ايم و در ماه‌هاي اخير نيز سامانه‌هاي جديد ساحل به دريا را تحويل گرفتيم و قدرت‌ دفاعي خود را بيش از گذشته ارتقا داديم.

وي در پايان تصريح كرد: امروز علاوه بر كميت به كيفيت موشك‌ها نيز توجه خاصي شده و اين موشك‌ها از لحاظ برد، دقت و سرعت و مقابله با جنگ الكترونيك پيشرفت‌هاي زيادي داشته‌اند.

حالا بعد از دیدن مطالب قبلی به این نکته توجه کنید:

 

راه اندازی خطوط منظم کشتیرانی از بندر عباس ایران به بندر لاذقیه

رییس سوری شورای مشترک بازرگانی سوریه و ایران خواستار راه اندازی خطوط منظم کشتیرانی از بندر عباس ایران به بندر لاذقیه سوریه شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا،"حسن جواد" در دیدار با "
بابک افقهی" رییس سازمان توسعه تجارت ایران که در محل سازمان مذکور برگزار شد گفت: هزینه حمل زمینی کالاهای سوری به ایران برای هر کامیون بیش از 1200 دلار است و برای تسهیل آن باید چاره اندیشی شود.
"حسن جواد" همچنین خواستار تخصیص فضایی مناسب برای برپایی نمایشگاه های دایمی کالاهای
ایرانی در سوریه و کالاهای سوری در ایران شد و گفت: ما پیش بینی کرده ایم که سالانه دو نمایشگاه ها معرفی توانمندی های تجاری سوریه در ایران برگزار شود و در صورت موافقت مسوولان ایران در روز آخر نمایشگاه فروش آزاد محصولات نمایش داده شده انجام شود.
وی با استقبال از طرح
راه اندازی مرکز تجاری ایران در سوریه گفت: تجار دو کشور در این مرکز علاوه بر نمایش کالاهای تولیدی دو کشور، می توانند اطلاعات تجاری مورد نیاز خود را به خوبی به دست آورند.

لاذقيه ؛ شهری زیبا از دل تاریخ

 

سايت اروپائي Alfaresiya Net که مرکز آن در هلند است و به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی فعالیت می کند در گزارشی به توصیف یکی از شهرهای باستاني سوريه پرداخت.

لاذقیه
 
متن کامل اين گزارش كه به قلم غسان حمدان نوشته شده است به شرح زیر است:

ام الطيور

روستاى ام الطيور در شمال لاذقيه و جنوب غربى «البسيط» ، و در دامنه اى پر از درختان صنوبر و سدر واقع است.

سد بلوران

اين سد در30 کيلومترى شمال شهر لاذقيه ودر نزديکى روستاى بلوران احداث شده است. اين سد در دره رود « شمرليه » واقع است که از بلنديهاى کوهستانى تشکيل شده و صخره­ هاى سبز، آن را احاطه کرده و درختان صنوبر بر اين بلنديها روييده اند. ظرفيت اين سد 1505 ميليون متر مکعب است. اين سد از نظر گردشگرى حائز اهميت است زيرا در مسير راه اصلى «کسب» و«بسيط» در منطقه جنگلى، واقع است.

فرنلق

لاذقیه

جنگلى انبوه در شمال کوهستان هاى لاذقيه ودر پنج کيلومترى شرق جاده کسب – لاذقيه واقع و داراى صخره سنگهاى سبز رنگ است. ويژگى اين منطقه وجود درختان انبوه و بلند است. از مهمترين درختان آن صنوبر، غار، افرا وگيلاس است و چشمه اى گوارا منطقه را آبيارى مى کند .

قلعه صلاح الدين

در 45 کيلومترى شمال شرقى لاذقيه واقع است واستحکاماتى به وسعت5,5 هکتار دارد. اين قلعه بر روى گسل سنگى ممتدى بنا شده که از شمال, جنوب وغرب توسط دو دره احاطه شده وکانالى که در دل کوه کنده شده است, آن را از کوهپايه جدا مى کند. قديمى ترين بناى اين قلعه به اواخر سده دهم ميلادى بر مى گردد. ژان تزيميکس امپراتور رومى در سال 975 م در هجوم خود به شمال سوريه, اين قلعه را از حمدانيها گرفت و مى توان گفت که قلعه واستحکامات آن به همين دوره بر مى گردد. صليبيها نيز در اوايل قرن دوازدهم اين قلعه را به تصرف خود در آوردند و به باز سازى باروى خارجى ومجموعه اى از برجهاى دفاعى اقدام کردند. از مهمترين اقدامات آنها کندن کانالى در دل کوه است تا قلعه را از کوهپايه جدا کنند.

سلطان صلاح الدين ايوبى در سال 1188 م پس از اين که اين قلعه را با منجنيق هدف قرار داد و قسمتى از لشگريانش نيز به رهبرى پسرش غازى به آن نفوذ کردند , توانست قلعه را به طور کامل تصرف کند.

در دوره اسلامى چندين بنا از جمله حمام, مسجد ومدرسه در داخل اين قلعه احداث گرديد. اين قلعه توسط ابراهيم پاشا – ولى عهد مصر – با توپ مورد حمله قرار گرفت وبه شدت آسيب ديد . از مهمترين ديدنى هاى اين قلعه کانالى است که در دل کوه کنده شده همچنين ستونى که پل ورودى به قلعه بر آن متکى است . از ديگر ديدنيهاى اين قلعه باروى خارجى , برجهاى دفاعى وبناهايى که به دوره اسلامى بر مى گردد.

موزه شهر لاذقيه

اين موزه در کاروانسرايى که به قرن شانزدهم بر مى گردد ، قراردارد. در باغچه اين موزه مجموعه اى از مجسمه ها واشياء باستانى متعلق به دوره هاى مختلف بويژه دوره يونانيها وروميها ارائه شده است . همچنين يک بخش از اين موزه به آثار کشف شده در شهر اوگاريت و«رأس ابن هاني» اختصاص داده شده است که شامل کوزه هاى سفالى , اشياء برنزى , کتيبه هاى ميخى ومجسمه هاى زيبايى از « ايل » – الهه کنعاني-  مى باشد.

کسب

لاذقیه

شهرى در دامنه جنوبى کوه « اقرع » واقع شده است که استان اسکندرون در شمال ودرياى مديترانه در غرب آن قرار دارند . حومه شهر را جنگلهاى کاج وصنوبر حلبى احاطه کرده است .

ساکنان اين شهر از کوهپايه پلکانى براى کاشت سيب وانگور استفاده مى کنند, گردشگرى يکى از منابع کسب درآمد اين شهر است. چندين هتل , تعداد زيادى آپارتمان اجاره اى , بوفه وقهوه خانه در اين شهر وجود دارد.

اين شهر به ساخت صابون « غار » معروف است, و گردشگران براى لذت بردن از آب و هوا و مناظر طبيعى شهر, تابستانها به آن پناه مى برند.

آمفى تئاتر باستانى جبله

تنها بازمانده باستانى شهر جبله, آمفى تئاتر آن است که به دوره روميها بر مى گردد . اين آمفى تئاتر بر روى زمين شيب دارى بنا شده که به وسيله راهروهايى به سه بخش تقسيم شده است . آمفى تئاتر جبله گنجايش 5000 تماشاگر را دارد , وامروزه نيز براى برگزارى جشنواره هاى هنرى وفرهنگى از آن استفاده مى شود.

اوگاريت:

گروه کاوشگرى اعزامى فرانسه به رياست کلود شيفر در سال 1929 م کاوشگرى خود را در تپه باستانى « رأس شمرا » آغاز کرد که به کشف شهر اوگاريت منجر شد ، که در نيمه هزاره دوم پيش از ميلاد , دوره طلايى خود را مى گذراند . شهر اوگاريت يکى از مهمترين شهرهاى سرزمينهاى پادشاهى سوريه در هزاره دوم پيش از ميلاد به شمار مى رود که کانون بازرگانى , کشاورزى وصنعتى مهمى را در کرانه هاى سوريه تشکيل مى داد .

تاريخ اوگاريت

مهمترين اشاره اى که در تاريخ به شهر اوگاريت شده است ، به سده هيجدهم پيش از ميلاد بر مى گردد . در بسيارى از نوشته هاى يافت شده در شهر مارى , از اين شهر ياد شده است . اين شهر توسط پادشاهان محلى اداره مى شد وبا بسيارى از شهرها وحکومت هاى سلطنتى سورى ديگر, از جمله حلب , مارى وايبلا همچنين مصر, قبرس وجزاير يونانى روابط ديپلماتيک وبازرگانى داشت.

اين شهر در حدود سال 1600 پيش از ميلاد تحت سيطره هيتى ها قرار گرفت و به مدت يک قرن اين سيطره ادامه يافت. بين سالهاى 1450 تا1350 پيش از ميلاد حکومت شهر اوگاريت از هيتى ها به ميتانى ها منتقل شد ولى هيتى ها توانستند دو باره اين شهر را از آن خود کنند تا اين که حدود سال 1187 پيش از ميلاد پايتخت آنها , يعنى حاتوستا , به اشغال قوميتهاى متحد منطقه در آمد وبه همراه اوگاريت مورد تخريب و ويرانى قرار گرفت و از آن پس اوگاريت براى هميشه به شهرى متروکه تبديل شد .

در شهر اوگاريت ابزار، مجسمه هاى برنزى طلاکارى شده وجواهرآلات فراوانى کشف شده است که در ميان آن، عاج هاى کنده کارى شده نيز يافت مى شود . همچنين حدود17000 کتيبه ميخى، که نخستين الفباى بشريت نيز در ميان آن وجود دارد، در اين شهر کشف شده است. اين الفبا از سى حرف تشکيل واز سمت چپ به راست نوشته مى شود.

جايگاه باستاني

نخستين بنايى که در شهر کشف شده اوگاريت به چشم مى خورد ، دروازه آن است . اين دروازه جزيى از باروى اريب شهر بود که به لحاظ دفاعى به اين شيوه بنا شده است . سمت چپ اين دروازه يک برج دفاعى بزرگى وجود دارد, که ارتفاع ديوارهاى آن 5 متر مى باشد . اين برج به عنوان استحکامات نظامى وبراى دفاع از دروازه شهر بود که کاخ پادشاهى را به بندر متصل مى کرد  .

راه پر پيچ وخم ورودى شهر، ما را به ميدان کوچکى مى رساند که در برابر مهمترين ساختمان شهر , يعنى کاخ پادشاهى قرار دارد. اين حياط داراى نيمکت هاى متعدد ويژه زائران قصر است تا در انتظار رسيدن نوبت براى ورود , برروى آن مى نشستند .

کاخ سلطنتى:

اين کاخ داراى محله اى کامل و اساسى شهر بود . زيرا در درجه اول اقامتگاه يک انسان غير عادى و پادشاه شهر بود . همچنين کانون مذهبى ، بازرگانى وسياسى شهر بود که تمامى فعاليتها ومبادلات تجارى در آنجا صورت مى گرفت.

اين کاخ از دو طبقه تشکيل مى شود که طبقه همکف جهت اداره مملکت وفعاليتهاى سياسى ، اقتصادى واجتماعى شهر اوگاريت بود وطبقه بالا به اقامتگاه شاه اختصاص داده شده بود.

در مدخل ورودى کاخ، دو ستون چوبى وجود داشت که امروزه جز پايه هاى سنگى آن، چيزى بجا نمانده است. در نزديکى آن آرشيو غربى سلطنتى کشف شد که ويژه نگهدارى نوشته هاى ادارى همچنين کلاس آموزش خواندن و نوشتن بود.

تنظيم ورود وخروج زائران قصر زير نظر گروهى از سربازان بود که اتاق آنها  نزديک به در ورودى کاخ بود. پس از آن به دهليز بدون سقف بزرگى مى رسيم که به چندين در منتهى مى شود. در موجود در سمت راست آن به يک برج دفاعى باز مى شود. همچنين مى توان بقاياى چاه, حوض آب وکانال فاضلاب را در قسمت جنوب غربى اين دهليز مشاهده کرد. يک در بزرگ در اين دهليز وجود دارد که در گذشته با دو ستون تزيين يافته بود. اين در به تالار عرش ختم مى شود که پادشاه مراجعه کنندگان را در آن به حضور مى پذيرفت. در مسير خود به سالن ويژه ميهمانها مى رسيم که تالار پذيرايى در کنار آن واقع است. اين سالن داراى حوضى بزرگ، چاه، کوزه بزرگ آب نوشيدنى و دستشويى بود. حوض بزرگ طبق تقليد گذشتگان براى خنک کردن فضاى سالن بود.

در دهليز اگر به راهمان ادامه دهيم به اتاق ويژه دفن پادشاهان مى رسيم. در اين اتاق دو گور سنگى وجود دارد که با دو پله پايين تر به آن مى رسيم. متأسفانه چيز شايان ذکرى در اين دو گور وجود ندارد زيرا پس از متروکه شدن شهر ، مورد سرقت قرار گرفته اند . اين گورها با لايه اى از خاک به ضخامت 10 سانتى متر پوشيده مى شود تا ايزولاسيون بهداشتى  آن رعايت شود .

پس از آن به باغچه قصر مى رسيم که با مجموعه اى از انبارها محصور شده است . در قسمت جنوبى باغچه انبارهاى مواد غذايى ودر قسمت شمال شرقى آن سه اتاق وجود دارد که آرشيو شرقى در آن کشف شده است .
گروه کاوشگران در قسمت چپ مدخل باغچه ، اتاق کوچکى را کشف کرد که شاه  تابستانها اوقات خود را در آن مى گذراند . اين اتاق با تابلوها ومجسمه هاى عاجى زيبا آرايش يافته بود .

از کاخ سلطنتى به طرف يکى از محله هاى مسکونى شهر حرکت مى کنيم . متوجه مى شويم که طرح بناى شهر اوگاريت بدون برنامه ريزى قبلى بوده است ، زيرا با وجود چندين شاهراه ، در برخى جاها کوچه ها وسيع ودر ديگر مناطق شهر ، کوچه ها بسيار تنگ است گويا نقشه اين شهر بى هيچ قيد وبندى راه اندازى شده است واين در حالى است که در ساخت اين بناها نهايت دقت رعايت شده است . اين خانه ها از يک حياط داراى چاه وحوض آب تشکيل مى شد که چندين اتاق آن را احاطه کرده است . همچنين طبقه بالاى اين منازل داراى  اتاقها وتراس بود .

از خانه هاى ديدنى شهر، خانه کوزه سنگى است که از يک حياط تشکيل شده که با چندين اتاق احاطه شده است وکوزه سنگى بزرگى در گوشه اى از اين حياط قرار دارد .

از ديگر خانه ها منزل آقاى « ربانو» است که از طريق نوشته هاى ميخى يافت شده در يکى از خانه ها، قادر به دانستن نام صاحب آن مي شويم  ربانو يک کارمند بلند پايه ونزديک به شاه بود که کارهاى ادارى، ديپلماتيک واقتصادى شهر را ، بنا به آرشيو نگهدارى شده در منزلش ، بر عهده داشت .

مهمترين بخش منزل ربانو ، اتاق مردگان است که يک گور سالم و يک گور ويران در آن بجا مانده است. در نزديکى اين اتاق يک حمام ويک دستشويى وجود دارد .

به سمت تپه باستانى مى رويم. باستانشناسان با کاوشهاى خود که تا عمق 18 مترى ادامه داشت شش لايه باستانى را کشف کردند که قديمى ترين آن به هزاره هفتم پيش از ميلاد بر مى گردد.

ساکنان اوگاريت پرستشگاه هاى خود را همچون معبد «بعل» و« داژان» برروى اين بلندى احداث کرده بودند .

بعل معبد اصلى شهر بود که از يک حياط بزرگ ، قربانگاه و برجى با چندين طبقه تشکيل مى شد. تمامى کسانى که وارد معبد مى شدند، حتما با خود نذر و يا قربانى به همراه داشتند. شايد مهمترين چيزى که آنها با خود به اين معبد مى آوردند، لنگر قايقهاى خود بوده که آثار آن تاکنون باقى مانده است .

طاق نصرت = طاق پيروزى

اين طاق در دوره روميها احداث شد که محل تقاطع دو خيابان اصلى شهر لاوديسه  (لاذقيه) را تشکيل مى داد. بر روى هر چهار طرف اين طاق، ديهيم مثلث الشکل با نقش­هاى برجسته که نمايانگر ابزار جنگى است، نصب شده بود
 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 1:48  توسط پدرام کاظمی   | 

منبع روسی:شواهد نشان می دهد تهدید نظامی علیه ایران جدی است!

منبع روسی:شواهد نشان می دهد تهدید نظامی علیه ایران جدی است!

پیس کیپر

«یوری وسلوف» مدعی شد که بنا به گزارش رسانه های گروهی خاور نزدیک و غرب، آمریکا و اسرائیل برای حمله هوایی و موشکی به تأسیسات هسته ای ایران آماده می شوند… «مظلوم» احتمال می دهد که عملیات نظامی علیه ایران ممکن است به چند گونه انجام شود. به باور وی، محتمل ترین آنها از طریق حملات هوایی دقیق، محدود از لحاظ زمانی و به کارگیری نیروهای موشکی و هوایی برای نابودی برخی از مراکز هسته ای ایران انجام خواهد شد که مستقیم به غنی سازی سوخت هسته ای مشغولند. گزینه دیگر می تواند…ادامه…
«یوری وسلوف» در مقاله ای که در پایگاه تفسیر مستقل روسی «پیس کیپر» منتشر کرد، مدعی شد که بنا به گزارش رسانه های گروهی خاور نزدیک و غرب، آمریکا و اسرائیل برای حمله هوایی و موشکی به تاسیسات هسته ای ایران آماده می شوند.

به گزارش «تابناک»، خبرگزاری روسی «ریانووستی»، با بازنشر این مقاله می نویسد: به نظر می رسد، برنامه مقامات دو کشور به طور کلی هماهنگ شده است. نه تنها برگزاری مانورهای مشترک نیروی هوایی و دریایی آمریکا و اسرائیل در بهار و تابستان سال ۲۰۱۰ در شرق دریای مدیترانه بلکه پیشروی کشتی های جنگی موشک بر، به سمت دریای سرخ و منطقه خلیج فارس نیز گویای این مسأله است.

یوری وسلوف در ادامه این احتمال را می دهد که در جریان دیدار کوتاه دریاسالار «مایکل مالن»، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا از تل آویو ـ مورخ ۲۷ ژوئن سال جاری ـ نقشه حمله هوایی به ایران با مقامات اسرائیلی بررسی شده باشد.

بنا بر گزارش روزنامه اسرائیلی «جورزالم پست»، دریاسالار مالن در دیدار با «ایهود باراک»، وزیر دفاع و «گابی اشکنازی»، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل مسائل برنامه هسته ای ایران و اوضاع در سوریه و لبنان را بررسی کرد.

وی در بخش دیگری از نوشتار خود به گزارش برخی از مطبوعات مصری اشاره می کند که بر پایه آنها، در روزهای ۱۸-۲۲ ژوئن سال جاری، کشتی های نظامی نیروی دریایی آمریکا به فرماندهی ناوهواپیمابر «هری ترومن» (دوازده کشتی) از راه کانال سوئز  عبور کرده و راه را به سمت خلیج فارس پیش گرفتند.

در آستانه این تحرکات، واحدهای هوایی نیروی دریایی آمریکا با جنگنده های اسرائیل مانور حملات موشکی به اهداف دشمن فرضی در اوقات گوناگون شبانه روز را تمرین کردند. برای این منظور، از اهدافی که در میدان تیر «ناباتیم» اسرائیل نصب شده بود، استفاده شد.

در ادامه این نوشتار آمده است، در این مانور، جنگنده های آمریکایی در پایگاه های هوایی آلمان و رومانی مورد استفاده قرار گرفت. سوختگیری هوایی آنها توسط تانکرهای هوایی نیروی هوایی اسرائیل انجام شد. فرماندهی نیروی دریایی اسرائیل چند فروند زیردریایی خود را که به موشک های بالدار مجهز هستند، به سمت موقعیت نظامی در منطقه تنگه «باب المندب» و سواحل عمان رهسپار کرده است.

ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل اعتراف کرده که در ترکیب نیروی دریایی آمریکا در منطقه تنگه هرمز کشتی های نظامی اسرائیل نیز عمل می کنند.

مولف مقاله به سخنان ژنرال «جمال مظلوم»، یکی از کارشناسان معروف خاور نزدیک و پروفسور دانشگاه «النایف» (عربستان سعودی) اشاره می کند که بر این باور است، در منطقه شرقی مدیترانه نیز چند ناو موشک بر و رزم ناو آماده جنگ آمریکا کشیک نظامی قرار دارند و مانند دوران جنگ علیه عراق برای حملات موشکی آماده اند.

تحلیلگران نظامی آشکارا اعلام می کنند که روحیه جنگی در زمینه سیاسی به طور پایدارتری برقرار شده است. وی که برای نمونه پیش از این، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را غیر ممکن می دانست، بر این باور است که جنگ در خلیج فارس بیش از هر زمانی واقعی به نظر می رسد.

این تحلیلگر عربستانی به دقت اوضاع سیاسی _ نظامی پیرامون ایران را دنبال کرده و افزایش آتی نیروهای و تجهیزات نیروی نظامی آمریکا، ناتو و اسرائیل در منطقه خلیج فارس را پیش بینی می کند.

مظلوم احتمال می دهد که عملیات نظامی علیه ایران، ممکن است که به چند گونه انجام شود. به باور وی، محتمل ترین آنها از راه حملات هوایی دقیق، محدود از لحاظ زمانی و به کارگیری نیروهای موشکی و هوایی برای نابودی برخی مراکز هسته ای ایران انجام خواهد شد که مستقیم به غنی سازی سوخت هسته ای مشغولند.
گزینه دیگر می تواند نه تنها به نابودی مراکز غنی سازی اورانیوم منتهی شود، بلکه تأسیسات نظامی، صنعتی نظامی و دیگر مراکز ایران را نیز در بر گیرد که در این صورت، عملیات نیروی نظامی آمریکا، ماهیت گسترده ای به خود خواهد گرفت؛ مانند آنچه به نام عملیات «توفان صحرا» در سال ۱۹۹۱ علیه عراق انجام شد.

مولف در پایان نوشتار خود تأکید می کند که یکی از شواهد مهم تدارک و انجام عملیات نظامی علیه ایران، تقویت فعالیت های تبلیغاتی است. هم اکنون مقامات آمریکا و اسرائیل عملیات کسب حمایت متحدین خود را درباره سختگیری در روابط با تهران را فعال کرده اند.

«ریانووستی» در بخش دیگری می افزاید، قرار است در نشست شورای ناتو که روز ۲۶ جولای ـ حدود سه هفته دیگر ـ در بروکسل برگزار خواهد شد، واشنگتن نه تنها تأیید تحریم های یکجانبه خود علیه ایران بلکه حمایت از تدابیر شدیدتر علیه این کشور را به دست آورد.

«رابرت اینگورت»، سخنگوی کاخ سفید به نقل از بیانیه ستاد کل ناتو مورخ ۲۷ ژوئن به مفهوم تدابیر جدید آمریکا اشاره ای نکرد؛ اما به باور کارشناسان امور سیاسی غرب، بحث تأیید بهره گیری از روش های نظامی، ممکن است در میان باشد!

گفتنی است، در روزهای اخیر رسانه های روسی، سعودی و همچنین رژیم صهیونیستی در تحلیل ها و اخبارهای متعدد، در پی القای فضای تهدید نزدیک به جنگ علیه ایران باشند؛ هر چند مشخص نیست که آیا هماهنگی خاصی نیز در این فضاسازی هست یا نه، ولی خروجی ها هماهنگ و یکسان است.
البته این طبیعی است که چنین تحلیل هایی باید با دقت ارزیابی شده و مورد توجه قرار گیرد؛ اما به نظر می رسد، ایجاد چنین فضایی، همان سیاست کهنه تضعیف روحیه ایرانیان با بهره گیری از ابزار رسانه ای را دنبال می کند، زیرا واقعیت های موجود آمریکا، اعم از مشکلات متعدد داخلی، رکود اقتصادی و همچنین درگیری های فرسایشی آمریکا در عراق و به ویژه افغانستان، به احتمال، ماجراجویی جدید آنها را به حداقل می رساند.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 1:17  توسط پدرام کاظمی   | 

بوغومیلیه(بوگومیل) Bogomilism

بوغومیلیه(بوگومیل) Bogomilism

(به بلغاری: Богомилство) نام فرقه‌ای است عرفانی و باورمند به ثنویت. اندیشهٔ بوغومیلیان از آمیزش باورهای پولیسیان‌های ارمنی و کلیسای ارتدکس بلغار پدید آمده‌بود. این اندیشهٔ اصلاحی میان سال‌های ۹۲۷ تا ۹۷۰ میلادی در بلغارستان پدید آمد و در میان روس‌های کیفی، امپراتوری بیزانس، کرواسی، بوسنی، صربستان، ایتالیا و فرانسه پخش‌شد.

بوغومیلیه هم به اینکه عیسی پسر خداوند است باور داشتند و هم دیدگاه‌های مانوی را. این گروه نام خود را از یک کشیش به نام بوگومیل که دانا به اندیشه‌های مانی بود و در زمان پتر یکم امپراتور بلغارستان در سدهٔ دهم میلادی می‌زیست وام گرفته‌اند.

 در سده دوازدهم مردمی از بوسنی به آیین بوگومیل گرویدند . سلطان عثمانی ،  محمد دوم ملقب به فاتح در سال 1463 بوسنی را متصرف شد . تسلط ترکان عثمانی بر بوسنی تا سال 1878 دوام یافت و در این سال بوسنی به تصرف امپراطوری  اتریش و هنگری در آمد . در 1918 اسلاوهای جنوب اروپا حکومتی تشکیل دادند که بوسنی هم جزیی از آن را تشکیل می داد . این حکومت در سال 1931  یوگوسلاوی نامیده شد . در هنگام تسلط ترکان عثمانی بر بوسنی بوگومیل های بوسنی به دین  اسلام گرویدند . در دوره سلطنت قباد ( 488 - 496 و از 499 - 531 میلادی ) شخصی ، ظاهرا مانوی به نام  مزدک آیین مزدکی را تاسیس کرد  . انوشیروان پسر قباد مزدک و مزدکیان را سرکوب کرد . از مزدک و پیروان او نوشته ای به جای نمانده است . ظاهرا وی احساس نمی کرده آیین ساده اش احتیاجی به نوشتن داشته باشد . مزدک می آموخت که علت جنگ و ستیز نابرابری است و برای از میان بردن جنگ و ستیز همگان باید از خواسته و زن به تساوی استفاده کنند .

 این فرقه با اقبال گسترده ای بین عامه ی مردم در قرون دهم و یازدهم در جنوب شبه جزیره ی بالکان و آسیای صغیر به سرعت گسترش یافت. ریشه ی اندیشه های این آئین از گروه پولیسین ها paulisians نشأت گرفته بود. آنها فرقه ای ثنویت گرا در ارمنستان بودند. به اعتقاد آنها جهان صحنه ی مبارزه ی دو نیروی خیر و شر است. آنها میگویند دنیایی که ما میشناسیم اساسا بنیادی شیطانی دراد. این نیروی شر را ساتان (شیطان) مینامیدند. جسم  و روان پست انسان توسط اهریمن خلق شد. ولی بارقه ای الهی در درون آن نهفته و اسیر است که میتوان با رهایی آن به روشنی و آزادی دست یافتو قیود مادی را از هم گسست. نیل به دانش و آگاهی ذاتی که از مبانی آئین دوآلیستی است، گنوستیک (شناخت)نامیده میشود و مشتق از کلمه ی یونانی گنوزیس Gnosis به معنای دانش و خرد است. کاتاریست های اروپایی معتقد بودند که شیطان خالق دنیای عینی و مادی و خدای عهد ازلی است. آنها مسیح را فرستاده ای ناجی و راهنما میدانستند که توسط او بشر میتواند خود را از قیود مادی رهایی بخشد و حجاب از طبیعت حقیقی خدای ازلی برگیرد. کاتاریست ها اعتقادات کلیسای مسیحی را درباره ی رستاخیز و احیاء و تجسد مسیح تکذیب میکردندو تولد دوباره ی مسیح را در روز داوری نمیپذیرفتند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 2:27  توسط پدرام کاظمی   | 

بررسی کوتاه ادیان مختلف

بررسی کوتاه ادیان مختلف


 

        چو بر دین کند شهریار آفرین


 

    برادر شود شهریاری و دین


 

        نه بی تخت شاهی است دینی به پای


 

    نه بی دین بود شهریاری به جای . . .


 

        چنین پاسبانان یکدیگرند


 

    تو گویی که در زیر یک چادرند


 

شعر بالا از شاهنامه انخاب شده و وصیت اردشیر به شاپور است . شاپور پسر اردشیر ، تعصبی نسبت به دین زردشتی نداشت ، مانی از همین امر استفاده کرد و خود را به او نزدیک نمود . مانی یکی از آثار خود را ، که به فارسی میانه نوشته و آن را به نام شاپور ، شاپورگان نامیده است ، در روز تاجگذاری شاپور به او تقدیم کرد . مانی در تمام دوران سلطنت پسرش ، هرمز ( 272 - 273 میلادی ) آزادانه دین خود را تبلیغ می کرد . در زمان سلطنت  بهرام اول ( 273 - 276 میلادی ) روحانیون زردشتی به رهبری کرتیر به دفاع از دین زردشتی برخاستند و ادیان و مکاتب دیگر را سرکوب کردند . کرتیر در کتیبه ای که در کعبه زردشت به فارسی میانه نویسانده ، گفته است که یهود و بوداییان و برهمنان و صابئین و نصاری و جینیان و مانویان را سرکوب کرده و معابد آنها را به معابد زردشتی تبدیل نموده است .


 

یهود از زمان بخت النصر ( 562 پیش از میلاد مسیح ) پادشاه کلده که  اورشلیم را ویران کرد و یهود را به اسارت برد ، در میان ایرانیان زندگی می کنند .


 

مسیحیت از آغاز با ایرانیان مربوط بوده است . در روایات مسیحی آمده است که سه نفر مغ از روی حرکت ستارگان دریافته بودند که مسیح به زودی متولد می شود . پس اینان با هدایا به فلسطین رفتند و به حضور مسیح رسیدند .


 

برهمنان پیروان دین قدیم هندوها هستند . هندوها با ایرانیان یک دین و یک زبان داشتند . حدود 1500 پیش از میلاد مسیح ، از هم جدا شدند . بر اثر این جدایی میان عقاید و زبان های ایرانیان  و هندوان اختلاف افتاد . هندیان از طرف شرق با ایران همسایه اند و در دوره پیش از اسلام گاهی بخش هایی از هند قسمتی از قلمرو ایران را تشکیل می داده است .


 

جینیان پیروان جنه اندjina . جنه به معنی پیروز است و آن لقب  مهاویره  Mahavira است . مهاویره را پیروز نامیده اند چون او توانسته است بر  کرمن karman یعنی اسارت جهان مادی ، غلبه کند . مهاویره که در سده ششم پیش از میلاد مسیح زندگی می کرده می آموخته است که برای رستگاری روح باید دنیای پلید را رها کرد . وی ازار به جانداران را نهی کرده است . شاید در میان ایرانیان شرقی ، سغدیان ، بلخیان و سکاها ، گروه هایی بوده اند که از جنه پیروی می کرده اند .


 

بوداییان پیرو بودا هستند . بودا لقب  سید درته گوتمه  Siddhartha Gautama است . بودا در سده ششم پیش از میلاد مسیح در شهر لومبینی lumbini واقع در نپال متولد شد . پدرش پادشاه نپال بود . بودا در 15 سالگی با یکی از بستگان خود ازدواج کرد و صاحب پسری شد . در 29 سالگی خانه و خانواده را ترک کرد تا به حقیقت دست یابد . وی در 528 پیش از میلاد مسیح به حقیقت دست یافت و در سال 483 پیش از میلاد مسیح در سن 80 سالگی درگذشت . حقیقتی که بودا بدان دست یافت و مدت 45 سال به تبلیغ آن پرداخت این بود که دنیا محل رنج  و عذاب است و بشر می تواند خود را از شر رنج و عذاب با غلبه بر امیال و شهوات نجات دهد .


 

صابئین پیروان  یوحنای معمدان اند . صابئین که اکنون در جنوب عراق و خوزستان زندگی می کنند خود را  مندائیه یعنی اهل عرفان می دانند .  مندا  به زبان ایشان که گویشی از زبان آرامی است ، به معنی عرفان است . اینان می گویند مندا از طریق کشف و شهود بدست می آید .


 

مانویان پیروان مانی بوده اند . مانی در 14 نیسان 216 میلادی در شمال  بابل زاده شد و در سال 277 میلادی در  جندی شاپور در گذشت . مانی کتاب های متعددی نوشته بوده که بخش هایی از نوشته های او به زبان های مختلف از جمله زبان های مختلف ایرانی باقی مانده است . مانی برای تبلیغ دینش یا خود به جاهای مختلف مسافرت می کرد یا کسی را از پیروان خود به سافرت وا می داشت . به زودی دین مانی در شرق و غرب جهان آن روزگار پراکنده شد و اقوا مختلفی چون قبطیان و رومیان و ترکان و چینیان به آن دین روی آوردند . نزدیک 80 سال دین مانی ، دین رسمی دولت  ایغور بود که در سده هشتم و نهم میلادی بر آسیای میانه فرمان می راند . دین مانی به تدریج پیروان خود را از دست داد . ظاهرا تا زمان مغول در ترفان پیروان مانی زندگی می کرده اند ، از آن پس دین مانی به فراموشی سپرده شد . در نیمه دوم سده دهم میلادی شخصی بلغاری به نام  بوگومیل مذهبی  با استفاده از عقاید مانی تاسیس کرد . در سده دوازدهم مردمی از بوسنی به آیین بوگومیل گرویدند . سلطان عثمانی ،  محمد دوم ملقب به فاتح در سال 1463 بوسنی را متصرف شد . تسلط ترکان عثمانی بر بوسنی تا سال 1878 دوام یافت و در این سال بوسنی به تصرف امپراطوری  اتریش و هنگری در آمد . در 1918 اسلاوهای جنوب اروپا حکومتی تشکیل دادند که بوسنی هم جزیی از آن را تشکیل می داد . این حکومت در سال 1931  یوگوسلاوی نامیده شد . در هنگام تسلط ترکان عثمانی بر بوسنی بوگومیل های بوسنی به دین  اسلام گرویدند . در دو.ره سلطنت قباد ( 488 - 496 و از 499 - 531 میلادی ) شخصی ، ظاهرا مانوی به نام  مزدک آیین مزدکی را تاسیس کرد  . انوشیروان پسر قباد مزدک و مزدکیان را سرکوب کرد . از مزدک و پیروان او نوشته ای به جای نمانده است . ظاهرا وی احساس نمی کرده آیین ساده اش احتیاجی به نوشتن داشته باشد . مزدک می آموخت که علت جنگ و ستیز نابرابری است ف برای از میان بردن جنگ و ستیز همگان باید از خواسته و زن به تساوی استفاده کنند .


 

منبع:http://khatmikhi.persianblog.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 1:40  توسط پدرام کاظمی   | 

حواریون مسیح

حواریون مسیح

حواریون مسیح (جمع حوارى به معنی شستن و سفید کردن). عنوان دوازده تن از یاران و شاگردان ويژهٔ عیسی مسیح است

در انجیل متی باب ۱۰ ، لوقا باب ۶ و انجیل مرقس باب ۹ اسامی حواریون این چنین ذکر شده است:

  1. شمعون پطرس
  2. اندریاس ، برادر پطرس
  3. یعقوب پسر زبدی
  4. یوحنا
  5. فیلیپس
  6. برتولما
  7. توما
  8. متی
  9. یعقوب پسر حلفا
  10. لبی معروف به تدی
  11. شمعون قانوی یا شمعون غیور
  12. یهودا اسخریوطی

 حواريون مسئولیت ابلاغ بشارت عیسی را به دیگر اقوام بنی اسرائیل پذیرفتند و مسیح بودن عیسی و بر حق بودن وی را تصديق كردند و پس از زنده شدن دوباره و عروج عیسی به آسمان، طبق دستور او به سوی اقوام بنی اسرائیل در دیگر نقاط عالم پراكنده شدند و به ابلاغ بشارت(انجیل) او پرداختند. بر اساس متن «انجیل»یهودا اسخریوطی كه از حواريون بشمار می‌رفت، خائن بود و عيسى مسیح را به سربازان رومی تسليم نمود و از زمرهٔ حواريون مردود و مستحق لعن ابدى شد.

 

 «یهودا»، یکی از دوازده حواری مسیح، با دریافت سی سکه نقره رشوه ایشان را به حاکمان یهودی رم نشان داد، آنان عیسی را به شیوه دردناکی به صلیب کشیدند. در کتاب مقدس و در انجیل متی درباره یهودا گفته شده که وی با شتاب از این عمل خود، پوزش و پس از بازگرداندن سی سکه نقره، خود را حلق‌آویز کرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 1:17  توسط پدرام کاظمی   | 

«دروازه قرآن» و نمادهاي اُبليسک در شيراز

«دروازه قرآن» و نمادهاي اُبليسک در شيراز    
 در سال‌هاي اخير، در دو سوي بناي کهن دروازه قرآن دو بناي جديد احداث شده که به‌کلي اين نماد کهن اسلامي را تحت‌الشعاع خود قرار داده. در مدخل کنوني شيراز، در فاصله‌اي اندک در شمال دروازه قرآن که اکنون پليس راه شيراز- اصفهان واقع است، سه نماد ابليسک احداث شده. ابليسک‌هاي سه‌گانه فوق بسيار شبيه به «برج روسيه» Russia Tower است.



در يادداشت پيشين درباره نماد ابليسک Obelisk و جايگاه «مقدس» آن در فرقه‌هاي شيطاني، از جمله فراماسونري، سخن گفتم. اشاره کردم که ابليسک نمادي است از آلت تناسلي شيطان به معناي دخول شيطان در کالبد انسان يا تسليم روح خود به شيطان. به اين دليل، از دوران کهن ابليسک «آلت تناسلي بعل» Shaft of Baal نيز خوانده مي‌شد. «بعل»، به معني «استاد» و «ارباب»، خداي کهن اديان غيرابراهيمي در تمدن‌هاي شرق مديترانه و بين‌النهرين بود. اين همان «خدايي» است که در تمدن‌هاي گوناگون اسامي گوناگون به خود گرفته، مانند مردوخ و نمرود و داگان و اوزيريس و غيره، و در اديان ابراهيمي «شيطان» خوانده مي‌شود. در تمامي فرقه‌هاي شيطاني معاصر، مانند ايلوميناتي و فراماسونري، اين «خدا» با نام «لوسيفر» مورد پرستش است. نمادهاي «لوسيفر»، از جمله ابليسک، از گذشته کهن تا به امروز بلاتغيير مانده است.

در مسيحيت نام «بعل» به عنوان مترادف «شيطان» به کار مي‌رفت. و گفتيم که اين همان نماد شيطان است که در مراسم حج توسط ميليون‌ها زائر سنگباران مي‌شد و در سال‌هاي اخير حکومت سعودي آن را حذف کرد و به جايش ديواري ساده گذارد. اين حذف به دليل نقش لرد فاستر (سِر نورمن فاستر)، معمار و ماسون نامدار، در بازسازي مکه است.
 

نقشي از آنتونيوس پيوس، امپراتور روم، که نماد ابليسک يا «آلت بعل» به شکل آلت تناسلي نشان داده شده
(امپراتوران روم خود را از تبار خدايان مي‌دانستند)



در يادداشت پيشين دو نمونه از کاربرد «ابليسک» را در معماري ساختمان جديد مجلس و ساختمان مؤسسه مالي و اعتباري قوامين، واقع در ميدان آرژانتين و مشرف بر مصلاي تهران، نشان دادم. در روزهاي اخير با دو نمونه عجيب در شيراز آشنا شدم.

شيراز از ديرباز داراي مدخلي مقدس بود که اين شهر را از ساير شهرهاي ايران متمايز مي‌کرد. اين مدخل «دروازه قرآن» نام دارد که در بلندي، در «تنگ الله اکبر»، واقع بوده و به‌طور کامل بر شهر مُشرف است. بناي فوق در زمان حکومت شيعي عضدالدوله ديلمي در دروازه شمالي شيراز (راه شيراز به اصفهان) احداث گرديد و قرآني در آن جاي داده شد تا مسافران با گذر از زير آن متبرک شوند. بعدها، کريم خان زند اين دروازه را بازسازي کرد و دو جلد قرآن بزرگ نفيس، به خط سلطان ابراهيم بن شاهرخ تيموري، در اتاقک بالاي آن جاي داد. اين قرآن‌ها، که به «قرآن هفده من» معروف‌اند، گويا اکنون از دروازه قرآن به موزه پارس انتقال يافته است. زائران بقاع مقدسه شيراز، به‌ويژه حرم مطهر حضرت احمد بن موسي شاه چراغ (س)، پسر ارشد امام موسي کاظم (ع) و برادر بزرگ امام رضا (ع)، هماره فراوان بوده‌اند و آنان که از سمت شمال وارد شيراز مي‌شدند در اين مکان اوّلين زيارت‌نامه خود را مي‌خواندند.

معهذا، در شيراز بنايي ديگر وجود دارد که از نيمه دوّم سده نوزدهم ميلادي اين شهر را به يکي از زيارتگاه‌هاي اصلي فرقه بابي- بهايي بدل ساخته است: خانه علي‌محمد باب بنيانگذار بابيه در کوچه شمشيرگرها. در دوران متأخر قاجاريه و دوران پهلوي، زائران بابي- بهائي که از دروازه قرآن وارد شيراز مي‌شدند اندک نبودند. اينان نيز، به‌ناچار، از همان دروازه قرآن مناسک خود را آغاز مي‌کردند. مطلعين محلي مي‌گويند امروزه نيز زوار بابي- بهائي کم نيستند؛ اينان در دروازه قرآن زيارت‌نامه مي‌خوانند و مناسک خود را آغاز مي‌کنند.

در دو دهه اخير در دروازه شمالي شيراز تغييراتي انجام گرفته. در پي اين تغييرات، دروازه قرآن کارکرد ديني ديرين خود را از دست داده و به يادماني صرفاً تاريخي- نمايشي بدل شده. بزرگ‌راه شيراز به اصفهان از کنار اين دروازه مي‌گذرد نه از زير آن. به عبارت ديگر، برخلاف گذشته، گذر از زير دروازه قرآن زائران و مسافران را متبرک نمي‌کند. در بازسازي جاده «تنگ الله اکبر»، محل وقوع دروازه قرآن، تمهيدي براي حفظ سنت کهن شيعي دروازه قرآن، آن‌گونه که آل‌بويه انديشيد و بنياد نهاد، انديشيده نشده. اين درست است که احداث بزرگ‌راه در زير دروازه قرآن ممکن نبود، و به آن آسيب مي‌رسانيد، ولي يافتن راهکاري براي حفظ اين سنت ديني ممکن بود. مي‌شد دروازه‌اي بزرگ‌تر، در محلي دورتر، احداث کرد که همان سنت را با بزرگ‌راه‌هاي جديد انطباق دهد. چگونه ممکن است با هزينه‌هاي سنگين در همين منطقه نمادهاي ابليسک ساخت، چنان‌که در سطور بعد خواهيم ديد، ولي تمهيدي براي حفظ سنت «دروازه قرآن» نينديشيد؟

در سال‌هاي اخير، در دو سوي بناي کهن دروازه قرآن دو بناي جديد احداث شده که به‌کلي اين نماد کهن اسلامي را تحت‌الشعاع خود قرار داده. در مدخل کنوني شيراز، در فاصله‌اي اندک در شمال دروازه قرآن که اکنون پليس راه شيراز- اصفهان واقع است، سه نماد ابليسک احداث شده. ابليسک‌هاي سه‌گانه فوق بسيار شبيه به «برج روسيه» Russia Tower است.

«راشيا تاور» را همان لرد فاستر تيمس بنک (سِر نورمن فاستر)، [1] معمار و ماسون بلندپايه، در «مرکز تجارت جهاني» مسکو، [2] مي‌سازد؛ همو که بازسازي مکه را به دست گرفته و نمادهاي سه‌گانه ابليسک را از مناسک «رمي جمرات» (سنگباران شيطان) در حج حذف کرده است. بناي راشيا تاور در سپتامبر 2007 با دو ميليارد دلار بودجه آغاز شده و در سال 2012 به پايان مي‌رسد. راشيا تاور 648 متر ارتفاع دارد و بلندترين برج دنيا خواهد شد. زبان فرقه‌هاي رازآميز و شيطاني زبان نمادها و اعداد است. در اين زبان، سال 2012 سالي خاص و «مقدس» است. آنان معتقدند که در ساعتي معين از روزي معين از سالي معين (ساعت 11:11 صبح 21 دسامبر 2012) «نظم نوين دنيوي» Novus ordo seclorum  آغاز خواهد شد.

ابليسک‌هاي سه‌گانه مدخل کنوني شيراز کپي کامل «راشيا تاور» لرد فاستر است در حدي که ماکتي از آن جلوه مي‌کند. به تصاوير زير بنگريد:


    ابليسک «راشيا تاور» (برج روسيه) لرد فاستر در «مرکز تجارت جهاني» مسکو
    ابليسک‌هاي سه‌گانه شيراز ماکتي از آن است.

     
    ابليسک هاي سه‌گانه مدخل کنوني شيراز (شمال دروازه قرآن)

در سال‌هاي اخير، بهائيان با خريد يا ساخت خانه و مغازه در حد فاصل ابليسک‌هاي فوق تا دروازه قرآن عملاً کلني‌هاي بسته‌اي را در اين منطقه تشکيل داده‌اند.

ماجرا تمام نشده. در جنوب دروازه قرآن بناي عظيم و عجيب ديگري در دست احداث است به‌نام «هتل بزرگ شيراز». اين هتل بر صخره‌اي عظيم بنا مي‌شود و به‌کلي دروازه قرآن را تحت‌الشعاع نماي حجيم و زشت خود قرار داده است. احداث اين بنا، به عنوان هتل، بر صخره سنگي فاقد توجيه اقتصادي است زيرا هزينه گزافي مي‌طلبد؛ و از نظر اصول شهرسازي و معماري نيز فاقد هر گونه توجيه است. اين يک اصل مسلم در شهرسازي است که بافت تاريخي شهر دست‌نخورده بماند و بناهاي جديد، به‌ويژه با معماري چشمگير، بناهاي تاريخي را حقير و کوچک نکند. يک نمونه مخالفت يونسکو با احداث برج مشرف بر ميدان نقش جهان (ميدان امام خميني) در اصفهان است. به‌رغم اين، نه يونسکو به احداث «هتل بزرگ شيراز» اعتراض کرد نه مقامات محلي با آن مخالفت کردند. احداث اين بنا، اگر صرفاً از منظر شهرسازي نيز بنگريم، لطمه بزرگي است بر بافت تاريخي شهر شيراز.

اقدام فوق بسيار شبيه است به اقدام لرد فاستر در احداث برج‌هاي بزرگ موسوم به «ابراج البيت» Abraj- al- Bait بر فراز کعبه؛ که ساختمان مقدس‌ترين مکان اسلامي را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. مسلمانان فهيم اين برج‌هاي تجاري را، که سرشار از نمادهاي شيطاني و ماسوني است، «شاخ‌هاي شيطان» نام نهاده‌اند.

در بررسي نماي خارجي «هتل بزرگ شيراز» روشن مي‌شود که قسمت فوقاني ساختمان فوق يک هرم ناتمام است. ابليسکي که هرم آن ناتمام است در نمادهاي شيطاني- ماسوني داراي معنايي معين است: «ما سهم خود را انجام داده‌ايم و با ظهور لوسيفر (ناجي بزرگ) هرم کامل خواهد شد.» ابليسک ناتمام همان نمادي است که بر اسکناس‌هاي دلار ايالات متحده آمريکا نقش شده است. بر بالاي اين نماد، که «مُهر بزرگ» Great Seal نام دارد، به لاتين نوشته شده: Annuit cœptis  (او از اعمال ما راضي است). در اين جمله، ضمير «او» به لوسيفر يا «خداي» طريقت‌هاي شيطاني بازمي‌گردد؛ که از ديدگاه ايشان سرچشمه «نور» است. و در پائين نوشته شده: Novus ordo seclorum  (نظم نوين دنيوي).

هرم ناتمام مندرج در «مُهر بزرگ» داراي 13 طبقه است و در نماي بيروني «هتل بزرگ شيراز» نيز 13 رده يا طبقه مشاهده مي‌شود.

اعداد 3، 7، 9، 11، 13، 33 و 39 در فرقه‌هاي رازآميز اعداد مقدس‌اند. عدد 10 عدد الهي به‌شمار مي‌رود و از ديد آنان منفور است. انفجار برج‌هاي دوقلو در نيويورک در 11 سپتامبر 2001 (1/ 9/ 11) صورت گرفت. انفجار مادريد 911 روز بعد از انفجار نيويورک انجام گرفت. ويژگي عدد 1- 1- 9  اين است که مي‌توان بدون عبور از عدد 10 به عدد 11 رسيد. مهندس حسين امانت، معمار نامدار بهائي که ساختمان بيت‌العدل اعظم الهي در حيفا از اوست، در بناي ميدان شهياد (آزادي) عدد 9 را فراوان به کار برده است. عدد 9 در ميان بهائيان نيز مقدس است زيرا بهائيان فرقه خود را نهمين آئين از سلسله اديان موجود مي‌دانند. طريقت کهن اسکاتي، که بلندپايه‌ترين و رازآميزترين طريقت ماسوني به‌شمار مي‌رود و در تحولات مهم جهاني نقش بزرگ داشته، و بنيانگذاران دولت آمريکا مانند جرج واشنگتن از اين طريقت بودند، داراي 33 درجه است. در سوي ديگر «مُهر بزرگ» آمريکا عقابي منقوش است که دم او داراي 9 پر است، 13 پيکان در يک چنگال و 13 برگ زيتون در چنگال ديگر گرفته و 13 ستاره بر فراز سر اوست.


   
دروازه قرآن که امروزه به نمادي مهجور و نمايشي بدل شده
    و تحت‌الشعاع ساختمان عظيم «هتل بزرگ شيراز» قرار گرفته

 

    ساختمان «هتل بزرگ شيراز» که قسمت فوقاني آن به شکل هرم ناتمام است
    آن‌گونه که در «مُهر بزرگ» آمريکا مشاهده مي‌شود    


   

    
هرم ناتمام (يک سوي «مُهر بزرگ»)
  
 
  سوي ديگر «مُهر بزرگ»


در اين نماد اعداد زير مورد استفاده قرار گرفته است:
دم داراي 9 پراست. عقاب 13 پيکان در يک چنگال و 13 برگ زيتون در چنگال ديگر دارد. 13 ستاره بر فراز سر اوست که در حلقه اوّليه 6 گوشه (نماد ستاره داوود) و در حلقه خارجي 19 گوشه از ابر محصور است. هر بال عقاب داراي 33 پر است.

       برج‌هاي تجاري مکه (ابراج البيت)، که در واقع بايد «شا‌خ‌هاي شيطان» خوانده شود،  سرشار از نمادهاي ماسوني، بناي کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن» [1] [2] [3]

    

    در سال 2012، که از ديدگاه فرقه‌هاي شيطاني شروع «نظم نوين دنيوي» است
    ساختمان "ابراج البيت" به پايان مي‌رسد و کعبه چنين در سايه نمادهاي شيطاني قرار خواهد گرفت.    
 

   

سِر نورمن فاستر (لرد فاستر تيمس بنک)، معمار نامدار و ماسون بلندپايه
    


 «هتل بزرگ شيراز» در زميني احداث شده که تا زمان انقلاب در مالکيت عبدالحسين دهقان، ماسون بلندپايه و از سران فرقه بهائي، بود و پس از آن مصادره شد. عبدالحسين دهقان و برادرش همدم دوران نوجواني شوقي افندي، رهبر پيشين فرقه بهائي، بودند و در شيراز عبدالحسين دهقان توليت موقوفات بهائيان را به دست داشت. در دوران پهلوي، چون امروز، به دليل غيرقانوني بودن فرقه بهائي، موقوفات اين فرقه به عنوان ملک خصوصي افرادي ثبت مي‌شد که «امين بيت‌العدل» بودند. املاک و باغات پهناور عبدالحسين دهقان در فارس از اين‌گونه موقوفات بود.

در سال‌هاي اخير وکيل دهقان از آمريکا به ايران مراجعت کرده و بخشي از اين اموال را پس گرفته است. با شناخت افراد ذينفوذي که با حمايت و تلاش فراوان بخشي از املاک مصادره شده عبدالحسين دهقان، و نيز املاک دکتر ذبيح قربان (بهائي و ماسون بلندپايه)، را بازگردانيدند، يا هم‌اکنون براي بازگردانيدن آن تلاش مي‌کنند، مي‌توان چهره‌هاي متنفذ فرقه‌هاي شيطاني در ايران امروز را شناخت. براي حفظ و تداوم انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي امام راحل، اين شناخت از اهميت بنيادين برخوردار است.

   

پينوشت:
در کتاب «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» درباره خاندان دهقان چنين آمده است: [1]

ميرزا محمدباقر خان، نياي خاندان دهقان، پيشکار محمدرضا خان و حبيب‌الله خان و ابراهيم خان قوام‌الملک، از سران بهائيان فارس و عامل اين سه قوام‌الملک در جنگ‌ها و سرکوب‌هاي بزرگ بود. براي نمونه، در ربيع‌الاوّل 1321 ق./ ژوئن 1903 م. مأمور سرکوب حاج عليقلي خان، نايب‌الحکومه لارستان، شد و در رأس قشون مفصلي «با سرباز و سوار و توپ» به لارستان رفت. عليقلي خان لاري در قلعه گراش پناه گرفت و ميرزا محمدباقر خان دهقان قلعه لار را تصرف کرد. «تجار لاري تلگرافات زياد به تهران کرده‌اند که ما حاجي عليقلي خان را مي‌خواهيم و به ما کمال مهرباني و محبت را دارد، محض اين‌که قوام‌الملک به مشاراليه بد است مي‌خواهد او و ما را تمام نمايد.»

ميرزا محمدباقر دوّمين پسر حاج ابوالحسن بزاز شيرازي (متوفي 1320 ق.) است. برادر ارشد، که او نيز از سران بهائي فارس بود، ميرزا محمدعلي خان نام داشت. زن حاج ابوالحسن بزاز از خويشان نزديک شيخ ابوتراب، امام جمعه شيراز، بود... شيخ يحيي امام جمعه پسر اين شيخ ابوتراب است. پس از شيخ يحيي پسرش، معين‌الشريعه، امام جمعه شيراز شد. اين زن مادر ميرزا محمدعلي خان و ميرزا محمدباقر خان دهقان است. ميرزا محمدباقر دهقان بسيار مقتدر و ثروتمند شد. او به دفعات براي ديدن عباس افندي به فلسطين و آمريکا رفت. پسران ميرزا محمدباقر، ميرزا عبدالحسين خان و ميرزا عبدالعلي خان دهقان، از سران بهائيان فارس و ايران بودند. تصوير آنان در کودکي، به همراه شوقي افندي، گوياي جايگاه رفيع ايشان در فرقه بهائي است.
    
در دهه پاياني سلطنت پهلوي، عبدالحسين دهقان، در کنار عزيزالله خان قوامي و ايرج مهرزاد (مالک اراضي کفترک در شمال شرقي شهر شيراز)، به عنوان يکي از سه متمول و زمين‌دار بزرگ شيراز شناخته مي‌شد. دهقان مالک روستاي کشن و اراضي فراوان ديگر در محدوده و پيرامون شهر شيراز، از جمله در کوه باباکوهي و دروازه قرآن، بود. خانه مسکوني‌اش در ضلع شمال شرقي فلکه ستاد (روبروي ساختمان استانداري) واقع بود که اکنون در اختيار سپاه پاسداران است. در جنب آن خانه دکتر ذبيح قربان، پسر حاج عليخان آباده‌اي از سران فرقه بهائي فارس، قرار داشت که ‌اکنون دفتر امام جمعه شيراز است. عبدالحسين دهقان و دکتر ذبيح قربان (رئيس دانشکده پزشکي دانشگاه پهلوي و رئيس بيمارستان نمازي) از ماسون‌هاي بلندپايه ايران و دوست نزديک بودند. دکتر لطفعلي صورتگر نيز ماسون بلندپايه و دوست اين دو بود. دکتر ذبيح قربان (متولد 1284 ش. در آباده)، اولين رئيس دانشگاه شيراز، در 23 ژوئن 2007/ تير 1385 در آمريکا فوت کرد و ماسون بلندپايه ديگر، دکتر فرهنگ مهر (آخرين رئيس دانشگاه پهلوي در زمان شاه)، در سوگ او يادداشتي منتشر نمود... از سال‌هاي 1320 ابتدا محمد نمازي و مظفر خانفرخ و سپس دکتر ذبيح قربان و عبدالحسين دهقان گردانندگان تشکيلات ماسوني شيراز بودند. عکس محمد نمازي و مظفر خانفرخ (ارفع‌السلطنه) و گروهي ديگر در لباس ماسوني موجود است.

ذبيح قربان، چون محمد نمازي، از سال‌ها پيش ماسون شده و در سال 1333 ش. به درجه استادي رسيده بود. ساير بلندپايگان ماسون شيراز عبارت بودند از: دکتر تمدن فرزانه، عزيزالله خان قوامي (پسر ابوالقاسم خان نصيرالملک، مالک روستاي صيدون و باغ ناري شيراز و املاک مفصل ديگر)، دکتر لطفعلي صورتگر، حبيب‌الله خمسي، علي‌محمد دهقان، مارتيروس سرکيس، دکتر اميرقلي فرهمندفر، علي‌اکبر خليلي شيرازي و محمدقلي خان قوامي (مالک سعادت‌آباد).

مظفر خانفرخ، که پدر و مادرش از يهوديان همدان بودند، [1] و مارتيروس سرکيس، مأمور سرويس اطلاعاتي بريتانيا در شيراز، [2] را در کتاب «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران» معرفي کرده‌ام.
 
عبد الله شهبازي
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 17:32  توسط پدرام کاظمی   | 

فرقه هاي نوظهور مردم را در راستاي جامعه ليبرالي هدايت مي‌كنند

حجت‌الاسلام مظاهري‌سيف در گفت‌وگو با فارس:
 
فرقه هاي نوظهور مردم را در راستاي جامعه ليبرالي هدايت مي‌كنند

خبرگزاري فارس: عضو هيأت علمي پژوهشكده باقرالعلوم (ع) گفت: كشورهاي غربي با ايجادفرقه هاي جديد، نگرش انسان را نسبت به خدا، زندگي، ارزش‌ها و اعتقادات كمرنگ مي‌كنند و مردم را در راستاي سرمايه‌داري قرار مي‌دهند.


حجت‌الاسلام حميدرضا مظاهري‌سيف در گفت‌وگوي مشروح با خبرنگار آيين و انديشه باشگاه خبري فارس «توانا» درباره اهانت به قرآن‌كريم در شهرهاي آمريكا، اظهار داشت: در دنيا اتفاقي در حال جريان بود و چند دهه‌اي است كه موج آن گسترده‌تر نيز شده است، طي اين جريان سرمايه‌داران و قدرت‌هاي جهاني به موضوع دين بيشتر از قبل توجه مي‌كنند.
وي اضافه كرد: توجه كشورهاي غربي به مسئله دين، داراي چند بُعد است؛ از يك جهت آنها پرداختن به برخي از مسائل از جمله موضوعات حوزه اديان و امور معنوي را محدود كرده و زير سؤال مي‌برند و حتي آن را مورد اهانت قرار مي‌دهند؛ از سوي ديگر اقداماتي را در راستاي توجه به اديان انجام داده و به گسترش مباحث ديني به شيوه خاصي مي‌پردازند.
مظاهري‌سيف ادامه داد: كشورهاي غربي هزينه‌هاي سنگيني را براي تشكيل مؤسسات گفت‌وگوي بين اديان و نزديك كردن اديان گوناگون به يكديگر پرداخت كرده‌اند.
وي افزود: كشورهاي غربي سرمايه‌گذاري‌هاي بسياري براي برگزاري همايش‌هايي در خصوص گفت‌وگوي بين اديان ترتيب مي‌دهند.

* كشورهاي غربي تلاش مي‌كنند تا نفوذ اديان اصيل را در بين مردم جهان محدود‌ كنند

عضو هيأت علمي مركز مطالعات و تحقيقات بهداشت گفت: اگر كشورهاي غربي قصد دارند حكومت جهاني در جهان وجود داشته باشد و تنها يك قدرت سلطه خود را بر كل دنيا گسترش دهد، اين امر نيازمند گسترش ارزش‌ها و باورها يا ايجاد زمينه مشروعيت آن قدرت در جهان است، چراكه با تنوع فرهنگي و تفاوتي كه در افكار، ارزش‌ها و باورهاي مردم دنيا وجود دارد آنها هرگز نمي‌توانند يك نوع حكومت و يك اقتدار را برخود بپذيرند.
وي اضافه كرد: اگر قدرت و سلطه جهاني در دنيا اتفاق بيافتد و بخواهد دامنه خود را بر تمام فرهنگ‌ها، ملت‌ها و مردم دنيا گسترش دهد، نيازمند نظام مشترك و هماهنگ از باورها و ارزش‌ها است.
مظاهري‌سيف ادامه داد: ابرقدرت ها و سرمايه داران جهاني براي رسيدن به اهداف خود بايد نظام ارزشي و باوري خود را در بين ملت‌ها و در كل دنيا گسترش دهند، و چون، هميشه ارائه دهنده ارزش‌ها و باورهاي اديان بودند، ناگزير بايد دست به دين‌سازي مي‌زدند و مجموعه ارزش‌ها و باور هماهنگ با اهداف و آرمان‌هاي خود را در ميان مردم ترويج مي‌كردند.
وي اضافه كرد: افرادي كه قصد ايجاد بستر مشترك باورها و ارزش‌ها در دنيا را دارند، بايد شرايط را به شكلي پيش برند كه مردم جهان دين مورد نظر آنها را بپذيرند تا آن بستر اعتقادي و باوري و آن چيزي كه لازمه مشروعيت ومقبوليت اين قدرت است، ايجاد شود.
مظاهري‌سيف ادامه داد: آنها دين‌هاي جديدي را كه داراي مجموعه‌اي از آموزه‌ها، تعاليم، اعتقادات و ارزش‌هاي هماهنگ با ارزش‌ها و اهداف نظام سرمايه‌داري و ليبرال دموكراسي است، به مردم جهان عرضه كردند و به نوعي هنجارهايي را به مردم پيشنهاد كردند كه ارزش‌هاي سرمايه‌داري را در بين اقشار جامعه دروني كنند و شيوه زندگي آنها را به صورت دلخواه شكل دهند.
وي افزود: بزرگ‌ترين مانع بر سر راه ديني كه بسترساز تثبيت قدرت، قدرتمندان و ابرقدرت‌ها بوده، اديان اصيل است، يعني اگر كشورهاي غربي بخواهند دين خود ساخته‌ را در دنيا گسترش دهند، اديان اصيل با آن ريشه‌هاي عميق و پيشينه‌اي كه در بين ملت‌هاي مختلف دارد روند توسعه دين جديد را در ميان ملت‌ها كند و گاهي آن را متوقف مي‌كند.
مؤلف كتاب «سياست در دامان عرفان» بيان كرد: آنها ناگزيرند كه اديان اصيل را زير سؤال ببرند و به صورت‌هاي مختلفي اين اديان را مورد هجوم قرار ‌دهند و مخدوش كنند تا كم‌كم اين اديان اصيل رنگ باخته و جايگاه‌شان تنزل پيدا كند.
وي اضافه كرد: گروهي در كشورهاي غربي تلاش مي‌كنند تا نفوذ اديان اصيل را در بين مردم جهان محدود‌ كرده و تقدس‌ اين اديان را در بين مردم كاهش دهند تا بدين وسيله باورها و ارزش‌هايي را كه خودشان توليد كرده‌اند، با تبليغات رسانه‌اي و انواع و اقسام شگردهاي مختلف، در جايگاه بالا و بالاتري قرار دهند يا به نوعي اديان ساختگي آنها در مقام رقابت اديان اصيل قرار بگيرد و در رتبه آنها بنشيند.
مظاهري‌سيف عنوان كرد: هم‌اكنون در غرب مي‌بينيم كه علنأ بعضي از جنبش‌ها و گروه‌ها، حضرت مسيح (ع)‌ را به تمسخر مي‌گيرند و به حضرت مريم اهانت كرده و كتاب انجيل را پاره‌پاره مي‌كنند. اين روند از اهانت به پيامبر اسلام و آتش زدن قرآن جدا نيست.
وي اضافه كرد: چند سال پيش يك خواننده سبك Death Metal به نام «مرلين منسون» عملاً انجيل را در اجراي كنسرت خود پاره كرد و به هوا پرتاب مي‌كند.
مظاهري‌سيف با بيان اينكه كشورهاي غربي علاوه بر توهين به ساحت مقدس قرآن به كتاب مقدس خود نيز اهانت مي‌كنند، ادامه داد: برخي از افراد غربي صليب مقدس مسيحيان را معكوس كرده و انواع و اقسام طرح‌‌هاي اهانت‌آميزي را در مورد آن انجام مي‌دهند.
وي با بيان اينكه منزلت اديان اصيل در بين مردم جهان بسيار است و تعداد قابل توجه‌اي پيرو اين اديان هستند، افزود: براي كشورهاي غربي تنها يك چيز مهم است و آن از بين بردن تقدس دين اسلام و مسيحيت است تا مقام، منزلت، ارزش و اعتبار اين اديان در بين پيروانشان و نيز از نظر پيروان ديگر اديان كاهش يابد.
اين محقق علوم اسلامي عنوان كرد: تاكنون افراد مختلفي در ملت‌هاي گوناگون، در آفريقا و شرق آسيا مسيحي يا مسلمان شدند، كشورهاي غربي براي زير سوال بردن اين اديان، تلاش مي‌كنند ارزش و اعتبار اديان اصيل را كه هر روز در حال گسترش است كاهش دهند.
وي اضافه كرد: اهانت به حضرت مسيح، حضرت رسول (ص)، كتاب‌هاي مقدس انجيل، قرآن‌كريم و انواع نمادهايي كه اين اديان بزرگ و گسترده جهاني دارند، سال‌هاست كه در دستور كار كشورهاي غربي قرار گرفته و هدف اين است كه اديان اصيل از آن جايگاه خود پايين آمده واجازه دهند ديني كه در واقع دين سرمايه‌داري و در دست ابرقدرت‌ها است، شكل گيرد.

* جهان غرب با ايجاد اديان جديد، نگرش افراد را نسبت به خدا و ارزش‌ها تغيير مي‌دهد

رئيس مؤسسه علمي ـ فرهنگي معنويت نوين بيان كرد: يكي از استراتژيك‌هايي كه كشورهاي غربي آن را دنبال مي‌‌كنند، اين است كه آنها دين، ارزش‌ها و باورهاي مورد نظر خود را به صورت‌هاي گوناگون و متكثر به اقشار جامعه عرضه مي‌كنند.
وي اضافه كرد: آنها در قالب رُمان‌، فيلم‌هاي سينمايي، كتاب‌هاي گوناگون و حتي دوره‌هاي آموزشي متنوع، تعاليم ديني خود ساخته را به مردم سراسر دنيا از جمله كشور ايران عرضه مي‌كنند.
مظاهري‌سيف با بيان اينكه كشورهاي غربي دين‌هاي خود را با عنوان جنبش‌هاي معنوي جديد و عرفان‌هاي نوظهور به مردم ايران عرضه مي‌كنند، گفت: دين‌هاي خود ساخته كشورهاي غربي، داراي تعاليم مشتركي است؛ يعني آنها خداوند را از يك منزلت والا و آسماني به خداي دروني تبديل مي‌كنند، يا به نوعي آنها به مردم جهان القاء مي كنند كه خدا درون فرد است و راه سعادت و رستگاري شما اين است كه آرزوها و اميال خودتان را دنبال كرده تا به آنها برسيد.
وي اضافه كرد: اين اديان خودساخته جهان غرب سعي دارند شريعت و تبعيت از انبياء الهي را كمرنگ كنند، مردم بايد به نداي دروني‌ خود گوش كنند، اين امر به وضوح در آثار بسياري از نويسندگاني كه اثرشان در بازار جهاني عرضه شده، مشاهده مي‌شود.
اين مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: كشورهاي غربي با ايجاد اديان جديد نگرش انسان را نسبت به خدا، زندگي، ارزش‌ها و اعتقادات كمرنگ مي‌كنند و مردم را كاملأ در راستاي سرمايه‌داري قرار مي‌دهند.
وي افزود: در اين دين جديد غربي‌ها به دنبال ارائه يك جامعه مصرفي و يك جامعه لذت‌طلب و خوشگذراني هستند، كه مردم در ان به دنبال خوشگذراني بوده و اقشار جامعه فقط به فكر برآورده ساختن آرزوهاي خود هستند؛‌ يعني خدا در خدمت اهداف يا منافع، لذت و خوشي مردم قرار مي‌گيرد.
اين محقق در ادامه سخنان خود عنوان كرد: اگر تعاليم، ارزش‌ها و باورهاي دين‌هاي نوظهور كه هم‌اكنون در دنياي امروز عرضه ‌مي‌شود در بين افراد جامعه جا بيافتد، مردم كاملأ با اين نظام سازگارند و جامعه آرماني به جامعه آمريكائي تبديل مي‌شود همچنين، بهترين نوع زندگي مي‌شود زندگي در يك جامعه ليبرال سرمايه داري.

* غربي‌ها معتقدند كه بايد موج اسلام‌گرايي در دنيا كنترل شود

اين پژوهشگر حوزه اديان و عرفان در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه آيا كشيش كاليفورنيايي با پشتوانه سياسي به آتش‌زدن قرآن‌كريم پرداخته است، گفت: كشورهاي غربي مايل هستند تا اديان اصيل كنار گذاشته شود.
وي اضافه كرد: سياست‌مداراني پشت اين قضيه حضور دارند اينها كساني هستند كه علاقه‌مند به تضعيف اديان اصيل بوده و مي‌خواهند دين سرمايه‌داري جايگزين اديان اصيل شود.
مظاهري‌سيف ادامه داد: سياست‌مداران غربي از دست زدن به هر كاري ابايي نداشته و امكان اينكه روزگاري به يك مسلمان وعده‌هايي بدهند و آن را تحريك كنند تا برابر آتش زدن قرآن، انجيل را بسوزاند، وجود دارد.
وي با بيان اينكه تمام حركت‌ها و برنامه‌هاي كشورهاي غربي از سوي شبكه سرمايه‌داري و سياست‌مداران غربي پشتيباني مي‌شود، افزود: براي دنياي غرب اسلام و مسيحيت فرق نمي‌كنند آن كسي كه يكي از پيامبران را قبول نداشته باشد در واقع تمام پيامبران را قبول ندارد، همچنين كسي كه به يك كتاب آسماني‌ اهانت كند به هيچ يك از كتاب‌هاي آسماني باور ندارد.
حجت‌الاسلام مظاهري‌سيف با بيان اينكه كسي كه قرآن را مي‌سوزاند برايش فرقي ندارد؛ انجيل را هم خواهد ‌سوزاند، اضافه كرد: اين كشيش كاليفرنيايي از جاي ديگري تغذيه و پشتيباني مي‌شود وگرنه تاكنون مسيحيان، قرآني را نمي‌سوزاندند و بعد از اين هم كسي چنين كاري را نخواهد كرد.
وي با بيان اينكه هيچ كدام از حركت‌هاي جهان غرب عليه ساير اديان مورد تأييد پيروان راستين اين اديان الهي نيست، ادامه داد: پيروان اديان موافق چنين حركاتي نيستند، اينها براي اينكه اديان اصيل را تضعيف كنند به انواع و اقسام كارها دست مي‌زنند.
مؤلف كتاب «سياست در دامان عرفان» با بيان اينكه جهان غرب سعي بر آن دارد تا در بين اديان و پيروان تفرقه‌اندازي كند، افزود: جهان غرب از همان شيوه‌اي كه براي فرقه، فرقه شدن دين اسلام استفاده مي‌كنند براي پيروان دين مسيحيت هم همان كار را انجام مي‌دهند تا بين فرقه‌هاي گوناگون جنگ، تنش، دعوا، آتش، اختلاف و دشمني را شعله‌ور كنند.
وي اضافه كرد: هم‌اكنون فرقه پروتستان مسيحي پر از فرقه‌هاي گوناگون از زيرشاخه‌هاي متعددي است كه اين كشيش جزو همين فرقه‌هاي خاص پروستان است.
مظاهري‌سيف افزود: هر روز در بين مسيحيت فرقه‌اي تازه‌اي تشكيل مي‌شود و يك عده‌اي با جمع شدن در كنار هم افكاري كه متناسب با ساير فرقه‌هاست، درست مي‌كنند.
وي عنوان كرد: عوامل فرقه فرقه كردن پيروان اديان اصيل از سوي جهان غرب به راه تضعيف اديان اصيل، به روي صحنه آمدن دين سرمايه‌داري و اهانت به ارزش‌ها و مقدسات، مربوط مي‌شود.
مدير دفتر مطالعات اسلامي دانشگاه صنعتي شريف با بيان اينكه كشورهاي غربي قصد دارند معجزات پيامبران را مخدوش كنند، اضافه كرد: كشورهاي غربي پاكدامني حضرت مريم كه معجزه الهي براي صدق پيامبري حضرت مسيح (ع) است را زير سوال مي‌برند همچنين، آتش‌‌زدن قرآن‌كريم به تضعيف اديان اصيل و برجسته‌سازي دين سرمايه‌داري مربوط مي‌شود.
وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه آيا سوزاندن قرآن‌كريم به افراطي‌گران مسيحي مربوط مي‌شود، بيان كرد: آنها فراتر از افراطي‌گرايان مسيحي به سوزاندن قرآن‌كريم پرداختند چرا كه تصور نمي‌كنم يك مسيحي افراطي‌گرا دست به آتش‌زدن قرآن بزند.
مظاهري‌سيف ادامه داد: داستاني ديگري در جريان است يعني چيزي كه براي كشورهاي غربي حائز اهميت بوده اين است كه اسلام از آن منزلت خودش بيافتد و موج اسلام‌گرايي در دنيا كنترل شود.
وي اضافه كرد: كشورهاي غربي سعي بر آن دارند تا اعتقادات و باورهاي مردم را نسبت به ارزش‌هاي دين اسلام كم‌رنگ كنند همچنين ابرقدرت‌ها معتقدند كه بايد مقدس‌ها از بين برود و مورد اهانت قرار گيرد و حتي سامرا را به توپ ببندند و حرم حضرت علي (ع) و امام حسين (ع) را مورد اهانت قرار دهند؛ هم اينها در كنار هم بخش‌هايي از يك پروژه هستند كه دارد اتفاق مي‌افتد آن هم در راستاي اهداف مشخص و آن چيزي نيست به جز جايگزين كردن دين سرمايه‌داري.

* روشنفكران ديني از سوي برخي از قدرت‌مندان سياسي پشتيباني مي‌شوند

وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه آيا جهان غرب با سوزاندن قرآن كريم قصد برپايي جنگ اديان را دارند، عنوان كرد: خير، ‌آنها مايل به جنگ اديان نيستند، چرا كه آنها مباحثي مثل گفت‌وگوي بين اديان و گردهمايي پيروان اديان را در دنيا برپا مي‌كنند همچنين، آن چيزي كه آنها مي‌خواهند تغيير اديان است نه جنگ اديان.
وي اضافه كرد: آنها مي‌گويند شما مسلمان هستيد، باشيد، اما اسلام‌تان را آن طوري كه ما مي‌گوييم شكل بدهيد و محتواي دينتان بايد چيزي باشد كه ما مي‌گوييم. اگر مي‌خواهيد مسيحي باشيد ايرادي ندارد ولي محتواي دين تو بايد آن چيزي باشد كه ما مي‌گوييم يعني اديان مختلف بايد به صلح، عشق و محبت تاكيد بسيار داشته و به دشمن، استكبار جهاني، مظلوم و ظالم كاري نداشته باشند همه دنيا را خوب ببينند، چشم بر بدي ها ببندند و به ستكاران و بدكاران و جنگ افروزان كاري نداشته باشند.
مظاهري‌سيف ادامه داد: كشيشي كه به آتش‌زدن قرآن‌كريم مي‌پردازد، ممكن است برود در مسجدي هم بايستد و تعظيم هم كند، چرا كه از چارچوب غرب همه چيز برمي‌آيد.
وي افزود: غربي‌ها با اسلامي دست مي‌دهند كه در آن امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنكر، جهاد، استكبارستيزي، مبارزه با ظلم، حمايت از مظلوم، مرگ بر اسرائيل در آن نباشد و به نماز خواندن هم مشكلي ندارند و مي‌گويند، هر چقدر هم دوست داريد نماز بخوانيد خيلي خوب است و هر چه قدر دوست داريد روزه بگيريد اين مشكلي براي جهان غرب ايجاد نمي‌كند و قرآن‌تان را نيز بخوانيد به شرطي كه يكسري از آياتي كه ما قبول نداريم كنار گذاشته شود.
محقق در عرفان‌هاي نوظهور با بيان اينكه تغيير در اديان مختلف يكي از اهداف كشورهاي غربي است، بيان كرد:غربي‌ها به اديان اصيل دامن زده و مقدسات را زير سوال مي‌برند.
وي اضافه كرد: متأسفانه روشنفكران ديني از سوي برخي از قدرت‌مندان سياسي پشتيباني مي‌شوند مباحثي را همچون اينكه قرآن نيز همانند ساير كتاب‌ها تحريف شده باشد را مطرح مي‌كنند.
مظاهري‌سيف ادامه داد: كشورهاي غربي به اين موضوع كه فقط يك نسخه از قرآن‌كريم وجود دارد و اين نسخه نيز نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد دارد، توجه نمي‌كنند.
وي افزود: غربي‌ها داستان‌هاي مختلفي از جمله اينكه ائمه‌اطهار (ع) معصوم نبودند را براي تغيير ارزش‌ها و محتواي دروني اسلام بيان مي‌كنندتا اين دين با دين سرمايه‌داري هماهنگ شود.
رئيس مركز مطالعات و تحقيقات بهداشت معنوي گفت: به تعبير امام راحل (ره) اسلام آمريكايي و سرمايه‌داري خيلي براي ابرقدرت‌ها مطلوب است،‌ آنها اگر مرجع تقليدي هم پيدا كنند كه در راستاي اسلام خودشان صحبت كند حاضرند قوانين و احكام الهي را با حقوق بشري كه نوشته‌اند، منطبق كنند و از آن مرجع تقليد، تقليد هم خواهند كرد و ممكن است رئيس جمهور آمريكا توسط چنين مرجع تقليدي مسلمان هم شود اما با آن اسلامي كه كشورهاي غربي خودشان درست كرده‌اند.
وي اضافه كرد: آن چيزي كه در كشورهاي غربي مهم است جنگ بين اديان نيست بلكه تغيير محتواي اديان است و آن اعتقادات و باورهاي محكمي كه قلب انسان‌ها را محكم مي‌كند و آنها را در مقابل ظلم، زور، ستم و سياهي قرار مي‌دهد، آنها مي‌خواهند اين قدرت را بگيرند و يك ضعفي را جايگزين آن كنند.

* مسلمانان نبايد اجازه دهند كه اصل اسلام در موج‌‌هاي تبليغاتي تغيير كند

مؤلف كتاب «سياست در دامان عرفان» در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه مسلمان براي مقابله با اسلام‌ستيزي غرب بايد چه كارهايي انجام دهند، بيان كرد: مسلمانان بايد به ساير اديان ديگر احترام و ارزش گذاشته و باورها و آموزه‌‌هاي اسلام را به درستي بشناسند و جلوي اين تغييراتي كه مورد مقبوليت كشورهاي غربي است، را بگيرند.
وي با بيان اينكه مسلمانان نبايد اجازه دهند كه اصل اسلام در موج‌‌هاي تبليغاتي تغيير كند، اضافه كرد: كشورهاي غربي مي‌خواهند جهاد در راه خدا از دين اسلام حذف شود.
حجت‌الاسلام مظاهري‌سيف ادامه داد: مسلمانان در وهله نخست بايد شناخت كاملي از دين‌شان داشته باشند و آيات و معارف قرآن كريم را درك كنند و فلسفه احكام و پشتوانه‌هاي عقلاني و معرفتي كه در باورها و آموزه‌هاي ديني وجود دارد را به خوبي بشناسند.
وي در پايان اين گفت‌وگو تصريح كرد: اسلام همان طوري كه هست، بايد از سوي مسلمانان حفظ شود و اجازه ندهيم كه موج‌هاي تبليغاتي گوناگوني كه به سوي اسلام مي‌آيد و آن را تهديد مي‌كند روي اصل دينمان تأثير بگذارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 13:7  توسط پدرام کاظمی   | 

دماوند و فرقه‌هاي راز آمیز

 
گاه مي‌انديشم سياست‌هاي نادرست توسعه، همان سياست‌هايي که اندکي پس از پايان جنگ آغاز شد، و «فرانکنشتين» مخلوق آن، تهران، اسطوره‌هاي کهن ايراني را به واقعيت بدل مي‌سازد. گويي نيرويي اهريمني بر تهران مي‌دمد که جان‌مايه خود را از «ضحاک» مي‌گيرد؛ همان نماد پليدي که در کوه دماوند، بر فراز تهران، تا «آخرالزمان» در بند است. ايرانيان ضحاک را نکشتند زيرا بر آن بودند که از رجاسات بدن او فساد جهان را خواهد آکند.


در اساطير ايراني، ضحاک (اژدها) نماد «ابليس» است؛ همان‌که امروزه در غرب «لوسيفر» (Lucifer) خوانده مي‌شود و پرستندگاني کثير يافته: «شيطان پرستان». در دوران معاصر، مروج بزرگ اين نحله آليستر کرولي [1] بود که طبق روايت مشهور پدر نامشروع باربارا بوش (مادر بزرگ جرج بوش) است. [2] در سال 1966 آنتون لاوي «کليساي شيطان» را در آمريکا بنا نهاد و در 1969 «کتاب مقدس شيطان پرستان» را منتشر نمود. [3]

 از منظر شيطان پرستان، «لوسيفر» فرشته مغضوب خداوند است که پيروانش او را «نور» و دشمنانش را «تاريکي» مي‌دانند. واژه لاتين «لوسيفر»، به معني «ستاره صبحگاهي»، نام ديگري است براي ستاره زهره (ونوس). در پاگانيسم رومي، لوسيفر «ژوپيتر» نام داشت و خداي خدايان بود. «ژوپيتر» در يونان باستان «زئوس» ناميده مي‌شد. «زئوس» نيز به معني «نوراني» و «درخشان» است. طبق باور شيطان‌پرستان، سرانجام «لوسيفر» با «ماشي يح» מָשִׁיחַ (مسيح) به تعامل و مصالحه خواهند رسيد و «مسيح» زمين و زمينيان را در سهم «لوسيفر» قرار خواهد داد. بنابراين، برخلاف آرمان کساني که به عبث ظهور مسيح (= مهدي در اسلام) را انتظار مي‌کشند، در آخرالزمان اين «لوسيفر» است که در زمين ظهور مي‌کند نه «مسيح». آينده زمين از آن لوسيفر خواهد بود. اين اعتقادات عميق و جدّي است و بايد جدّي‌شان گرفت.

برخلاف باور اساطيري ايرانيان، که دماوند را محبس و در نهايت محل خروج ضحاک («دجال» اسلامي يا «لوسيفر» غربي= نيروي شر و تاريکي) در آخرالزمان مي‌دانند، از ديدگاه تئوسوفيست‌ها و نحله‌هاي رازآميز ماسوني دماوند مأمن و مخفيگاه «استادان نور» و محل خروج «موعود» و «منجي» ايشان است. از اينرو، دماوند در باورهاي ماسوني- يهودي جايگاهي مقدس و برجسته دارد.
 
بهرام‌شاه نائوروجي شروف (بهرام‌شاه نوروزجي صراف)، تئوسوفيست نامدار پارسي (زرتشتي) هند، مدعي است که از هيجده سالگي (1876) سير و سياحت خود را آغاز کرد و در مرز هند و افغانستان تصادفاً با گروهي از «زرتشتيان مخفي» آشنا شد که با نام فرقه صوفي «صاحبدلان» فعاليت مي‌کردند. رهبر فرقه از بهرام‌شاه دعوت کرد که با آنان به مخفيگاه‌شان، غاري در کوه دماوند، رود. بهرام‌شاه با ايشان به ايران و به دماوند رفت، سه سال با آنان در غارشان زندگي کرد، «علم خُشنوم» را از ايشان فرا گرفت، «اسرار» را آموخت، صاحب «کرامت» شد و حتي قدرت حافظه‌اش به طرزي شگفت افزايش يافت. او به بمبئي باز گشت و در اوايل سده بيستم «دعوت» خود را علني کرد. خورشيدجي کاما و جيوانجي مودي، سرشناس‌ترين ماسون‌هاي هند که هر دو پارسي بودند، از او حمايت مي‌کردند. بر مبناي آموزه‌هاي بهرام‌شاه در سال 1910 در بمبئي «انستيتوي علم خُشنوم» تأسيس شد. در اين انستيتو چهره‌هاي نامداري آموزش ديدند که در تحولات هند و ايران مؤثر بودند: فيروز و دينشاه شاپورجي ماساني، فرامرز و جهانگير سهرابجي چيني‌والا، کاماجي کاما، جمشيدجي شروف، فيروزشاه شروف، م. ايراني و ديگران.

طبق آموزه‌هاي «خُشنوم»، به‌رغم اين‌که بهرام‌شاه از «استادان» خود، فرقه «صاحبدلان» دماوند، جدا شد ولي اين «استادان غيبي» هماره به شکلي مرموز بر او ظاهر مي‌شدند و راهنمايي‌اش مي‌کردند. «فرقه صاحبدلان» مرکب از 72 تن پيروان «دين بهي» است که پس از حمله اعراب و سقوط دولت ساساني در غاري در دماوند پنهان شدند. آنان تا به امروز زنده‌اند. اين غاري ويژه است که در گذشته دور با همين هدف ساخته شد و بيگانگان را به آن راهي نيست. طبق اين باورها، بهرام‌شاه ورجاوند، که هر از چند در قالب انسان به زمين بازمي‌گردد، در يکي از «بازگشت»هايش در وجود يک نظامي بلندپايه ايراني زاده مي‌شود و  رئيس فرقه مخفي دماوند را از مرگ مي‌رهاند.

اين‌گونه باورهاي رازگونه به ظاهر مهمل، ولي معنادار، را مأموران اطلاعاتي بريتانيا نيز رواج مي‌دادند. کلنل سِر رابرت يانگهزبند، که در سال 1877 ژنرال شد، در خاطراتش مدعي است: روزي در کوه دماوند شکار مي‌کرد، به‌ناگاه دري مخفي يافت، به درون غاري رفت، از سوي «صاحبدلان» مورد پذيرايي قرار گرفت، عصر به خانه باز گشت، فردا و روزهاي بعد به جستجو پرداخت ولي هيچ نشاني از آن غار نيافت.

درباره علل «تقدّس» دماوند در ميان فرقه‌هاي رازآميز شيطاني، اعم از فراماسونري و ساير نحله‌ها، دو علت مي‌توان برشمرد:

نخست، و مهم‌ترين، قدمت و عمق سکونت يهوديان در دماوند است. در سده هفدهم ميلادي دماوند سکنه قابل توجه يهودي داشت و علاوه بر يهوديان علني، فرقه کابالا و اعضاي شبکه يهوديان مخفي «دونمه» (پيروان شابتاي زوي) [1] در دماوند پيروان و مبلغيني برجسته چون شموئيل بن هارون دماوندي داشتند.

 به‌نوشته جودائيکا «گورستان و خرابه‌هاي کنيسه دماوند گواه بر قدمت استقرار يهوديان در اين شهر است. در سده هفدهم بابايي بن لطف، مورخ يهودي- ايراني، از يهوديان دماوند به عنوان يکي از هيجده جامعه يهودي ياد کرده که در جستجوي نسخه‌هاي کابالايي بودند و قرباني موج گروش اجباري به اسلام شدند. تبليغات فرقه شابتاي [دونمه] در ايران با نام شموئيل بن هارون دماوندي در پيوند است.» طبق مندرجات تاريخ يهود ايران حبيب لوي، دماوند از مراکز مهم يهوديان ايران بود و گورستان کهن آنان به‌نام «گيلعاد» پابرجاست. لوي مدعي است که يهوديان دماوند بقاياي اسراي بني‌اسرائيل‌اند که در زمان حمله آشور به گيلعاد (جلعاد) دماوند کوچانده شدند. [1] اين ادعا، بر بنياد منابع معتبر تاريخي، مورد تأييد من نيست. معهذا، بر اساس منابع دوران صفوي، مي‌دانيم که دماوند يهودياني کثير داشت و بخش مهمي از ايشان در زمان شاه عباس دوّم به اسلام گرويدند. منابع يهودي اين گروش را «اجباري» مي‌دانند و جديدالاسلام‌هاي دماوند را از «يهوديان مخفي» مي‌خوانند.* حاج نحميا مروتي، حاج اسماعيل اخوان (يزقل شمعون)، اسحاق يونسي (اسحاق يوحنا)، عزيزالله مروتي و بنيامين يهودا بنيانگذاران مدرسه آليانس اسرائيلي در دماوند بودند. پس از صدور اعلاميه بالفور (2 نوامبر 1917) اوّلين سازمان صهيونيستي ايران با نام «انجمن تقويت زبان عبري» تأسيس شد که اندکي بعد «انجمن صيونيت ايران» نام گرفت. يهوديان دماوند در اين سازمان نقش برجسته داشتند و عزيزالله يوحنا دماوندي (راب نعيم) منشي آن بود. بر بنياد «يهوديان مخفي» دماوند در سده‌هاي نوزدهم و بيستم ميلادي بابي‌گري و بهائي‌گري در اين خطه گسترش فراوان يافت. ميرزا نبي دماوندي از بابياني بود که در جريان ترور نافرجام ناصرالدين‌شاه اعدام شد.

 دوّمين عامل که توجه خاص فرقه‌هاي رازآميز و شيطاني به دماوند را توضيح مي‌دهد، شکل اين قله عظيم است. دماوند را تنها کوه مخروط مثلث نماي بزرگ در ميان کوه‌هاي جهان مي‌دانند که از اين منظر مي‌تواند بزرگ‌ترين نماد طبيعي اُبليسک [1] شمرده شود. ابليسک Obelisk، که در فراماسونري و نحله‌هاي رازآميز و شيطاني سخت مورد تکريم است، نماد مقدس پاگانيسم در مصر باستان است و مظهر آلت تناسلي مذکر به معناي حلول يا دخول شيطان در کالبد انسان يا تسليم روح خود به شيطان و اخذ نيرو از او؛ آن‌گونه که در نمايشنامه «دکتر فائوستوس» کريستوفر مارلو** يا «فائوست» گوته به تصوير کشيده شده و در سال‌هاي اخير به وفور در فيلم‌هاي سينمايي، به شکل حلول مستقيم شيطان در جسم انسان يا باروري انسان از شيطان يا موجودات فضايي، ترويج مي‌شود.

 اين همان نماد کهن شيطان در صحراي عرفات (21 کيلومتري شمال مکه) است که هر ساله توسط ميليون‌ها زائر خانه خدا در مناسک «رمي جمرات» در سه نوبت سنگ باران مي‌شد. در سال‌هاي اخير، حکومت سعودي اين سه نماد باستاني را، که نه تنها از نظر مناسک اسلامي بلکه از نظر تاريخ اديان و اسطوره‌شناسي نيز واجد اهميت منحصر‌به‌فرد است، برداشت و به جايش ديواري ساده گذارد. با اين تغيير، که قطعاً تصادفي نبود، «رمي شيطان» از غني ترين نماد برائت انسان از شيطان تهي شد. در فضايي نماد ابليسک از مناسک حج حذف مي‌شود که سر نورمن فاستر (لرد فاستر تمس بنک)،[1] معمار بزرگ انگليسي و ماسون بلندپايه که بازسازي مکه به دست اوست، در سراسر جهان نمادهاي ابليسک يا به تعبير ديگر «هرم‌هاي ايلوميناتي»*** به پا مي‌کند.

 عجيب است، ولي باور کنيد، که نمادهاي ابليسک به وفور در معماري ساختمان جديد مجلس شوراي اسلامي در ايران به کار گرفته شده. در معماري اسلامي ابليسک (نماد شيطان) وجود ندارد. نمي دانم چرا رئيس وقت مجلس متوجه اين امر نشد و به معمار طرف قرارداد با مجلس تذکر نداد.
 
 
 نماد ماسوني ابليسک در شهر واشنگتن که به عنوان يادمان جرج واشنگتن، پدر دولت آمريکا، به دست معماران ماسون ساخته شد.  اين نماد با   294/ 169 متر ارتفاع بلندترين ابليسک ساخته بشر است. در سال 1884 نصب شد.

  

     نماد کهن ابليسک در مناسک رمي جمرات (سنگباران شيطان)

   
ديواري که جايگزين نماد کهن ابليسک شده است

  

نمادهاي ابليسک در ساختمان جديد مجلس شوراي اسلامي
 
 
بارزترين نماد ابليسک در تهران ساختمان مؤسسه قرض‌الحسنه قوامين در ميدان آرژانتين است. اين ساختمان زشت، که توجه همگان را به خود جلب مي‌کند، علاوه بر ارائه نماي يک ابليسک عظيم در يکي از پرترددترين مناطق تهران، و مشرف بر مصلاي بزرگ تهران، با رنگ قرمز نيز تزيين شده. اين رنگ در مناسک شيطان‌پرستان کاربرد دارد. ساختمان قوامين در حوالي نيمه دهه 1370 به يک نهاد امنيتي تعلق داشت و «صندوق قرض‌الحسنه امين» ناميده مي‌شد که از مؤسسات مقتدر مالي کشور بود.

بعدها، ساختمان فوق به مؤسسه قرض‌الحسنه قوامين فروخته شد. به‌رغم اين تغيير، در آذر 1386 مؤسسه قوامين در تبليغات خود اقدام به استفاده از عدد 666 (نماد شيطان) نمود. اين امر اعتراضاتي را سبب شد که منجر به مداخله رئيس‌جمهور و جلوگيري از پخش تبليغات مؤسسه فوق از تلويزيون شد.
 
در مراجعه به «گوگل ارث» متوجه شدم که در عکس هوايي از تهران ساختمان فوق با رنگ قرمز به شکلي چشمگير متمايز است.

    
    عکس هوايي «گوگل ارث» از ابليسک قرمز رنگ ميدان آرژانتين مشرف بر مصلاي بزرگ تهران

    
    ماکت ابليسک ميدان آرژانتين، مشرف بر مصلاي تهران
  

    توضيح مهم: اين يادداشت برگرفته از بخشي از پژوهش‌هاي منتشرنشده نگارنده است در زمينه نمادهاي شيطاني. هماره، از جمله در مقدمه جلد اوّل زرسالاران، به پرهيز از سطحي‌نگري توصيه کرده‌ام. در آنجا نوشتم: کتاب من نبايد سبب شود که هر جديدالاسلامي را «يهودي مخفي» بپنداريم؛ و از ميان صحابه‌اي که در رکاب پيامبر اکرم (ص) به شهادت رسيدند مخيريق و اسود راعي را مثال زدم که هر دو کليمي نومسلمان بودند. در اينجا نيز تأکيد مي‌کنم که يادداشت فوق نبايد توهين به کوه دماوند، به عنوان يکي از زيباترين نمادهاي ايران زمين، يا به مردم شريف و مسلمان آن سامان، تلقي شود. درباره ساير مناطق ايران نيز چنين کاوش‌هايي انجام داده‎ام از جمله درباره اصفهان و شيراز که زادگاه و موطن من است. اگر قرار باشد تنها به صرف تعلق به يک منطقه کساني مورد اتهام قرار گيرند، اين اتهام مي‌تواند متوجه من نيز باشد زيرا در زمان انقلاب مشروطه، طبق آمار «آليانس اسرائيلي»، يک دهم از جمعيت پنجاه هزار نفري شهر شيراز يهوديان بودند. درباره تکاپوهاي اوّليه کانون‌هاي استعماري در شيراز پژوهشي انجام داده‎ام که منتشر خواهد شد.

    * مهاجرت وسيع يهوديان به ايران در دوران شاه صفي اوّل بدانجا رسيد که شاه عباس دوّم، به تحريک وزيرش محمد بيگ، فرماني صادر کرد که طبق آن کليه يهوديان اصفهان و سراسر ايران بايد به اسلام بگروند. اين در حالي است که وي رويه‌اي باز و تسامح‌آميز نسبت به مسيحيان داشت. در نتيجه اين فرمان، گروه کثيري از يهوديان، که رقم ايشان يکصد هزار نفر ذکر مي‌شود، ظاهراً به اسلام گرويدند ولي، به‌نوشته راجر سيوري، «مخفيانه» به دين يهود وفادار ماندند. (راجر سيوري، «عباس دوّم»، ايرانيکا)

    ** کريستوفر مارلو (1564-1593) از مأموران اطلاعاتي اينتليجنس سرويس انگليس در عصر اليزابت اوّل بود. اين سازمان را سِر فرانسيس والسينگهام اداره مي‌کرد که به عنوان اوّلين رئيس سرويس اطلاعاتي انگليس شناخته مي‌شود. مارلو شاعر و اديبي نامدار و نويسنده نمايشنامه‌هاي معروف دکتر فائوستوس و تيمور لنگ است. مارلو فارغ‌التحصيل کالج کرپوس کريستي دانشگاه کمبريج است. او از همان دوران تحصيل و اقامت در کمبريج با سازمان اطلاعاتي اليزابت همکاري مي‌کرد و به جاسوسي در ميان مدرسين و طلاب، براي کشف کاتوليک‌ها، اشتغال داشت. در دهه 1580، به‌دليل پيگردهاي خونين دربار اليزابت عليه کاتوليک‌ها، طلاب کاتوليک انگليس به فرانسه مي‌گريختند و گروهي از ايشان درواقع مأموران اطلاعاتي بودند که اهداف جاسوسي را دنبال مي‌کردند. مارلو نيز در چنين مأموريت‌هاي مخفي شرکت داشت. او سرانجام در جريان يک ماجراي مشکوک، که چگونگي آن روشن نيست، به قتل رسيد. دو تن از همراهان او در اين ماجرا، رابرت پولي و اينگرام فريزر، مانند مارلو جاسوس والسينگهام بودند و نفر سوم (نيکلاس اسکرس) گويا جاسوس دوجانبه بود. توماس کيد، دوست و هم‌خانه‌اي کريستوفر مارلو، در دو فقره از نامه‌هايش مارلو را «ملحد» خوانده و يکي ديگر از دوستان مارلو در نامه‌اي او را «ملحد» و «همجنس‌باز» ناميده است. دکتر فائوستوس داستان زندگي فردي است که در ازاي ثروت و قدرت زندگي خود را به شيطان مي‌فروشد و اين شايد تجلي آرزوهاي نهفته خود مارلو باشد. نمايشنامه تيمور لنگ مارلو مضموني ضد اسلامي دارد. در اين نمايشنامه تيمور چوپان‌زاده دلاوري است که بر اثر نبوغ خود به اوج اقتدار و شهرت رسيد. به‏نوشته مرحوم دکتر عبدالحسين نوائي، «آنچه از اين نمايشنامه مستفاد مي‌شود نفرت و وحشت اروپاي مسيحي و بي اطلاع است از ديانت اسلام.» مارلو، بدون توجه به مسلمان بودن تيمور، ادعا مي‌کند که تيمور «قرآن ترکي و نوشته‌هاي خرافي را که در معبد محمد يافته بود» سوزانيد؛ بايزيد و همسرش در اسارت تيمور از ترس از اسلام برگشتند و زماني که تيمور وارد «پرسپوليس» شد ارابه جنگي او را عده‌اي از شاهان آسيا مي‌کشيدند!

    *** Illuminati [1]
 ايلوميناتي، جمع «ايلوميناتوس» lluminatus لاتين به معنی «منور» و «نوراني» و «روشن بين»، به معني کسي که داراي نورانيت و خرد فوق طبيعي است. نام فرقه‌اي رازآميز است که يک کشيش سابق يسوعي به‌نام آدام ويسهاوپت در سده هيجدهم (1776) در باواريا ايجاد کرد. طريقت مخفي ايلوميناتي در سرزمين‌هاي آلماني‌نشين توسعه فراوان يافت و شاخه‌هاي آن در فرانسه و بلژيک و هلند و دانمارک و سوئد و لهستان و مجارستان تأسيس شد. فعاليت اين فرقه به‌طور عمده عليه کليساي رم بود و به اين دليل در ميان کاتوليک‌ها به شدت منفور است. در دوران اخير، آليستر کرولي، [1] متفکر برجسته شيطان‌پرست، اين طريقت را تجديد سازمان داد. کرولي را پدر نامشروع باربارا بوش (مادر بزرگ جرج بوش) مي‌دانند. برخي محققين «ايلوميناتي» را فراتر از فراماسونري و فرقه‌اي مي‌دانند که بلندپايه‌ترين و قدرتمندترين گردانندگان جهان امروز، از جمله سِر وينستون چرچيل، عضو آن بوده‌اند. به عبارت ديگر، «ايلوميناتي» آئيني مخفي و رازآميز است با مناسک به‌غايت پنهان و شيطان‌پرستانه که قدرتمندان عضو «گروه بيلدربرگ» [1] بدان تعلق دارند.

عبد الله شهبازي

به نقل از وبلاگ نويسنده

منبع:

http://mouood.org/content/view/8492/3/
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 12:49  توسط پدرام کاظمی   | 

پائولو کوئیلو، عرفان یا تسهیل سلطه

این هم مطلب جالبیه که ببینید:
 

پائولو کوئیلو، عرفان یا تسهیل سلطه

خبرگزاری فارس: کوئیلو گرایش مردم جهان به عرفان در دنیای فعلی را خوب دریافته است و گرایش‌های شدید معنوی و عرفانی در آثارش موج می زند. اندیشه‌ی وی را نمی توان در عرفان مسیحی خلاصه کرد بلکه آشکارا از برخی اندیشه‌های اسرار آمیز و آمیخته با سحر عرفان سرخ پوستی تاثیر پذیرفته است. همچنین مکتب‌های معنوی شرق آسیا و یوگا، بودیسم، هندوئیسم و تائوئیسم بر او تاثیر جدی گذاشته اند. او جادوی سیاه را نیز با دوستش رائول تجربه کرده است.



روزگاری انسان خود را آفریننده می دید و جهان را در کنترل علم و تکنولوژی سلطه طلب خویش می پنداشت. آن عصر، عصر مدرن نام گرفت. اما بشر، ضعیف تر از آن است که می اندیشد، به نیروی جاودانه ای وابسته است که آرامشش در گرو شناخت او و فنای در اوست، عصر کنونی را عصر معنویت نامیده اند؛ زیرا پس از حدود چهار قرن دورد از معنویت و دین، چیرگی مادیات و فن آوری‌های ماشینی، زندگی بشر هر روز از آرامش دورتر شده است. آرامشی که می پنداشت در فن آوری و ماشین و صنعت آن را می یابد،ولی همین ابزار‌های فنی قدرتی برای برخی شبه انسان‌ها به ارمغان آورد که با آن در فاصله ی حدود چهل سال (1914 تا 1945 میلادی) دو جنگ خانمان سوز و ویرانگر به راه انداختند و دنیا را به نابودی نزدیک تر کردند، دو جنگ جهانی که به کام زرسالاران یهودی و صهیونیست و گاه مسیحی بود. در این دو دوره جنگ بیش از صد میلیون انسان که بیشترشان بی گناه بودند در آتش سوختند و نابود شدند و سرمایه داران، در نتیجه ی اوضاع بحرانی جنگ  ثروتمند تر شدند. این دو جنگ به نام دین نبود، بلکه حاصل شبه تمدن مدرنیته بود. در یک سو سوسیالیست‌های ملی گرا (نازی‌های آلمانی) و فاشیست‌های ایتالیایی و ژاپنی‌های امپراتور پرست بودند و در سوی دیگر لیبرال‌های انگلیسی و کمونیست‌های شوروی و چین و پراگماتیست‌های آمریکایی و طرفداران فرانسوی حقوق بشر ! این دو نبرد شوم، بازی  کودکانه ی یهود و فراماسونری و سرمایه داری شرقی و غربی چهارصد سال، مکتب‌های مادی را جایگزین دین ساخته و جای خالی دین را با ایسم‌های پر زرق و برق، پر کرده بودند، رسوا کرد.
اما انسان‌های فهمیده پس از فاجعه‌های دوران مدرنیته دریافتند که مدرنیته و مکتب‌های متعددش،نه تنها پاسخ گوی نیازهای زندگی آنها نیستند، بشر را به جهنم بزرگ جنگ با بیش از صد میلیون کشته کشانده اند. به همین دلیل از اواخر دومین نبرد،دوران پس از تجدد  یا پست مدرن آغاز شد که اندیشه وران با حرارت و شور،مدرنیته را نقد می کردند.



  • قدرت طلبان و منحرف ساختن اشتیاق معنوی و دینی بشر در دوران معاصر

اما سرمایه داران و دنیا طلبان همچنان در این اندیشه بودند که برنامه ی جدیدی آغاز کنند تا باز  بر ثروتشان افزوده شود و استعمار نویی را جایگزین  سنت‌های استثماری خود کنند بهترین راه، نقد پست مدرن‌ها از یک سو و همراهی تاکتیکی با آنها از سوی دیگر بود. چنین شد که پست مدرن‌های سنت گرا مانند روژه گارودی، حامد الگار، رنه گنون  که همراهی با دین را تنها راه رهایی می دانستند، نفی و با فشار‌هایی روبه رو شدند و مکتب‌های پست مدرنی که به سمت معنا گرایی بدون دین پیش می رفتند، تقویت شدند، مانند : معنویت‌های متمایل به بودیسم و هندوئیسم و تائوئیسم و کابالیسم  و رهبانیت مسیحی.
پس از شکست شوروی در جنگ سرد و پیشتازی اروپای غربی و آمریکا در نبرد قدرت جهانی، به یکباره رسانه‌های وابسته به زرسالاران، به بودیسم تبتی (لامائیسم) و کابالیسم (تصوف یهودی) و فرقه‌های جدید و دین‌های ساختگی گرایش پیدا کردند و فیلم‌های متعددی با نام معنویت گرایی از سینمای پر قدرت‌هالیوود به تمام نقاط جهان سرازیر شد و ساده دلان چنین پنداشتند که تراست‌های هنری _تجاری‌هالیوود که بیشتر شان وابسته به صهیونیسم بودند،به سمت انسان گرایی پیش می روند. در این میان معنویت اسلامی هیچ جایگاهی در این روند نداشت. طبیعی است که نمی توان گفت: "سینما و هنر غربی را به اسلام چه کار، آنها که یهودی و مسیحی اند " زیرا همانگونه که مسلمانان در جامعه‌ی غربی در اقلیت بودند، بودائیان و هندوها و تائوئیست‌ها از مسلمانان هم کمتر بودند. در طول تاریخ غربیان با مسلمانان اندلس و امثال ابن سینا و ابن رشد بیش از اندیشمندان شرق دور آشنا بودند و آثار آنها را به لاتین، انگلیسی، فرانسه و اسپانیولی ترجمه کرده بودند پس باید دلیل بهتری رادر این میان یافت.
کم کم معلوم شد بخشی از معنویت گرایی رسانه‌های وابسته به قدرت مداران برنامه ای حساب شده است برای کم رنگ ساختن معنویت گرایی اصیلی که در نتیجه ی شرایط نامناسب غرب در آنجا در حال رشد بود. از سوی دیگر موسسه‌های شخصیت پرداز غربی که به شدت در کنترل سرمایه داران اصلی قرار داشتند، افراد خاصی را که چندان اصیل نیستند، در کارتل‌های رسانه ای خویش به اوج رسانده اند به گونه ای که هر کوی و برزنی در جهان آنها را می شناسد. این اوضاع تردید هر انسان خردمندی را بیشتر می کند و اندیشه ی دقیق تری می طلبد.



  • حمایت آشکار سران صهیونیسم از پائولوکوئیلو

یکی از افرادی که در این اوضاع به بالاترین قله‌های شهرت جهانی رسید و زرسالاران و صهیونیست‌ها  بارها او را تایید کردند، پائولوکوئیلو است. کوئیلو در سپتامبر 1999 پس از سفر‌های طولانی به دور ترین نقاط جهان  از سرزمین‌های اشغالی فلسطین (اسرائیل) دیدن کرد. کتاب‌های او در این کشور فروش بسیار بالایی داشت و مسئولان حکومت از اندیشه‌ها و باور‌های او حمایت کردند. ناشران کتاب‌های او در اسرائیل  اظهار امیدواری کرده اند که روزی فرا رسد که مردم جهان برای خرید کتاب‌های نویسندگان اسرائیلی چون کوئیلو در اسرائیل صف بکشند.
کوئیلو پیش از آنکه در سال 1379 ه. ش.  به ایران  بیاید در همایش جهانی سازی "داووس" سخنرانی کرده بود.این همایش یک بار در سال برگزار می شود و تنها شخصیت‌های عالی رتبه‌ی کشور‌های قدرتمند سیاسی و اقتصادی در آن حضور می یابند و حتی شخصیت‌های رده دوم اجازه ی ورود به این همایش را ندارند. کوئیلو  در این نشست درباره‌ی آثار خود و نوع عرفانی که ترویج می کند مطالبی گفت. در آن جلسه شیمون پرز (از مسئولان عالی رتبه ی رژیم صهیونیستی) از او قدر دانی کرد و گفت: «معنویتی که شما مبلغ آن هستید در خاور میانه برای ما بسیار مفید است و ما بدین شیوه می توانیم صلح و آرامش یهودیان را در کشور خود حکم فرما کنیم. »
به راستی این چه نوع معنویتی است که روحیه ی جهاد و مبارزه را از مسلمانان فلسطینی به سود غاصبان اسرائیلی می گیرد؟ او در یکی از سفرهایش به سوئیس نیز از دست رئیس جمهور پیشین اسرائیل شیمون پرز هدیه‌هایی دریافت کرد.
بر ماست که به دور از تبلیغات جهانی آثاراین نویسنده‌ی برزیلی را به دقت بررسی کنیم. با جریان رسمی پروپاگاندای جهانی به راحتی می توان پیش بینی کرد که به زودی فیلم‌ها و آثار کمیک و هنری زیادی را از این نویسنده در‌هالیوود و دیگر رسانه‌های مرسوم شاهد خواهیم بود.



  • شخصیت شناسی پائولوکوئیلو

آثار کوئیلو به اعتراف خودش، تحت تاثیر شیوه ی زندگی پر فراز و نشیب او بوده است. در برخی از این آثار، زندگی خود را بیان می کند و در برخی دیگر، تاثیراتی را که از آن زندگی گرفته است. از این رو آشنایی مختصر با زندگی او در فهم ونقد آثارش موثر خواهد بود.
او متولد 1947میلادی است. در هفت سالگی به دبستان مذهبی سن اگناسیو در ریودوژانیروی برزیل وارد شد. کوئیلو به تدریج دریافت که از فراگیری درس‌های مذهبی بیزار است. در پی آن از شرکت در مراسم مذهبی گروهی که به اجبار برگزار می شد سر باز زد و بیزاری خود را از واجبات دینی اش نشان داد. والدینش مایل بودند کوئیلو در رشته مهندسی درس خود را ادامه دهد ولی او به ادبیات علاقه‌مند شد و تصمیم گرفت نویسنده شود از این رو با با والدین خود مخالفت کرد. پدرش احساس کرد فرزندش از بیماری روانی خاصی رنج می برد و او را در هفده سالگی دو بار در بیمارستان روانی بستری کرد. در آنجا پزشکان برای درمان کوئیلو چندین بار از شوک الکتریکی استفاده کردند. وی رمان ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد را تحت تاثیر همین دوران نوشت.
پائولو کوئیلو پس از رهایی از بیمارستان به یک گروه تئاتر پیوست و کارهای پراکنده ای در مطبوعات انجام داد. تماشاگران این تئاتر آن را کاملا ضد اخلاقی، ترویج کننده‌ی فساد و... خواندند. در پی آن پدر کوئیلو او را برای سومین بار در بیمارستان روانی بستری کرد. کوئیلو مدتی از دارو استفاده کرد و سپس به استفاده از مواد مخدر روی آورد. وی مدت پنج سال به مواد مخدر و توهم‌زا به شدت معتاد بود و بعد ترک کرد. او ابتدا کوکائین و سپس مواد روان گردان و پیوت و مسکالین و ماری جوانا و برخی دیگر از مواد افیونی را مصرف می کرد. همچنین به شدت به مشروبات الکلی معتاد بوده و همچنان معتاد است.
او در دهه ی شصت مدتی در جنبش هیپی گری برزیل فعالیت کرد و شیفته افکار کارل مارکس و انگلس و ارنستو چگوارا بود. همچنین از فرقه‌ای به نام رام(ram) تاثیر گرفت. پس از مدتی یکی از آهنگ‌سازان به نام رائول سیکساس  از او خواست تا برایش شعر بسراید. نوار آهنگ‌هایی که او شعرش را سروده بود فروش خوبی کرد و برای نخستین بار پائولو را به پول زیادی رساند. او بیش از شصت شعر برای آهنگ‌های رائول سرود. آنها در زمینه ی موسیقی راک برزیلی فعالیت می کردند. همچنین اقدام به چاپ مجموعه داستان‌های کمدی سکسی به نام کرینگ‌ها کردند. آفرینش این آثار را راهی برای رسیدن انسان‌ها به آزادی می دانستند. حکومت وقت این کتاب‌ها را زیان بار دانست وآنها را به زندان انداخت. رائول خیلی زود آزاد شد ولی کوئیلو مدت‌ها در زندان ماند چرا که او را مغز متفکری که داستان‌های کمدی سکسی را سروده بود شناختند. او علاقه ی زیادی به شهرت داشت. در یک کلام می توان او را آمیزه ای از هیپی گری و سوسیالیسم تا جادو و بودیسم و مسیحیت و یهودیت و سکس و عشق هرزه دانست.



  • نگاهی به برخی آثار و مبانی اندیشه ی پائلوکوئیلو

کوئیلو گرایش مردم جهان به عرفان  در دنیای فعلی را خوب دریافته است و گرایش‌های شدید معنوی و عرفانی در آثارش موج می زند. اندیشه‌ی وی را نمی توان در عرفان مسیحی خلاصه کرد بلکه آشکارا از برخی اندیشه‌های اسرار آمیز و آمیخته با سحر عرفان سرخ پوستی تاثیر پذیرفته است.حتی مدتی برای یافتن کارلس کاستاندا، از مشاهیر معنا گرای سرخ پوستی، به چند سفر رفت. همچنین مکتب‌های معنوی شرق آسیا و یوگا، بودیسم، هندوئیسم و تائوئیسم بر او تاثیر جدی گذاشته اند. او جادوی سیاه را نیز با دوستش رائول تجربه کرده است. وی از افرادی چون خورخه لوئیس، هنری ویلر، ژورژه امادو، خیام، مولوی، یونگ و پولوس (عالم یهودی مسیحی شده که مسیحیت را به شدت تحت تاثیر خود قرار داد) الگو گرفت و سرانجام سه ازدواج ناموفق او هم در آنچه درباره ی عشق نگاشته، موثر بوده است.
ویژگی آثار او این است که محتوای اشراقی آثار خود را همچون نویسندگان اگزیستانسیالیست، در قالب رمان و داستان ارائه کرده است. او نویسنده‌ی ادبی نیست و نوعی عرفان توده ای را ترویج می کند که در آن رسیدن به مقصد آسان است و خداوند اشتباهات انسان را می بخشد همانگونه که انسان اشتباه‌های خدا را می بخشد. او خداوند را عشق مطلق می داند. کوئیلو خدایی خطاکار را باور دارد که با وجود او آسوده تر با سختی‌های زندگی و گناه کاری خود کنار می آید.در حالی که شناختن خدای کامل و حکیم  به دور از خطا،بسیار آرامش بخش تر است و رنج‌های زندگی را شیرین می کند. آرامشی که با اعتقاد به خدای خطا کار واز راه بخشش او ایجاد می شود، همچون سرابی است که دقایقی به نظر می آید و می گذرد و ماندگار نیست، او در کتاب بریدا عشق را جوهره‌ی آفرینش می داند.
حدود هفده کتاب او به فارسی ترجمه شده است. از مهم ترین کتاب‌های وی کیمیاگر است. او در این کتاب از داستانی در مثنوی مولوی،دفتر ششم، الهام گرفته است. داستان مولوی شرح حال مردی است که خواب می بیند در کشور مصر گنجی نهفته است و برای به دست آوردن گنج بی درنگ به راه می افتد. پس از پیمودن مسافتی زیاد از سخنان نگهبان دروازه ی شهر در می یابد که گنج در همان محل زندگی خود او پنهان شده و این مسیر را بیهوده آمده است. در داستان کیمیا گر هم ماجرا همین گونه است با این تفاوت که شخصیت اصلی داستان از کشور اسپانیا راهی کشور مصر می شود،در حالی که در داستان مثنوی شخصیت داستان از بغداد راهی مصر می شود.در کتاب کیمیا گر کوئیلو به عمد کشور اسپانیا را برگزیده تا به طور غیر مستقیم مسیحیت را رودرروی مسلمانان قرار دهد و در پایان اینگونه وانمود کند که گنج اصلی در همان کشور اسپانیا بوده و مسافر بی دلیل به گنجی مبهم در کشور‌های اسلامی دل بسته است. این اثر با اهداف استعماری هم سویی دارد و به همین دلیل ادبیات استعماری به شدت از آن پشتیبانی می کند. جالب این است که در هیچ یک از نقد‌های سفارشی، از الهام پذیری کوئیلو از مولوی صحبتی نشده است و  همه ی این موارد را به خود او نسبت داده اند البته خود او نیز در این باره چیزی نگفته است.



  • نقد اجمالی اندیشه‌های پائلو کوئیلو

کوئیلو می کوشد  با طرح مساله ی سحر و جادو به نبرد به نیاز‌های معنوی بشر برود. به گمان او اگر جنبه ی سحر آمیز به زندگی ببخشیم، شور و نشاط به زندگی پوچ غم زدگان تمدن غرب باز می گردد. او متاثر از معنویت سرخ پوستی است. عرفان سرخ پوستی از نوع عرفان‌های طبیعت گراست؛ به این معنا که متعلق شهود در آن وحدت روح طبیعت و فنای نهایی سالک در نیروی طبیعت است.
طبیعت گرایی از آنجا آغاز شد که انسان دعوت انبیاء را فراموش  و به اندیشه ی این جهانی خود بدون وحی تکیه کرد و کوشید تا نیاز خود را به قدسیت و پرستش ارضا کند. از این رو چون روزی و نعمت ونیز بلا و محنت زندگی خویش را در طبیعت دید،باور کرد که طبیعت نیرویی برتر، نا شناخته،رمز آلود و مستقل دارد که می توان با آن معنویت گرایی و خدا جویی فطری را پاسخ گفت. عرفان تائئی نیز نوعی از عرفان‌های طبیعت گراست که یکی شدن با روح کیهانی را شعار خود قرار داده است، ولی راه‌های رسیدن به چنین موجود نا شناسی،مبهم است و مشکلات فراونی دارد و انسان را از ادیان توحیدی دور می کند.
تاثیر  استفاده از مواد مخدر و توهم زا و شراب و مواد الکی در آثار کوئیلو نمایان است. تاثیر مارکسیستی نیز امروزه در  جهان  شکست خورده اند،نوشته‌هایش هویداست. دربارهی نگاه او به خدا و معاد و وحی  دقت  زیادی لازم  و نقد‌هایی بر آن است. او خدایی را ترسیم می کند که چون خدای تورات، گناه می کند واز کرده ی خود پشیمان می شود. در زمینه ی وحی و پیامبری،در رمان کوه پنجم  با اثر پذیری از کتاب عهد قدیم،ایلیای نبی کافر می شود و خشم ونفرت خود را آشکار می کند. سپس از آن خلاص می شود وقوم خود را از دست ملکه بت پرست نجات می دهد.
گرچه او از باور‌های  برخی عارفان مسلمان اندلسی الهام گرفته است، تفاوت‌های زیادی نیز با عرفان ناب اسلامی دارد. متاسفانه منتقدان ما کمتر به این مساله در نوشته‌های خود اشاره کرده اند و جز تعدادی اندک بقیه ی روزنامه نگاران  و نویسندگان با بی هویتی تمام،تسلیم اندیشه‌ها و آثار کوئیلو شده اند. عرفان در فرهنگ ایرانی و اسلامی، به معنای شناسایی و در اصطلاح، نام دانش الهی است که هدف آن، شناخت حق و اسماء و صفات او از راه کشف و شهود است. معیار‌های اصلی عرفان اسلامی ، توحید و نبوت، قرآن محوری و وحی گرایی، سنت و سیره محوری، پای بندی عملی و رفتاری،رعایت قوانین شریعت،طهارت ظاهری و باطنی از راه خودشناسی و خود سازی، مراقبت پیوسته از نفس و الگو قرار دادن انسان‌های وارسته و اهل مراقبه، مسوولیت پذیری و تعهد پیشه گی در برابر فرد و جامعه، گریز از گوشه گیری و فرد گرایی محض، ولایت گرایی (که از ارتباط روحی و ارتباط با اهل بیت آغاز می شود تا به مقام فنای در ولایت الهیه انجامد) رعایت ادب با الله و پیدا کردن رنگ وبوی خدایی در همه حالت‌ها و رفتار‌هاست.
به هر حال راز موفقیت آثار او را می توان افزون بر حمایت رسانه‌های پر مخاطب جهانی و مراکز قدرت در چند مورد خلاصه کرد: او در جای جای آثارش با آمیزش نمادهای ادیان توحیدی با سنت‌های معنوی بودایی و تائوئی و شرقی و سرخ پوستی وجادو گرایی،نوعی هماند سازی برای مردم مناطق مختلف جهان ایجاد کرده و توانسته  با رفتن به سمت معنویتی مبهم  و ساختگی و فرادینی، در میان توده‌های ساده اندیش جهان نفوذ کند. افزون بر آن او حوادث داستان ‌هایش را از نقاط مختلف جهان آغاز کرده است که سهم به سزایی در جلب نظر خوانندگان در سراسر جهان دارد. وی مدتی مشاور ویژه ی یونسکو در برنامه‌ی همگرایی روحی وگفت و گوی بین فرهنگ‌ها بوده است و همین مساله نشان می دهد که او به خواسته‌ی سازمان ملل (که متفقین که پیروز جنگ جهانی دوم بودند آن را تشکیل دادند) مشغول ترویج اندیشه‌های التقاطی خود است.
منابع و مآخذ:
کتاب ها:
 -آفتاب و سایه ها، نگرشی بر جریان های نوظهور معنویت گرا، دکتر محمد تقی فعالی، نشر نجم الهدی، چاپ اول، تابستان 1386، تهران.
-پائلو کوئیلو، بریدا، ترجمه ارش حجازی و بهرام جعفری، نشر کاروان، 1384، تهران.
-پائلو کوئیلو، کوه پنجم، ترجمه ارش حجازی، نشر کاروان، 1384، تهران.
-پائلو کوئیلو، کیمیاگر، ترجمه ارش حجازی، نشر کاروان، 1384، تهران.
-پائلو کوئیلو، ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد، ترجمه ارش حجازی، نشر کاروان، 1384، تهران.
-خوان آریاس، زندگی من، ترجمه خجسته کیهان، نشرمروارید، 1382، تهران.
- عبدالله جوادی املی، حماسه و عرفان، مرکز نشر اسراء، چاپ ششم، اسفند 1384، قم.
- محمد تقی مصباح یزدی، در جستجوی عرفان اسلامی، مرکز انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، چاپ اول، تابستان 1386، قم.
مقالات:
-افسانه معنویت در ادبیات کوئیلو، حمید رضا  مظاهری سیف ، به نقل از سایت باشگاه اندیشه.
-بسوی تعالیم پیامبر اعظم(نقد و بررسی آثار پائلو کوئیلو در پرتو  تعالیم پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)، حمید رضا  مظاهری سیف، همان.
-تهاجم خاموش، پائلو کوئیلو در ادرس: http://www.hajhamid.com/archives/001024.php
-جستجوی عرفان در ادبیات آمریکای لاتین، سید رضا  محمدی، همان-
-خود شناسی و معنای زندگی، حمید رضا  مظاهری سیف، همان.
-زنگ تفریحی برای بردگان سرمایه‌داری، حمید رضا  مظاهری سیف، همان.
-کارکردگرائى عرفان و معنویت در هزاره سوم/ محمد رضا – رودگر، به نقل از ماهنامه پگاه حوزه، شماره 103.
-مجموعه مقالات ویژه نامه فصلنامه کتاب نقد، شماره 35، تابستان 1384، ویژه عرفان های منهای شریعت.
-مطالعه انتقادی پیرامون مکاتب عرفانی طبیعت گرا، عرفان سرخ پوستی، حمید رضا  مظاهری سیف، هفته نامه - پگاه حوزه - 1386 - شماره 218.
نویسنده: محمد حسین فرج نژاد، مجله طوبی، مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیمانوشته شده در  پنجشنبه 23/10/1389توسط عضو گروه شهیداوینی  
  
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 14:12  توسط پدرام کاظمی   | 

برگزاري نشست‌هاي ميزهاي انديشه در سال جاري

این هم مطلب جالبی بود که بازهم قضاوت به خواننده ان موکول میشه:

گزارشي از روند برگزاري نشست‌هاي ميزهاي انديشه در سال جاري

  دفتر برنامه‌ريزي و توسعه پژوهش‌هاي كاربردي معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي از ابتداي سال جاري تا كنون، چهار نشست ميز انديشه پيرامون بررسي عقايد و نظريات نحله‌هاي انحرافي و عرفان‌هاي نوظهور برگزار كرده است.

به‌گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، نخستين نشست ميز انديشه در سال جاري با عنوان «نقد و بررسي اكنكار» با حضور استاد كياني در سالن اجتماعات معاونت پژوهشي و آموزشي برگزار شد.

*نقد و بررسي اكنكار

در اين نشست كه با حضور مسوولان و كارشناسان معاونت پژوهشي برگزار شد، استاد كياني به بررسي مباني نظري فرقه اكنكار پرداخت و گفت: پيروان اين فرقه معتقدند مي‌توان توسط پرواز روح به صوت و نور خداوند دست پيدا كرد.

وي گرايشات صوفيه عرفان‌هاي اديان‌هاي بزرگ، انرژي درماني، طالع‌بيني، متافيزيك، سينما، ماوراءالطبيعه را از جمله معنويات‌هاي نوظهور عنوان كرد و افزود: گرايشات صوفيه به اين دليل جزء معنويات نوظهور آورده مي‌شود كه اخيراً روش‌هاي تبليغي خاص جديدي در آنها ديده مي‌شود.

وي در ادامه سخنانش به تبيين فرقه اكنكار پرداخت و تصريح كرد: اكنكار به معني دانش باستاني سفر روح است، اكنكار مانند جنبش‌هاي نوپديد ديگر ديني همواره از اينكه نام عرفان و فرقه را روي خود بگذارد، واهمه دارد.

وي در ادامه اظهار داشت: پال توئيچل در سال 1965 ميلادي فرقه اكنكار را تاسيس كرد؛ در حالي كه پيش از آن يك خبرنگار معمولي بود. وي 6 سال به ترويج اين فرقه پرداخت و در طول اين مدت علاوه بر سخنراني‌هاي فراوان بيش از 90 كتاب نوشت، پس از آن از سال 1971 تا 1981 داورين گراس رهبري فرقه را به عهده گرفت.

كياني يادآور شد با اينكه استاد اكنكار كه به او ماهانتا مي‌گويند تا آخر عمر بايد رهبر اين فرقه باقي بماند اما داروين گراس بعد از اختلاف مالي با موسسه اكنكار، از رهبري اين فرقه بركنار شد.

وي در بخشي ديگر از سخنانش گفت: علت پيدايش فرقه اكنكار مانند بسياري از فرقه‌هاي نوظهور ديگر، از لحاظ فرهنگي فقدان معنويت در جامعه غرب و از لحاظ سياسي سلطه سرمايه‌داري و امپرياليسم است.

كياني با بيان اينكه فرقه اكنكار به شدت متاثر از فرقه هندوايسم است، افزود: در اين فرقه سوگما به عنوان خداي جهان مثبت و كل ليرانجان به عنوان خداي جهان منفي شناخته مي‌شود.

كياني با تاكيد بر اينكه پيروان اين فرقه به تناسخ اعتقاد راسخ دارند، عنوان داشت: در كتاب‌هاي مربوط به اين فرقه، بسياري از شخصيت‌هاي نابغه جهان در زمينه‌هاي مختلف از جمله حافظ، مولانا، خيام، زرتشت، اكسيت و طرفدار سوگما معرفي شده‌اند.

وي ادامه داد ماهانتا يا رهبر فرقه اكنكار معنوي‌ترين فرد جهان معرفي مي‌شود كه هم اكنون اين مسئوليت را هارولد كلمپ به عهده دارد.

وي همچنين نقد وارد به اين مكتب را نبود دليل مناسب براي اثبات پيروان نام برده و عدم اثبات وجود اين خدايان اعلام كرد. چنانكه در هيچ جايي از كتاب‌هاي اين افراد نامي از اين فرقه آورده نشده است.

در پايان اين جلسه از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه‌ كه به‌همت دفتر برنامه‌ريزي پژوهش‌هاي كاربردي سازمان تبليغات اسلامي در سالن اجتماعات معاونت پژوهشي برگزار شد، حاضران به پرسش و پاسخ پرداختند.

*افسانه‌ معنويت در آثار كوئيلو

دومين نشست از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه در سال 1388 با محوريت مكاتب انحرافي و جنبش‌هاي نوپديد ديني با عنوان افسانه‌ معنويت در آثار كوئيلو توسط با حضور حجت‌الاسلام مظاهري در سالن اجتماعات معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي برگزار شد.

در ابتداي اين نشست دكتر مظاهري، پائولو كوئيلو را از جمله سرشناس‌ترين افرادي كه امروزه در آثار خود در پي ارائه و صورت‌بندي نوعي آراء و عقايد معنوي و عرفاني است، دانست و گفت: آراي كوئيلو را مي‌توان به عنوان شبه‌مكتبي جديد در نظر گرفت.

مظاهري با بيان مختصري از شرح زندگي كوئيلو اظهار داشت: در بررسي آراء و آثار او دانستن شرح‌حال و زندگي‌نامه‌ او ضرورت دارد. از اين رهگذر پس از ارائه‌ تصويري نسبتاً جامع از زندگي كوئيلو مي‌توان به بررسي مفاهيم موجود در آثار او دست زد.

وي ادامه داد: در آراي كوئيلو نمادها هستند كه ايفاي نقش مي‌كنند؛ از جمله سحر و جادو كه به نحوي نمادين مطرح شده است. به عنوان مثال سحر و جادو و اكسيري كه قهرمان داستان رمان كيمياگر به دنبال آن است نه يك ماده‌ آزمايشگاهي بلكه يك امر غيرمادي يعني «عشق» است و مي‌تواند زندگي را معنا بخشد. لذا ادبيات او كاملاً نمادين است و مي‌توان نوشتار او را در ژانر پست‌مدرن جاي داد.

مظاهري تصريح كرد: كوئيلو با تركيبي از معاني و ادبيات مكاتب مختلف به آميزه‌اي جديد دست مي‌يابد. قهرمانان رمان‌هاي او نيز هر بار از يكي از كشورهاي جهان انتخاب مي‌شوند؛ لذا او با آشنايي و بيان فضاهاي خاص فرهنگي كشورها در آثار خود، دست‌كم هر بار با يك فرهنگ (جهان اسلام، روسيه، برزيل، آفريقا و ...) همدلي كرده و فضاي آن را تصوير مي‌كند. وي حتي از آموزه‌هاي مثنوي معنوي مولانا جلال‌الدين بلخي نيز بهره مي‌گيرد. همين امر در جذب مخاطب در سراسر جهان كارگر افتاده است.

اين محقق حوزه عرفان افزود: كوئيلو از خوارق عادات به نحوي نمادين سخن مي‌گويد. خارق‌العاده از نظر او يعني اين‌كه بتوان اثري شگفت‌انگيز در خود ايجاد كرد. اين تغيير نگرش در خود و به صورت ذهني است. بنابراين بر خلاف نگرش سنتي خارق‌العاده معطوف به عينيت، جهان بيرون و عالم واقع نيست؛ لذا جادوگري ما را به خرد اعظم و سرچشمه‌آگاهي نزديك مي‌كند.

وي همچنين اظهار داشت: كوئيلو در آثار خود از «روح كيهاني» سخن مي‌گويد. روح كيهاني بخشي از خداست. ارتباط او با خدا نزديك و تنگاتنگ است و تمام چيزهايي كه در دنياست بخشي از روح كيهاني‌اند. با روح كيهاني كه بعد نامرئي جهان است مي‌توان جهان واقعي را درك كرد. به زعم او وظيفه‌ انسان ايستادن در جايي است كه بتواند امور نامرئي را به جهان مرئي انتقال دهد و با قرار گرفتن در پل ميان دو جهان ترجمان جهان نامرئي براي اين جهان باشد.

مظاهري افزود: به نظر مي‌رسد كوئيلو تا حدودي با فرقه‌ي اكنكار و آموزه‌هاي آن نيز آشنا است. مفاهيمي چون «شنيدن صدا» و «نور خدا» در آراي او از اين فرقه و آموزه‌هاي ساير اديان و فرق جهان وام گرفته شده است. به طور كلي در آثار كوئيلو مي‌توان برخي دستگاه مفهومي را كه شالوده‌ انديشه او را بيان مي‌دارند از هم تفكيك كرد. تأكيد كوئيلو بر 1- روح كيهاني كه پيش‌تر از آن سخن گفته شد؛ به نظر مي‌رسد ناخودآگاه جمعي يونگ با روح كيهاني كوئيلو خيلي نزديك است و او اين مفهوم را از يونگ وام گرفته باشد. 2- افسانه شخصي؛ همان دنبال كردن يك آرزو، خواب يا رؤياست كه از سوي روح كيهاني و عالم ماوراء در اختيار ما نهاده شده است و اگر آن را دنبال كنيم، به روح كيهاني نزديك خواهيم شد. افسانه‌ شخصي مانند يك الهام است و براي كودكان متجلّي‌تر است و براي آن‌ها كه خود را تسليم زندگي كرده‌اند، فروغ خود را از دست مي‌دهد و اثري بر آنان نخواهد داشت. افسانه‌ شخصي مي‌تواند مايه‌ شور و هيجان براي زندگي فرد باشد. البته آن شيء، رؤيا و يا خواب كه الهام‌بخش افسانه‌ شخصي است مهم نيست،‌ بلكه اثر انفسي كه در درون فرد دارد، اهميت دارد. شمشير، كيميا و ... براي افراد داستان مهم نيست بلكه آن شور زندگي كه به واسطه‌ي آن در زندگي اين افراد ايجاد شده و تحول نهايي اهميت دارد.

3. عشق بي‌تملك يكي از مهم‌ترين مفاهيم موجود در داستان‌هاي اوست. عشق نبايد به نحو ملكيت يافته درآيد. عشق آزاد زمينه‌ي وصل به روح كيهاني است.

4. «نداي درون»؛ يكي ديگر از مفاهيم مهمي است كه در آثار كوئيلو مطرح مي‌شود. او معتقد است كه بايد در همه حال به نداي درون گوش داد و نبايد از شنيدن پيام آن غافل شد. نداي درون در برخي از آثار او با نام «فرشته‌ي درون» و در جايي ديگر همان «غريزه» آمده است. غريزه يا نداي درون تكميل‌كننده‌ي عشق است. به همين خاطر بايد به آن گوش داد.

5. «خدا» در دستگاه مفهومي كوئيلو خدايي خطاكار، ضعيف، خسته و بعضاً حيله‌گر است. چنين خدايي به خداي يهودي شبيه است. في‌المثل خشمگين مي‌شود و هنگامي‌كه مي‌خواهد قوم بني‌اسرائيل را مجازات كند حضرت موسي او را آرامش مي‌بخشد و او را از اين كار منصرف مي‌كند.

در ادامه اين نشست، مظاهري به نقد و بررسي آراء كوئيلو پرداخت و گفت: «از نظر وي در بحث از نداي درون و خيانت قلب كوئيلو به يك پارادوكس مفهومي رسيده است. گاهي قلب به تو مي‌گويد كه راه نداي درون را دنبال نكن. برخلاف آموزه‌هاي اسلام و قرآن كه تحت تأثير الهامات يا شيطاني و يا رحماني است، در آراي او معلوم نيست چه وقت بايد به نداي درون گوش داد و كِي به آن توجه نكرد. اما كوئيلو معتقد است كه بايد به نداي درون و قلب گوش فرا داد تا به نحوي بر آن مسلط شد(؟!) و آن را شناخت و بعد فهميد كه كدام راه درست است و بايد بدان تن در داد؛ لذا بعضاً رفتار خلاف عقل و اخلاق را نيز تأييد مي‌كند.

به نظر مي‌رسد در اين مكاتب توصيه‌ها به آموزه‌هاي اخلاقي به نحوي ناقص و نيمه‌تمام مطرح مي‌شود. اصولاً نسبيت و پذيرش هر آن‌چه كه هست و در دست نداشتن معيار مانع از افق‌مندي افراد و سنجش امور با محك عقل و ارزش‌هاي راستين مي‌شود.

«ظلم‌پذيري» نيز يكي ديگر از پيامدهاي نگرش پسامدرن است كه در آراي كوئيلو و بسياري از مكاتب ديگر مطرح است. در اين نظرگاه، مهم اين است كه شما براي هدف خود مبارزه كني، هر چه كه باشد. به دليل بي‌مبنايي و نبود معيار، ظلم‌پذيري پذيرفته مي‌شود و ظلم‌ستيزي اهميت ندارد. در اين دستگاه مفهومي همه‌ اعمال به يك اندازه داراي بار ارزشي هستند. فضايل و رذايل داراي مرزبندي مشخصي نيستند؛ لذا همه چيز درست است.

هم‌چنان‌كه چالمرز معتقد است: «همه چيز ممكن است (درست است) به همه چيز پايدار است، خواهد انجاميد». لذا محافظه‌كاري سياسي نيز يكي از پيامدهاي اصلي اين نوع طرز تلقي است. از ديگر آسيب‌هاي موجود در آثار كوئيلو قابل جمع بودن معنويت و عرفان از يك‌سو و مجاز بودن براي تن دادن به همه نوع عمل انحرافي است (اباحي‌گري معنوي). هم‌چنين وي از عرفان يهودي استفاده زيادي مي‌كند (عرفان كاباليستي)؛ از اين رو، در مطالعه آثار وي خطر تن دادن به عرفان يهودي در خوانندگان و رفتن در آستانه شيطان‌پرستي وجود دارد.»

*بررسي جريان رام الله

سومين نشست از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه در سال 1388 با محوريت مكاتب انحرافي و جنبش‌هاي نوپديد ديني با عنوان بررسي جريان رام الله 16 دي نيز با حضور حجت‌الاسلام مظاهري برگزار شد.

مظاهري در ابتداي اين جلسه گفت: يكي از جريان‌هاي مهم معطوف به جنبش‌هاي نوپديد ديني در ايران امروز، گروه رام الله است. رهبر اين گروه آقاي پيمان فتاحي است كه خود را «ايليا رام الله» مي‌نامد. در لغت ايليا به معني با خدا است. رام الله نيز به معني تسليم خدا است. البته در آيين هندو رام يكي از تجليات ويشنو (ايزد ايزدان) محسوب مي‌‌شود. لذا به نظر مي‌رسد كه وجه تسميه اين نام به آيين هندو نيز مربوط مي‌شود.

وي ادامه داد: گروه رام الله براي تبليغ آيين خود از شيوه‌هاي مدرن تبليغ استفاده كرده و از آموزه‌هاي علمي روانشناختي بهره زيادي مي‌برد. در كتاب «جريان هدايت الهي»، آقاي فتاحي «آواتار» خوانده مي‌شود كه به معني «خدا» است. اين مفهوم نيز از آيين هندو وام گرفته شده است و دلالت بر خدايي دارد كه در كالبد انساني زندگي مي‌كند تا مردم را ياري دهد و با خود تعالي بخشد.

مظاهري افزود: فتاحي توانايي‌هاي خاصي دارد. اما اين توانايي‌ها تلفيقي از «سحر و جادو» و «علوم غريبه» است. گاهي اوقات هم يكي از شيوه‌هاي جذب ايشان همين نكته است. مثلاً ممكن است از آن چه كه در ذهن فرد مي‌گذرد، خبر دهد يا اشيايي را جا به جا نمايد. البته او همواره اعلام مي‌كند كه اين امور از سوي خدا اتفاق مي‌افتد و من تنها مشاهده‌گر اين وقايع هستم و در آن دخل و تصرفي ندارم.

اين محقق و پژوهشگر حوزه اديان تصريح كرد:چنان چه از آيات قرآن كريم (سوره‌هاي مباركه بقره و نمل) برمي‌آيد، خاستگاه سحر و جادو به شياطين عصر حضرت سليمان (ع) برمي‌گردد. البته نيروهاي در اختيار حضرت سليمان (ع) الهي بوده و ايشان از نيروهاي شيطاني براي پيشبرد امور بهره نمي‌گرفتند. اما در اين دوره برخي از افراد با شياطين ارتباط برقرار كرده و از آنها سحر را آموختند. همچنين «هاروت و ماروت» دو فرشته‌اي بوده اند كه راه‌هاي دفع شر اين نيروها را به مردم آموختند تا به درستي از اين نيروها استفاده كنند و مردم بدين وسيله مورد آزمون قرار گيرند.

مظاهري همچنين تصريح كرد: سحر و جادو دست كم به سه طريق عمل مي‌كنند: 1. تصرفات در اجرام و قدرت جابجايي اشياء (غلبه بر نيروي جاذبه)2. هر نوع تصرف در افكار ديگران (آگاهي از آن چه كه در ذهن افراد مي‌گذرد يا دخل و تصرف در آن) 3. تصرفات عاطفي (ايجاد استرس، ترس، اضطراب، نفرت و عشق ...).

 وي يادآور شد: تفاوت‌هايي چند ميان سحر و جادو از يك سو و كرامات اولياء از سوي ديگر وجود دارد كه مي‌توان به برخي از آنها اشاره كرد. اول اينكه؛ كرامات اولياء براي دعوت به نفس نيست بلكه براي هدايت مردم است (تفاوت عارضي). دوم؛ كرامات اولياء در بي‌زماني رخ مي‌دهد و اما نيروهاي شيطاني نيازمند زمان است (نيروهاي شيطاني نياز به تمركز داشته و براي اين منظور بايد زماني هر چند اندك صرف شود). سوم؛ نيروهاي شيطاني به شرايط نياز دارند و بايد فضا براي عمل آن مهيّا شود. به طور مثال فرعون براي حضور ساحران مجلسي باشكوه فراهم نمود. شرايط، چشم‌هاي مشتاق و منتظر و اين كه در همايش چه اتفاقي خواهد افتاد، همگي در محيط انرژي توليد مي‌كند و شرايط را براي عمل آنها فراهم مي‌سازد. لذا اگر شرايط براي پذيرش اين نيروها مهيا نباشد عمل خارق عادت اتفاق نخواهد افتاد. چهارم؛ قدرت اين افراد محدوديت دارد. در حالي كه قدرت الهي محدوديت بردار نيست. اولياء الهي مي‌توانستند هر امر غير قابل تصوري را انجام دهند.

وي در بخش ديگري از سخنانش اظهارداشت: رهبر اين گروه، پيمان فتاحي به خوبي توانسته است از اين نيروها بهره بگيرد و پيرامون خود پيروان نسبتاً زيادي سازماندهي كند. او و به ويژه پيروانش از قرآن، آيات و روايات ديني براي بيان آموزه‌هاي خود استفاده مي‌كنند. در دستگاه وي «كنداليني» همان هدايت باطني دين است بر خلاف عبادات كه به بعد ظاهري دين ارجاع دارد.

مظاهري اضافه كرد: تاكيد بر كنداليني يكي از مهم‌ترين آموزه‌هاي او است. نگرش ايشان به شيطان بر اساس برخي از آموزه‌هاي هندوييسم (تفسير تائوييستي ينگ و يانگ) نيروهاي خير و روشنايي و شر هر يك به تنهايي ناقص‌اند و بايد با هم و در تعامل با يكديگر پيش روند تا كامل شوند. اين دو مكمل يكديگرند؛ لذا به نظر مي‌رسد بر اساس اين آموزه‌ها براي آن كه فرد به كمال مطلوب خود نزديك شود بايد گاهي و بسته به ضرورت شيطنت كرده، دروغ بگويد، ريا كند و به ساير رذائل اخلاقي التزام بورزد؛ لذا اعتقاد به ثنويت يكي از بنيادي‌ترين اصول آييني اين گروه تلقي مي‌شود.

پس از پايان سخنراني دكتر مظاهري، جلسه در قالب پرسش و پاسخ ادامه يافت و سخنران به سؤالات حضار پاسخ داد.

 

*مسيحيت تبشيري؛ فرقه‌ها، سياست‌ها و روش‌ها

چهارمين نشست از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه در سال 1388 با محوريت مكاتب انحرافي و جنبش‌هاي نوپديد ديني با عنوان مسيحيت تبشيري، فرقه‌‌ها، سياست‌ها و روش‌ها با سخنراني حجت‌الاسلام كاشاني هفتم بهمن در سالن اجتماعات معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي برگزار شد.

كاشاني در ابتدا به قدرت رسانه و افراط‌گرايي به عنوان دو مميزه و مشخصه‌ي عصر حاضر در مقايسه با ديگر دوره‌هاي تاريخ بشر اشاره كرد و نمونه‌هايي از ميزان قدرت رسانه و نيز افراط‌گرايي را بيان كرد. سپس ‌به افراط‌گرايي در مسيحيت به عنوان يكي از جلوه‌ها و نمودهاي افراط‌گرايي در عصر نوين پرداخت. او با تأكيد بر اين‌كه افراط‌گرايي مسيحي خاستگاهي آمريكايي دارد، تأكيد كرد: منظور از مسيحيت در اين جلسه، مسيحيت افراطي است.

وي در مقام توضيح تبشير لاهوت انجيل به اعتقادات گروه‌هاي صهيونيست مسيحي پرداخت و افزود: جريان‌هاي افراطي مسيحي فعال در ايران را مي‌توان به دو جريان 1- پنتي‌كاستي و 2- هزاره‌گرا تقسيم‌بندي كرد.

اين جريان‌ها معتقدند كه بايد دست به اقداماتي زد تا ظهور منجي سريع‌تر محقق شود. آن‌ها براي رسيدن به اين هدف، معتقد به وجود هفت مرحله گذار در كتاب مقدس هستند كه عبارت است از ۱- بازگشت يهوديان به فلسطين، ۲- ايجاد دولت يهود، ۳- تبشير لاهوت انجيل به تمامي ملل، ۴- به بهشت رفتن تمامي كساني‌كه به كليسا ايمان آورده‌اند، ۵- دوران فلاكت كه هفت سال به طول خواهد انجاميد، ۶- وقوع جنگ آرماگدون، ۷- شكست لشكريان دجال و استقرار پادشاهي مسيح.

وي سپس به تشريح تبشير لاهوت انجيل به تمامي ملل و فعاليت‌هاي آنان در ايران به عنوان يكي از سياست‌ها و روش‌هاي تبليغي آنان پرداخت و با نشان دادن فيلم‌ها و نيز عبارت‌هايي از تكاپوي مسيحيت تبشيري در تبليغ مسيحيت در بين اقوام و قوميت‌هاي ايراني،‌ بر گستردگي دامنه‌ تبليغات آنان تأكيد كرد و با طرح اين پرسش كه آيا منابع ديني اسلامي به زبان‌ها و گويش‌هاي اقوام ايراني ترجمه شده است يا نه، اين نكته را متذكر شد كه انجيل به اغلب زبان‌ها و گويش‌هاي اقوام ايراني ترجمه شده است و به ساده‌ترين شيوه‌ ممكن در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد.

وي در ادامه‌ بحث با اشاره به چاپ كتابي عليه اسلام و تبليغ مسيحيت با عنوان ميزان‌الحق در دوره‌ي قاجار، از نوشته شدن بيش از هفتاد ردّيه از سوي علما بر آن كتاب خبر داد و يادآور شد: اين در حالي است كه امروزه بالغ بر 1000 سايت و سه شبكه‌ ماهواره‌اي مستقل در تبليغ مسيحيت فعال است و‌ پاسخ درخور و شايسته‌اي به اين اقدامات مسيحيت افراطي داده نمي‌شود.

وي سپس به حضور فعال مسيحيان افراطي در فضاي مجازي از جمله فعاليت سه شبكه‌ فارسي‌زبان كه يكي از آن‌ها تنها شبكه‌ فارسي زبان مختص كودكان و نوجوانان در دنياست، اشاره كرد و گفت: يكي ديگر از سياست‌ها و روش‌هاي تبليغي مسيحيان افراطي در ايران كليساي خانگي‌است . اين كليساها بر اساس شيوه‌ شبكه‌اي و به شكل هرمي فعاليت مي‌كنند، به اين صورت كه هر كليساي خانگي متشكل از پانزده نفر است و از طريق سرشاخه‌اي با افراد بالاتر مرتبط مي‌باشد.

كاشاني در انتهاي بحث،‌ با اشاره به گرايش به مسيحيت در جامعه، به آسيب‌شناسي اين مقوله پرداخت و عدم پاسخ‌گويي به شبهات مطرح‌شده بر دين، ‌بحران هويت در جامعه، شريعت‌گريزي، مسايل سياسي، رها شدن گروه‌هاي آسيب‌پذير از جمله معتادان مواد مخدر و ... را از جمله دلايل رشد گرايش به مسيحيت افراطي در جامعه دانست و بر اين نكته تأكيد كرد كه تنها راه مقابله با اين هجمه‌ گسترده كه در نوع خود بي‌نظير است، همت جمعي همه دستگاه‌هاي متولي فرهنگي جامعه است.

برگزاري نشست‌هاي ميز انديشه پيرامون بررسي نحله‌هاي انحرافي تا پايان سال جاري ادامه خواهد داشت.

 

 

 

دوشنبه 19 بهمن 1388 -

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 14:7  توسط پدرام کاظمی   | 

پائولو کوییلو و شیطان پرستی در "راز آرماگدون 4"

پائولو کوییلو و شیطان پرستی در "راز آرماگدون 4"

قسمت بیست و پنجم از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" ، عنوان "معنویت های آنارشیستی" را برخود دارد و درباره برخی دیگر از مهمترین فرقه های نوظهور شبه عرفانی، ساعات 45/19 و 45/00 بامداد چهارشنبه ، پنجشنبه و جمعه 6 و 7 و 8 بهمن و همچنین ساعت 45/12 پنجشنبه ، جمعه و شنبه 7 و 8 و 9 بهمن از شبکه خبر سیما پخش می شود.

به گزارش رجانیوز، فرقه موسوم به "رام اله" و همچنین برخی نحله های فکری که تحت لوای راههای موفقیت و عرفان کیهانی و ...در جامعه نمود پیدا کرده اند، از دیگر معنویت های انحرافی به شمار می آیند  که در طول چند سال اخیر جوانان و خانواده های بسیاری را به تباهی کشاندند و در این قسمت اسناد و تصاویری از وابستگی این فرقه ها به کانون های ماسونی ارائه خواهد شد.

از طرف دیگر متاسفانه بخشی از ادبیات نو ، از مهمترین راههای نفوذ برخی شبه عرفان های نوپدید و انحرافی بوده که خصوصا در یک دهه اخیر تحت عنوان کتاب های پائولو کوییلو ، تفکرات ضد الهی و شرک آلود و مفسده آمیز را در میان نسل امروز رواج داده و متاسفانه با تسامح  و تساهل برخی مسئولین فرهنگی از جمله پرتیراژترین کتب منتشره به شمار آمده است.

در قسمت "معنویت های انحرافی" از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" برای اولین بار در تلویزیون ، ضمن پرداختن به زندگی نابهنجار و فساد آمیز پائولو کوییلو براساس نوشته ها و مکتوبات معتبر ، اسناد تکان دهنده ای از وابستگی وی به کانون ها و محافل صهیونی به نمایش درمی آید از جمله اعتراف خودش در مصاحبه ای با نشریه "فوکوس مونیخ" در 19 دسامبر 2007 که اعلام می کند 10 سال عضو بنیاد شیمون پرز ( از روسای رژیم اسراییل) بوده است.  کوییلو در آن مصاحبه می گوید: "...برای 10 سال است که عضو  مرکز شیمون پرز برای صلح (Shimon Perez Center for Peace) هستم. این نهادی است که به خود آقای پرز مربوط است و تلاش هایی که برای برقراری صلح در خاورمیانه انجام می شود را سازمان می دهد..."!

سپس فیلم منحصر به فردی از سخنرانی شیمون پرز در کنفرانس داووس سال 2001 پخش خواهد شد که در آن شیمون پرز به طور علنی ، شبه عرفان پائولو کوییلو و کتاب های او را به عنوان راه حلی برای  تثبیت اسراییل در خاورمیانه معرفی می کند. او در آن کنفرانس خطاب به کوییلو می گوید :"...معنویتی که شما مبلغ آن هستید، در خاورمیانه برای ما بسیار مفید است و ما بدین شیوه می توانیم با تروریسم مقابله کرده و صلح و آرامش یهودیان را در کشور خود حکمفرما کنیم..."

از دیگر فرقه های صهیونی که در این قسمت از مجموعه "راز ارماگدون 4" مورد بررسی قرار می گیرد ، شیطان پرستی است که با اسناد و تصاویر منتشر نشده ای ، علاوه برآنکه قرابت های تردید ناپذیر آن با فراماسونری روشن می گردد ، به ارتباط  سرکرده آن با ماموران شناخته شده سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی غرب از جمله CIA اشاره شده و سپس فیلمی اختصاصی از صحبت های آنتوان لاوی ( یکی از روسای معدوم فرقه شیطان پرستان) درباره وابستگی این فرقه به تشکیلات جهانی  فراماسونری به نمایش درمی آید. تصاویری از سران سیاسی و اقتصادی و فرهنگی غرب که با دستان خود علامت شیطان پرستی را نشان داده اند از جمله دیگر بخش های جالب توجه این قسمت است.

مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 26 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است.

رجا نیوز   کد 77407

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 13:55  توسط پدرام کاظمی   | 

توزيع كتاب‌هاي كوئيلو در كشور اشتباه بود

به فرمایشات حجت‌الاسلام مظاهري‌سيف در گفت‌وگو با فارس منتشره درجمعه 15 بهمن 1389 توجه کنید که جالبه:
 
توزيع كتاب‌هاي كوئيلو در كشور اشتباه بود

خبرگزاري فارس: يك كارشناس عرفان و اديان گفت: پائولو كوئيلو نمونه بارز يك راهزن فرهنگي است كه از واژگان معنوي براي سركوب معنويت استفاده مي‌كند، بنابراين نبايد اجازه انتشار آثار او را بدهيم.


به گزارش خبرنگار ادبيات و كتاب فارس، ‌ماه گذشته، خروجي خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي خارجي جولان‌گاه انتشار اخباري پيرامون «پائولو كوئيلو» نويسنده جنجالي آمريكاي جنوبي بود. ابتدا خبر ممنوعيت انتشار آثار اين نويسنده شبه‌عرفان‌گرا منتشر شد كه با واكنش‌هاي مثبت و منفي بسياري همراه بود. از جمله اينكه پائولو كوئيلو اعلام كرد كه فايل ترجمه شده آثار خود به زبان فارسي را براي دانلود رايگان براي كاربران ايراني، روي پايگاه رسمي خود قرار مي‌دهد. پس از چندي، سيدمحمد حسيني، ‌وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ميان خبرنگاران بيان كرد كه تنها فعاليت ناشر آثار كوئيلو در ايران لغو شده است؛ چرا كه اين ناشر در اتفاقات سال گذشته، عامل استكبار در ايران بوده است. اين اتفاقات ما را بر آن داشت تا گفت‌وگويي با حجت‌الاسلام حميدرضا مظاهري سيف، رييس مؤسسه علمي فرهنگي «بهداشت معنوي»، كارشناس آثار ادبي ـ عرفاني كه كتاب‌هاي بسياري در اين باره نوشته است، داشته باشيم.

* زندگي پرآسيب كوئيلو در آثارش جريان دارد

حجت‌الاسلام مظاهري در آغاز كلام خود با اشاره به جهت‌گيري‌هاي متفاوتي كه درباره پائولو كوئيلو در يك ماه اخير شكل گرفته است، گفت: مشكل آثار پائولو كوئيلو در كشور ما، فقط مترجم و ناشرش نبود كه جزو متهمين رديف اول قتل و جنايت و اقدام عليه امنيت ملي كشور محسوب مي‌شود. همچنين مشكل ما با پائولو كوئيلو اين نبود كه خيانت‌كاران به مملكت پاي او و آثار او را به كشور ما باز كردند. كساني در دولت‌هاي گذشته كه مسووليتي داشتند ايشان را به كشور آوردند و پس از چندي مشخص شد كه ايادي استكبار در كشور و خدمت‌گزاران دشمنان اين ملت بودند. مشكل ما خود پائولو كوئيلو و آثار پائولو كوئيلو است.
وي ادامه داد: پائولو كوئيلو شايد يك جست‌وجوگر هم محسوب شود؛ اما مشكلات رواني او و زندگي پرآسيبش در آثارش جريان دارد.
نويسنده كتاب «تجربه‌هاي عرفاني در اديان» در ادامه سخنان خود اظهار كرد: اين موضوعي است كه خود پائولو كوئيلو اعتراف مي‌كند. كوئيلو در رمان «ورونيكا تصميم مي‌گيرد بميرد» تصميم و اقدام به خودكشي يك نفر را در آن شرح داده است كه در آخر رواني و در بيمارستان بستري مي‌شود. كوئيلو تصريح مي‌كند كه اين رمان شرح حال زندگي و تجربه شخصي خودش است.
مظاهري تأكيد كرد: آدمي كه به اذعان خودش مي‌گويد؛ «در آثارم حضور دارم و آثارم بخشي از زندگي من هستند» و زندگي‌اش مجموعه‌اي از مفاسد متعدد، ناكامي‌ها، رنج‌ها و مشكلاتي است كه هنوز هم گريبان‌گير اوست، نمي‌تواند بهره‌اي براي فرهنگ غني ما داشته باشد. وي هنوز هم معتاد به استفاده از مشروبات الكلي است و نمي‌تواند چند روز بدون مشروب را بگذراند.

* آثار كوئيلو برآمده از يك روح بيمار است

وي تصريح كرد: كوئيلو كسي است كه خودش هم تحمل خودش را ندارد؛ پس چرا فكر مي‌كنيم كه افكار و آثار او مي‌تواند بهره فرهنگي براي ما داشته باشد؟! اگر كسي اين آثار را كنار هم قرار دهد و بررسي كند، به وضوح مي‌فهمد كه برآمده از يك ذهن ناآرام، قلب ناسالم و روح بيمار هستند كه در آثار او جلوه كرده است. و بدون شك اگر كسي با آثار كوئيلو انس بگيرند، به تدريج اين مشكلات در او هم پديدار خواهد بود.
رييس مؤسسه علمي فرهنگي بهداشت معنوي، در بخشي ديگر از سخنان خود بيان كرد: درباره آثار كوئيلو بايد گفت كه مسايل غيراخلاقي در رمان‌ها و داستان‌هاي منتشر شده از اين نويسنده به ظاهر عرفاني موج مي‌زند. خشونت زياد، مباحث غيراخلاقي، مطالب شهواني و نوشته‌هايي از اين دست، در آثار كوئيلو حضوري شاخص دارند.
مظاهري افزود: كتابي از آثار پائولو كوئيلو نيست كه در آن نوشيدن مشروب و پاي ميز بار رفتن وجود نداشته باشد. همچنين اين مباحث در آثار كوئيلو كه بيش‌تر رمان و داستان هستند، عمدتاً با توصيفات اديبانه و رمانتيك بيان مي‌شود. خوب اين مباحث گاهي هم جذاب‌اند و ممكن است يك جوان كم‌اطلاع و حتي بزرگ‌سالي كه خيلي فرصت خودسازي نداشته و مباني اعتقادي‌اش محكم نيست، به تدريج تحت تأثير قرار بگيرد.
وي با هشدار به مسئولان فرهنگي گفت: ممكن است خواننده رمان‌هاي كوئيلو با خواندن برخي مطالب انحرافي و غيراخلاقي آن، به دنبال تجربه دنياي معرفي شده در اين آثار باشند.
وي با بيان اينكه در كتاب‌هاي كوئيلو مسايل ضداخلاقي زيادي يافت مي‌شود، گفت: حتي از بيان برخي مسايل غيراخلاقي موجود در اين كتاب‌ها ابا دارم؛ اما برجسته‌ترين آنها، روابط نامشروع، مصرف مشروبات الكلي، تحريف تعاليم اديان و مسايلي از اين دست است.

* توزيع كتاب‌هاي كوئيلو در كشور اشتباه بود

مؤلف كتاب «جريان‌شناسي انتقادي عرفان‌هاي نوظهور» در ادامه سخنان خود بيان كرد: رماني مثل رمان «زهير» سال‌هاي پيش، حتي در زمان دولت‌هاي گذشته در كشور ما ممنوع اعلام شد. اين كتاب در آن دوران چاپ شد؛ اما توزيع و فروشش ممنوع شد تا آن كتاب را جمع كنند؛ ولي نتوانستند كه در اختيار خيلي‌ها قرار گرفت. از آن بدتر رمان‌هاي بعدي است كه پائولو كوئيلو آنها را نوشته و همه آن‌ها در كشور ما ترجمه شده‌اند.
وي تأكيد كرد: مسئولين فرهنگي ما در حيطه مسئوليت‌شان موظف هستند تا به اخلاق عمومي احترام بگذارند و خودشان را در برابر جريان‌هاي آسيب‌زاي فرهنگي مسئول بدانند. اين مسئوليت بايد براي حفظ حريم عفت عمومي و حريم خانواده‌ها باشد و نمي‌توان نسبت به اين جريان‌هاي فرهنگي منحرف بي‌تفاوت بود.
مظاهري گفت: اگر ما به خاطر تبليغات چند رسانه بيگانه كه به راست و دروغ، دنبال منافع خود هستند و تبليغات خودشان را انجام مي‌دهند، بخواهيم از ارزش‌هاي خودمان دست بكشيم و حرمت فرهنگ ملي و ديني خود را پاس نداريم، قابل قبول نيست.
وي با بيان ممنوعيت انتشار برخي آثار پائولو كوئيلو در بسياري از كشورها اظهار كرد: لازم است بگويم كه آثار كوئيلو در بعضي‌ از كشورهاي غربي هم ممنوع‌الچاپ و ممنوع‌الانتشار است. حتي يكي از آثارش يك بار در برزيل، سرزمين مادري كوئيلو چاپ و بعد از مدتي انتشار آن ممنوع شد. همچنين يك اثر از وي اصلاً در برزيل هم مجوز چاپ نگرفت و هيچ جا اجازه چاپ به آن ندادند.
اين پژوهش‌گر جنبش‌هاي معنوي نوظهور ادامه داد: به حدي خشونت در برخي از آثار اين نويسنده‌ زياد است، كه حتي خيلي از جوامع غيرديني هم تحمل آن مطالب را ندارند. حال چرا بايد ما ژست‌هاي روشنفكرانه بگيريم كه اين رمان‌ها بايد در جامعه‌مان جاري شود؟
مظاهري در ادامه سخنان خود افزود: رمان‌هاي پائولو كوئيلو را تنها افراد بزرگ‌سال نمي‌خوانند و نوجوانان هم مخاطب اين آثار هستند. بنابراين نمي‌توانيم بگوييم كه خوانندگان اين رمان‌ها قدرت تشخيص بد و خوب مطالب كتاب را دارند. يك آدم بزرگ‌سال باتجربه ممكن است اين رمان‌ها را بخواند و اثري هم نپذيرد؛ ولي تنها بزرگ‌سالان، محققان و اهل فضل و علم مخاطبان كوئيلو نيستند. در حقيقت رمان نوشته مي‌شود كه غير از دانشمندان و محققان و اساتيد، جوانان و نوجوانان هم آن را بخوانند. پس انتشار رمان‌هاي سرشار از مفاسد اخلاقي صلاح نيست.
مظاهري در ادامه سخنان خود خواستار برخورد شجاعانه‌تري از مسئولين فرهنگي شد و گفت: كشور ما دولت شجاعي دارد كه هم شجاعت خود را نشان داده و هم به مسايل اسلامي متعهد است. مسئولين كشور هم معمولاً همين‌ گونه‌اند و البته دستگاه فرهنگي نيز همين طور است. گاهي اوقات ممكن است اشتباهاتي رخ دهد كه اميدوارم پيگيري كنند و جلوي انحطاط اخلاقي جامعه گرفته شود.
وي ادامه داد: اگر مسئولين ما مقداري كارشناسانه با اين مباحث مواجه شوند و با شجاعت بيشتري وارد موضوع شوند، مي‌توان از سقوط اخلاقي نوجوانان جلوگيري كرد.

* آثار كوئيلو مروج عرفان‌هاي كاذب است

اين كارشناس عرفان و اديان در بخش ديگري از سخنان خود در پاسخ به اين سوال كه آيا مطالعه آثار كوئيلو سبب جذب نوجوان ايراني به عرفان كاذب مي‌شود، گفت: يكي از مسايلي كه در آثار كوئيلو مطرح مي‌شود، اين است كه مفاهيم بلند معنوي را از سنت‌هاي معنوي گوناگون و از اديان الهي مختلف گرفته و تا جايي كه امكان داشته آنها را تنزل و به مخاطب خود انتقال داده است.
وي افزود: پائولو كوئيلو از عشق صحبت مي‌كند. گاهي اوقات ادعا مي‌كند كه مفهوم عشق را از سنت مسيحي گرفته است؛ اما آن عشق مقدس و پاكي كه بين راهبان مسيحي وجود دارد ـ و به اعتقاد ما حتي به افراط هم رفته تا جاييكه ازدواج حلال را هم حرام كرده‌اند ـ در آثار پائولو به هوس‌راني‌هايي تبديل مي‌شود كه نمونه‌هايش در برخي از رمان‌هاي وي آشكار است. حتي برخي از حرمت‌شكني‌هاي حريم‌هاي اخلاقي آثار كوئيلو در دنياي غرب هم مذمت شده است.
مظاهري تأكيد كرد: نبايد تنها به خاطر اينكه تعدادي از شخصيت‌ها و مراكز صهيونيستي جهاني از كوئيلو تقدير مي‌كنند، فكر كنيم كه همه دنيا شيفته آثار كوئيلو هستند و او را مي‌پسندند.
وي با ابراز نگراني از بسط انديشه كوئيلو ميان نوجوانان كشور گفت: اين تنزل مفاهيم معنوي، يك راهزني بزرگ است. گاهي در يك مكاني انحرافات اخلاقي به اسم انحراف اخلاقي مطرح مي‌شود؛ اما نگراني زماني مطرح مي‌شود كه از واژگان معنوي براي سركوب معنويت استفاده شود.
اين نويسنده كتاب‌هاي «جريان‌شناسي انتقادي عرفان‌هاي نوين» ادامه داد: مثلاً در آثار كوئيلو، واژه‌هاي معنوي پرمعنايي مانند خدا، عشق، عرفان، تعالي، روح، خودشناسي و عباراتي از اين قبيل، در يك دستگاه فاسد و غيراخلاقي استفاده مي‌شوند. حتي گاهي اوقات معناي اين واژگان برعكس به كار مي‌رود كه خوب اين اقدام يك راهزني معنوي و يك آسيب بزرگ است.
وي افزود: ما اينجا تنها با عرضه مباحث غيراخلاقي مواجه نيستيم؛ بلكه با عرضه مسايل غيراخلاقي در حالي كه راهزن اخلاق و معنويت و عرفان است، مواجه هستيم. يعني نويسنده در چند گام، از نظر لفظي و ادبياتي با واژگان معنوي و عرفاني صحبت مي‌كند و بعد جلوتر كه مي‌رود، مسير انديشه‌اش تغيير مي‌كند و وارد فضاي كاملاً فاسد مي‌شود.
مظاهري تأكيد كرد: انگيزه‌هاي معنوي و جست‌وجوي خداوند كه در فطرت هر انساني نهفته است و كم‌كم در سن بلوغ بيدار مي‌شود، در آثار پائولو بسيار نرم تغيير جهت پيدا مي‌كند و از سوي خدا به سمت هوس‌ها و هواها تغيير مي‌يابد.

* كتاب‌هاي كوئيلو آثار ادبي شاخصي نيستند

مظاهري در پاسخ به اين سوال كه خطرناك‌ترين آثار توزيع شده پائولو كوئيلو در كشور كدام است، گفت: اگر بخواهم به ترتيب عنوان كنم، رمان «يازده دقيقه» از همه خطرناك‌تر است. بعد از آن رمان «زهير» و بعد رمان «بريدا» از همه خطرناك‌تر هستند.
وي افزود: اگر مسئولين ما به فكر اين هستند كه با تدبير، تصميم‌گيري كنند، به نظرم مي‌آيد از ميان آثار پائولو كوئيلو، تنها رمان «كيمياگر» را مي‌توان ـ البته با توضيحات و مقدمه و مؤخره عالمانه‌ ـ منتشر كرد. براي جامعه ما انتشار ساير آثار كوئيلو خيلي فايده‌اي ندارد.
وي گفت: كوئيلو رمان «كيمياگر» را از از مثنوي معنوي مولانا اقتباس كرده است. انحرافات در آن خيلي خفيف است و جزئيات برجسته نمي‌شود و از نظر ادبي قابل قبول است.
اين محقق كشوران ادامه داد: برخي آثار پائولو كوئيلو حتي از نظر ادبي هم قابل قبول نيست. مثلاً رمان «خاطرات يك مغ» را كم‌تر كسي حاضر است تا آخرش را بخواند. اين رمان، از نظر فني، بسيار سخت و غيرهنرمندانه نوشته شده است.
حجت‌الاسلام حميدرضا مظاهري سيف در پايان سخنان خود اظهار كرد: اينكه كوئيلو در دنيا مطرح شد و آثارش به زبان‌هاي مختلف ترجمه شد، فقط جنبه سياسي دارد. به خاطر اين وي را برجسته و مطرح مي‌كنند كه در جاي مناسب از او بهره ببرند. مثلاً در مسايل اخير كشور و دخالت‌هاي خارجي در كشورمان بعد از انتخابات سال گذشته، شاهد بوديم كه پائولو كوئيلو ابزاري براي حمايت از جريان‌هاي مداخله‌جويانه غربي بود كه در كشور اغتشاش مي‌كردند.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 12:41  توسط پدرام کاظمی   | 

نقشه جهان عرب

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 13:58  توسط پدرام کاظمی   | 

كليساي فرقه‌ مورمون، کلیسایی برای برقراری روابط جنسی

كليساي فرقه‌ مورمون، کلیسایی برای برقراری روابط جنسی    
کارآگاهان آمریکایی پس از بازرسی از کلیسای متعلق به یک فرقه معتقد به "حداقل سه ازدواج" در تگزاس، بستری را یافتند که مردان از آن برای برقراری روابط جنسی با همسران کم سن و سال خود استفاده می کردند.

به گزارش عصر ایران به نقل از بی بی سی، این کارآگاهان اظهار داشتند: دختران 13 ساله در این فرقه به عقد مردان بزرگتر از خود در می آمدند. بیش از 400 کودک و 130 زن از این مجتمع بیرون آورده شدند.

این محوطه متعلق به کلیسای مورمون است و طبق مدارک دادگاهی، کلیسای واقع در آن فضایی را در بر می گیرد که مردان بالای 17 سال از آن برای برقراری روابط جنسی با زنان زیر 17 سال استفاده می کردند. همچنین در این مکان چند گاوصندوق و کشوهای میزهای تحریر قفل زده شده و چند رایانه و تختخواب یافت شده است.

مقامات تگزاس 416 کودکی را که همگی آنها در یک مزرعه زندگی می کردند، بازداشت کردند. سربازان و مقامات ایالتی پس از دریافت تماس تلفنی از یک دختر نوجوان مبنی بر مورد سوء استفاده قرار گرفتن در این مزرعه 1700 جریبی، عازم محوطه شدند.

طبق مدارک قضایی، کارآگاهان مردان این فرقه را به انجام سوء استفاده جنسی و فیزیکی از کودکان متهم کردند.

این مزرعه وسیع در فاصله 260 کیلومتری شمال غرب شهر سن آنتونیو واقع شده و واحدهای مسکونی بزرگ و یک مجتمع پزشکی و یک کلیسا را در بر می گیرد.

"وارن جفز" پیامبر این فرقه است. این فرد سال گذشته در ایالت اوتا به جرم همدستی به تجاوز به یک دختر 14 ساله، به زندان افتاد.

اعضای این فرقه معتقدند مردان برای رفتن به بهشت باید دست کم سه بار ازدواج کنند. همچنین به زنان این فرقه آموخته می شود که راه ورود آنها به بهشت، به میزان سودمندی آنها برای شوهرانشان بستگی دارد.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 1:19  توسط پدرام کاظمی   | 

مورمونها چه كساني هستند و چه عقايدي دارند؟

مورمونها چه كساني هستند و چه عقايدي دارند؟

مورمونها چه كساني هستند ؟و چه عقايدي دارند؟

مورمونها یک فرقه مذهبی هستند که خود را پیروان راستین عیسی مسیح میدانند. ایشان جماعت خود را به نام کلیسای عیسی مسیح وابسته به مقدسین روز های آخر میخوانند. این فرقه با داشتن مکاشفات جدید و اضافه کردن کتابهای دیگر در کنار کتاب مقدس (تنها منبع مورد موثق و اعتبار) خود را از مسیحیت اصیل جدا کردند. توانایی مالی بالا باعث باعث نفوذ و تاثیر زیاد این فرقه در میان ملیتهای مختلف در کشورهای مختلف دنیاست.

بنیانگذار و تاریخ پیدایی این جماعت

ژورف اسمیت، بنیانگذار فرقه مورمونهاست. او در سال 1820 زمانی که 15 ساله بود، به گفته خود رویایی از جانب خدا دریافت کرد که در آن به او گفته شد همه کلیساها در اشتباهند و او نباید به هیچکدام بپیوندد. ژورف مجددا در 18 سالگی رویایی دیگر دریافت کرد که در آن از جانب فرشته ای به نام مورونی به او ماموریتی عظیم داده شد تا به دنبال الواح طلایی و لوحههای قدیمی بگردد.

سرانجام در سال 1830 پس از به دست آوردن این الواح و ترجمه آنها این کتابها به عنوان کتابهای مورمونها انتشار یافت. اگر چه ژورف اسمیت از شرایط تحصیلی خوبی برخوردار نبود، اما با پیدا کردن عینک مخصوص در کنار الواح طلایی و گذراندان سه سال در خلوت و در پس پرده موفق به ترجمه متون شد و در انتها الواح طلایی را به فرشته باز پس داد. اسمیت به عنوان بانی این فرقه در سال 1843 تعدد زوجات را متداول کرد و این عمل او باعث عدم محبوبیت مورمونها از جانب روزنامه نگاران و سازمان های دیگر شد. اسمیت و برادرش، هیرام پس از سه روز بازداشت از طرف حکومت ایالتی ایلینویز در سال 1844 توسط افرادی مسلح که به زندان نفوذ کردند، کشته شدند. بدین شکل اسمیت به عنوان اولین پیامبر و شهید این فرقه نام گرفت.گفته شده که اسمیت در هنگام مرگ دارای48 همسر بود.

اصول عقاید

مورمونها علاوه بر کتاب مقدس، سه کتاب دیگر را در کلیسای خود به رسمیت می شناسند. این کتابها عبارتند از: کتاب مورمونها، اصول و پیمانها، و کتاب مروارید گرانبها. کلیسای مورمون، سخنان پیامبران زنده خویش را در حد کتابهای مقدس میدانند.

کتاب مورمونها

مهاجرت افرادی است بنام جاردیتها که پس از واقعه تاریخی سقوط برج بابل به سوی امریکا رهسپار شدند و به خاطر بت پرستی و ارتداد از بین رفتند. مهاجرت بعدی در سال 600 قبل از میلاد به وقوع پیوست که در آن گروهی از یهودیان به فرمان خداوند و قبل از سقوط توسط بابلیها، اورشلیم را ترک کردند. این گروه که توسط شخصی به نام لحی و پسرش، نافی رهبری میشدند، از اقیانوس اطلس عبور کردند و به جنوب امریکا رسیدند. در آنجا آنان به دو گروه رقیب تقسیم شدند که عدهای طرفدار نافی و عدهای دیگر طرفدار برادرش، لامان گشتند. خدا لامان را به خاطر نااطاعتی لعنت کرد و به این خاطر، رنگ پوست او و خانوادهاش تیره شد. سرخپوستان امریکا از نژاد لامانها هستند. نافی که مطیع و وفادار به احکام خداوند بود، افتخار این را پیدا کرد که عیسی مسیح قیام کرده را ملاقات کند. در این ملاقات، انجیل واقعی و راستین توسط عیسی مسیح به آنان موعظه شد. در ادامه اختلافات بین لامان و نافی لامانها دست به نابودی زدند، ولی یکی از آنان به نام مورمون زنده ماند و قبل از مرگ تمام این وقایع را بر روی الواحی ثبت کرد. این لوحه ها به وسیله "مورونی"، پسر مورمون زیر خاک مدفون شد. 1400سال بعد مورونی به صورت فرشته ای بر ژوزف اسمیت (بنیانگذار این فرقه) ظاهر شد و محل الواح را به او نشان داد.

اصول و پیمانها

مجموعهای از مکاشفات ژوزف اسمیت است که در مورد کلیسای مسیح در روزهای آخر، مقام کاهنان و پیشگوییهای آینده سخن میگوید.

کتاب مروارید گرانبها، این کتاب شامل سه بخش عمده است:

نخست، کتاب ابراهیم که ترجمه یک پاپیروس مصری است، در سال 1835 توسط اسمیت ترجمه و چاپ شد. او مدعی بود که این طومارها توسط ابراهیم در 4000سال پیش نوشته شده است.

دوم، کتاب موسی مجموعه مکاشفات ژوزف اسمیت است که گفته میشود از کتاب و شریعت موسی گم شده است. در این کتاب اطلاعاتی در مورد آفرینش جهان آورده شده است.

سوم، نوشته های ژوزف اسمیت که شامل اساسنامه، منتخباتی از تاریخ کلیسای مورمون و الهاماتی است که موسس این فرقه دریافت کرده است.

نگاهی به عقاید این فرقه

تثلیث

مورمونها به تثلیث معتقد هستند، اما تفسیر آنان از این آموزه با تفسیر مسیحیت ارتدکس در تضاد است. در تعلیم مورمون پدر، پسر و روح القدس سه خدا هستند که در ذات و ماهیت متفاوتند. پدر دارای گوشت و استخوان است که زمانی انسان بوده و سپس به مقام خدایی رسیده است. بر این اصل، هر انسانی این توانایی را در خود دارد که خدا شود. آنان میگویند که خدای پدر نیز دارای پدری بوده و به طور جسمانی از مادرش متولد شده است. خدای مورمونها اسیر تکامل و تغییرپذیری است.

عیسی مسیح

مسیح با انسانهای دیگر تفاوت چندانی ندارد. او اولین روح خلق شده توسط خداست که نامش قبل از زندگی بر روی زمین یهوه بوده است. او ابدی است، اما نه تنها او بلکه همه انسانها در روح ابدیاند. طبق این نظریه مسیح یکی از روحها بوده که جسم گرفت و اینک یکی از خدایان شده است. پس فرق مسیح و انسانها نه در ذات، بلکه در ترتیب زمانی جسم پوشیدن است. طبق این استدلال، کلیسای مورمون مسیح را برادر ارشد ما معرفی میکند. مسیح بیگناه و در هدف با خدا یکی است، اما او خدای مجسم شده نیست. او از تعدد زوجات حمایت کرده و در روی زمین با مریم، مرتا و مریم مجدلیه ازدواج کرده و بچهدار شده است.

روح القدس

روح القدس با روح خدا متفاوت است و می توان آن را یک روح غیر شخصی نامید که مانند مایعی سیال در انسانها به میزان متفاوتی قرار دارد. روحالقدس تنها با دستگذاری کشیشهای مورمون به اشخاص عطا میشود.

مسیح به عنوان کفاره گناهان

عمل مسیح به عنوان کفاره گناهان تنها قادر است که گناهان پیشین را پاک کند. به همین منظور انسان برای برای تحصیل نجات باید به اعمال نیکو دست یابد. عادل شمردگی توسط ایمان مردود است و نجات شامل ایمان به مسیح، توبه، تعمید آب، اعمال نیکو و تعمید روحالقدس با دستگذاری کشیشان مورمون است. این نجات فرایندی است که به خدا شدن منتهی میشود. همچنین باید گفت که در خارج از کلیسای مورمون نجات وجود ندارد.

تعمید به نیابت از مردگان

از این جهت که تعمید آب توسط کلیسای مورمون برای تحصیل نجات ضروری است، مورمونها علاقه زیادی به شجره نامه های خانوادگی دارند و سعی میکنند اجداد و نیاکان خود را شناسایی کرده و به نیابت از آنان تعمید یابند.

ارزیابی اصول اعتقادات مورمونها

با اینکه ادعا میشود کتاب مورمون در سال 428 میلادی نوشته شده است، ولی حدود 25000 کلمه آن عینا از ترجمه انگلیسی کتاب مقدس (King James version) که در سال 1611 میلادی به چاپ رسیده، برداشته شده است. کلماتی که از زبان عیسی مسیح، پولس، پطرس و یوحنا در انجیل آمده است، در کتاب مورمون از زبان افرادی نقل میشود که سالها قبل از میلاد مسیح میزیسته اند. کتاب مورمون مملو از اشتباهات تاریخی است. شواهد علمی در مورد نژاد سرخپوستان امریکا با ادعای کتاب مورمون اختلاف دارد. طبق این تحقیقات علمی، نسل سرخپوستان شباهت کاملی به نژاد مغولها و مردمان خاور دور دارد. همچنین تحقیقات باستانشناسی تمدن عظیمی را که کتاب مورمون ارائه داده است، تائید نمیکند.

در تحقیقات زبانشناسی، از زبان مصری اصلاح شده هیچ سخنی به میان نیامده است (زبانی که اسمیت ادعا میکرد کتاب مورمون را از آن ترجمه کرده است). اینکه بومیان اولیه امریکا به این زبان ناشناخته صحبت میکردهاند، به هیچ وجه اعتبار ندارد. این زبان برای متخصصان زبانهای باستانی و حتی مصرشناسان نیز کاملا بیگانه است.

تعالیم مورمون در مورد خدا

تعالیم مورمونها در مورد خدا در مغایرت با کتاب مقدس است. خدای مورمونها زمانی یک بشر بوده و در اثر تکامل به مقام خدایی رسیده است. در صورتیکه کتاب مقدس صریحا اعلام میکند که خدا روح است و هر که او را پرستش کند، باید به روح و راستی بپرستد، انجیل یوحنا فصل 4 آیه 24. کتاب مقدس خدا را غیر قابل تغییر میداند. همانطور که رساله یعقوب فصل اول آیه ۱۷میگوید. از جانب خدا فقط مواهب نیکو و کامل به ما میرسد، زیرا او آفریننده همه روشناییهاست و خدایی است تغییرناپذیر.

وحدانیت خدا

وحدانیت خدا در کتاب مقدس بارها مورد تاکید قرار گرفته است. در کتاب اشعیای نبی آمده است که ای جمیع کرانهای زمین به من توجه نمایید و نجات یابید، زیرا من خدا هستم و دیگری نیست. کتاب اشعیا فصل 45 آیه 22خدا واحد است و در میان خدا و انسان یک واسطه است: انسانی که مسیح عیسی باشد. کتاب دوم تیموتاوس، فصل 2آیه 5. این در حالی است که در تعالیم مورمونها خدایان زیادی وجود دارند.

http://www.islam-masih.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 1:15  توسط پدرام کاظمی   |